تبليغاتX
مهدیس

زندگی نامه استاد حسین شهریار

یکی از شاعران با اصل و نصب که به زبان آذری شعر می سراید استاد محمد حسین شهریار است . شهریار مانند دیگر شاعران در شعر خود لغت و خيزهایی دارد و در زندگی شخصی خود هم با فراز و نشیب هایی روبرو بوده است .

شهریار در روستای خشگناب در بخش قره چمن آذربایجان متولد شده است ولی در جوانی برای گذارندن دوران تحصیلی خود به تهران آمد.شهریار در سالهای آخر تحصیل خود در رشته پزشکی بود که دچار یک درد عشقی شد که این نافرجامی عشقی یکی از موهبت های خدا بود .

این نافرجامی باعث دیدی جدید در شعر و ادب شهریار شد و شعرهایش چهره جدیدی پیدا کردند . او در شعر خود توصیه و عرفان را پیش گرفت و شعرهایی در این راستا گفت که بیشتر در وصف و مدح ائمه اطهار و پروردگار و ... است .مانند شعرهای هدیه کربلا ؟ صدای خدا ؟ قیام محمد (ص) و مولا علی و شریح قاضی و ... .

شهریار در سرودن شعرهای خود دو زبان را ملاک قرار داد :

1- زبان دری          2- زبان آذری

وی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با شعرهایی چون شرف قبول و مقام رهبری سخنان و نظرات خود را مطرح کرد .

در حدود سال 1301 استاد شهریار و آقای پروفسور زاهدی در مدرسه دارالفنون همکلاس بودند .شهریار زیاد شعر می گفت و در هر مهمانی و مجلسی برای وصف مجلس شعری می سرود و همانجامی گذاشت و این اشعار بر حسب حوادث از بین می رفت .

شهریار در خانه اغلب روی قوطی سیگار و یا ورق باطله شعر می نوشت و این اشعار کم کم از بین می رفت و در این مواقع پرفسور زاهدی آنها را از گوشه کنارها جمع آوری می کرد و دسته بندی می کرد .

شهریار می گوید : اگر آقای دکتر زاهدی به این گونه اشعار را جمع آوری نمی کرد من هیچ رغبتی برای جمع آوری آثارم نداشتم .

شرح حال و خاطرات شهریار در شعرها و نوشته های او پیداست و او با هنرمندی زندگی خود را به مردم نشان می داد .شهریار یک عشق اولی داشت که به آن بسیار عشق می ورزید و به آن عشق مجاز می گوید .غالب غزلهای سوزناک او که بسیار زیبا و دلنشین است یادگار این دوره از زندگی است .

این عشق مجازی کم کم به یک عشق عرفانی تبدیل شد و بعد از عشق اول شهریار با همان دل سوخته و دم آتشین رو به سوی طبیعت آورد .خواندن شعر شهریار طرز مخصوصی دارد و در موقع خواندن اشعار در موقع خواندن اشعار قافیه و ژست و آهنگ و با موضوع مورد نظر تغییر می کند و در هنگام خواندن شعرهای پر سوز چشم او پر از اشک می شد .

شهریار قلبی با گذشت داشت و ولی با مختصر لغزشی متاثر و عصبی می شد و حتی با دشمنان خود با قلبی گشاده برخورد می کرد و از انحراف آنان متاثر می شد . در قلب او هیچ کینه ای نبود و معرفت و خداشناسی شهریار در بین غزلهای او کاملا نمایان است .

شهریار چندین مرتبه از مرگ حتمی نجات پیدا کرد .یکبار در زمان انقراض سلسله قاجار که در آن زمان 17 ساله بود که به وضع جامعه در بین بازاریان اعتراض می کند و بازاریان بر علیه او معترض می شوند و او را به قصد کشت می زنند .

شهریار تحصیلات خود را در مدرسه متحره و فیوضات و متوسطه تبریز و دارالفنون تهران سپری کرد و در پزشکی چیره دست شد .

شهریار در سالهای آخر عمرش در تهران اقامت داشت ولی دوست داشت به شیراز برود و در آرامگاه حافظ باشد ولی بعد از این فکر منصرف شد و به تبریز رفت . او آخرین روزهای عمرش در بیمارستان مهر تهران بستری شد و در تاریخ 27 / 6 / 1367 در همان بیمارستان جهان را بدرود گفت و بنا بر وصیتش اورا در مقبره الشعرا به خاک سپردند .

روز ۲۷ شهریور روز بزرگداشت استاد شعر و سخن است.

یادش نیک باد.

+ نوشته شده در  جمعه 31 شهریور1385ساعت 16:19  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

شعبده بازي با يخ
موضوع : شيمي و سرگرمي

يك بطري گلو باريك برداريد . سرش را با يك چوب پنبه ببنديد. بعد به سراغ يخداني فريزر برويد. يك قطعه يخ برداريد و آن را روي چوب پنبه قرار دهيد، طوري كه به اين سادگي‌ها سُر نخورد....

حدود 40 سانتي‌متر سيم نازك و قوي برداريد و به هر انتهاي آن يك چكش (يا وزنه‌اي با همان وزن) متصل كنيد. حال سيم را به طول روي يخ قرار دهيد و آن را متعادل كنيد.

            شعبده بازي شما آماده نمايش است. حاضران با چشمان گرد شده مي‌بينند كه سيم از ميان يخ‌ عبور مي‌كند و يخ مثل روز اول، سفت و محكم باقي مي‌ماند. اين آزمايش با انواع و اقسام قالب‌هاي يخ و وزنه قابل آزمايش است و نتيجه آن هم يكي است. آيا يخ خاصيت عجيبي دارد يا شما واقعاً شعبده بازي كرده‌ايد؟

راز آزمايش

            شعبده‌اي در كار نيست. كاري كه اينجا انجام مي‌شود از همان پديده‌اي سود مي‌بردكه چاقو در بريدن استفاد مي‌كند. تاكنون فكر كرده‌ايد چرا لبه تيز چاقو مي‌برد  و لبه پشت آن نه. اصلاً مفهوم تيزي چيست؟

            برخي فكر مي‌كنند اگر نيروي وارد بر جسمي مثلاً چوب زياد باشد، مي‌توان آن را شكست يا تسليم كرد. يك چكش را معمولي بر يك چوب بكوبيد، اتفاقي نمي‌افتد. اما  اگر يك ميخ بر سطح چوب قرار دهيد و همان ضربه را به ميخ وارد كنيد، چوب سوراخ مي‌شود. آنچه منجر به شكستن چوب مي‌شود فشار است نه نيرو. فشار عبارت است  از نيروي وارد بر واحد سطح. وقتي چكش را به تنهايي بر سطح چوب مي‌زنيم، نيرو را   در سطح سر چكش پخش مي‌كنيم. اما گر ميخ را قرار دهيم و چكش بزنيم نيرو را در  سر ميخ متمركز مي‌كنيم. درباره سيم هم همين ماجرا برقرار است.

            فشاري كه سيم بر يخ وارد مي‌كند، خيلي خيلي زياد است. اين فشار موجب مي‌شود تا يخ در امتداد طول سيم به صورت موضعي ذوب شود و سيم فرو رود؛ اما يخ هنوز سرد است و اين سرما موجب مي‌شود آب بالاي سيم مجدداً يخ بزند؛ هر چند تمام آن يخ نمي‌شود. ماجرا به همين ترتيب ادامه پيدا مي‌كند و در نهايت به نظر مي‌رسد سيم بدون جدا كردن يخ از ميان آن عبور كرده است. اين همان اتفاقي است كه هنگام زمستان اسكيت سواران از آن سود مي‌برند؛ فشار زير لبه كفش بالا است و يخ را ذوب مي‌كند و آنها روي يك لايه نازك آب سر مي‌خورند.

چند نكته

            سعي كنيد اين آزمايش را در يك محيط خنك انجام دهيد تا ذوب شدن يخ در اثر حرارت اتاق، آزمايش را خراب نكند. اگر بجاي سيم نازك از نخ و ريسمان استفاده كنيد، اتفاق خاصي نمي‌افتد و تا زمان ذوب شدن كامل يخ، نخ روي يخ باقي مي‌ماند. حرارتي كه منجر به ذوب منطقه‌اي يخ مي‌شود، بيشتر در اثر رسانش سيم است، تا در اثر فشار.

            اگر از قالب‌هاي بزرگتر يخ استفاده مي‌كنيد، از وزنه سنگين‌تري نيز بايد استفاده كنيد. حواستان باشد تا تعادل بين يخ، وزنه و سيم برقرار باشد. در غير اين‌صورت ممكن است سيم پاره شود يا نخ بريده شود.

منبع این مقاله : JumpToChem
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 16:9  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

چگونه آتشفشان بسازيم?
موضوع : شيمي و سرگرمي

مواد مورد نياز: 6 پيمانه آرد ،2 پيمانه نمك ، 4 قاشق غذا خوري روغن ، آب گرم ، يك عدد بطري پلاستيكی
پودر لباسشويي ، رنگ غذا ،سركه

روش كار:
1نخست مخروط آتش فشان را بسازيم.6 فنجان آرد 2فنجان نمك4 قاشق سوپخوري روغن غذا خوري و2فنجان آب رامخلوط كنيد. مخلوط بدست آمده بايديكنواخت ومحكم باشد(در صورت نياز مي توانيد آب بيشتري اضافه كنيد)

2-بطري پلاستيكي را در ظرف مورد نظر به طور ايستاده قرار دهيدوخمير تهيه شده را در اطراف آن به شكل يك كوه آتش فشان فرم دهيدالبته توجه داشته باشيد كه آن را به طور كامل نپوشانيد قسمت دهانه آن را براي اضافه كردن بقيه مواد خالي نگه داريد.

3-قسمت بيشتر بطري را با آب گرم پر كنيدومقدار كمي از رنگ قرمز غذارا به آن اضافه كنيد
4-6قطره پودر لباسشويي به محتويات بطري اضافه كنيد.
5-2قاشق سوپخوري جوش شيرين به بطري اضافه كنيد
6-به آرامي سركه را به بطري اضافه كنيد.
مراقب باشيد زمان فوران كوه آتش فشان رسيده است.
نكات
گدازه هايي با رنگ قرمز ملايم در نتيجه واكنش بين جوش شيرين وسركه توليد خواهد شد.

در اين واكنش مانند آتش فشان حقيقي گاز كربن دي اكسيد هم توليد خواهد شد.

به دليل توليد گاز كربن دي اكسيد در بطري پلاستيكي فشاري ايجاد مي شودو(به علت حضورپودر لباسشويي) حبابهايي از آتشفشان خارج خواهد شد كه چهره زيبايي به آزمايش مي دهد

اگر چند قطره رنگ زرد هم به آن اضافه كنيد گدازه هاي خارج شده رنگ زيبا تر وطبيعي تري پيدا خواهند كرد.

با آب اکسيژنه خيلی کفش سريعتر و قشنگتر ميشه. با دی کرومات هم خوش رنگ ميشه.

منبع این مقاله : JumpToChem
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 16:2  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

حفره ي سياه (2)


اين مقاله در ادامه مقالات حفره سياه و به درخواست برخي خوانندگان مبني بر ارائه فرمول و توضيح كامل ايجاد حفره و كشش قطبي سياه چاله ها منتظر مي شود.اميدوارم نظر خوانندگان گرامي را جلب كرده باشيم.

در مقالات قبلي به طور كامل توضيح داده شد كه علل ايجاد نيروهاي گرانشي متمركز و برخي پديده جانبي در اطراف سياه چاله ها چگونه است و به طور مفصل در مورد اين نيروها بحث شد اما براي اينكه دقيق تر شده و به عمق مطالب هم پي ببريم مجبور هستيم دوباره برخي مسائل را تكرار نمايم.

ما مي دانيم كه نيروي گرانشي در اطراف يك سياه چاله بقدري زياد است كه امكان فرار براي ذرات به حد صفر ميرسد.مگر در مواردي خاص و شرايطي كه در مقالالت قبلي توضيح دادخ شد.

اما اين نيروي گرانشي را مي توانيم به حالت اي مختلف بررسي كنيم . نيروي گرانشي كه در ميدان گرانشي ايجاد مي شود يا نيروي گرانشي توسط ذرات گراويتون حمل شده و به ذرات ديگر اثر مي كند.

در ابتداي امر از شما دعوت مي كنيم يك سياه چاله بزرگ را در نظر بگيريد فرض كنيد اين سياه چاله با قدرت كشش بالا سرعت دوراني پاييني دارد سوالي كه اينجا مطرح ميشود اين است كه ذرات چگونه به داخل كشيده مي شوند؟

جوابي كه ما داريم اين است كه اين ذرات در خط تقريبا مستقيم و در جهتي كه وارد شده اند به سطح بر خورد مي كنند.حال همين سياه را با سرعت گردش بالا در نظر بگيريد اينجا ديگر ذرات مثل حالت اول به بالا كشيده نخواهند شد .

علت هم اين است كه وقتي سياه چاله رمبيده ، با سرعت بالا دوران مي كند به همراه خود فضا و زمان و يا ذرات گراويتون را به چرخش به دور خود وادار مي سازد.در نتيجه جهت گيري ذرات هم در جهت حركت همين گراويتون ها خواهد بود و ذرات فقط در نزديكي سطح چاله از حركت دايره اي باز خواهند ايستاد .حال همين مطلب را در تمام سياه چاله بسط داده و اينگونه بحث را پيش مي بريم كه اگر ذرات گراويتون كه حامل نيرو هستند در اطراف سياه چاله گردش كنند ؟با سرعتي ثابت در تمام سطوح حركت خواهند كرد ؟

جواب اين سوال خير است.

قبل از پاسخ كامل به اين سوال در مورد مطلب فوق يك مثال مي زنيم : اگر شما ماهواره اي را با يك موشك قدرتمند به بالاي جو منتقل مرده و اين ماهواره را به حال خود رها كنيد چه اتفاقي ميافتد ؟ خوب معلوم است اين ماهواره بعد از دقايقي با سرعت بالا با زمين بر خورد خواهد كرد. ولي اگر اين ماهواره را توسط موشك ديگري با سرعتي مشخص به حركت در اوريم ديگر اين ماهواره با زمين بر خورد نخواهد كرد و در مدار مشخص خود با تناوب منظمي حركت خواهد كرد.

پس در مورد سياه چاله ها هم چرخش سياه چاله تقريبا همان نقشي را ايفا مي كند كه موشكهاي ماهواره ايجاد مي كند .

اما در جواب سوال بايد گفت اگر اين حركت دايره اي در اطراف سياه چاله ها را به طرف قطب هاي سياه چاله منتقل كنيم قضيه فرق خواهد كرد.

همان گونه كه در شكل (1) ملاحظه مي كنيد ذره اي با زاويه اي مشخص در حال حركت به سمت سياه چاله است در حالي كه به خود سياه چاله هم با سرعت بالا گردش مي كند و فضاي اطراف را نيز به حركت در مي آورد . اگر اين ذره بر روي فضا زمان و يا ذرات گراويتون نيرو وارد كرده و روي انها حركت دايره اي انجام دهد با سرعتي مشخص كه رفته رفته در اثر نزديك شدن به سياه افزايش مي يابد و طرف مركز حركت خواهد كرد .ضمن اينكه يك شتاب مركز گرا نيز در جهت مستقيم به علت گردش به طرف خط عمودي كه از مركز دايره مي گذرد به آن وارد مي شود و حال رابطه ي اين حركت را بدست مي آوريم.

در شكل 2 گرانيگاه ذره به عنوان ذره اي كه بر مسير دايره حركت مي كند . در نظر گرفته شده است . دو نيروي وزن و عمودي تكيه گاه بر ذره اثر ميكنند . اگر محور هاي مختصات را افقي و قائم در نظر بگيريم لازم است نيروي عمودي را به مولفه هايش تجزيه كنيم (براي ان كه بردار نيروي مركز گرا در جهت مثبت باشد جهت مثبت محور ايكس را به طرف چپ تعريف كرده ايم) با توجه به توضيحات بالا نبروي كل هم نيروي وارد شده ي نهايي بر ذره اسن . از برايند نيروهاي وزن و عمودي تكيه گاه بدست مي اوريم .

