تبليغاتX
مهدیس

معرفي و تقسيم‌بندي پليمرهاي هوشمند

مواد هوشمند در آينده­ايي نچندان دور بازار خوبي را به خود اختصاص خواهند داد و با توجه به خواص خوبي كه از خود نشان مي­دهند، كاربردهاي زيادي در آينده پيدا خواهند كرد. مطلب زير كه به معرفي پليمرهاي هوشمند پرداخته است، توسط دكتر هاشمي مديرعامل شركت گسترش مواد پيشرفته (وابسته به سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران) به شبكه ارسال گرديده است:

هوشمندي در مواد، خاصيتي است كه مختص به گروه خاصي نبوده و در اغلب گروه­هاي مواد ديده مي­شود. پليمرها نيز از اين قضيه مستنثنا نيستند و در برابر محرك­هاي مختلف مثل دما، ميدان­هاي الكتريكي و ميدانهاي مغناطيسي، عكس‌العمل­هاي متفاوتي از خود نشان مي‌دهند. اين پليمرها به گروه‌هاي مختلفي تقسيم ‌مي‌شوند و داراي خواص و كاربردهاي متفاوتي مي‌باشند. در ذيل به معرفي، تقسيم‌بندي، كاربردها و بازار اين مواد به طور مختصر اشاره شده است:

1) پليمرهاي فعال الكتريكي (EAP)


مكانيزم هوشمندي در اين مواد، عكس‌العمل‌ در برابر تحريكات الكتريكي خارجي است. اين عكس‌العمل، تغيير در ابعاد و هندسه ماده را شامل مي شود.

اين پليمرها كه در سال 1990 شناخته شده­اند، كاربردهاي زيادي در پزشكي، صنعت و مهندسي عمران دارند. اين پليمرها به دو دسته عمده تقسيم مي‌شوند:

الف)پليمرهاي فعال الكتريكي الكترونيكي كه به منظور حفظ تغيير مكان ايجاد شده در اثر اعمال ولتاژ DC مورد استفاده قرار مي‌گيرند و كاربردهاي زيادي در رباتها دارند. اين دسته خود از جنبه كاربردي به دو گروه تقسيم مي‌شود كه عبارتند از: گروهي كه در حسگري خود از رسانايي و هدايت الكتريكي بهره مي‌برند و گروهي كه از فعاليت الكتريكي خود در اثر تحريك خارجي به عنوان محرك استفاده مي‌كنند.

كاربردهاي اين پليمرها در صنايع مختلفي است كه مي‌توان از جمله آنها مواد الكترواستاتيك در لباسهاي ضد الكتريسيته، چسب‌هاي رسانا، حفاظ‌هاي الكتريكي و مغناطيسي، تخته‌هاي مدار چاپي الكترونيكي، رشته‌هاي اعصاب مصنوعي، سازه‌هاي هواپيما و پيزوسراميك­ها را نام برد.

ب)پليمرهايفعالالكتريكييوني هستند كه در غشاهاي مبادله­گر يوني، محرك‌هاي الكترومكانيكي، سنسورهاي حرارتي- شيميايي، الكتروليت­هاي جامد، باطري‌هاي قابل شارژ و سيستم‌هاي رهايش دارو در پزشكي كاربرد دارند.

پليمرهاي فعال الكتريكي به عنوان دي­الكتريك نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. به عنوان نمونه پليمرهاي كه داراي سفتي (Stiffness) و ثابت دي­الكتريك بالا مي‌باشند، در محرك­هاي(Actuator) با كرنش بالا مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه به طور نمونه در پيزوالكتريك­ها كاربرد دارند.

قابل ذكر است كه الاستومرهاي بلور مايع، الاستومرهاي الكتروويسكوالاستيك، پليمرهاي فروالكتريك، نانولوله‌هاي كربن و پليمرهاي رسانا كه بعنوان شناساگرهاي گازهاي سمي (حسگرهاي يوني) در پالايشگاهها و صنايع نظامي كاربرد دارند، نيز در اين گروه قرار مي‌گيرند.

2) سيالات مغناطيسي و رئولوژيكي (MRF)



در اين نوع از پليمرهاي هوشمند، با تغيير ميدان مغناطيسي، ويسكوزيتة آنها تغيير مي‌كند و عملكرد آنها مشابه سيالات الكتريكي رئولوژيكي مي‌باشد.

3) سيالات الكتريكي رئولوژيكي (ERF)



اين سيالات اساس پليمري دارند و در برابر ميدان الكتريكي از خود تغيير ويسكوزيته نشان مي‌دهند كه مي­توان با اين تغيير ابعاد را تحت تاثير قرار داد. به طور مثال اين مواد در كمك فنرهاي خودرو در خودروهاي جديد كاربرد دارند و با تغيير جريان مي‌توان ارتفاع خودرو را تنظيم نمود.

اين نوع پليمرها در راه‌سازي، پل‌سازي و صنعت ساختمان نيز استفاده مي‌شود و امروزه در تكيه‌گاه خيلي از پل‌ها خصوصاً پل‌هاي معلق از اين مواد استفاه مي‌شود.

سيالات ERF داراي سه نوع مثبت، منفي و مواد نوري الكتريكي هستند. اگر با اعمال ميدان الكتريكي، ويسكوزيته افزايش يابد ERF مثبت است، اگر با افزايش ميدان الكتريكي ويسكوزيته كاهش يابد ERF منفي است و اگر با تاباندن اشعه ماوراء بنفش ويسكوزيته تغيير كند ERF از نوع نوري و الكتريكي مي‌باشد.

4) ژل‌هاي پليمري هوشمند



با تغيير در زنجيره پليمرها مي‌توان ژل­ها را ساخت كه اين كار با تعويض بعضي از مونومرهاي زنجيره با مواد شيميايي صورت مي‌گيرد. تفاوت اصلي ژل­ها با پليمرها سازگاري شيميايي و ترموديناميكي آنها با حلال‌ها مي‌باشد و نيز خاصيت رطوبت‌گيري كه در آنها وجود دارد.

ژل­ها براساس ويژگي‌هايي نظير طبيعت گروه‌هاي تشكيل­دهنده، خواص مكانيكي، ويژگي‌هاي ساختاري و شكل شبكه تقسيم‌بندي مي‌شوند و در برا بر محرك‌هاي مختلف فيزيكي و شيميايي نظير دما، ميدان الكتريكي و مغناطيسي، نور، فشار و PH، از خود عكس‌العمل‌ نشان مي‌دهند و در صنايع دفاعي، زيستي، داروسازي و غيره مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

5) پليمرهاي با حافظه شكلي



مشابه آلياژهاي حافظه‌دار هستند به اين ترتيب كه در اثر تغييرات دمايي از خود تغييرات ابعادي نشان مي‌دهند كه علت آن تغيير در مورفولوژي زنجيره‌ها است. اين پليمرها در مواردي مثل جيگ و فيكسچرهاي ماشينكاري كاربرد دارند.

بررسي بازار

پليمرهاي هوشمند هنوز خيلي تجاري نشده‌اند، بنابراين بازار خيلي بزرگي را به خود اختصاص نمي‌دهند. البته 5 تا 15 سال آينده اين بازار رشد بسيار خوبي خواهد داشت زيرا كاربردهاي آينده اين مواد كه در حوزه‌هاي مختلفي چون پزشكي، كامپيوتر، خودرو، تلويزيون، پول الكترونيكي، كنترل­كننده‌هاي بهداشتي، هوافضا، بيوتكنولوژي، صنايع نظامي، الكترونيك و فناوري نانو خواهد بود، نويددهنده بازار بزرگي براي اين مواد است.

در بين سال­هاي 2010-1992 بر اساس پيش­بيني­هاي انجام شده، در برخي از كاربردهاي اصلي اين مواد مثل غلافها و پوششهاي سيم و كابل، باطري‌هاي ذخيره انرژي با ظرفيت بالا و سپرهاي تجهيزات الكترونيك كه در فضاپيماها و محافظ‌هاي الكترونيك كاربرد دارند، روند مصرف رو به افزايش است و بازار خوبي را به خود اختصاص خواهند داد. مثال­هاي زير به صحت اين ادعاها اشاره دارد:

از سال 2000-1992 مصرف اين مواد رو به افزايش بوده بطوري كه مصرف پليمرهاي هادي استفاده در باطري‌ها در سال 2000 معادل 500 هزار پوند بالغ بر 50 ميليون دلار بوده است.

بازار سپرهاي الكترونيك در سال 1988، 116 ميليون دلار و در سال 1993، 165 ميليون دلار بوده است و امروزه پوشش­هاي هادي و صفحات پليمري 75 درصد بازار مواد مشابه را به خود اختصاص داده­اند.

هزينه پوشش­هاي پلاستيكي نسبت به ساير مواد پايين‌تر است و 1.25 تا 2.5 دلار به ازاي هر فوت مربع ذكر شده است.

البته عمده بازار مواد هوشمند پليمري در كشورهاي پيشرفته است و بايد اين بازار را به كشورهاي در حال توسعه گسترش داد و اين نياز را براي اين كشورها به وجود آورد. پيش‌بيني انجام­شده در مورد بازار اين مواد تا سال 2010 بالغ بر 457 ميليون دلار خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 9:26  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 17:6  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را   

که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين

به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را

علی علیه السلام  و زیبائیها :

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص ) بود

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف
 مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه
شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

نسب علي ( ع )

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع )

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

 مادر علي (ع (

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».

 کنيه علي (ع (

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيههاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

القاب علي (ع (

 در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر
(شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد
.

نهج البلاغه علي (ع (

يكي از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

پیامبر فرمود:ای علی! اگر بنده ای به اندازه ای که نوح در میان قومش ماند خدا را عبادت نماید{950 سال} و به سان کوه احد از طلا در راه خدا انفاق نماید و انقدر عمرش طولانی گردد تا هزار سال پیاده به حج رود انگاه بین دو کوه صفا و مروه مظلومانه کشته شود اما ولایت تو را ای علی نپذیرفته باشد از استشمام بوی بهشت بی نصیب گردیده و به بهشت نخواهد رفت.( بحارالانوار/ج31/ص 256)

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 11:44  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
 

ريشه لغوي

كروماتوگرافي choromatoghraphyدر زبان يوناني chromaيعني رنگ وgrophein يعني نوشتن است.

اطلاعات اوليه

پر كاربردترين شيوه جداسازي مواد تجزيه اي كروماتوگرافي است كه در تمام شاخه هاي علوم كاربردهايي دارد.كروماتوگرافي گروه گوناگون و مهمي از روش هاي جداسازي مواد را شامل ميشود و امكان ميدهد تا اجزاي سازنده نزديك به هم مخلوط هاي كمپلكس را جدا،منزوي وشناسايي كند بسياري از اين جدا سازي ها به روشهاي ديگر نا ممكن است

سير تحولي رشد

.اولين روش كروماتوگرافي در سال 1903بوسيله ي ميخائيل سوئت ابدااع و نامگذاري شد.او از اين روش براي جداسازي مواد رنگي استفاده كرد.