حتمامتوجه شده ايد كه زاويه بين نيروي عمودي و جهت مثبت محور عمودي برابر الفا است .(زيرا راستاي نيروي عمودي بر شيب عرضي و راستاي محور عمودي بر سطح افق عمود است و مي دانيد هرگاه اضلاع دو زاويه نظير به نظير بر هم عمود باشند. ان دو زاويه نيز با هم برابرند)

(تمام محاسبات در داخل افق رويداد سياه چاله معتبر هستند)

بعد از توضيحات بالا در مورد ايجاد حفره هم بايد گفت چون ذره يا ذرات گراويتون در مسير دايره اي حركت شتاب دار دارند به ديواره ي حركت خود كه همان ذرات گرائيتون ديگر است نيروي مخالف وارد مي كنند در نتيجه اين ذرات حامل نيروي گرانشي از مركز گردش دور شده و يك حفره كه از سطح خارج افق رويداد شروع مي شود و به سطح سياه چاله ميرسد ايجاد شده و ذرات در سطح بين حفره كه يك طرف ان افق رويداد است و طرف ديگر انم فضاي بدون گرانشي شديد حركت مي كنند. (شكل 3 )

نيروي كل وارد شده بجز خط مستقيم كه از خط استواي سياه چاله مي گذرد هميشه بيشتر از نيروي وزن است و فقط در همين يك مورد نيروي خالص به خاطر اينكه از سطح نيروي عمودي تكيه گاه به جسم اثر نمي كند برابر وزن جسم است.



منبع : هوپا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 16:25  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

انفجار هسته اي

تعريف انفجار

انفجار اعم از عادي يا هسته اي عبارتست از رهايي مقدار زيادي انرژي در مدت زماني بسيار كوتاه و در فضاي محدود .

ساختار انفجاري هسته اي

در انفجار هسته اي حرارت و فشار حاصل از اندازه اي است كه جرم بمب و همه مواد موجود در فضاي مزبور را در آن واحد زمان بصورت توده اي از گاز داغ ، ملتهب و فشرده در آورده و تشكيل گوي آتشين كه در حدود چند ميليون درجه حرارت است مي دهد اين گوي آتشين بلافاصله انبساط كرده و به لايه هاي بالاي جو صعود مي كند.انبساط سريع گوي آتشين فشار اطراف خود را بالا برده و موج انفجاري بسيار شديدي و يا موج ضربه فوق العاده اي در زمين يا آب يا در زير زمين ايجاد مي كند كه اثر تخريبي انفجار مربوط به آنها ست .

مشخصات انفجاري هسته اي

- در نزديكي انفجار سرعت موج از يك كيلومتر درثانيه يعني هزارها كيلومتر در ساعت بيشتر است .

- قسمت عمده اي از انرژي انفجار بصورت حرارت و نور آزاد مي شود كه در منطقه وسيعي ايجاد آتش سوزي نموده و حتي در فاصله هاي دورتر سبب سوختگي در پوست بدن موجودات زنده اي كه در معرض آنها قرارگرفته باشند مي گردد .

- مقدار زياري اشعه نامرئي هسته اي به نام تشعشع هسته اي اوليه بوجود مي آيد كه قدرت نفوذي فوق العاده اي داشته و بر حسب شدت تشعشع آنها آثار بيولوژيكي تشعشعات هسته اي وخيم يا كشنده در موجودات زنده بوجود مي آورند .

- مواد حاصل از انفجار هاي هسته اي به شدت راديو اكتيو بوده ومنطقه وسيعي را بطوري الوده مي سازد كه بر حسب نزديكي يا دوري از مركز انفجار تامدتي غير قابل سكونت خواهند بود مانند هيروشيماي ژاپن .

- در انفجارهاي معمولي درجه حرارت در مركز انفجار به حدود 5000 درجه سانتيگراد درمورد انفجارهاي هسته اي به ده ها ميليون درجه مي رسد .

حوزه انفجارهسته اي

قطر كره آتشين از بمب هسته اي يك مگاتني در يك هزارم ثانيه به حدود 150 متر رسيده ودر هر ثانيه به حداكثر اندازه خود كه حدود 2000 متر است مي رسد و پس از يك دقيقه نسبتا سرد شده و روشنايي خود را از دست مي دهد اين زماني است كه انفجار 7 كيلو متر صعود كرده است براي تصور ميزان درخشندگي آن كافيست اشاره كنيم كه :

- از فاصله يكصد كيلومتري از نور خورشيد در وسط روز درخشنده تر است .

- در پاره اي از آزمايش ها كه در طبقات بالاي جو انجام گرفته نور حاصله از فاصله 1000 كيلومتري محسوم بوده است كه تحت بعضي شرايط اين نور مي تواند موجب كوري موقتي يا سوختگي دائمي شبكيه چشم شود .

- در موقع آزمايشات هسته اي در معرض بودن تصادفي اشخاص موجب سوختگي شبكيه چشم درمسافت 10 مايلي در سلاح 20 كيلو تني شده است .

- گوي آتشين همانطور كه به سرعت بزرگ شده و صعود مي كند تغيير شكل داده و پهن تر مي شود ضمناً هوا و خاك و عناصر ديگر را از پايين به داخل خود مي مكد و به همين ترتيب دنباله اي از غبار تشكيل مي شود كه گوي آتشين را به زمين وصل مي كند كره آتشين بتدريج سرد شده و بصورت ابري متلاطم در مي آيد كه ابتدا سرخ رنگ بوده و بعد سفيد مي شود در اين حال با دنباله خود شكل قارچي به خود مي گيرد .

تخريب بعد از انفجار هسته اي

- چنانچه انفجار در سطح زمين يا نزديكي آن اتفاق بيافتد مقدار زيادي خاك و شن و مواد مختلف بخار شده و همراه با گوي آتشين بالا مي روند يك صدم انرژي سلاح مگاتني در تر كش سطحي كافي است كه 4000 تن خاك و شن و سنگ را بخار نمايد اين مواد كه بدين ترتيب به داخل گوي آتشين كشيده شده با مواد راديو اكتيو مخلوط مي شوند و ابر اتمي قارچ شكل انفجارات اتمي را شكل مي دهند ذرات اين باد بتدريج به زمين بازگشته و يا در اثر برف و باران به زمين ريخته خواهد شد اين عمل ريزش اتمي ناميده شده و منبع تشعشعات باقيه خواهند بود .

- در انفجارهاي زير آبي مقدار زيادي آب بخار خواهد شد يك صدم انرژي سلاح يك مگاتني كافيست كه 20000 تن آب را بخار كند .

- انفجار زير زميني اتمي ايجاد تكانهايي مانند زمين لرزه مي نمايد در اثر اين لرزش و جابه جاشدن قسمتي از سطح زمين خرابي بوجود مي آيد اما انرژي يك زلزله قوي با انرژي يك ميليون بمب اتمي برابر است!

تقسيم بندي انرژي انفجار سلاح اتمي

مجموع انرژي حاصله كه به نام قدرت بمب ناميده مي شود به سه اثر اوليه تقسيم مي شود . گرچه تقسيم بندي انرژي تا اندازه اي به نوع سلاح و سوختنش وشرايط انفجار بستگي دارد ولي بطور كلي بصورت زير تقسيم بندي مي شود .

- 50% انرژي به توسط موج انفجاري يا موج ضربه حمل مي شود .

- 35% انرژي را تشعشع حرارتي و امواج نوراني در خود دارند .

- 15% انرژي را تشعشع هسته اي ( 5% تشعشع ابتدايي 10% تشعشع باقيه ) دارد.

منبع : دانشنامه رشد(منبع اصلي و نقل از هوپا)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 شهریور1385ساعت 16:23  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

سياهچاله ها وشتاب جهان از ديدگاه سي.پي.اچ

همان طور كه مي دانيم در نظريه سي.پي.اچ اسپين وزمان رابطه ي مستقيمي دارند. با توجه به اين نظريه، سي. پي. اچ. بنيادي ترين ذره است و همه چيز از سي. پي. اچ. ساخته شده است. توليد ساير ذرات نظير پروتون و الكترون ... با افزايش اسپين سي. پي. اچ. ها امكان پذير است. اين فرايند را مي توان در توليد و واپاشي زوج الكترون-پوزيترون بخوبي مشاهده و توجيه كرد.

فوتوني با انرژي زياد، تمامي انرژي E=hf خود را در برخورد با هسته از دست مي دهد و يك زوج الكترون - پوزيترون مي آفريند. پوزيترون ذره اي است كه كليه ي خواص آن با خواص الكترون يكسان است مگر بار الكتريكي و علامت گشاور مغناطيسي آن، زيرا بار الكتريكي پوزيترون مثبت است.



توليد زوج الكترون - پوزيترون


در ارتباط با توليد زوج، فرايند معكوسي وجود دارد كه نابودي زوج ناميده مي شود. يك الكترون و يك پوزيترون مجاور يكديگر، در هم ادغام مي شوند و به جاي آن انرژي تابشي به وجود مي آيد



نابودي زوج


امروزه مشاهده ي توليد و واپاشي زوج الكترون - پوزيترون در آزمايشگاه يك پديده ي عادي بشمار مي رود. در سال 1955 براي نخستين بار زوجهاي پروتون- پاد پروتون و نوترون - پاد نوترون در آزمايشگاه آفريده شدند.

با توجه به پديده هاي فوق بسادگي (طبق نظريه سي. پي. اچ.) مشاهده مي مي شود كه هنگام توليد زوج، سرعت خطي سي. پي. اچ. هاي موجود در ساختمان فوتون به اسپين تبديل مي شود و هنگام واپاشي زوج، اسپين به سرعت خطي تبديل مي شود. حال با توجه به اتساع زمان

T = To ( 1 – (V^2) / (C^2) ) ^1/2


كه نسبيت بر آن تكيد دارد بخوبي مي توان اتساع زمان نسبيتي را از نظريه سي. پي. اچ. به دست آورد. زيرا همچنانكه مي دانيم با افزايش سرعت ذره/جسم طبق رابطه ي بالا آهنگ زمان كند مي شود. اين امر دلالت بر آن دارد كه رابطه ي مستقيمي بين اسپين و زمان قابل اثبات و پذيرفتني است.

لذا مي توان نتيجه گرفت كه در عالم هستي،جهان هايي با زمانهاي مختلف( به خاطر داشتن اسپينهاي مختلف ) وجود دارند. حال انتقال از يك جهان به جهان ديگر را تصور كنيد كه داراي زمان هاي (اسپين هاي) مختلفي هستند. اين دو حهان را با الف و ب نشان مي دهيم.

حالت اول : زمان در ب تندتر از الف است

چون زمان در ب تندتر از الف است، لذا اسپين در ب بيشتر از الف است. هنگام ورود از جهان الف به جهان ب اسپين سي.پي.اچ ها افزايش يافته و انرژي انتقالي آنها به انرژي دوراني تبديل مي شود. بنابراين در مرز دو جهان چگالي سي.پي.اچ ها بالا ميرود ( چون انتقال كمنري داريم ) و در صورتيكه چگالي به اندازه ي كافي باشد، بتدريج سياهچاله بوجود مي آيد. در اين صورت از ديد ناظر بيروني كه به سياهچاله مي نگرد، گذشت زمان درون سياه چاله قابل مشاهده نيست. چرا كه سياهچاله روي مرز دو عالم با زمانهاي مختلف قرار گرفته است.

حالت دوم : زمان در ب كندتر از الف است

چون آهنگ زمان در ب كندتر از الف است، لذا اسپين در ب كمتر از الف است. بنابراين حركت سي. پي. اچ. ها از حالت اسپيني به انتقالي تغيير مي كند. با افزايش حركت انتقالي سي. پي. اچ. ها، تكانه ي خطي آنها موجب افزايش تكانه جهان شده و افزايش انرژي انتقالي (انرژي دوراني سي. پي. اچ. ها به انرژي انتقالي تغيير مي كند) به كل جهان ب منتقل و موجب شتاب آن خواهد شد. به برداشت اينجانب اين همان راز نهفته ي علت شتاب جهان و منبع تامين نيرو و انرژي لازم براي اين شتاب است!
منبع اصلي و نقل از هوپا
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 3:49  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

حفره سياه

بررسي وقايع روي داده در اطراف يك سياه چاله از كارهاي جالب براي اغلب اختر شناسان حرفه اي در مراكز بزرگ تحقيقاتي در جهان بوده است. چرا كه اين اجرام ، با اجرام ديگري كه ما مي شناسيم بسيار متفاوت بوده و اين تفاوت موجب ايجاد حس كنجكاوي بسياري در ميان دانشمندان شده است.

ذراتي كه از اطراف اين اجرام به بيرون پرتاب مي شوند بسيار پر انرژي هستند. همچنين طيف الكترومغناطيس گسيلي آنها از محدوده ي امواج راديويي تا اشعه ي x و نيز كاملاً در بر مي گيرد. اين امواج انرژي زيادي دارند و تنها منبع ايجاد چنين تشعشات ، اجرام بسيار سنگين و چگال مي توانند باشند كه همچون يك شتابدهنده ، ذرات را به بيرون پرتاب مي كنند . بايد توجه داشت كه گسيل اين ذرات و انرپي در تمام سطح سياه چال صورت نمي گيرد؛ و مكان هاي خاصي براي گسيل اين ذرات و اين فوتون ها وجود دارد. علت اين امر هم چگال بودن بيش از اندازه ي اين اجرام است كه تغييرات شديدي در فضاي اطراف خود ايجاد مي كنند.

در توضيح اين مطلب بايد گفت كه فضاي اطراف يك سياه چاله با فضاي دور تر از آن و نيز با فضاي اطراف يك جرم كوچك مثل زمين بسيار متفاوت دارد اين تفاوت ويژگيهاي خاصي را نيز براي سياه چاله ايجاد مي كند. براي مثال بايد گفت چيزي كه امروزه فيزيكدانان از آن به عنوان افق رويداد سياه چاله نام مي برند همان تفاوت فضا زماني اطراف يك حفره ي سياه است. در توضيح افق رويداد سياه چاله هم بايد گفت فضايي در اطراف سياه چاله است كه فضا و زمان در دوسري آن بطور فاحشي متفاوت هست.



حال با توجه به اين توضيحات مي توان ايجاد حفره هاي عميتاً فضايي در اطراف سياه چاله ها را توضيح داد. چون حفره فضايي در اثر كشيدگي بيش از اندازه ايجاد و مي شود و اين كشيدگي را نيروي گرانش سياه چاله فراهم مي آورد. حال در زير اين پديده را بطور كامل تر توضيح مي دهيم:

با پايان يافتن عمر يك ستاره هنگامي كه اين ستاره با يك انفجار ابر نو اختري بزرگ مواجه مي شود و مداد سنگين به طرف مركز رانده شده و شديداً متراكم مي شوند. نيروي گرانشي فوق العاده قوي ايجاد مي شود و مقداري از گازهاي رانده شده دوباره جذب مي شود . اين گازها در اثر نيروي گرانش شديد سياه چاله ي ايجاد شده شديداً بر گردش در مي آيد در كنار اين خود سياه چاله نيز به دوران در مي آيد. اين دوران بسيار سريع موجب مي شود نيروي مركز گراي كشنده به طرف قطب هاي سياه چاله متمركز شود .

چنان چه مقدار زيادي از گازهاي اطراف به طرف دو قطب به حركت در مي آيند و در آنجا با سرعت زيادي گردش مي كنند . در اين هنگام كه دوران سياه چاله اندكي ; شدت مي گيرد و بطور كامل رمبيده مي شود نيروي گرانشي شروع به كشيدن فضاي اطراف سياه چاله در مكاني كه اندكي از افق رويداد سياه چاله دورتر است مي كند. اين كشيدگي در قطب هاي سياه چاله بطور بسيار محسوسي انجام مي گيرد . به گونه اي كه در يك لحظه دو حفره ي بسيار عميق كه عمق آن ها هم اندازه و جرم سياه چاله بستگي دارد بطرف سياه چاله ايجاد مي شوند اين دو حفره كه در دو قطب سياه چاله ايجاد مي شوند ذرات را به درون سياه چاله فرو مي برند . ذرات كشيده شده در مكان هايي نزديك به سياه چاله به سرعت نور نزديك مي شوند. اين ذرات شتاب گرفته به چند حالت مختلف در مي آيند يا توسط سياه چاله بلعيده شده و جذب مي شود كه در كنار آن زماني كه به سرعت نور نزديك شدند انواع امواج الكترومغناطيسي را دز طول موج هاي مختلف گسيل مي كنند . بايد توجه داشت چون اين ذرات بطور خاص فقط از درون حفره عبور مي كنند؛ فوتون هاي گسيلي آنها هم در امتداد اين حفره حركت مي كند و بصورت متمركز از درون حفره يا به بيرون پرتاب مي شوند يا به درون حفره مي روند.