مارتين وسينج در سال 1952به پاس اكتشافاتشان در زمينه كروماتوگرافي جايزه نوبل دريافت كردند.

توصيف كروماتوگرافي

كروماتو گرافي متكي بر حركت نسبي دو فاز است ولي در كروماتوگرافي يكي از فازها بدون حركت و فاز ساكن ناميده ميشود و ديگري را فاز متحرك مي نامند.اجزاي مخلوط به وسيله جرياني از فاز متحرك از داخل فاز ساكن عبور داده ميشود.جداسازي ها بر اساس اختلاف در سرعت مهاجرت اجزاي مختلف نمونه استوارند.

انواع كروماتوگرافي

۱-كروماتوگرفي مايع-جامد

۲_كروماتوگرافي جذب سطحي _كروماتو گرافي ژلي

۳-كروماتوگرافي لايه نازك _كروماتوگرافي تبادل يوني .كروماتوگرافي گاز-جامد

۴-كروماتوگرافي مايع-مايع

۵-كروماتوگرافي تقسيمي _كروماتوگرافي كاغذي

۶-كروماتوگرافي گاز-مايع

۷-كروماتوگرافي گاز -مايع _كروماتوگرافي ستون مويينكروماتوگرافي روش جزئ به جزئ كردن يك مخلوط بر اساس قطبيت مولكولها ميباشد كه ميخواهيم جداسازي نماييم و اين مخلوط در يك مايع يا يك گاز حل شده واز روي يك فاز ساكن عبور مينمايد اجسام موجود در مخلوط به علت قطبيت متنفاوت با سرعتهاي متفاوت از روي فاز ساكن ميگذرند.

انتخاب بهترين روش كروماتوگرافي

انتخاب نوع روش كروماتو كرافي بجز در موارد واضح(مانند كروماتوگرافي گازي در جداسازي مواد گاز)عموما تجربي است.زيرا هنوز هيچ راهي جهت پيش بيني بهترين روش براي جدا سازي مواداجسام مگر در چند مورد ساده وجود نداردر جداسازي هاي مشكل وقتي روشهاي ساده فاقد كارايي لازم هستند روش كروماتوگرافي مايع(HECL)ميتواند جوابگو باشد.

اگرفاز ثابت جامد و فاز متحرك مايع باشد،به آن كروماتو گرافي مايع-جامد(LSC)گويند.اگر فاز متحرك،گاز وفاز ثابت،جامد باشد،به آن كروماتوگرافي گاز-جامد(GSC)گويند.اگر فاز متحرك مايع،وفاز ثابت نيز مايع باشد،به آن كروماتو گرافي مايع-مايع(LLC)يا(HPLC)گويند ودر نهايت اگر فاز متحرك،گازوفاز ثابت،مايع باشد،به آن كروماتوگرافي گاز-مايع(GLC)يا(VPC)گويند.

شرح آزماش

مواد مورد نياز:محلول اسيدي كاتيونهاي(Ni،Co،Cu،Fe)حلال(استون86/،آب8/وHclغليظ6)پتاسيم فرو سيانيد،دي متيل گلي اكسيم،محلول آمونياك غليظ،كاغذ كروماتو گرافيوسايل مورد نياز:خط كش،مداد ،تانك حلال(استوانه مدرج ml50)،لوله مويين،بشر كوچك.

ابتدا يك نوار كاغذ صافي برداشته با مداد به فاصله 25سانتي متر از لبه كاغذ خطي افقي رسم ميكنيم و يك قطره از مخلوط كروماتوگرافي وسط كاغذ نزديك خط كروماتوگرافي ميگذاريم.سپس كاغذ را درون استوانه كه حاوي استون،Hclوآب است ميكنيم سپس سر استوانه را ميبنديم تا حلال بر اثر خاصيت مويينگي از كاغذ بالا برود و منتظر ميمانيم تا حلال به 1سانتي متري دهانه استوانه برسد،كاغذ را برداشته وسريعا تا جايي كه محلول بالا آمده است را با مداد خط ميكشيم،با حرارت دادن قسمتي از كاغذ كه داراي كاتيون آهن است به رنگ آبي در آمده فورا آن نقطه را علامت ميزنيم،با اضافه كردن يك قطره شناساگر دي متيل گلي اكسيم در قسمت پاييني كاغذ رنگ گلي ديده ميشوكه نشانه وجود نيكل است،رنگ سبزكمي بالاتر از رنگ گلي نميانگر وجود كبالت در ان قسمت است،كمي بالاتر از رنگ سبز با ريختن يك قطره پتاسيم فروسيانيد رنگ قرمز مايل به قهوه اي ظاهر ميشود(نشانه ي وجود مس)

محل تركيبات مختلف روي كاغذ را با زداري نسبي يا Rمشخص ميكنيم.طبق رابطه ي زير:

فاصله پيموده شده حلال از مبدا/فاصله پيموده شده جسم از مبدا=RRبراي هر ماده مقدار معيني است كه به نوع كاغذ،حلال ودما بستگي دارد.