همچنين ذراتورودي به حفره ممكن است در اثر سرعت زياد به درون سياه چاله كشيده نشوند و از كنار سياه چاله به بيرون پرتاب شود . دراين حالت اگر اين ذرات به گازهاي اطراف برخورد نكنند مي توانند در مكاني در اطراف خط استواي سياه چاله به بيرون پرتاب شوند. اين ذرات در اين هنگام انرژي بسيار زيادي دارند و با سرعت هاي نزديك به نور در فضا منتشر مي شوند

تشعشعاتي كه از سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شود هميشه با يك شدت و در يك فركانس مشخس نيستند زيرا كه اغلب انها در كنار جاذبه ي شديد نيروهاي فرعي بسياري را نيز ايجاد مي كنند و يا اينكه اين نيرو ها از خارج بر انها تحميل مي شود.



به فرض مثال يك سياه چاله ي ثابت پر جرم كه غير از حركت دوراني شديد حركت ديگري ندارد را در مركز يك كهكشان بزرگ در نظر مي گيريم . اين سياه چاله بايستي طبق معمول مركز كهكشان را فعال سازد و انرژي فوق العاده زيادي را در تمام راديو تلسكوپ ها وگيرنده هاي اشعه ي ايكس و فروسرخ و حتي گاما ثبت كند. اين امر براي سياه چاله هاي كوچكتر نيز صادق است. اما چيزي كه بيشتر دانشمندان را متعجب مي سازد اين است كه برخي از اين اجرام بر خلاف معمول گاهي ساكت و گاهي هم بسيار كم صدا هستند. بدين معنا كه انرژي گسيلي انها با وجود شتاب گرانشي شديد در فركانسهاي بسيار پايين ثبت ميشود . همچنين امواجي كه از قطب هاي سياه چاله ها به بيرون گسيل مي شوند بايد انرژي زيادي داشته باشند اما در برخي موارد اين امواج در طول موجهاي بسيار بلند تر ايجاد مي شوند. شايد اين گونه تصور شود كه ماده ي سقوط كرده به داخل انها در سطح پاييني است اما شدت اين امواج به حدي بالا است كه از سقوط ذرات بسيار زيادي در سطح انها حكايت مي كند.

علت پايين بودن فركانس هاي توليدي را بايد در حركت هايي غير از حركت دوراني دانست. يعني سياه چاله ها يي وجود دارند كه به غير از حركت دوراني به صورت هايي مختلف به دور خود مي چرخند. اين چرخش هاي متقارن و غير متقارن از اثر نيروي جاذبه به خصوص در قطب هاي سياه چاله كه در اثر دوران حول محور خود ايجاد شده است به طور چشم گيري مي كاهد و در بسياري از موارد از تشكيل حفره هاي كشنده ي ماده در دو قطب خود جلو گيري ميكند. اين حركت ها احتمالا اغلب در سياه چاله هاي كوچك و ستاره هاي نوتروني بايد وجود داشته باشد . اين نوع حركت باعث مي شود امواج گسيلي در تلسكوپ هاي راديويي بصورت روشن و خاموش با تناوب بسيار منظمي ثبت شوند.

اما برخي سياه چاله هاي فوق سنگين نيز در مركز برخي كهكشان ها با وجود مقدار زياد ماده و گاز در اطراف انها چندان فعال به نظر نمي رسند. يكي از علل اساس دوران كند اين سياه چاله ها مي تواند باشد . چون دوران سريع باعث پرتاب برخي مواد به بيرون شده اطراف سياه چاله را داغ مي كند كه در ان شرايط امواج حرارتي و نيز اشعه ي ايكس به طور شديدي از اطراف سياه چاله ساطع مي شود. در نبود دوران سريع اجرام به ارامي به داخل سقوط كرده و فرار ذرات از داخل به كمترين مقدار مي رسد. اما با توجه به اينكه در اطراف اين سياه چاله ها برخي اجرام ديگر مثل ستارگان بزرگ و سياه چاله هاي كوچك و ستارگان نوتروني نيز حضور دارند. اين اجرام نيز مي مي توانند از گزينه هاي مناسب براي اين امر باشن د. براي مثال همين سياه چاله ي بزرگ را در نظر بگيريد . اگر در اطراف ان چند سياه چاله ي ريز و درشت ديگر را نيز قرار دهيم اوضاع كمي فرق خواهد كرد. تمام گازهايي كه به طرف مركز حركت ميكنند در راه حركت توسط اين سياه چاله ها بلعيده شده و عملا مقدار اندكي ماده وارد سياه چاله ي مادر مي شود در نتيجه اين سياه چاله نمي تواند انرژي قابل توجهي را از خود ازاد كند.

منبع : هوپا

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 3:47  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 22:18  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

تصويربرداري رزونانس مغناطيسي (MRI) چيست؟
م.آر.آي يا تصويربرداري رزونانس مغناطيسي تكنيك نسبتا جديدي است كه از آغاز دهه 1980 مورد استفاده قرار گرفته است.
در اسكن هاي ام. آر.آي از امواج مغناطيسي و راديويي يا هرگونه پرتو غيراشعه ايكس استفاده مي شود و لذا فرد در معرض اشكال زيانبار پرتو قرار نمي گيرد.

نحوه كار اسكنر ام.آر.اي:
در اين روش بيمار در داخل يك آهن رباي لوله اي شكل بزرگي قرار مي گيرد سپس امواج راديويي 10 هزار تا 30 هزار برابر قوي تر از ميدان مغناطيسي زمين به بدن او ارسال مي شود.
اين امواج اتم هاي بدن را تحت تاثير قرار مي دهد به طوري كه هسته اتم ها در موقعيت متفاوتي قرار مي گيرند.
با بازگشت به حالت اول ; هسته اتم ها امواج راديويي خود را ساطع مي كنند.
اسكنر اين سيگنال ها را دريافت كرده و يك كامپيوتر آنها را به صورت يك عكس درمي آورد. مبناي اين تصاوير محل و قدرت سيگنال هاي ورودي است.
بدن ما عمدتا شامل آب است و آب حاوي اتم هاي هيدروژن است.
به همين دليل هسته اتم هيدروژن اغلب براي ايجاد يك اسكن ام.آر.آي به طريقي كه شرح داده شد به كار مي رود.
اسكن ام.آر.آي چه چيزي را نشان مي دهد؟
با استفاده از اسكنر ام.آر.آي امكان عكس گرفتن از تقريبا همه بافتهاي بدن وجود دارد.
بافتي كه كمترين اتم هاي هيدروژن را دارد (مثل استخوان ها) در تصوير تيره مي شود ، در حالي كه بافت هاي داراي اتم هاي هيدروژن زياد (مانند بافت چربي) روشنتر ديده مي شود.
با تغيير زمان پالس هاي امواج راديويي اين امكان كسب اطلاعاتي درباره بافت هاي مختلف موجود وجود دارد.
همچنين يك اسكن ام.آر.آي قادر است تصاوير واضحي را از بخش هايي از بدن كه به وسيله بافت استخواني احاطه شده اند فراهم سازد بنابراين تكنيك فوق براي بررسي مغز و طناب نخاعي نيز مفيد است.
به دليل آن كه اسكن ام.آر.آي تصاوير بسيار مشروح و مفصلي را ارائه مي دهد ، بهترين تكنيك براي يافتن تومورها (اعم از خوش خيم و بدخيم) در مغز مي باشد.
در صورت وجود تومور از اسكن براي تشخيص گسترش احتمالي آن به بافت هاي اطراف مغز استفاده مي شود.
اين تكنيك به ما امكان مي دهد جزييات ديگر در مغز را نيز بررسي كنيم.
براي مثال مشاهده رشته هاي بافت غيرنرمال كه در صورت ابتلا به ام.اس روي مي دهد را ممكن مي سازد و نيز تغييرات رخ داده در هنگام خونريزي مغزي را نشان مي دهد. همچنين تشخيص اين كه آيا بافت مغز پس از سكته مغزي دچار كمبود اكسيژن شده است را ميسر مي سازد. اسكن ام.آر.آي قادر به نشان دادن قلب و عروق خوني بزرگ در بافت اطراف آن است لذا تشخيص نواقص مادرزادي قلب و تغييرات در ضخامت عضلات اطراف آن پس از يك حمله قلبي را ممكن مي سازد.
تفاوت ام.آر.آي و سي تي اسكن در اين است كه با ام.آر.آي تصويربرداري از تقريبا هر زاويه اي امكان دارد ، در حالي كه به طور افقي عكس مي گيرد.
هيچ اشعه يونيزان (اشعه ايكس) در ايجاد تصوير ام.آر.آي دخالت ندارد. اسكن هاي ام.آر.آي به طور كلي مفصل تر و مشروح تر هستند. تفاوت بين بافت نرمال و غيرنرمال در اسكن ام.آر.آي نسبت به سي تي اسكن واضح تر است.
آيا ام.آر.آي خطرناك است؟
تاكنون هيچ خطر يا اثرات جانبي براي تكنيك ام.آر.آي شناخته نشده است. اين آزمايش دردناك نيست و اصلا احساس نمي شود. از آنجا كه در آن از اشعه استفاده نمي شود بدون مشكل قابل تكرار است.
تنها مورد ذكر شده صدمه احتمالي براي جنين در 12 هفته اول بارداري مادر است لذا در اين مدت ام.آر.آي براي زنان باردار انجام نمي شود.
تنها ناراحتي بيمار از اين است كه در يك محفظه سيلندري شكل قرار مي گيرد و براي افرادي كه دچار تنگناترسي (هراس از جاهاي بسته و تنگ) هستند چندان خوشايند نيست.
همچنين دستگاه ام.آر.آي معمولا صداهاي نسبتا بلند و ناراحت كننده اي را ايجاد مي كند.
در ضمن از آنجا كه بدن در ميدان مغناطيسي قوي قرار مي گيرد ، لازم است از همراه داشتن هرگونه جواهرات ، شيئ فلزي ، پوشيدن لباسهايي با تكمه هاي فلزي اجتناب شود بنابراين در صورتي كه هرگونه شيء فلزي مانند بست هاي جراحي ، سمعك و غيره همراه بيمار است بايد مسوول دستگاه را از آن آگاه سازد
jamejam.
منبع این مقاله : JumpToChem

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 16:20  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 16:18  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

نگاهي به مراحل توليد سوخت هسته اي

اورانيوم عنصر اصلي فناوري هسته‌اي
اورانيوم ماده‌اي است كه به صورت معدني در همه جا يافت مي‌شود كه انجام عمل فرآوري مي‌تواند در نيروگاه‌هاي هسته‌اي به عنوان سوخت براي ايجاد نيرو و حركت راكتورهاي مولد مورد استفاده قرار گيرد.

گرماي توليد شده در راكتورهاي هسته‌اي باعث ايجاد بخار آب و حركت توربين‌هاي مولد توليد الكتريسيته مي‌شود.

مساله قابل توجهي در سوخت‌هاي هسته‌اي اين است كه اين سوخت مي‌تواند به طور مجدد به عنوان سوخت مورد استفاده قرار گيرد.

فلز اورانيوم به صورت راديو اكتيو در سراسر سطح زمين يافت مي‌شود كه بسيار فراوان است. اين فلز با غلظتي در گرانيت وجود دارد كه ‪ ۶۰‬درصد از كره زمين را شامل مي‌شود.

اين فلزبا غلظتي در ته مانده زغال سنگ نيز وجود دارد و راديو اكتيو مربوط به آن از معدن‌هاي ديگري است كه با عمليات راديو اكتيو به وجود آمده‌اند و هنگام استخراج از معدن و آسياب كردن به جا مانده‌اند و غلظت اورانيوم در چند منطقه در كره زمين به حدي است كه استخراج آن از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است.


* حفاري براي استخراج اورانيوم
حفاري براي به دست آوردن اورانيوم معدني به دو صورت حفاري رو زميني و زيرميني صورت مي‌گيرد.

حفاري روزميني درمكان‌هايي به كار مي‌رود كه ذخيره معدني دردسترس و سطح زمين قرار دارد. در غيراين صورت حفاري بايد به طور عمقي و زيرزميني صورت گيرد.

درحفاري رو زميني عواملي نظير عمق بايد مورد توجه قرار گيرد تا حفره‌هاي ايجاد شده بزرگتر از ذخيره معدني باشد تا مانع ريزش آن شود و بر اين اساس حجم موادي كه از معدن استخراج مي‌شود بسيار زياد است.

خرابي‌هاي ناشي از حفاري‌هاي زيرزميني در سطح زمين بسيار كمتر از حفاري روزميني است و ميزان مواد استخراجي نيز كمتر از آن است.

براين اساس با توجه به نوع ديوان معدن امنيت و ديگر ملاحظات نوع حفاري مشخص مي‌شود.


* آسياب كردن اورانيوم
پس ازاستخراج ماده‌معدني اورانيوم بايد درنزديكي محل استخراج امكاناتي براي استقرار محل آسياب كردن در نظر گرفته شود. هر جا كه معدن اورانيوم قرار دارد بايد محلي براي آسياب نيز تعبيه شود.

اين عمل اكسيد اورانيوم غليظي توليد مي‌كند كه از آسياب حمل مي‌شود كه به آن كيك زرد مي‌گويند كه حاوي مقدار زيادي اورانيوم است.

پس از اين مرحله كيك زرد توليد شده در حل‌كننده اي قوي حل مي‌شود و به صورت محلول در مي‌آيد و اورانيوم ته‌نشين شده و از محلول جدا مي‌شود و پس از خشك شدن و حرارت دادن به صورت اشباع درآمد و در استوانه‌هاي ‪ ۲۰۰‬ليتري بسته‌بندي مي‌شود.

پس‌مانده‌هاي داراي مواد راديواكتيو عمري طولاني دارند و غلظت آنها كم خاصيتي سمي دارند. هرچند مقدار كلي عناصر پرتوزا كمتر از سنگ معدن اصلي است و نيمه عمر آنها كوتاه خواهد بود اما اين مواد بايد از محيط زيست دور بمانند.

تبديل و تغيير محلول آسياب شده اورانيوم مستقيما قابل استفاده به‌عنوان سوخت در راكتورهاي هسته‌اي نيست. پردازش اضافي به غني‌سازي اورانيوم مربوط است كه براي تمام راكتورها لازم است.

اين عمليات اورانيوم را به نوع گازي تبديل مي‌كند و راه به‌دست آوردن آن تبديل كردن به هگزا فلوريد(‪ (UF6) (Hexa Fluoride‬است كه در دماي نسبتا پايين گاز است.

پس از تبديل اورانيوم به هگزافلوريد براي غني‌سازي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.


* عمليات مربوط به غني‌سازي
اورانيوم به طور طبيعي حاوي دو ايزوتوپ از نوعي اتمي است و ‪ ۰/۷‬درصد از اورانيوم طبيعي، شكاف پذير است كه با شكافته شدن در راكتورهاي هسته اي انرژي توليد مي‌كند و ايزوتوپ اورانيوم شكاف پذير، اورانيوم نوع ‪ ۲۳۵‬است و پس مانده آن اورانيوم ‪ ۲۳۸‬است.

برخي از راكتورهاي عادي به اورانيوم ‪ ۲۳۵‬نياز دارند كه البته عمليات غني‌سازي غلظت اورانيوم را بيشتر مي‌كند و بين ‪ ۳/۵‬تا‪ ۵‬درصد اورانيوم ‪۲۳۵‬ با بيرون آوردن ‪ ۸‬درصد از اورانيوم ‪ ۲۳۸‬توليد مي‌كند.

باجداسازي گازي‌هگزافلوريداورانيوم دردوجريان اين عمليات‌صورت مي‌پذيرد.

يكي به‌اندازه لازم غني‌سازي مي‌شود و اورانيوم غني شده ضعيف نام دارد و و نوع ديگر را اورانيوم ‪ ۲۳۵‬يا پس مانده مي‌گويند.

غني‌سازي در مقياس‌هاي بزرگتر نيز وجود دارد كه گاز هگزا فلورايد را به عنوان منبع استفاده كرده و نفوذ گازي و تفكيك گازي و هر دوي آن از خواص فيزيكي مولكولي استفاده مي‌كنند.


* توليد استوانه‌هاي سوخت هسته‌اي
گلوله‌هاي سراميكي كه به آنها سوخت راكتور مي‌گويند از اورانيوم اكسيد كه در حرارتي در حدود ‪ ۱۴۰۰‬درجه سانتيگراد پخته شده است شكل مي‌گيرند.

اين گلوله‌ها در لوله‌هاي فلزي از ميله سوختي پوشانده مي‌شوند كه در مجتمع هاي سوختي براي استفاده در راكتورها آماده هستند.


* ايجاد نيروي هسته‌اي
در راكتور هسته‌اي اتم‌هاي اورانيوم ‪ ۲۳۵‬شكافته شده و عمليات پردازش انرژي آزاد مي‌كنند كه اين انرژي اغلب براي حرارت دادن آب و تبديل كردن آن به بخار استفاده مي‌شود. بخار توربيني را كه به ژنراتور متصل است به حركت مي‌اندازد و باعث توليد الكتريسيته مي‌شود.

مقداري از اورانيوم ‪ ۲۳۸‬در هسته و مركز راكتور به پلوتونيوم تبديل مي شود و اين يك سوم انرژي در يك راكتور هسته‌اي معمولي را حاصل مي‌كند.

از يك تن اورانيوم به طور طبيعي ‪ ۴۵‬ميليون كيلو وات ساعت الكتريسيته توليد مي‌شود. توليد اين مقدار انرژي الكتريكي با استفاده از سوخت‌هاي فسيلي ملزم به‌سوزاندن بيش از‪ ۲۰‬هزار تن زغال سنگ سياه و‪ ۳۰‬ميليون مترمكعب گاز است.

زماني كه سوخت از راكتورخارج مي‌شود ازخود پرتو ساطع مي‌كند كه بيشتر از شكافتن قطعات و حرارت آن است اين سوخت بايد فورا در استخرهاي انبار كه در اطراف راكتور براي كاهش ميزان پرتوزايي آن احداث مي‌شود، تخليه شود.

اين سوخت‌ها براي ماه‌ها و يا سال‌ها در اين استخرها نگهداري مي‌شوند.

منبع:irna

منبع این مقاله : JumpToChem
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 16:50  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 16:1  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 15:58  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

حالت هاي پنجم وششم ماده
موضوع : دانستنيهاي شيمي

علاوه بر جامد، مايع، گاز و پلاسما حالت پنجم ماده چگالش بوز انيشتين است كه به اثرات كوانتومي اين دسته مواد مربوط است. در اين حالت ماده فاقد چسبندگي، كشش سطحي است و مي خواهد خود را در حداكثر سطح بگستراند و از ديواره هاي ظرف خود بالا .

حالت پنجم ماده !! علاوه بر جامد، مايع، گاز و پلاسما حالت پنجم ماده چگالش بوز انيشتين است كه به اثرات كوانتومي اين دسته مواد مربوط است. در اين حالت ماده فاقد چسبندگي، كشش سطحي است و مي¬خواهد خود را در حداكثر سطح بگستراند و از ديواره هاي ظرف خود بالا مي¬رود؛. ظاهري شبيه مايع دارد و لي كاملاً مانند كاز ايده آل عمل مي¬كند و اگر آن را به حركت در آوريم تا ابد به حركت خود ادامه مي¬دهد! هليم ۴ در دماهاي بسيار پايين نمونه اي از آن است. اتم¬های انزواطلب (حالت ششم ماده!) محققان ناسا حالت جديدي از ماده را كشف كردند كه حالت چگاليده فرميوني نام دارد. طي مدت زمان طولاني ماده را به سه حالت مي شناختند كه عبارت بودند از جامد، مايع و گاز. اما امروز مي دانيم كه اين سه حالت تنها نيمي از حالت هاي شناخته شده هستند و حداقل شش حالت براي ماده وجود دارد. اين شش حالت عبارتند از جامد، مايع، گاز، پلاسما، حالت چگاليده، بوز - اينشتين و حالت چگاليده فرميوني. دكتر جين دبورا (Jin Deborah) سرپرست گروه دانشمنداني كه چگالش فرميوني را كشف كردند، درباره يافته¬هاي جديد مي¬گويد: دسامبر سال گذشته، زماني كه حالت جديد را كشف كرديم براي ما اوقات هيجان¬انگيزي بود گروه ما هم به خاطر هيجان ناشي از پيشرفت¬هاي چشمگير و هم به خاطر رقابت فشرده براي كشف حالت جديد، بسيار سخت كار مي¬كرد تا اين¬كه نتيجه دلخواه به دست آمد. اگر از دانش آموزان دوره دبيرستان خواص معمولي مواد را بپرسيد، در پاسخ مي¬گويند جامد¬ها شكل ثابتي دارند و از نظر فيزيكي سخت هستند اما قابليت خرد شدن را هم دارند. مايعات به آساني جريان مي¬يابند اما متراكم كردن آنها بسيار سخت است ودر هر ظرفي قرار بگيرند شكل آن ظرف را به خود مي¬گيرند. گاز ها كمترين چگالي را در مقايسه با ساير حالات دارند و به آساني متراكم مي شوند. گاز ها نه تنها در هر ظرفي قرار بگيرند شكل ظرفي را به خود مي¬گيرند، بلكه در تمام حجم ظرف پراكنده مي¬شوند و تمام فضاي ظرف را اشغال مي¬كنند.» چهارمين شكل ماده پلاسماست. اين حالت تقريباً گاز مانند است اما اتم¬هاي سازنده پلاسما به الكترون¬ها و يون¬ها شكافته شده¬اند. خورشيد نمونه¬اي از حالت پلاسما است. در واقع بيشتر ماده جهان به شكل پلاسما است. پلاسما¬ها معمولاً بسيار داغ هستند از اين رو نمي¬توان پلاسما را توليد و در ظرف¬هاي معمولي نگهداري كرد. پلاسما را با استفاده از ميدان مغناطيسي مي¬توان در يك محدوده از فضا حبس كرد. پنجمين شكل ماده، حالت چگاليده بوز - اينشتين است كه در سال ۱۹۹۵ كشف شد. اين حالت از ماده زماني پديد آمد كه دانشمندان موفق شدند بوزون¬ها را تا دمايي بسيار پايين سرد كنند. در دماهاي بسيار پايين، بوزون ها به صورت سوپر ذرات منفردي درمي¬آيند كه بيشتر از آنكه ذره مادي باشند موج مانند به نظر مي¬رسند. اين حالت از ماده بسيار شكننده است و نور به آهستگي از ميان آن عبور مي كند. پس از چند سال از كشف حالت چگاليده بوز - اينشتين، اينك حالت چگاليده فرميوني هم به حالت¬هاي قبلي اضافه شده است. اين شكل از ماده چنان بديع است كه هنوز اغلب خواص آن ناشناخته است. اما آنچه كه مسلم است اين حالت هم در دماي بسيار پايين قابل دسترسي است. دكتر جين و همكارانش براي دستيابي به اين حالت جديد، تعداد ۵۰۰ هزار اتم پتاسيم با عدد جرمي ۴۰ را تا دمايي كمتر از يك ميليونيوم كلوين سرد كردند. اين دما بسيار نزديك به صفر مطلق است. در اين حالت اتم¬هاي پتاسيم بدون آن¬كه چسبندگي ميان آنها وجود داشته باشد، به صورت مايع جريان يافتند. پايين¬تر ازاين دما چه اتفاقي مي افتد؟ جواب اين سئوال را كسي نمي¬داند. دانشمندان در حال حاضر براي يافتن پاسخ اين سئوال به تحقيق مشغول هستند. حالت چگاليده فرميوني تا حدي شبيه چگالش بوز - اينشتين است. هر دو حالت از اتم¬هايي تشكيل شده¬اند كه اين اتم¬ها در دماي پايين به هم مي پيوندند و جسم واحدي را تشكيل مي¬دهند. در چگالش بوز - اينشتين اتم¬ها از نوع بوزون هستند در حالي كه در چگالش فرميوني اتم¬ها فرميون هستند. تفاوت ميان بوزون ها و فرميون ها چيست؟ رفتار بوزون¬ها به گونه¬اي است كه تمايل دارند با هم پيوند برقرار كنند و به هم متصل شوند. يك اتم در صورتي كه حاصل جمع تعداد الكترون، پروتون و نوترون هايش زوج باشد، بوزون است. به عنوان مثال اتم¬هاي سديم بوزون هستند زيرا اتم هاي سديم در حالت عادي يازده الكترون، يازده پروتون و دوازه نوترون دارند كه حاصل جمع آنها عدد زوج ۳۴ مي¬شود. بنابراين اتم¬هاي سديم اين قابليت را دارند كه در دماهاي پايين به هم متصل شوند و حالت چگاليده بوز - اينشتين را پديد آورند اما از طرف ديگر فرميون¬ها منزوي هستند. اين ذرات طبق اصل طرد پائولي هنگامي كه در يك حالت كوانتومي قرار مي گيرند همديگر را دفع مي¬كنند و اگر ذره¬اي در يك حالت كوانتومي خاص قرار گيرد مانع از آن مي¬شود كه ذره ديگري هم بتواند به آن حالت دسترسي يابد. هر اتم كه حاصل جمع تعداد الكترون، پروتون و نوترون¬هايش فرد باشد، فرميون است. به عنوان مثال، اتم¬هاي پتاسيم با عدد جرمي ۴۰ فرميون هستند زيرا داراي ۱۹ الكترون، ۱۹ پروتون و ۲۱ نوترون هستند و حاصل جمع اين سه عدد برابر ۵۹ مي¬شود. دكتر جين و همكارانش بر پايه همين خاصيت انزوا¬طلبي فرميون¬ها روشي را پيش گرفتند و از ميدان¬هاي مغناطيسي كنترل شونده¬اي براي انجام آزمايش¬ها استفاده كردند. ميدان مغناطيسي باعث مي¬شود كه اتم¬هاي منفرد با هم جفت شوند و ميزان جفت¬شدگي اتم¬ها در اين حالت با تغيير ميدان مغناطيسي قابل كنترل است. انتظار مي¬رفت كه اتم¬هاي جفت شده پتاسيم خواص همانند بوزون¬ها داشته باشند اما آزمايش¬ها نشان دادند كه در بعضي از اتم¬ها كه ميزان جفت¬شدگي ضعيف بود هنوز بعضي از خواص فرميوني خود را از دست نداده بودند. در اين حالت يك جفت از اتم¬هاي جفت شده مي¬تواند به جفت ديگري متصل شود و اين جفت¬شدگي به همين ترتيب ادامه يابد تا اينكه سرانجام باعث تشكيل حالت چگاليده فرميوني شود. دكتر جين شك داشت كه جفت¬شدگي اتم¬هاي مشاهده شده همانند جفت¬شدگي اتم¬هاي هليوم مايع باشد كه به آن ابرشارگي مي¬گويند. ابرشاره¬ها نيز بدون آنكه خاصيت چسبندگي ميان آنها باشد به راحتي جريان مي¬يابند. وضعيت مشابه ديگر، حالت ابررسانايي است. در يك ابررسان الكترون¬هاي جفت شده (الكترون¬ها فرميون هستند) بدون آن¬كه با مقاومت الكتريكي مواجه شوند به¬راحتي جريان مي¬يابند. علاقه وافري به ابررساناها وجود دارد زيرا از آنها براي توليد الكتريسيته پاك و ارزان مي¬توان استفاده كرد. در صورتي كه استفاده از ابر رساناها در تكنولوژي ميسر شود، قطار هاي برقي سريع السير و كامپيوترهاي فوق سريع با قيمتي پايين روانه بازار خواهد شد. اما متأسّفانه استفاده از ابررساناها یا حتي تحقيق درباره آن¬ها دشوار است. بزرگ¬ترين مشكل اين است كه حداقل دمايي كه لازم است تا يك ابررسانا ايجاد شود. ۱۳۵ - درجه سلسيوس است. بنابراين نيتروژن مايع يا دستگاه سردكننده ديگري لازم است تا سيم¬هاي رابط و هر وسيله جانبي ديگري كه الكترون¬هاي جفت شده در آن محيط قرار مي¬گيرند را سرد نگه¬دارد. اين فرآيند هزينه زيادي مي¬خواهد و به دستگاه¬هاي پرحجمي نياز دارد. اما اگر ابر¬رسانايي بر دماي اتاق برقرار شود، كار كردن با آن فوق¬العاده راحت مي¬شود و استفاده از آن به خاطر مزيت¬هاي ياد شده سريعاً افزايش مي¬يابد. دكتر جين مي¬گويد: كنترل ميزان جفت¬شدگي اتم¬ها با استفاده از تغيير ميدان مغناطيسي، همانند تغيير دما براي يك ابررساناست. اين روند ما را اميدوار مي¬كند كه بتوانيم آموخته¬هاي خود از چگالش فرميوني را به ديگر زمينه¬ها از جمله ابررسانايي در دماي اتاق تسريع دهيم. ناسا كاربرد¬هاي زيادي را براي ابررسانه¬ها در نظر گرفته است. به عنوان مثال استفاده از ابر رساناها باعث خواهد شد كه مدار ماهواره¬هاي چرخنده به دور زمين با دقت بسيار بالايي كنترل شوند. خاصيت اصلي ابررسانا¬ها به دليل نداشتن مقاومت الكتريكي، امكان انتقال جريان الكتريكي بزرگي در حجم كوچكي از ابررسانا است. به همين خاطر اگر به جاي سيم¬هاي مسي از ابررساناها استفاده شود، موتور¬هاي فضاپيما¬ها تا ۶ برابر نسبت به موتورهاي فعلي كوچك¬تر و سبك¬تر خواهند شد و باعث مي¬شود كه وزن و هزينه ارسال فضاپيما بسيار كاهش يابد. از ديگر زمينه¬هايي كه ابررساناها مي¬توانند نقشي اساسي در آن¬ها بازي کنند مي¬توان كاوش¬هاي بعدي انسان از فضا را نام برد. ابررساناها بهترين گزينه براي توليد و انتقال بسيار كارآمد انرژي الكتريكي هستند و طي شب¬هاي طولاني ماه كه دما تا ۱۷3- درجه سانتي¬گراد پايين مي¬آيد و طي ماه¬هاي ژانويه تا مارس دستگاه¬هاي MRI ساخته شده از سيم¬هاي ابررسانا، ابزار تشخيصي دقيق و توانمندي در خدمت سلامت خدمه فضاپيماها خواهد بود.»

منبع این مقاله : JumpToChem
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 16:37  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

پراش نور

وقتي جسم كدري ميان يك پرده و يك چشمه نقطه‌اي نور قرار گيرد، سايه‌اي پيچيده متشكل از نواحي روشن و تاريك ايجاد مي‌شود. اين اثر به آساني قابل روئيت است، اما يك چشمه نسبتا قوي ضروري است. لامپي با شدت زياد كه از يك سوراخ كوچك مي‌درخشد، اين كار را به خوبي انجام مي‌دهد. اگر به نقش سايه حاصل از يك قلم ، تحت روشنايي يك چشمه نقطه‌اي نگاه كنيد يك ناحيه روشن غير معمولي در كناره خواهيد ديد.

حتي نواري با روشنايي ضعيف در وسط اين سايه تشكيل مي‌شود. به سايه‌اي كه توسط دستتان در امتداد نور خورشيد ايجاد مي‌شود، نگاهي دقيق بيندازيد. معمولا پراش مربوط به موانع شفاف مورد نظر قرار نمي‌گيرد. هر چند اگر در شب رانندگي كرده باشيد، در حاليكه چند قطره باران بر روي شيشه عينكتان نشسته باشد، فريزهاي روشن و تاريك را مشاهده خواهيد كرد.

تاريخچه

اولين مطالعه تفضيلي منتشر شده درباره انحراف نور از مسير مستقيم توسط فرانسسيكو گريمالدي در قرن هفدهم انجام گرفت و آن را پراشه ناميد.

انواع پراش

پراش فرانهوفر

فرض كنيد كه يك مانع كدر حاوي يك روزنه كوچك داريم كه امواج تخت حاصل از يك چشمه نقطه‌اي شكل خيلي دور (S) ، آن را روشن كرده است. صفحه مشاهده ، پرده‌اي است موازات با مانع كدر ، دورتر بودن صفحه مشاهده به آرامي باعث تغيير پيوسته در فريزها مي‌شود. در فاصله خيلي دور از مانع نقش تصوير شده بطور قابل ملاحظه‌اي پخش خواهد شد. بطوري كه به روزنه واقعي بي‌شباهت است و يا شباهت اندكي با آن خواهد داشت. از آنجا به بعد حركت دادن پرده تنها اندازه نقش پراش را تغيير مي‌دهد ولي شكل آن را بدون تغيير مي‌گذارد. اين پراش را فرانهوفر يا پراش ميدان- دور مي‌گويند.

- پراش فرنهوفر تك شكاف

در اين نمونه شكاف مستطيل شكل كه پهناي كوچك و طول چند سانتي متردارد، در مقابل منبع نور قرار مي‌گيرد. پرتوهاي نور بعد از عبور از شكاف بر روي پرده تشكيل تصوير مي‌دهند، كه قسمت مركزي در مقايسه با كناره‌ها شدت بيشتري دارد. نقش‌هاي پراش در اطراف اين ناحيه بوضوح ديده مي‌شود و ضمن اينكه شدت نور با دور شدن از ناحيه مركزي كاهش ي‌يابد، نوارهاي تاريك در بين نوارهاي روشن قابل روئيت است.