=2*100/10.5=19.04براي رنگ صورتي

=4.5*100/10.5=42.85براي رنگ سبز

=7*100/10.5=66.66براي رنگ قهوه اي

=9.5*100/10.5=90.47براي رنگ آبي

منبع:http://kimiagaran.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 تیر1387ساعت 14:50  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

پلاريمتري  ( Polarimetry )

اين روش براي تجزيه كمي و كيفي اجسامي كه فعاليت نوري دارند به كار مي رود. نور سفيد در تمام جهات ارتعاش دارد و اگر از اجسام Polaroid مانند بعضي مواد پلاستيكي يا بلورهاي طبيعي مانند كلسيت كه فرمول آنها CaCO3 است عبور كند به دو اشعه تقسيم مي شود. چون سرعت هر يك از دو اشعه در داخل بلور متفاوت است. در صورتي كه بلور را در امتداد يكي از قطب ها با  يك زاويه مناسب بريد و مجددا آن را با صمغي بنام كانادا بالسام بچسبانيم، جزئي كه اشعه عادي ناميده مي شود منعكس شده و خارج مي شود. در صورتي كه جزئي كه اشعه غيرعادي (پلاريزه) ناميده مي شود بدون شكست خارج مي شود ارتعاش اين نور در يك سطح و عمود بر جهت انتشار آن است اين بلور را كه نور پلاريزه ايجاد مي كند، منشور نيكل ناميده مي شود. اجسامي داراي فعاليت نوری هستند كه در ساختمان مولكولي آنها كربن نا قرينه (يعني اتم كربني كه به چهار گروه مختلف متصل باشد) وجود داشته باشد. اين اتم كربن باعث نامتقارن شدن مولكول مي شود و مولكول نمي تواند بر تصوير آينه اي خود منطبق باشد. اگر اين اجسام در مسير نور پلاريزه قرار بگيرند باعث چرخش نور پلاريزه مي شوند در صورتي كه جسم نور پلاريزه را در جهت عقربه ساعت بچرخاند ، راست گردان  (Dextrorotatory) مي گويند و چنانچه در جهت عكس عقربه ساعت بچرخاند ، آن را چپ گردان  (Levorotatory) مي گويند.
مقدار چرخش (الفا) با غلظت جسم (C) متناسب است. و يا می توان گفت نور پلاريزه وقتی از ترکيبات نامتقارن عبور کند، به علت پخش نامتقارن دانسيته الكتروني در مولكول، الكترونهاي مولكول بطور نامتقارن بر نور پلاريزه اثر مي گذارند و باعث چرخش آن حول محور انتشار مي شوند. مولكولهائي كه فعاليت نوري ندارند چون با پخش الكتروني متقارن مواجه هستند بر نور پلاريزه اثر ندارند.
تركيباتي كه تصوير آينه اي قابل انطباق نداشته باشند داراي ايزومر نوری هستند. دو ايزومر نوري يك زوج انانتيومر را تشكيل مي دهند. كه از نظر خواص فيزيكي و شيميایي يكسان هستند و فقط در جهت چرخش نور پلاريزه اختلاف دارند. مخلوط مساوي دو انانتيومر كه از نظر قدر مطلق يكسان ولي از نظر جهت مخالف هستند كاملا همديگر را خنثي مي كنند. چرخش حاصله صفر است به چنين مخلوطي راسميك مي گويند.

 

اجزاء و قسمتهاي مختلف دستگاه پلاريمتر

1- منبع نور:
توليد كننده نور تك رنگ است، چون ميدان چرخش با  طول موج تغيير مي كند. لذا بايد به عنوان منبع از يك توليد كننده نور تك رنگ استفاده كرد. معمولا از لامپ بخار سديم (خط زرد D) استفاده مي شود. لامپ جيوه هم ممكن است بكار برده شود. طول موج لامپ سديم 589.3 A° لامپ جيوه °546 A

۲- شکاف( Slite) :
ميزان نور رسيده به نمونه را تنظيم مي كند.

3- عدسي:
نقش موازي كننده نور را دارد.

4- منشور نيكل :
 اولین منشور نیکل كه پلاريزور نام دارد و نور را پلاريزه مي كند.

5- سل نمونه:
استوانه اي شيشه اي است و جهت قرار دادن نمونه مورد آزمايش در داخل آن است طول آن ممکن است 1 ،  2 ، 3 ، 4  سانتیمتر باشد. (اگرحباب هوا داشت در برآمدگي سل بايد قرار گيرد.)

6- منشور نيكل :
دومین منشور نیکل كه آنالايزور(Analyzer) بعنوان تجزيه كننده است كه با چرخاندن آن مي توان نور پلاريزه را به حالت اول برگرداند و مقدارانحراف آن را بر حسب درجه از روي يك سطح دايره اي مدرج خواند.
در اين حالت روشنائي دو نيم دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود به يك اندازه خواهد بود.

7- عدسي چشمي و ردياب (دتكتور):
معمولا از چشم انسان بعنوان ردياب استفاده مي شود. در دستگاههای پيشرفته فتوالکتريک هستند و تا 001/0 درجه را تعيين مي كند.

پلاريمتر نيم سايه:
يك پلاريزور كوچك متحرك بنام نيكل نيم سايه بعد از پلاريزور قرار دارد كه مي توان آن را با چرخاندن طوري تنظيم نمود كه مانع عبور نور شود. در اين حالت نيمي از دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود سياه به نظر مي رسد، بعد شدت نور هر دو نيم دايره را به وسيله چرخاندن آنالايزور مساوي تنظيم مي كنيم. در اين حالت دستگاه بايد روي صفر باشد. با گذاشتن نمونه در مسير نور، شدت روشنائي دو نيم دايره فرق مي كند كه بايستي با چرخاندن آناليزور به حالت اول برگرداند و مقدار چرخش را كه a نام دارد از روي درجات خواند.