- شكاف دوگانه

در اين نمونه مانع كدر كه در مقابل نور قرار مي‌گيرد از دو شكاف مستطيل شكل موازي تشكيل شده است. هر روزنه به خودي خود همان نقش پراش تك شكافي را روي پرده ديد ايجاد خواهد كرد. در هر نقطه روي پرده سهم‌هاي مربوط به اين دو شكاف روي هم مي‌افتد. گرچه دامنه هر كدام از آنها اساسا بايد باهم مساوي باشد، ممكن است اختلاف فاز قابل توجهي پيدا كنند. در داخل قله مركزي پراش وجود خواهد داشت. ممكن است يك بيشينه تداخل و يك كمينه پراش با يك مقدار از (زاويه انحراف از قسمت مركزي) متناظر باشند. در چنين حالتي نوري وجود ندارد، كه در آن موقعيت دقيق در تداخل شركت كند و قله حذف شده را مرتبه گم شده مي‌نامند.

پراش فرنل

فرض كنيد يك مانع كدر حاوي روزنه كوچك كه اموج تخت حاصل از يك چشمه نقطه‌اي شكل خيلي دور (S) ، آن را روشن كرده است. در اين حالت صفحه مشاهده پرده‌اي موازي با مانع است. در اين شرايط يك تصوير از روزنه بر روي پرده مي‌افتد، كه علي‌رغم وجود برخي فريزهاي جزئي در اطراف محيط آن ، به روشني قابل تشخيص است. بتدريج كه صفحه مشاهده از مانع دور مي‌شود، تصوير روزنه گر چه هنوز به راحتي قابل تشخيص است، هرچه شكل مشخص‌تري به خود مي‌گيرد، و اين در حالي است كه فريزها نمايانتر مي‌شوند. اين پديده مشاهده شده پراش فرنل يا ميدان- نزديك ناميده مي‌شود.

اصل بابينه

دو پرده پراشان را مكمل مي‌گويند، هرگاه نواحي شفاف روي يك پرده با نواحي كدر پرده ديگر و بر عكس متناظر باشند. وقتي كه دو پرده مكمل روي هم بيافتند، آشكار است كه تركيب آنها كاملا كدر است.

توري پراش

آرايه‌اي تكراري از عناصر پراشان ، نظير روزنه‌ها يا موانعي كه اثر آنها ايجاد تغييرات متناوبي در فاز ، دامنه يا هر دوي آنها در يك موج خروجي است، يك توري پراش ناميده مي‌شود. غالبا توريهاي تخت تراشه‌اي ، يا شيارهايي تقريبا مستطيلي چنان سوار مي‌شوند كه بردار انتشار فرودي تقريبا بر هر يك از وجوه شيارها عمود باشند.

منبع : دانشنامه رشد(منبع اصلي و نقل از هوپا)

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 16:32  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عصر اتمي

زماني كه اطلاعات انسان در مورد دنياي ريز داخل اتم گسترش يافت و توانست انرژي هسته‌‌اي را بشناسد ، تحولي عميق در زندگي او به وجود آمد. با وجود اين منبع عظيم انرژي ، ديگر نگراني در مورد تمام شدن ذخائر تجديد ناپذير انرژي مانند نفت ، گاز طبيعي و زغال اندكي كمتر شد. تمام توجه‌ها به سمت گسترش فناوري لازم براي استفاده از انرژي هسته‌اي جلب شد. و به اين ترتيب عصر جديدي به نام عصر اتمي در زندگي بشر آغاز گرديد.

تاريخچه

دقيقا در آخرين ثانيه شمارش معكوس ، در ساعت 5:30 دقيقه بامداد روز شنبه ، 16 ژوئيه سال 1945 ، انرژي از هسته اتم آزاد شد. تاريخ آغاز هيچ عصر جديدي چنين دقيق به ثبت نرسيده است. آن انفجار بزرگ ، در پايگاه هوايي آلاموگوردو ، در 120 مايلي جنوب آلبوكوك ، نيومكزيكو ، سرآغازي تاريخي بود كه از آن پس بايد آغاز آينده بشريت تعيين مي‌شد.

حيات بر روي زمين ، ناگهان و به نحوي غير قابل برگشت تغيير يافته بود. آدمي به منبع انرژي جديد ، و به همراه آن به قدرتي دست يافته بود كه تكامل انواع خود را بر روي كره زمين مخاطره آميز كرده و سياره زيباي خود را به باغ وحشي پرتوزا تبديل مي‌كرد.

آغاز عصر اتمي

در لحظه نخستين انفجار اتمي ، نور ملتهب سفيد و شديدي به وجود آمد. رابرت اوپنهايمر ، فيزيكدان آمريكايي و مغز متفكر در ساختن آن بمب ، 6/6 كيلومتر آن طرف‌تر ، در حالي كه خود را به ميله محكمي چسبانده بود ، منتظر شوك حاصل از انفجار بود. بعد از انفجار ، بلافاصله گوي آتشيني برخاست. و در پي آن ابري قارچي شكل ايجاد شد كه تا ارتفاع 8/14 كيلومتر بلند شد و به داخل آرام سپهر راه يافت. برج فولادي كه بمب بر روي آن نصب شده بود ، كاملا به بخار تبديل شد و سطح بيابان پيرامون آن تا شعاع حدود 730 متري گداخته شده و به حالت شيشه‌اي درآمده بود.

اين انفجار آزموني محرمانه بود. اما در ششم اوت همان سال 1945 ، وقتي يك بمب اتمي معادل 20000 تن ماده انفجاري تي.ان.تي نيرومندترين ماده انفجاري شيميايي ، بر شهر هيروشيماي ژاپن انداخته شد. خبرش نيز مانند خودش در سطح جهان پخش شد. انفجار اين بمب بيشتر از 10 كيلومتر مربع از مركز شهر را ويران كرد. تعداد بسيار زيادي از مردم اين شهر كشته شدند وبيش از 67 درصد ساختمانهاي شهر نابود شده يا به شدت آسيب ديد.

در نهم اوت همان سال ، بمب دوم بر شهر ناگازاكي فرود آمد ، كه در اين بمباران نيز انسانهاي بسياري نابود شدند و حدود 40 درصد از ساختمانهاي شهر در هم ريخت. بر اين ويرانيها و كشتارها ، مصيبت ديگري ، يعني تابش هم اضافه مي‌شد. كه نه تنها بر آنان كه در معرض آن قرار مي‌گرفتند تاثير مي‌گذاشت ، بلكه از طريق جهشهايي ژنتيكي مي‌توانست نسلهاي آينده را نيز متاثر كند. و به اين ترتيب عصر اتمي آغاز شد.

نتايج ويرانگر عصر اتم

عصر اتم بدون هيچ گونه آمادگي و اخطاري شروع شد. زيرا طرح مانهاتان ، كه متولي توليد بمب اتمي بود ، در پس ديوارهاي سر به فلك كشيده اختفا و بازداري نظامي به مورد اجرا درآمده بود. مطالعات انجام شده توسط سازمان بهداشت جهاني ، وابسته به سازمان ملل ، نشان داد كه نه تنها در كشورهاي پيشرفته ، بلكه در ميان مردم ساده تر سراسر جهان ، اين ماجرا آثار عميقي برجاي گذاشته بود. يكي از وحشتناك‌ترين جنبه‌هاي بمب اتمي در ميان مردم جهان ، آثار وخيم ناشي از تابش آن بود. آثاري كه نامرئي ، بدون تاثير بر چشايي ، نامحسوس ، بدون بو ، اما بسيار وسيع و گسترده بود.

سير تحولي و رشد

بعد از جنگ جهاني دوم ، ايالات متحده آمريكا به آزمايشهاي خود در مورد سلاحهاي شكافت هسته‌اي در جزاير اقيانوس آرام و صحراي نوادا ادامه داد. انگلستان ، شوروي سابق ، فرانسه ، چين و هندوستان اقدام به توليد و آزمايش بمبهاي هسته‌اي كردند. در اوايل سال 1950 ، مردم از وجود نوع ديگري بمب ، كه به بمب هيدروژني معروف شد ، باخبر گرديدند. بمب هيدروژني با قدرتي معادل 5 تا 7 ميليون تن تي.ان.تي را در اقيانوس آرام آزمايش كرد. اين انفجار جزيره‌اي را محو و به جاي آن حفره‌اي به عمق 45 متر و قطري بيشتر از 105 كيلومتر ايجاد كرد.

در اول مارس 1952 ، ايالات متحده آمريكا يك بمب هيدروژني با قدرت 12 تا 14 ميليون تن ، يعني دو برابر نيروي انفجاري قبلي آزمايش كرد. علي رغم تصور‌هايي رسمي مبني بر اينكه غبارهاي راديواكتيو (پس مانده‌هاي راديواكتيو ناشي از بمب) منحصر به منطقه انفجار خواهد بود. خاكستر راديو اكتيو يك قايق ماهيگير ژاپني را در فاصله حدود 96 كيلومتري مركز انفجار ، پوشانيد. 32 ماهيگير تحت تاثير اين غبارها قرار گرفتند و يكي از آنها در گذشت.

اتحاد شوروي سابق در 12 اوت سال 1953 ، يك بمب هيدروژني آزمايش كرد. انگلستان نخستين بمب خود را در جزيره كريسمس واقع در اقيانوس آرام در 17 مي سال 1957 به مرحله آزمايش درآورد. به اين ترتيب توليد و تكثير سلاحهاي ويرانگر اتمي به صورت مسابقه‌وار توسط كشورهاي قدرتمند دنيا ادامه پيدا كرد. به طوري كه در حال حاضر اين كشورها از عظيم‌ترين ذراتخانه‌هاي اتمي بر خوردار هستند. جالب توجه است كه خود اين كشورها همواره بر منع توليد و تكثير اين سلاحهاي مرگبار اصرار داشته و قوانين بسيار زيادي را در اين زمينه وضع كرده‌اند. قوانيني كه خود ، اولين نقض كنندگان اين قوانين بودند.

مشخصه كودكاني كه در عصر اتم به دنيا آمده‌اند

گاز كريپتون راديو اكتيو حاصل از انفجار بمب هيدروژني ، به استرانسيم راديو اكتيو واپاشيده و وارد جو زمين مي‌شود و از طريق جريانهاي اقليمي هوا در تمام نقاط جو زمين پخش مي‌شود تا همراه باران در سراسر دنيا فرود آيد. استرانسيم شبيه كلسيم است. در غياب كلسيم مي‌تواند نقش آن را بر عهده بگيرد. اين عنصر مي‌تواند به تشكيل استخوان كمك كند. بنابراين ، نوع راديو اكتيو آن يك جوينده استخوان است ، وقتي به بدن موجود زنده وارد شود ، قابل شستشو و يا انتقال به بيرون نيست.

نيم عمر فعال آن 97 سال است. بنابراين در اثر آزمايش بمب هسته‌اي و ساير آزمايشها ، استرانسيم راديو اكتيو به همه جا پخش شد و از طريق شير و گياهان آلوده به غبار راديو اكتيو مي‌تواند به بدن موجودات زنده و انسان وارد نشود. اين ماجرا چنان جهاني بود كه گفته شده است، هر كودكي كه در خلال سالهاي بعد از آزمايشهاي مكرر بمب هسته‌اي در جو ، استخوانهايش در حال شكل گيري و نشو و نما بوده است، در اين استخوانها نشاني از استرانسيم راديو اكتيو مانده است. كه هر چند لزوما جنبه معاينه باليني ندارد ، اما مشخصه كودكان عصر اتم است. منبع اصلي و نقل از هوپا

منبع : دانشنامه رشد

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 21:37  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

آب سنكين : مراحل توليد وكاربرد هاي آن

آب سنگين: تاريخچه "هارولد يوري" (‪ (Harold Urey , 1893-1981‬شيميدان و از پيشتازان فعاليت روي ايزوتوپها كه در سال ‪ ۱۹۳۴‬جايزه نوبل در شيمي گرفت،در سال ‪۱۹۳۱‬ ميلادي "ايزوتوپ هيدروژن سنگين"را كه بعدها به منظور افزيش غلظت آب مورد استفاده قرار گرفت، كشف كرد.

همچنين در سال ‪ "،۱۹۳۳‬گيلبرت نيوتن لوئيس"(‪(Gilbert Newton Lewis‬ شيميدان و فيزيكدان مشهور آمريكيي و استاد هارولد يوري،توانست براي اولين بار نمونه آب سنگين خالص را بوسيله عمل الكتروليز بوجود آورد. اولين كاربرد علمي از آب سنگين در سال در سال ‪ ۱۹۳۴‬توسط دو بيولوژيست بنامهاي هوسي (‪ (Hevesy‬و هافر(‪ (Hoffer‬صورت گرفت. آنها از آب سنگين براي آزمايش رديابي بيولوژيكي، به منظور تخمين ميزان بازدهي آب در بدن انسان، استفاده قرار دادند. * آب سنگين : مفهوم و مراحل توليد آب سنگين ( ‪ (D20‬نوع خاصي از مولكولهاي آب است كه در آن ايزوتوپهاي هيدروژن حضور دارند. اين نوع از آب كليد اصلي تهيه پلوتونيوم از اورانيوم طبيعي است و به همين دليل توليد و تجارت آن تحت نظر قوانين بين‌المللي صورت گرفته و بشدت كنترل مي‌شود. با كمك اين نوع از آب مي‌توان پلوتونيوم لازم بري سلاح هي اتمي را بدون نياز به غني‌سازي بالي اورانيوم تهيه كرد. از كاربردهاي ديگر اين آب مي توان به استفاده از آن در رآكتورهاي هسته‌اي با سوخت اورانيوم، بعنوان متعادل‌كننده (‪ (Moderator‬به جاي گرافيت و نيز عامل انتقال گرماي رآكتور نام برد. آب سنگين واژه‌اي است كه معمولا به اكسيد هيدروژن سنگين،‪ D2O‬يا ‪ ۲H2O‬اطلاق مي شود. هيدروژن سنگين يا دوتريوم (‪ (Deuterium‬ايزوتوپي پايدار از هيدروژن است كه به نسبت يك به ‪ ۶۴۰۰‬از اتمهاي هيدروژن درطبيعت وجود دارد. خواص فيزيكي و شيميايي آن به نوعي مشابه با آب سبك ‪ H2O‬است. اتم‌هاي دوتريوم ايزوتوپ‌هاي سنگيني هستند كه بر خلاف هيدروژن معمولي، هسته آنها شامل نوترون نيز هست. جايگزيني هيدروژن با دوتريوم در مولكولهاي آب سطح انرژي پيوندهاي مولكولي را تغيير داده و طبيعتا" خواص متفاوت فيزيكي، شيمييي و بيولوژيكي را موجب مي شود، بطوري كه ين خواص را در كمتر اكسيد ايزوتوپي مي‌توان مشاهده كرد. بعنوان مثال ويسكوزيته (‪ (Viscosity‬يا به زبان ساده‌تر چسبندگي آب سنگين به مراتب بيشتر از آب معمولي است. آب سنگين آبي است كه در مقايسه با آب معمولي ديرتر مي‌جوشد و زودتر يخ مي زند و همانطور كه ذكر شد "گيلبرت نيوتن لوييس" نخستين بار نمونه آن را از آب سنگين خالص در سال ‪ ۱۹۳۳‬به دست آورد. هيدروژن طبيعي داراي دو ايزوتوپ است:ايزوتوپ هيدروژن سبك كه تقريبا ‪ ۹۹/۹۸‬درصد هيدروژن موجود را تشكيل مي‌دهد و ايزوتوپ هيدروژن سنگين يا دوتريوم كه مقدار آن ‪۱۵‬درصد است. ايزوتوپ دوتريوم برخلاف هيدروژن معمولي داراي يك نوترون است.آب معمولي از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن تشكيل شده است،در حالي كه آب سنگين، از يك اتم اكسيژن و دو اتم دوتريوم(‪ (D‬تشكيل شده است. براي توليد آب سنگين بايد مولكول‌هاي آب حاوي هيدروژن سنگين (دوتريوم) را از مولكول‌هاي آب معمولي جدا كنند يا از داخل هيدروژن ،اتم‌هاي هيدروژن سنگين يا دوتريوم را جدا و خالص كنند. جرم مولكولي آب معمولي ‪ ۱۸‬و جرم مولكولي آب سنگين ‪ ۲۰‬است. از لحاظ خواص شيميايي تفاوت چنداني با خواص آب معمولي نداشته و اختلافات جزئي وجود دارد اما از لحاظ هسته‌اي هيدروژن معمولي مي‌تواند نوترون را جذب كند ،اما احتمال جذب نوترون توسط هيدروژن سنگين بسيار كم است. به دليل تفاوت مشخصات هسته‌اي دوتريوم با هيدروژن ازلحاظ "تكانه زاويه‌اي و گشتاور مغناطيسي "از آب سنگين و دوتريوم در زمينه‌هاي مختلف تحقيقاتي نيز استفاده مي‌شود. به عنوان مثال رفتار آب سنگين در دستگاه‌هاي ‪ MRI‬با رفتار هيدروژن معمولي متفاوت است. در فعاليت‌هاي تحقيقاتي به منظور بررسي برخي خواص از موادي استفاده مي كنند كه هيدروژن طبيعي را در آن با هيدروژن سنگين (دوتريوم) جايگزين كرده اند. يكي از كاربردهاي دوتريوم استفاده در توليد نوترون در شتاب‌دهنده ها و توليد انرژي در "راكتورهاي گداخت" است. * آب نيمه سنگين چنانچه دراكسيد هيدروژن تنها يكي از اتمهاي هيدروژن به ايزوتوپ دوتريوم تبديل شود نتيجه حاصله (‪ (HDO‬را آب نيمه سنگين مي‌گويند. در مواردي كه تركيب مساوي از هيدروژن و دوتريوم در تشكيل مولكوهاي آب حضور داشته باشند، آب نيمه سنگين تهيه مي‌شود. دليل ين امر تبديل سريع اتم هي هيدروژن و دوتريوم بين مولكولهاي آب است، مولكول آبي كه از ‪ ۵۰‬درصد هيدروژن معمولي ( ‪ (H‬و ‪ ۵۰‬درصد هيدروژن سنگين(‪ (D‬تشكيل شده است، در موازنه شيميايي در حدود ‪ ۵۰‬درصد ‪ HDO‬و ‪۲۵‬ درصد آب (‪ (H2O‬و ‪ ۲۵‬درصد ‪ D2O‬خواهد داشت. نكته قابل توجه آن است كه آب سنگين را نبايد با با آب سخت كه اغلب شامل املاح زياد است و يا يا آب تريتيوم (‪ (T2O or 3H2O‬كه از ايزوتوپ ديگر هيدروژن تشكيل شده است، اشتباه گرفت. تريتيوم ايزوتوپ ديگري از هيدروژن است كه خاصيت راديواكتيو دارد و بيشتر براي ساخت موادي كه از خود نور منتشر مي‌كنند، بكار برده مي‌شود. * آب با اكسيژن سنگين آب با اكسيژن سنگين،در حالت معمول ‪ H218O‬است كه به صورت تجارتي در دسترس است ببيشتر براي رديابي بكار برده مي‌شود. بعنوان مثال با جايگزين كردن اين آب (از طريق نوشيدن يا تزريق) در يكي از عضوهاي بدن مي‌توان در طول زمان ميزان تغيير در مقدار آب اين عضو را بررسي كرد. اين نوع از آب به ندرت حاوي دوتريوم است و به همين علت خواص شيميايي و بيولوژيكي خاصي ندارد ،براي همين به آن آب سنگين گفته نمي‌شود. ممكن است اكسيژن در آنها بصورت ايزوتوپهاي ‪ O17‬نيز موجود باشد، در هر صورت تفاوت فيزيكي ين آب با آب معمولي تنها چگالي بيشتر آن است. منبع: ايرنا