 


چرخش ويژه (انحراف مخصوص) Specific rotation :

زاويه a به چند عامل بستگي دارد. كه عبارتند از ماهيت تركيب، غلظت يا دانسيته (براي مايعات) طول نمونه اي كه بايد نور از آن عبور كند (طول مسير)، درجه حرارت، حلال، طول موج نور غلظت و طول مسير اهميت زيادي دارند چون تعداد متوسط مولكولهاي فعال نوری تعيين می شوند.


مقدار چرخش مخصوص براي يك جسم تحت شرايط معين ثابت است.
لذا از آن مي توان بعنوان يك ثابت فيزيكي مثل نقطه ذوب و نقطه جوش و غيره استفاده كرد. رابطه انحراف مخصوص با ازدياد درجه حرارت براي مقدار معيني از نمونه تغيير مي كند. براي تجزيه كمي با دانستن انحراف مخصوص يك جسم خالصی  كه در جداولي براي °C 20=t داده شده و اندازه گيري a با استفاده از فرمولهاي فوق مقدار C( غلظت) را مي توان حساب كرد.
يكي از مهمترين كاربردهای  پلاريمتري در صنايع قند است. وقتي محلولي فقط حاوي ساكارز باشد، پس از تعيين زاويه چرخش a بوسيله پلاريمتر مي توان غلظت آن را تعيين كرد. صفر پلاريمتر را بايستي با آب مقطر تنظيم نمود يا مقداري كه دستگاه براي آب مقطر نشان مي دهد را يادداشت كرد. يا مي توان منحني استاندارد براي a برحسب C رسم كرد. منحني ممكن است خطي، سهمي يا هذلولي باشد. چرخش مولكولي يك جسم در درجه حرارت T و طول موج لاندا به صورت   نمايش داده مي شود كه با انحراف مخصوص با رابطه زير  مربوط مي شود که M وزن مولكول جسم است.


تغييرات چرخش مولكولي را طول موج نور پلاريزه ORD مي گويند (Optical rotatory  dispersion)  كه براي تشريح فرمول اجسامي كه ساختمان پيچيده دارند به كار مي رود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 12:53  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

نگاه کلی

اسفنجها مواد متخلخلی هستند که حبابهای گاز در حفره‌های آنها حبس شده است. اسفنجها انواع گوناگونی دارند و با توجه به نرمی یا سختی کاربرهای مختلفی دارند. از اسفنجهای نرم در تهیه بالش و تشک و … استفاده می‌شود و اسفنجهای سخت و با چگالی گوناگون مصارف گوناگونی در تهیه وسایل خانگی و صنعتی دارند. امروزه ، گونه‌های زیادی از اسفنجها شناخته شده و تولید و مصرف می‌شوند. پلی‌اورتانها و پلی‌استایرن از عمده‌ترین و پُرمصرف‌ترین اسفنجها می‌باشند.

انواع اسفنج

اسفنجها با توجه به ساختار سلولی به دو گونه نرم و سخت تقسیم می‌شوند. اسفنجهای سخت ، سیستمهای بسته سلولی و متخلخل هستند و اسفنجهای نرم سیستمهای باز می‌‌باشند. برای اینکه اسفنجی انعطاف‌پذیر باشد، باید دارای سلولهای باز باشد تا هنگام فشردگی هوای داخل آنها خارج شود.

تشکیل اسفنج

رزینهای پلاستیکی را می‌توان با روشهای زیر بصورت اسفنج در آورد:



تصویر

رسانایی گرمایی اسفنجها

رسانایی گرمایی در اسفنجهای با چگالی کم ، اندکی بیشتر از رسانایی گاز حبس شده در سلولهای آنهاست. هرچه وزن مولکولی گاز بیشتر باشد، رسانایی گرمایی کمتر می‌گردد. گازهایی که رسانایی گرمایی کمتری دارند، در تهیه اسفنجهای نارسانا بکار می‌روند. ممکن است در اثر مرور زمان ، گاز اسفنج از آن خارج شده و گازهای دیگر مثل هوا یا بخار آب در آن وارد شود.

فرئونها ( گازهای فلوئوروکربن ) معمولا در سلولهای پلی اورتان ماندگارترند، اما هوا و آب هم ممکن است وارد سلولها شوند و رسانایی گرمایی اسفنج را حدود 20 تا 40 درصد افزایش دهند.

جدول : برخی گازهای مورد استفاده در تهیه اسفنجها
گاز فرمول شیمیایی جرم مولکولی نقطه جوش رسانایی گرمایی
هیدروژن H2 2 - 253 4.28
نیتروژن N2 28 -196 0.62
اکسیژن O2 32 -183 0.62
بخار آب H2O 18 100 0.43
دی‌اکسید کربن CO2 44 -78 0.40
پنتان C5H12 72 36 0.34
فلوئوروکربن12 CCl2F2 121 -30 0.23
فلوئوروکربن11 CCl3F 127 24 0.18