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 21:26  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

پلاسما

پلاسما حالت چهارمی از ماده است که دانش امروزی نتوانسته آنها را جزو سه حالت دیگر پندارد و مجبور شده آنرا حالت مستقلی به حساب آورد.

این ماده با ماهیت محیط یونیزه ، ترکیبی از یونهای مثبت و الکترون با غلظت معین می‌باشد که مقدار الکترونها و یونهای مثبت در یک محیط پلاسما تقریبا برابر است و حالت پلاسمای مواد ، تقریبا حالت شبه خنثایی دارد. پدیده‌های طبیعی زیادی از جمله آتش ، خورشید ، ستارگان و غیره در رده حالت پلاسمایی ماده قرار می‌گیرند. پلاسما شبیه به گاز است، ولی مرکب از ذرات باردار متحرکی به نام یون است. یونها بشدت تحت تاثیر نیروهای الکتریکی و مغناطیسی قرار می‌گیرند. مواد طبیعی در حالت پلاسما عبارتند از انواع شعله ، بخش خارجی جو زمین ، اتمسفر ستارگان ، بسیاری از مواد موجود در فضای سحابی و بخشی از دم ستاره دنباله‌دار و شفقهای قطبی شمالی. نمایش خیره کننده از حالت پلاسمایی ماده است که در میدان مغناطیسی جریان می‌یابد. بد نیست بدانید که دانش امروزی حالات دیگری از جمله برهمکنش ضعیف و قوی هسته‌ای را نیز در دسته‌بندیها بعنوان حالات پنجم و ششم ماده بحساب می‌آورد که از این حالات در توجیه خواص نکلئونهای هسته ، نیروهای هسته‌ای ، واکنش های هسته‌ای و در کل فیزیک ذرات بنیادی استفاده می‌شود. ساختار پلاسما : عموما پلاسما را مجموعه‌ای از یونها ، الکترونها و اتمهای خنثی جدا از هم و تقریبا در حال تعادل مکانیکی ـ الکتریکی می‌گویند. حالتهای خاصی را در مقابل مغناطیس نشان می‌دهد. این رفتارها کاملا برعکس رفتار گازها در مقابل میدان مغناطیسی است. زیرا گازها به سبب خنثی بودنشان از لحاظ بار الکتریکی توانایی عکس ‌العمل در مقابل مغناطیس و میدان وابسته به آن را ندارند. در کنار این رفتار پلاسما می‌تواند تحت تاثیر میدان مغناطیسی درونی که از حرکت یونهای داخلی به عمل می‌آید قرار گیرد. همچنین پلاسما بعلت رفتار جمعیتی که از خود نشان می‌دهد، گرایشی به متاثر شدن در اثر عوامل خارجی ندارد. و اغلب طوری رفتار می‌کند که گویی دارای رفتار مخصوص به خودش است. معیار دیگر برای پلاسما آن است که فراوانی بارهای مثبت و منفی باید چندان زیاد نباشد که هر گونه عدم توازن موضعی بین غلظت‌های این بارها غیر ممکن باشد. مثلا بار مثبت به سرعت بارهای منفی را به سوی خود می‌کشد تا توازن بار از نوع برقرار سازد. بنابراین اگرچه پلاسما به مقدار زیادی بار آزاد دارد، ولی از لحاظ بار الکتریکی خنثی است. ماده در حالت پلاسما نسبت به حالتهای جامد ، مایع و گاز نظم کمتری دارد. با این حال خنثی بودن الکتریکی پلاسما بطور متوسط انرژی از نظم را نشان می‌دهد. اگر پلاسما تا دمای زیاد حرارت داده شود، نظم موجود در پلاسما از بین می‌رود و ماده به توده درهم و برهم و کاملا نامنظم ذرات منفرد تبدیل می‌شود. بنابراین پلاسما گاهی نظیر سیارات ، رفتاری جمعی و گاهی نظیر ذرات منفرد ، بصورت کاملا تکی عمل می‌کند. بدلیل همین رفتارهای عجیب و غریب است که غالبا پلاسما در کنار گازها و مایعات و جامدات ، چهارمین حالت ماده معرفی می‌شود. بنابراین با توجه به اینکه چگالی پلاسما قابل توجه می‌باشد. مدولانک در تک ذرات منفرد به مشکلات رفتار پلاسما افزوده می‌شود. ضرورت بررسی پلاسمای طبیعی : با وجود این پیچیدگی‌ها با عنایت به اینکه 99 درصد ماده موجود در طبیعت و جهان در حالت پلاسما است. علاقمندی ما به پلاسما جدا از بسیاری کاربردها نظیر تولید انرژی ، عدسی پلاسمایی برای کانونش انرژی و ... معتدل می‌باشد، چرا که از ترک زمین ، با انواع پلاسماها مانند «یونسفر ، کمربندها و بادهای خورشیدی) مواجه می‌شویم. بنابراین فیزیک پلاسما نیز در کنار سایر شاخه‌های علوم فیزیکی ، در شناخت محیط زندگی ما در قالب رشته ژئوفیزیک از یک اهمیت زیادی برخوردار است. انواع پلاسما: پلاسمای جو: نزدیکترین پلاسما به ما «کره زمین) ، یونوسفر (Ionosphere) می‌باشد که از صد و پنجاه کیلومتری سطح زمین شروع و به طرف بالا ادامه می‌یابد. لایه‌های بالاتر یونسفر ، فیزیک سیستمها به فرم پلاسما می باشند که توسط تابش موج کوتاه در حوزه وسیعی ، از طیف اشعه فرابنفش گرفته تا پرتوهای ایکس و همچنین بوسیله پرتوهای کیهانی و الکترونهایی که به گلنونسفر اصابت می‌کنند یونیزه می‌شوند. شفق قطبی: پدیده شفق نیز نوعی پلاسما است که تحت اثر یونیزاسیون ایجاد می‌شود. یونسفر پلاسمایی با جذب پرتوهای ایکس ، فرابنفش ، تابش خورشیدی ، انعکاس امواج کوتاه و رادیویی اهمیت اساسی در ارتباط رادیویی در سرتاسر جهان دارد. با همه این احوال نه تنها زمین بلکه زهر و مریخ نیز فضایی یونسفری دارند. ملاحظات نظری نشان می‌دهد که در سایر سیاره‌های منظومه شمسی نظیر مشتری ، زحل ، اورانوس ، نپتون نیز باید یونسفرهای قابل مشاهده وجود داشته باشد. فضای بین سیاره‌ای نیز از پلاسمای بین سیاره‌ای در حال انبساط پر شده که محتوای یک میدان مغناطیسی ضعیف (حدود -510 تسلا) است. هسته‌های ستارگان دنباله دار نیز به فضای بین پلاسمایی پرتاب می‌کند. از طرف دیگر ، خورشید منظومه شمسی مانند یک کره پلاسمایی است. درخشندگی شدید خورشید ، معمولا عین یک درخشندگی پلاسمایی می‌باشد. خورشید به سه قشر گازی فتوسفر ـ کروموسفر و کورونا (که کرونای آن بیش از یک میلیون درجه ، حرارت دارد) احاطه شده است و انتظار می‌رود که هزارها سال به درخشندگی خود ادامه بدهد. کاربرد پلاسمای یونسفر : یونوسفر زمین در ارتباطات رادیویی اهمیت زیادی دارد. توضیح این نکته لازم است که یونوسفر ، امواج رادیویی با فرکانسهای بیش از 30 مگاهرتز (بین امواج رادار و تلویزیون) را عبور می‌دهد. ولی امواج با فرکانسهای کمتر (کوتاه ، متوسط و بلندرادیویی) را منعکس می کند. همچنین شایان ذکر است که ضخامت یونسفر زمین که از چند لایه منعکس کننده تشکیل شده است با عواملی نظیر شب و روز آشفتگی پلاسمایی سطح خورشید در ارتباط نزدیک می‌باشد. مگنتوسفر و کمربندهای تشعشعی زمین : می‌دانیم زمین ما دارای میدان مغناطیسی است که می‌تواند بر یونها و به طور خلاصه پلاسمای فضای اطرافش اثر بگذراد. بر طبق نظرات دینامو ، میدان مغناطیسی زمین از القای مغناطیس حاصل از حرکات ذرات داخل پلاسمای فضا به درون زمین متاثر می‌شود. که دوباره نقش فیزیک پلاسما را در ژئوفیزیک یادآوری می‌کند. به هرحال بطور نظری باید میدان مغناطیسی به شکل متقارن باشد لیکن فشار باد خورشیدی ، میدان ژئومغناطیس زمین را به صورت ستارگان دنباله‌دار یا دکلی شکل در می‌آورد. که در اصطلاح به آن مگنتوسفر زمین گفته می‌شود. ساختمان این لایه پلاسمایی نیز خود از چند لایه تشکیل شده است. ژئوفیزیکدانان با مطالعه اساسی این لایه‌ها ، حد بالای آن را که حدودا 10 برابر شعاع زمین و در جهت خورشید می‌باشد، مغناطیس سکون می‌نامند. خارج از مغناطیس سکون ، ناحیه متلاطمی است که «غلاف» مغناطیس نام دارد و آن باد خورشیدی در نتیجه فشار مگنتوسفر جهت و سرعت خود را تغییر می‌دهد. مگنتوسفر زمین ، کمربند ایمنی زمین در مقابل ذرات خطرناک کم انرژی و حتی متوسط انرژی می‌باشد. به این کمربند حافظ امنیت زمین در مقابل اشعه‌های خطرناک و ذرات ساتع از خورشید ، اصطلاحا کمربندهای وان آلن (به افتخار کاشف این کمربندها) گفته می‌شود. آینه‌های مغناطیسی : با توجه به تاثیرات میدان مغناطیسی زمین بر روی پلاسما ، ذراتی که در میدان مغناطیسی زمین (کمربند وان آلن) گیر می اندازد. به واسطه داشتن میدان مغناطیسی قوی و ضعیف و در قطبین زمین حرکتی انجام می‌دهند که به مثابه یک آینه طبیعی می‌باشد. بنابراین آینه مغناطیسی که قبلا برای اولین بار توسط انریکو فرمی به عنوان مکانیسمی برای شتابدار ساختن پرتوی کیهانی استفاده شده بود، در ژئوفیزیک نیز به کار رفت. بادهای خورشیدی : خورشید منظومه شمسی منبع نیرومندی از جریان مداوم پلاسما به صورت باد خورشیدی است. باد خورشیدی اصطلاحی برای ذرات تشعشع یافته نظیر بادهایی در حدود 100 هزار درجه کلوین است. باد خورشیدی پدیده پیچیده‌ای است که سرعت و چگالی آن متغیر می‌باشد. متغیر بودن پلاسمای بادی به فعالیت خورشید بستگی دارد. گفتنی است که به دلیل 100 برابر بودن انرژی جنبشی پلاسما نسبت به انرژی مغناطیسی‌اش ، اصطلاح باد مغناطیسی به آن داده‌اند. 

 منابع:

 www.hupaa.com

 www.sharghnewspaper.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 21:17  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «انار» است !

ميوه بهشتى هستم ، و يك دنيا خاصيت دارم .
زادگاهم ايران است .
بهترين موقع خوردن من صبح زود است .
رب من ، غم و غصه را از دل مى برد.
شيرين مرا، براى رفع سينه درد و سرفه ميل كنيد...