نمونه اسفنجهای کاربردی

جدول نمونه‌ای از اسفنجهایی که امروزه به صورت گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرند
اسفنج نوع سلول گستره چگالیKg/M3 حداکثر دمای کار بر درجه سانتی‌گراد
گرما سختها
پلی اورتان سخت بسته 24 – 640 + 93 – 121
پلی اورتان انعطاف پذیر باز 14.5 – 320 66 – 93
پلی ایزو سیانورات سخت بسته 24 – 320 + 149+
فنولی سخت باز یا بسته 5.1 – 352 149+
اوره فرمالدئید نیمه سخت کمی بسته 13 – 19 49
پلی آمید سخت باز یا بسته 32 – 640 260
گرمانرم
پلی استیرن سخت بسته 16 – 160 79
پلی اتیلن نیمه سخت بسته 21 – 800 82
پلی وینیل کلرید سخت بسته 32 – 64 93
پلی وینیل کلرید انعطاف پذیر باز یا بسته 46 – 960 62 – 107
نایلون سخت بسته 640 – 960 149

  • اسفنجهای گرماسخت : پلیمرهایی که در اثر گرما به پلیمرهای غیر قابل ذوب و انحلال ناپذیر تبدیل می‌شوند.

  • اسفنجها گرمانرم : پلیمرهایی که در اثر گرما می توانند ذوب یا نرم شوند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 تیر1387ساعت 14:52  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

یک کمپلکس مجموعه ای است متشکل از یک اتم مرکزی که توسط چند آنیون یا مولکول احاطه شده و در آن ظرفیت اتم مرکزی که معمولا فلز واسطه است اکثرا از حالت متداول آن بیشتر است. مثلا حل شدن سولفات مس خشک (سفید رنگ ) در آب محلول آبی خوش رنگ سولفات مس (II) تولید می کند که یک یون کمپلکس است. - CuSO4 + nH2 O ............> [Cu(H2 O)6 ]2+ + SO4 2

یون کمپلکس ایجاد شده عامل آبی شدن رنگ این محلول و در واقع تمام محلول های نمکهای مس (II)در آب می باشد.گروه های متصل به اتم مرکزی را که معمولا انیون یا مولکول دو قطبی خنثی می باشند لیگاند می نامندو در اغلب موارد این لیگاندها یک یا چند جفت الکترون به فلز مرکزی می دهند. از آنجاییکه مولکول آب قادر است مانند یک لیگاند عمل کند قرار گرفتن یک یون فلز واسطه (+Mn ) در آب به شرط نبود گروه های کئوردینه ی دیگر سبب تشکیل یون کمپلکس+M(H2 O)6 ]nمی شود.لذا برای تهیه ی برخی از کمپلکس ها مثل +Cu(NH3 )6 ]2واکنش بین فلز و لیگاند را باید در محیط غیر آبی انجام دادتا آب به صورت لیگاند وارد قشر کوئوردیناسیون نشود. هم چنین موقع تهیه ی کمپلکسها در آب لیگاند ها به تدریج جایگزین مولکول های آب کئوردینه شده می شوند مانند واکنش مقابل که در شش مرحله صورت می گیرد:  Ni(H2 O)6 2+ + 6NH3 .............> Ni(NH3 )6 2+ علاوه بر کمپلکس های عادی یا کلاسیک نوع دیگری از کمپلکس ها نیز وجود دارند که انها را ترکیبات آلی فلزی می نامند در این کمپلکس ها حالت اکسایش فلز پایین (صفر یا +1 ) است و پیوند کربن فلز هم وجود دارد. هم چنین در کمپلکس های کلاسیک لیگاند ها معمولا دهنده ی جفت الکترون (دهنده ی ơ) و به مقدار جزئی گیرنده ی π هستند اما در ترکیبات آلی فلزی لیگاند ها اغلب علاوه بر دهندگی الکترون گیرنده ی شدید π نیز می باشند. در هر دو مورد این ترکیبات می توانند خنثی کاتیونی یا انیونی باشند.از جمله کمپلکس های آلی فلزی فروسن است که شامل دو حلقه ی سیکلوپنتن در بالا وپایین اتم اهن است. اولین ترکیب آلی فلزی جداسازی شده نمک زایس است که توسط زایس جداسازی شد. پایه گذار شیمی کوئوردیناسیون مدرن آلفرد ورنر است او در سال 1866 در فرانسه متولد شد ورنر اولین مقاله ی خود را درباره ی این موضوع در سال 1891 در سن 25 سالگی عرضه کرد و در سال 1913 جایزه ی نوبل شیمی را برای این کار به وی اهدا شد.

تعداد لیگاند ها و یا در واقع تعداد اتم های دهنده ی الکترون متصل به فلز مرکزی را عدد کئودیناسیون می گویند که یکی از ویژگیهای یک کمپلکس است یعنی اینکه مثلا اغلب کمپلکسهای با عدد کئوردینه یکسان خواص مغناطیسی مشابهی را از خود نشان می دهند.

خواص مغناطیسی کمپلکس های فلزی:

مغناطیس پذیری : اگر جسمی در یک میدان مغناطیسی با قدرت H0 قرار گیرد القاء مغناطیسی B یا شار مغناطیسی در این جسم از رابطه ی مقابل به دست می آید: B= H0 + 4πM در این رابطه H0  قدرت میدان مغناطیسی خارجی و Mشدت مغناطیس شدن در واحد حجم است.

ممان مغناطیسی : خواص مغناطیسی ماده از دو راه توسط الکترونها حاصل می شود : یکی ناشی از  حرکت دورانی الکترون حول محور خود که چون دارای بار منفی است از این طریق می تواند مغناطیس تولید کند (ممان اسپینی الکترون) و دیگری ناشی از  حرکت الکترون در مدار خود حول هسته (ممان اربیتالی الکترون).پس ممان مغناطیسی تولیدی مواد حاصل این دو خاصیت الکترون است.واحد ممان مغناطیسی بور مگنتون است یک بور مگنتونe     ( BM)=eh̸4Πmc    بار الکترون h ثابت پلانکmجرم الکترون و cسرعت نور است.

ترکیب پارامغناطیس ترکیبی است که الکترون جفت نشده دارد سهم پارامغناطیسی در تاثیر پذیری از بر هم کنش ممان های زاویه ای اسپینی و اربیتالی الکترونها با میدان مغناطیسی خارجی ناشی می شود.ممان مغناطیسی موثر برای یک سیستم پارامغناطیس با در نظر گرفتن ممانهای زاویه ای اسپینی و اوربیتالی الکترونها از این رابطه به دست می آید:( µ=√4S(S+1)+L(L+1  در این رابطه Sعدد کوانتومی اسپین کل و L عدد کوانتومی اوربیتالی کل است.همه ی مواد با میدان مغناطیسی بر هم کنش دارند و بر اساس نوع بر هم کنش با میدان به چند دسته ی زیر تقسیم می شوند:

دیا مغناطیس : خاصیت دیا مغناطیسی در همه ی انواع ماده دیده می شود و ناشی از حرکت دورانی الکترونهای جفت شده ی مولکول در اثر القاء میدان مغناطیسی خارجی است. این چرخش منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی کوچک مخالف میدان اعمال شده می شود و به همین دلیل مواد دیامغناطیس از میدان مغناطیسی خارجی رانده می شوند.

پارامغناطیس : خاصیت پارامغناطیسی از برهم کنش ممانهای زاویه ای اسپینی و اوربیتالی الکترونهای منفرد با میدان مغناطیسی خارجی ناشی می شود. این دسته از مواد جذب میدان می شوندوبر خلاف اجسام فرومغناطیس با از بین رفتن میدان خارجی خاصیت مغناطیسی خود را از دست می دهند.

فرو مغناطیس : این دسته از مواد به شدت جذب میدان مغناطیسی می شوند در این دسته از مواد ممانهای مغناطیسی ذرات مجاور با کمک میدان مغناطیسی خارجی به طور موازی جهت گیری کرده و یک خاصیت مغناطیسی ماکروسکوپی را نشان می دهند یعنی اینکه در ماده فرومغناطیس حوزه های مغناطیسی وجود دارند که در هر کدام اسپینها به طور موازی جهت گیری کرده اند در صورتی که با اعمال میدان خارجی اسپینهای همه ی حوزه ها با هم موازی می شوندچنانچه دما از مقدار معینی بالاتر رود انرژی گرمایی جهت گیری حوزه ها را به صورت تصادفی تغییر داده و ماده ی فرومغناطیس پارامغناطیس خواهد شد این دما به دمای کوری Tc معروف است.

آنتی فرومغناطیس : اگر در حوزه های مغناطیسی اسپینها به طور غیر موازی جهت گیری کرده باشند ممان مغناطیسی حوزه ها یکدیگر را خنثی نموده و خاصیت آنتی فرومغناطیس مشاهده می شود افزایش دما موجب برهم زدن جهت گیری های غیر موازی در حوزه ها و افزایش خاصیت مغناطیسی می شود و بالاتر از یک دمای معین که به دمای نیل TN معروف است جسم به صورت پارامغناطیس عمل می کند. یک ماده ی انتی فرومغناطیس در دمای نیل بیشترین خاصیت مغناطیسی را از خود نشان می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه 8 تیر1387ساعت 7:39  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

سه شنبه 4 تيرماه مصادف با ولادت حضرت فاطمه زهرا(س)

 

روز زن وروزمادر

 

برتمامي زنان ايران زمين ومادران گرامي خجسته باد.

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو٬ صبوری

روز مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو٬ دلواپسی

روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو٬ بیداری

روز مادر یعنی مرور ۹ ماه خاطرات در او زنده بودن و با او تپیدن

روز مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد

روز مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود

روز مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن ...........و......

 

تو را فاطمه می خوانم ای بریده از تمام بدی ها که وجودت آیینه ای است

 

 

 پاک شده از.......ای تصویر روشنایی ها...

 

ای پاک ترین آبها ، بی ذره ای گرد و کدورت ! و ای زلال محض و شفافیت مطلق

تو را زهرا میگویم که خورشید وار بر وسیع ترین افق آسمان میدرخشی بی آنکه غروبي براي توباشد

تو را مبارکه میسرایم که آوازه برکت و کرامتت موج وار اقیانوس هفت اسمان را به تلاطم می آورد

 .تو را راضیه میخوانم که میان موج مصیبت ها و سختی ها ایستاده ای و قایق زندگیت همواره بر راستای رضای پروردگارت حرکت کرد

مرضیه میگویمت بانو!

که زیستن تو ، سکوت و سخن تو، ایستادن و نشستن تو ، همه همان بود که خدایت خواسته بود.
تو را طاهره مینامم که ناب تر از شبنم های صبحگاهی بر گلبرگ های واژه تاریخ نشسته ای

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 11:32  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

رشد زيركانه ي گرافين
 

اختراع روشي براي توليد ورقه هاي گرافين با كيفيت بالا

روش هاي كنوني منفرد كردن گرافين هر يك مشكلاتي به همراه دارد. معمولترين اين روشها تقسيم مكانيكي است (يعني جدا كردن ورقه ها از يك كريستال بزرگتر)، اما اين روش نميتواند به گونه اي قابل اعتماد نمونه هاي گرافين به اندازه كافي بزرگ براي كاربرد را توليد كند.