اسم من انار است ، و گاهى نار مى گويند. از من در قرآن مجيد تعريف شده است . زادگاه اوليه من ايران مى باشد، ولى امروزه در بسيارى از كشورها كاشته مى شوم . طعم من گاهى ترش ، گاهى شيرين و گاهى ملس است . در اثر تربيت يك نوع انار بى هسته وجود دارد كه پوست مغز و دانه هاى آن نرم و لطيف مى باشد. نوع شيرين من براى سينه و ريه نافع است ، ولى نوع ترش ‍ ما سينه را خشك مى كند، و براى مبتلايان به درد سينه و سرفه خوب نيست ، براى آنهايى كه جگرشان گرم است ، هيچ ميوه اى مناسب تر از نوع ترش ما نيست . مواد غذايى در ما كم است ، ولى تا بخواهيد سرشار از ويتامين هاى آ - ب - ث و ئى هستيم و به قدرى آهن و فلزات مفيد ديگر داريم كه هضم ما را سنگين كرده ، و كمى نفاخ به نظر مى رسيم ، ولى اين سنگينى و نفخ از نوع ساير ميوهها نيست ، و به زودى پراكنده مى شود و يكى ديگر از مشخصات ما اين است كه آب ما سنگين تر از خوردن دانه هاى ما با هسته است ، چون مغز هسته ى دانه هاى ما خود كمى پائين است ، و پوست سخت آن روده ها را جارو مى كند، آب ميوه ى من داراى قند - تانن و يك ماده ى مفيد به نام كره ماناتين است كه از دوستان كبد بوده ، و آن را پاك و در نتيجه رنگ رخساره را باز مى نمايد، من به علت داشتن ويتامين هاى آ به رشد اطفال كمك مى كنم . به علت داشتن انواع ويتامين ((ب )) اعصاب را تقويت كرده ، آنها را محكم و شك و دودلى را از بين مى برم ، به علت داشتن ويتامين ب 6 ضد استفراغ بوده ، و درمان ويار زنان باردار هستم .
اگر خانمى هنگام آبستنى از من ، يا رب من زياد بخورد، بزرگترين خدمت را به فرزند آينده خود كرده است ، زيرا من علاوه بر جلوگيرى از ويار و تقويت مادر و فرزند، به رشد آينده طفل هم كمك خواهم نمود. من به علت داشتن آهن و ويتامين هاى لازم ، خون ساز بوده و آن را اصلاح مى نمايم .
بهترين موقع خوردن من صبح ناشتا است . در موقع خوردن به من گلپر بزنيد علاوه بر بوى مطبوع به هضم من هم كمك خواهد كرد.
من پيشاب را زياد مى كنم ، غرايز جنسى را تقويت مى نمايم ، و درمان اسهال هم هستم . دانه هاى ميوه ى جنگلى من كه به ناردان معروف است ، در معالجه ى اسهال شهرت فراوان دارد. اين دانه ها را در آب بجوشانيد، و صاف كنيد، و آب آن را نوش كنيد تا اسهال بند آيد و همچنين مى توانيد كمى ناردان را با هم وزنش برنج و جو پوست كنده مخلوط كرده ، در آب بجوشانيد و پس از صاف كردن تنقيه كنيد و اثر آن را در معالجه اسهال ببينيد. اين دستور براى معالجه زخم معده و ورم روده ، نتايج عالى داده است .
رب من بهترين چاشنى براى فسنجان و خورش باميه - آش انار و خوراك هاى ديگر است ، و به علت داشتن تانن و آهن ، رنگ آن ها را سياه مى كند.
اگر اين رب را با عسل مخلوط كنيد، براى معالجه زخم بينى و بثورات جلدى مصرف آن از خارج مفيد است .
خوردن آب ميوه شيرين من با شكر و نشاسته براى معالجه سينه درد و سرفه توصيه شده است و مرا در موقع يرقان نيز تجويز كرده اند، و براى اصلاح سپرزنيز سودبخش مى باشم .
نگاه به دل پر خون من نكنيد، تمام قسمت هاى درخت من مفيدند. پوست ميوه - پوست ساقه و پوست ريشه من مصارف صنعتى و درمانى دارند و از گل من هم مى توان استفاده كرد.
پوست ميوه ى من در رنگرزى و چرم سازى از قديم به كار مى رفت ، و بهترين قالى هاى ايران را با آن رنگ مى كردند.
مضمضمه و نگاهداشتن آب ميوه ى ترش من در دهان ، برفك و جوش هاى دهان را پاك مى كند و لثه را محكم مى نمايد. ميوه ى ترش من براى مبتلايان به زخم معده و روده خوب نيست و براى سرد مزاجان زيان بخش است ، و جاذبه ى كبد را كم مى كند، ولى در عوض ميوه هاى شيرين و ملس من ، صفرا بر بوده و معده و كبد را تقويت كرده ، و درمان تب هاى صفراوى و يرقان و امراض جلدى است .
پوست ساقه و ريشه من داراى بيست و دو درصد تانن است ، و به علاوه از آن در صنعت داروسازى ، چهار ماده شيميايى مى گيرند كه همگى ضد كرم كدو مى باشد. شما مى توانيد براى معالجه كرم كدو از پوست ، ريشه يا ساقه من مستقيما استفاده كنيد، و به اين منظور بايد شصت گرم پوست ريشه ى تازه يا گرد خشك آن را گرفته ، شش ساعت در آب خيس نماييد (مقدار آب 750 گرم ) بعد آن را بجوشانيد تا حجم آن تقريبا نيم ليتر شود، پس از صاف كردن ، آن را سه قسمت كندى و هر قسمت را به فاصله يك ساعت و نيم ميل نماييد و پس از دو ساعت يك مسهل بخوريد، و منتظر دفع كرم كدو باشيد. مقدار مصرف براى اطفال يك ششم تا يك سوم ميزان بالا مى باشد. ضمادى كه با پختن پوست و هسته من تهيه نماييد، براى امراض جلدى مخصوصا اگزما مفيد است و خارش از بين مى برد.
رب من جهت رفع خمارى مفيد بوده ، و غم و غصه را تسكين مى دهد.
ناردان قابض تر از دانه هاى ما بوده ، جوشانده ى آن جهت محكم شدن لثه نافع تر است . جوشانده گل ما نيز جهت پيوره و خونريزى لثه تجويز شده است و ساير خواص آن مثل گلنار فارسى است كه بعدا خود را معرفى خواهد كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 16:51  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


من «ريحان» هستم !

مرا ريحان مى نامند، به معنى گل و سبزه ! برابر اين لغت در فارسى اسپرم است كه به صورت اسپرغم - اسپرهم و اسفرم نيز گفته شده است . اسم اصلى من شاه اسپرم است كه آن را شاه اسپرغم - شاهپرهم - شاهسفرم نيز گفته اند.
بعد از اسلام مرا به عربستان بردند و كلمه ى شاه اسپرم را به سلطان الريا حين ترجمه كردند و از آن جا به اروپا رفت و به زبان لاتين به آن بازيليك ، يعنى سبزى سلطنتى لقب دادند. لقب آن از روى افسانه اى است كه در فرهنگ عاميانه (فولكلور) فارسى وجود دارد و پيدايش مرا در زمان سلطنت انوشيروان مى رساند و با اينكه اين داستان صورت افسانه دارد، معذلك تكرار آن خالى از لطف نيست . اينك شرح داستان به همه صورت كه در كتب قديم آمده است :
((گويند اسپرغم پيش از انوشيروان نبود. روزى انوشيروان بار عام داده ، و به ديوان قضاوت نشسته بود. ناگاه مارى بزرگ از زير تخت در آمده ، حاضران را از ديدن او ترس به هم رسيد. قصد او كردند، شاه فرمود بگذاريد شايد شكايتى داشته باشد. به دنبال او برفتند تا به كنار چاهى رسيدند. مار بر كنار چاه حلقه زد، آنگاه به درون رفت و بر آمد، چون در آن چاه نگاه كردند، مارى ديدند مرده افتاده و عقربى نيش بر او بند كرده ، نيزه اى از بالاى چاه بر پشت عقرب فرو بردند و چون يك سال بگذشت ، هم در آن روز شاه نشسته بود و به شكايات مردم رسيدگى مى كرد. همان مار به نزديك سرير آمد و از دهن خود قدرى تخم سياه بريخت و برفت ، كسرى فرمود آن تخم را كاشتند. از آن شاه اسپرغم بر آمد و انوشيروان كه پيوسته زكام داشت از بوييدن و خوردن آن زكامش برطرف شد.)) شكى نيست كه اين داستان به اين شكل صحت ندارد و بعيد نيست كه بذر مرا يكى از شاكيان كه به حق خود رسيده بود، به عنوان هديه آورده باشد.
عده اى از لغت نويسان عربى مرا ضيمران نوشته اند. اين خود يك اشتباه است . زيرا ضيمران گياه ديگرى از خانواده ى ماست كه در صحراى عربستان مى رويد و بسيار خوش بو و نافع است . در خانواده ى ما بيش از 160 نوع گياه خوشبو وجود دارد كه چند نوع آن بيشتر در ايران كاشته نمى شود. بذر يك نوع آن تحت عنوان تخم شربتى زياد مصرف دارد.
بارى من مقوى معده ، بادشكن ، ضد عفونى كننده دهان و دستگاه گوارش ، مدر و ضد تشنج مى باشم . به علت داشتن سبزينه و اسانس مخصوص كه خود مخلوط از چند اسانس است ، بوى پياز و سير را از دهان مى برم و روى همين اصل است كه يك پاى ثابت سينى نان و كباب شده ام و چون به كباب بازارى پياز زياد مى زنند، و مقدارى هم با آن مى خورند، ناگزير نيز مقدارى از سبزى من تناول مى نمايند تا بوى پياز برطرف شود. من دماغ را باز مى كنم . عصاره ى من با شير براى درمان زكام و سينه درد و سرفه به كار مى رود. مضمضمه جوشانده ى غليظ و جويدن خود من جهت رفع آفت دهان و بو كردن من براى رفع سر درد مفيد است .
كسانى كه هنگام مسافرت در اتومبيل - هواپيما و كشتى حالشان بهم مى خورد و دچار درد سر و دل بهم خوردگى مى شوند، مى توانند از من استفاده كنند، و با بو كردن من و جويدن برگ هاى نازك من خود را تسكين بدهند، من ميكرب هاى اسهال و وبا را مى كشم . بوى من پنبه و مگس را فرار مى دهد. چند شاخه از من در باغچه منزل خود بكاريد و به اين ترتيب با اين حشرات مزاحم مبارزه نماييد. خوردن بذر من مقاومت بدن را در برابر سموم زياد مى كند. پزشكان قديم ايران كوبيدن بذر مرا براى ساختن تركيبات دارويى منع كرده اند و اين از آن جهت است كه لعاب ما دانه هاى گياهى در موقع كوبيدن از بين ميرود و بهتر است ، تخم مرا بطور مستقيم به كار بريد، من داراى ويتامين ((كا)) بوده و براى خون دماغ و بواسير خونى سودبخش مى باشم ، سابقا تخم مرا با شكر كوبيده ، جهت رفع بوى زير بغل استعمال مى كردند، به نظر من تنها ساييدن آن كافى است و احتياج به شكر ندارد!
شاهسپرم
در تبريز و اخيرا در ايران نوعى از مرا كه بسيار خوشبوست كاشته و عرق برگ آنرا براى رفع دل درد و تقويت معده تجويز مى نمايند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 16:48  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (30 و پاياني)

خواهر ، برادر!
دعا ، عامل عجز و ذلت و نفي اصالتها و ارزشهاي انساني نيست ، دعا وسيله اي براي به دست آوردن آنچه محال است و نامعقول و بي منطق ، نيست ، " دعا " هرگز جانشين " وظيفه " نمي شود و مسووليتهاي فرد يا جامعه را سلب نمي كند ، دعا گريزگاهي براي فرار از تعهداتي كه هر كس در برابر زندگي ، مردم ، جامعه و سرنوشت خويش دارد نيست ، ماده اي كه لكه زشتي و پستي و ننگ و خيانت را بشويد نيست ، كلكي كه ناشايسته و محكوم را از راهي غير منطقي و غيرقانوني ، پاداش دهد و رستگار سازد نيست ...
خواهر! برادر!
توكل نيز چنين است !
يك روشنفكر متعهد ، كه مبارزه اجتماعي را در نظام انحطاط و جهل و زور و استعمار و ماديت گرايي بورژوايي تجربه كرده است ، بهتراز هر كس ، حتي زاهد و مقدس و عالم و عارف ، مي تواند بفهمد و حس كند كه چگونه " توكل " عامل نيرو دهنده و اطمينان بخش و ضامن پيروزي فرد يا يك گروه اجتماعي و فكري در يك مبارزه است ، مبارزه در راه تحقق آرماني كه همه عوامل و شرايط عليه تحقق آن گواهي مي دهند !
توكل است كه گروه ضعيفي يا ملت عقب مانده اي را علي رغم فقدان قدرت ، و امكانات و شرايط سياسي و زماني و اقتصادي و نظامي ... عليه نظامهاي بزرگ قدرت ، به رستاخيز مي خواند و بالاخره پيروز مي كند و اين چنين است صبر !‌كه امروز "شكيبايي و بردباري درست برعكس ، به معني " مقاومت و ادامه راه و شانه از زير بار سنگين مسووليت خالي نكردن و نوميد و افسرده و ضعيف و بي حوصله و سست نشدن " است ...
خواهر و برادر و هم گروه و هم نسل روشنفكردم ! چگونه بگويم ؟
آن خدايي كه من به او معتقدم ، خدايي است كه خانه خودش را ، مثل معابد ديگر ، وسيله چاپيدن انسانها نمي كند كه با قرباني ، با نذر و با باج دادن به نمايندگانش ، او را راضي كنيم ! آن خدا ، خدايي است كه مردم را " عيال خودش " مي خواند و خانواده اش ، خدايي است كه خانه خودش را خانه مردم مي خواند ، خدايي است كه در جامعه بشري ، در كنار انسان و همدست و همداستان انسان با ظلم و با جور و فساد مخالفت مي كند ، خدايي است كه پيامبر بزرگش ، پيامبر شمشير است و به قول رودنسون " پيامبر مسلح " است ( او به عنوان حمله اين وصف را مي آورد و من به عنوان افتخار ! )

پايان

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 16:36  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «گلابى» است !

مرا شربت منجمد مى نامند.
نيرو بخش معده هستم و از انقلاب دستگاه گوارش ، جلوگيرى مى كنم .
من مفرح قلب و كبد هستم و اگر مى خواهيد چهره يى بشاش داشته باشيد، دوستم شويد....

من شاه ميوه ، گلابى هستم . اسم اصلى من امرود است و به ميوه ى پيوندى و شاداب من شاه امرود مى گويند، و چون معطر و پر آب مى باشم ، به گلابى معروف شده ام .
من انواع و اقسام كوچك - بزرگ - سبز - گلگون - مخروطى ته گرد دارم . يك نوع من ترش و ميخوش و بقيه شيرين يا گس مى باشد. يك نوع جنگلى دارم كه در كهكيلويه زياد است و تخم زياد دارد و ميوه آن قابل استفاده نيست . فقط تخم آن را به نام انجوجك مى فروشند و براى اين كار، ميوه را زير خاك مى كنند و پس از آن كه پوسيد تخم هاى آن را بيرون آورده ، پس از شستن خام يا بو داده مى فروشند. در گيلان يك نوع گرد من به نام ((خج )) معروف است كه به علت سفتى قابل خوردن نيست ، ولى با آن بهترين مربا را مى توان تهيه كرد.
من در نقاط سردسير بهتر از گرمسير به عمل مى آيم ، و از قديم در آذربايجان و همدان و خراسان مرا مى كاشتند و به امر شاه عباس كبير مرا به اصفهان و شيراز بردند و اهالى اين شهرهاى بزرگ مدتى مرا به نام عباسى مى خواندند. من داراى ويتامين هاى آ - ب - ث و فلزاتى مثل آهن - كلسيم پتاسيم - منگنز و كمى هم كوبالت هستم . مقدار ويتامين ها و املاح در پوست من دو برابر گوشتم مى باشد، عده اى گوشت پيوندى و شاداب مرا شربت منجمد و دانه هاى چربى كه در آن مى باشد به عنوان ريگ گلابى نام گذارى كرده اند. اين دانه هاى چوبى سلولز بوده و در معده و روده ها هضم نشده ، عينا دفع مى شوند و روده ها را جارو كرده ، فضولات را همراه خود مى برند و به همين علت است كه ميوه من اول در مزاج لينت مى دهد و آب آن زودتر از معده مى گذرد و بعد كه نوبت ريگ هاى آن رسيد مزاج را قبض ‍ مى كند. من نيروبخش معده ، تسكين دهنده ى عطش ، و انقلاب و دستگاه گوارش هستم ، و از همه ميوه ها بهتر و زودتر رفع عطش و التهاب مى نمايم ، و روى همين اصل است كه اروپائى ها مثلى دارند كه مى گويد يك گلابى را بايد براى روز تشنگى نگاه داشت . هيچگاه بعد از خوردن من آب ، مخصوصا آب سرد ننوشيد. زيرا هضم مرا مشكل كرده و توليد نفخ مى نمايد. من ترشح بزاق را زياد مى كنم . و با اين وسيله هضم غذا را آسان مى نمايم و به همين جهت به شما توصيه مى كنم كه هميشه مرا همراه با غذا ميل نماييد. قبل از غذا يا بعد از آن فرقى نمى كند، ولى نبايد مرا در شكم خالى تنها تناول كنيد. من براى مزاج هاى گرم مفيدم و براى پيران و صاحبان مزاج سرد، چندان مطلوب نيستم ، مگر آنكه كاملا رسيده و شاداب باشم ، ولى سالخوردگان مى توانند به راحتى از كمپوت و مرباى من استفاده نمايند. اصولا ما ميوه هاى تر داراى اين خاصيت مى باشيم كه هر چه رسيده تر و شيرين تر شويم ، زودتر هضم شده ، و توليد نفخ و برودت نمى نماييم ، ولى اگر سفت و نارس باشيم ، توليد نفخ خواهيم كرد. مخصوصا اگر بعد از خوردن ما آب سرد بنوشند. شما مردم شهرنشين اين روزها، ما ميوه هاى آب دار را در سردخانه و يخچال جا داده ايد، و ما را در حالى كه حرارت بدنمان نزديك صفر است ، وارد معده مى كنيد كه حرارت آن 37 درجه مى باشد و با اين عمل با دست خود معده ى خود را خراب مى كنيد و بعد از ما گله مى نماييد كه چرا توليد نفخ و برودت مى نماييم !
كسانى كه معده شان براى هضم من آماده نيست ، مى توانند از آب من استفاده نمايند، مشروط بر اينكه ميوه ى مرا با پوست و مغز و هسته تحت فشار قرار دهند و از تمام اعضاى بدن من استفاده نمايند.
من مفرح قلب و كبد هستم ، و به همين جهت رنگ رخساره را باز مى كنم و گرفتگى هاى روحى غم و غصه را برطرف مى سازم . من با كمك ريگ هايى كه همراه دارم ، معده و روده ها را دباغى و زهكشى مى كنم ، املاح پتاسيم و تانن كه در ميوه ى من است ، سموم بدن مخصوصا اسيد اوريك را از بين مى برد و پزشكان مرا براى مبتلايان به امراض نقرس و روماتيسم زياد توصيه مى كنند. من پادزهر سموم مخصوصا زهر قارچ هاى سمى ميباشم ، و اين خاصيت در ميوه هاى غير پيوندى و ((خج )) زيادتر است و چون مرا با قارچ سمى بپزند، زهر آن را خنثى خواهم كرد - هر وقت دچار مسموميت شديد، به سراغ من بياييد، شما را يارى خواهم كرد.
قند من براى مبتلايان به مرض قند ضرر ندارد، بلكه مفيد است . نوع ميخوش من مقوى معده و كبد بوده اشتها را زياد مى كند. مسكن التهاب و فشار خون است . صفرا و تشنگى را بهتر برطرف مى كند، قى و اسهال را تسكين مى دهد، ولى براى پيران خوب نيست ، مگر آنكه بعد از آن كمى عسل ميل نمايند.
نوع گس من قابض تر بوده ، خوردن گرد خشك آن اسهال را بند مى آورد و ماليدن آن روى زخم جراحات آن را از بين مى برد و گوشت نو مى آورد.
دم كرده ى پنجاه گرم برگ درخت من مخلوط با پنجاه گرم برگ سيب ، سنگ كليه و مثانه را خرد مى كند. دمكرده ى صد گرم برگ تازه و جوان من پيشاب را زياد مى نمايد، و كليه و مثانه را شستشو داده و اسهال را درمان مى كند. صمغ درخت من كمى ملين است و به هضم غذا كمك مى كند. سابقا از سوخته چوب و برگ من يك نوع سرمه مى ساختند كه جانشين توتيا بود، و براى جوش هاى پلك زياد توصيه و تجويز مى شد.
انجوجك كه تخم ميوه ى جنگلى من است ، كرم معده را مى كشد، موافق سينه و حنجره و اعصاب متشنج است ، پيشاب را باز مى نمايد، و اگر آن را كوبيده و شيره ى آن را بگيرند، براى بند آمدن خون عادت ماهيانه بانوان كه زياد باشد مفيد است .
 