روش ديگر كه در آن ساختار اتمي يك زير لايه بعنوان بذري براي رشد گرافين مورد استفاده قرار ميگيرد و به رشد همبافته (epitaxial growth) نيز مشهور است، نمونه اي با ضخامت يكنواخت از لايه هاي گرافين توليد نميكند در حالي كه پيوند بين لايه عمقي گرافين و زير لايه ممكن است روي خواص لايه هاي كربن تاثير گذار باشد.

گروه آزمايشگاه Brookhaven تكنيك خود را بر اساس اين  روش دوم پايه گذاري كرده اند، با اين تفاوت كه توانستند گرافين را با يك روش لايه به لايه كنترل شده رشد دهند.

زير لايه انتخابي آنها يك ماده نادر به اسم روتنيم (ruthenium )است و در حالي كه لايه عمقي گرافين به طور قوي در حال برهمكنش با زير لايه يعني روتنيم است،اما لايه بالاتر اغلب بطور كامل جدا شده است و تنها بصورتي ضعيف از نظر الكتريكي با آن جفت شده و بيشتر شبيه يك گرافين ساده رفتار ميكند.

Peter Sutter فيزيكدان آزمايشگاه Brookhaven كه رهبري اينكار به عهده اوست ميگويد :

" اين لايه دوم ساختار الكتروني ذاتي گرافين را حفظ ميكند. بنابراين احتمالا يافته هاي ما روشي مطلوب را براي ساخت معقولانه گرافين و خلق با كيفيت آن براي كاربرد تجهيزات الكترونيكي و سنسورها ارائه ميكند. "

طرحي كلي از اولين لايه گرافين (G) رشد يافته بر روي زير لايه روتنيم (Ru)

گرافين داراي چندين ويژگي است كه آنرا براي كاربرد هاي الكترونيك مطلوب ميسازد. يكي از اين خواص قابليت حركت بسيار بالاي حاملهاي بار در آن است. الكترونها در گرافين نسبتا آزادانه حركت ميكنند. همچنين گرافين به يك تك مولكول گاز ميتواند واكنش نشان بدهد و در نتيجه براي ساخت ماده ردياب در سنسورها از جذابيت زيادي برخوردار است.

فرآيند ابتكاري رشد اين گروه در دماي بالا اتفاق مي افتد. براي شروع، محققان اتمهاي كربن را وادار ميكنند تا جذب روتنيم شوند و اين كار را با حرارت دادن كل نمونه تا دماي 1150 درجه سلسيوس انجام ميدهند. سپس نمونه تا حدود 850 درجه سلسيوس سردميشود و اين كار باعث خواهد شد مقادير زيادي از اتمهاي جذب شده درون روتنيم، به سطح آن بازگردند. اين اتمهاي كربن بصورت نقطه نقطه روي سطح تك لايه هاي جزيره اي لنز مانندي با پهناي حدود 100 ميكرومتر (يك ميليونيم متر) تشكيل ميدهند.

سر انجام،اين جزاير رشد ميكنند و بصورت يك لايه گرافين اوليه كامل در مي آيند و زماني كه پوشش به حدود 80% رسيد رشد لايه بعد شروع ميشود.

Sutter و گروهش اين رشد را مشاهده كردند و به مطالعه خواص گرافين، با استفاده از تجهيزات مختلفي از جمله يك ميكروسكوپ الكتروني پويشي و يك ميكروسكوپ الكتروني انرژي پايين پرداختند.

 

 

 

 

* منبع مقاله:  http://www.physorg.com/news129980833.html

 

** ترجمه و ارسال:

" ghazal " - از اعضاي تيم علمي - تخصصي مترجمين هوپا

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 11:30  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

مقدمه

 

ابداع تكنيكهاي جديد تجزيه و بسط و تكامل روشهاي تجزيه شيميايي موجود آنقدر سريع و گسترده است كه اندكي درنگ در تعقيب رويدادهاي تازه سبب بوجود آمدن فاصله هاي بعيد علمي ميشود .

در دنياي پيچيده تكنولوژي جديد و توليد انبوه , كنترل كيفيت محصولات صنعتي و غير صنعتي جايگاه ويژه خود را دارد و استخوانبندي اين كنترل كيفيت را تجزيه شيميايي انجام شده به كمك روشهاي دستگاهي تشكيل ميدهد .

هدف يك تجزيه شيميايي , فراهم آوردن اطلاعاتي درباره تركيب نمونه اي از يك ماده است .

در بعضي موارد اطلاعات كيفي در مورد حضور يا عدم حضور يك يا چند جزء در نمونه كافي است , در موارد ديگر اطلاعات كمي مورد نظر است .

 در تجزيه شيميايي از روشهاي تجزيه اي كه معمولا بر طبق خاصيتي كه در فرايند اندازه گيري نهايي مشاهده مي شود, استفاده مي گردد .

 

يكي از اين خواص فيزيكي جذب تابش است كه از طيف يعني  جذب اتمي براي اندازه گيري اين خاصيت استفاده ميشود.

 

طيف بيني (جذب اتمي)

 

طيف بيني جذب اتمي شامل مطالعه جذب انرژي تابشي ( معمولا در نواحي ماوراء بنفش و مرئي ) بوسيله اتمهاي خنثي در حالت گازي است .

اصول جذب اتمي اساسا مشابه همان اصولي است كه براي جذب تابش مرئي و ماوراء بوسيله محلولها ميباشد .