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 16:35  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (29)

خواهر! برادر!
درست برعكس و درست برعكس بينش عاميانه و منحط مذهبي رايج ، اسلام ، معاش و معاد را ، ماديت و معنويت را و دنيا و آخرت را از هم جدا و با هم متضاد نمي داند ، بلكه اساسا " دنيا را تنها جايگاه كار و توليد و تكامل و سازندگي و كسب ارزشهاي مادي معنوي و سعادت اخروي " معرفي مي كند ، دنيا وسيله كسب ارزشهاي خدايي و بدست آوردن شايستگي هاي بهشتي است . اساسا دنيا اصل است و زندگي پيش از مرك اصل است و آخرت فرع بر دنيا است ، بدين معني كه زندگي اخروي ، سعادت رستگاري الهي و سرنوشت نهايي آدمي در معاد ، نتيجه و معلول سرگذشت آدمي در زندگي اين جهاني اوست ...
حضرت رسول در يك جمله كوتاه و قاطع و روشن اين اصل را چنان بيان كرده كه آن را به عنوان مترقي ترين شعار سازنده و عملي و ضد خرافي بايد طرح كرد :
" هر كه زندگي مادي ندارد ، زندگي اخروي نيز ندارد ."
بنابراين كساني كه تحمل فقر و ذلت و اسارت و بيماري و عقب ماندگي و ضعف و بدبختي خود را در زندگي اقتصادي و اجتماعي و سياسي – كه استبداد ، استثمار و يا استعمار برايشان فراهم آورده اند – عامل جبران و پاداش الهي و كسب ثروت و عزت آخرت و رستگاري و عافيت و ورود به بهشت مي پندارند ، فريب دنيا داراني را خورده اند كه به نام دين آنها را " استحمار " كرده اند و به تحمل و شكيبايي بر سرنوشت شوم خويش واداشته اند ! قرآن به اينان و نيز به روشنفكران ضد مذهبي كه هر دو اين فريبكاري استحماري را به نام مذهب تلقي كرده اند پاسخ مي دهد كه :
" هر كه در اينجا ، در زندگي اين جهاني ، در زمان و جامعه خويش ، نابينا و ناخودآگاه است ، در آخرت نيز نابينا و ناآگاه است و گمراه تر !
...

ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 16:35  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «پنير» است!

 مقوى معده ام و به هضم غذا كمك مى كنم .
اگر مرا با مرزه و مغز گردو بخوريد، به چاق شدن خود كمك كرده ايد.
با پونه اگر خورده شوم پادزهر خوبى مى شوم ...

از قديم نان خورش شما ايرانيان بوده ام ، و بسيارى از سالخوردگان روستا نشين ، زيادى عمر خود را از من مى دانند. من از بسته شدن شير به وسيله پنير مايه بدست مى آيم و بيش از سيصد نوع دارم و اين انواع بستگى به انواع پنير مايه دارد و بطور كلى انواع پنير مايه به دو دسته حيوانى و نباتى تقسيم مى شوند، انواع حيوانى آن را از مخاط معده ى حيوانات نوزاد كه شيرخوار بوده و علفخوار نشده اند مى گيرند و انواع نباتى ، از شيرابه درخت انجير و چند درخت ديگر بدست مى آيد كه مهمترين و سودمندترين آن ها گياهى است به نام پنير بند كه در بلوچستان ايران بطور خودرو به عمل مى آيد و سى درصد مايه پنير خالص دارد. اين گياه مفيد يكى از ثروت هاى خداداد ايران زمين مى باشد كه متاءسفانه تاكنون مورد توجه و بهره بردارى قرار نگرفته و در بوته فراموشى گذاشته شده است . اگر در نظر بگيريد كه در دنيا روزانه چه مقدار پنير مصرف مى شود، به شما ثابت خواهد شد كه ايران مى تواند صادراتى هزار برابر كتيرا و منافعى هم عرض صادرات مهم از اين محصول بدست آورد. با مطالعاتى كه شده است ، در زمين هاى وسيع و مستعد بلوچستان و كرمان مى توان اين گياه را كاشت و سالانه بيش از صدها هزار تن محصول بدست آورد.
پنيرى كه با پنير بند ساخته شود، ويتامين هاى بيشترى داشته و خوش بو و خوش طعم تر از ساير انواع پنيرها است و من از شما ايرانيان كه از وجود اين نعمت خداداد استفاده نمى نماييد، بسيار متعجب و گله مند مى باشم ، وقتى مرا با پنير مايه حيوانى مى سازند، و براى تهيه آن حيوان كوچكى را كه تازه به دنيا آمده است مى كشند پنيرى بدست مى آورند كه از نظر شرع اسلام خوردن آن مكروه بوده ، و زود فاسد مى شود، در صورتى كه نوعى از پنير مايه هاى نباتى بدست مى آيد، نواقص فوق را ندارد. يك نوع مرا از ماست تهيه مى كنند و اين نوع نيز بسيار مرغوب و سودبخش است . چنانچه مرا از شير حيوان سالم كه در صحرا چريده باشد درست كنند، بسيار مطبوع و گوارا بوده و منافع سرشارى خواهم داشت .
به علت داشتن ويتامين هاى ((ث )) و انواع ((ب )) و املاح معدنى مخصوصا كلسيم ، نان خورش كاملى هستم كه تمام عوامل حياتى را در برداشته ، و كمبود آنها را جبران مى نمايم ، من مقوى معده و روده ها هستم و موجودات مفيدى كه در روده ها زندگانى كرده ، و به هضم غذا كمك مى نمايند، از من تغذيه مى كنند. من خون سالم درست مى كنم ، من كمى دير هضم هستم ، ولى پس از هضم زود جذب ياخته ها شده ، و آنها را وادار به سازندگى مى كنم . با مغز گردو و مرزه ، چاق كننده بدن و باعث نرمى پوست مى شوم ، و پادزهر املاح نقره و سرب مى باشم .
چون تازه مرا در آب جوشانده و آب آن را به زن بچه شيرده بدهند، شير او را زياد مى كنم ، خوردن برشته من بعد از پختن و گرفتن آب آن اسهال را بند مى آورد، كهنه و فاسد شده من ، سمى و خطرناك است و توليد سنگ مى نمايد.
تازه من كه آب آن را هنوز نگرفته و در اصطلاح پنيرسازان دلمه ناميده مى شود، خواب آور بوده و جهت تقويت اعصاب و التهاب معده و امراض ‍ سل و دق زياد تجويز مى شوند و معالج خشكى پوست و علاج وسواس و امراض صفراوى و فشار خون است .
اگر مى خواهيد من دير فاسد شده ، و مدتى در خانه شما بمانم . هميشه مرا در ماست يا آب ماست بيندازيد.
نمك زده و كهنه من در صورتى كه فاسد نشده باشد، بلغم را از بين مى برد و اشتها را تحريك مى نمايد، رطوبت معده را مى گيرد، ضماد آن را با عسل جهت باز شدن دمل و با روغن زيتون جهت نرم شدن مفاصل زياد تجويز مى شود و اگر آن را روى پينه هاى دست و پا بمالند، آنها را برطرف مى نمايد. اگر مرا با آب ژلاتين يا آب پاچه هاى گوسفند مخلوط كرده ، كمى نوشادر به آن اضافه كنيد، و علاوه بر منافعى كه جهت دستگاه گوارش دارد، پادزهر گزيدن زنبور و كژدم است . چنانچه مرا با خرما ميل فرماييد كيفيت غذايى آن را بالا مى برم ، به عقيده پزشكان قديم ايران ، خوردن من همراه با يك سبزى يا يك ميوه مثل گردو نافع تر خواهد بود.
من يك برادر مادرى دارم كه اسمش ماست مى باشد مادر ما هر دو شير است و پدرمان متفاوت مى باشد. البته ماست به موقع خود را به شما معرفى مى كند، ولى من مى خواهم در اينجا سؤ الى از خوانندگان كنجكاو بنمايم .
اگر از شما بپرسند كه اولين ماست را در دنيا چه كسى درست كرد، و چه مايه اى به او زد، چه جوابى خواهيد داد؟ شما مى توانيد اين سؤ ال را از ديگران هم بكنيد و بپرسيد، اولين ماست در جهان چگونه درست شد؟
بدون شك جواب اين پرسش را نه شما مى دانيد و نه ماست بندان و نه دانشمندان حتى غذاشناسان امروزى . حل معما، افتخارى بر افتخار ايران عزيز خواهد افزود و ثابت خواهد كرد كه اولين ماست برخلاف تصور ديگران در ايران بدست يك ايرانى درست شده و اينكه مى گويند اولين بار آنرا در بلغارستان ساخته اند صحيح نيست !

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 16:33  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (28)

مي خواهم بگويم : خواهرم ! برادرم !
كربلا ، يك مكتب انقلابي بزرگ است ، اگر استعمار خارجي و استحمار داخلي ، غرضهاي سياسي و مرضهاي فكري ، قرنها كار كرده اند و هزاران فعل و انفعالات شيميايي انجام داده اند و كيمياگري ، تا عنصر " خون " را به عنصر " ترياك " بدل كرده اند كه به جاي تحريك ، تخدير كند ، روشنفكر آگاه نبايد از اين همه غافل باشد و آنچه را اكنون به چشم مي بيند همچنان كه يك عامي فريب خورده ناآگاه مي بيند ، ملاك قضاوت قرار دهد . كربلا ، يك حادثه نيست ، يك مكتب است ، از آن مي توان هم روح اسلام را آموخت و هم حقيقت تشيع را و هم معني راستين يك مسلمان را و هم مسئوليت او را در برابر سرنوشت جامعه اش !
هزارن دست پيدا و پنهان در طول زمان كار كردند تا انساني را كه با مرگ پرشكوه و شگفتن به آزادي جان داد و به " انسان بودن " آبرو ، به صورت يك شهيد صوفيانه اي – چون حلاج يا مسيح – درآوردند كه به خاطر يك عشق متافيزيكي و ناشناختني ، پيمان خاصي با خدا بسته و شهادت عاشقانه را خود پيش از خلقت انتخاب كرده است تا بگويند مساله مبارزه با زور و ظلم و قيام عليه غصب و جنايت در ميان نبوده است ...
اساسا اين ضابطه بد ضابطه اي است كه ما براي " روشنفكر " و " مرتجع " ساخته ايم ، به اين معني كه عقايد موجود را – به همان شكل خرافي كه هست كساني كه باور دارند " مرتجع " اند و آنها كه باور ندارند و مطلقا مي كوبند " روشنفكر".
در حالي كه ضابطه را بايد اين گرفت كه آنها كه عقايد موجود در ميان توده را به همان شكل منحط مسخ شده خرافي اش مي فهمند و باور دارند ، " مرتجع " و ناآگاه و عامي اند و آنها كه ريشه اصلي آن را مي شناسند و تحولها و زياده ها و نقصانهايي كه در طول تاريخ در آن راه يافته و عوامل و علل ومختلف سياسي ، سنتي ، فرهنگي ، اقتصادي و طبقاتي آن را بررسي و تحليل علمي و تاريخي و جامعه شناسي مي كنند و دستهايي را كه در اين دگرگونيها و انحرافها در كار بوده اند و هستند پيدا مي نمايند و صورت ذهني فعلي و نقش عيني اجتماعي آن عقايد را ارزيابي مي كنند و آن را با حقيقت راستين و نخستين آن – كه با تحقيق و پيگيري و موشكافي آگاهانه و صبور علمي و بي طرفانه كشف كرده اند – مي سنجند ، " روشنفكر" ند و آن گاه اگر اين دريافت و شناخت درست خويش را بكوشند تا به جامعه گرفتار و فريب خورده و منحط خويش ابلاغ كنند و شكل ساخته شده مسخ شده آن عقايد را در ذهن مردم عصر خود بشكنند و روح حقيقي آن را آشكار سازند و در اين راه كه هدفش آگاهي مردم و احياي حقيقت است ، تلاش و مبارزه و هوشياري و صبر و دلاوري و گستاخي و فداكاري و ايمان و اخلاص – كه اين همه بايد ، تا جايي برسد – نشان دادند ، آن گاه مي توان گفت كه : " روشنفكر مسوول " اند ...

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:10  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


من «ماش» هستم !

 ايرانيان قديم به من ((مچ )) مى گفتند و اعراب آن را معرب كرده ، به صورت ماش در آمدم . زادگاه اوليه من ايران و نوع ديگرم در هندوستان است . با اينكه يكى از حبوبات امروزى جز در آش ماش كه يكى از غذاهاى صددرصد ايرانى است ، مرا در خوراكى هاى ديگر نديده اند و نيز جاى تعجب است كه مؤ لفين كتاب هاى لغت نامه مرا يا گياه ديگرى كه از خانواده نخود فرنگى است اشتباه كرده ، و اغلب مرا بجاى آن معرفى مى نمايند و چون براى توضيح اين موضوع ناچارم بر خلاف رويه ى زبان خوراكيها دو لغت خارجى به كار برم از خوانندگان عزيز پوزش مى طلبم . در زبان فرانسه به من ((وس )) مى گويند. ولى در بسيارى از لغت نامه ها ((ارس )) را ماش ترجمه كرده اند. فارسى ((ارس )) گاودانه و عربى آن ((حب البقر)) و در كتاب هاى علمى قديم ((كرسنه )) خوانده شده ، دانه آن كمى از من بزرگتر است ، من از نظر مواد قندى و نشاسته اى ، ضعيف و از نظر مواد سفيده اى غنى هستم ، و در حقيقت قدرت سازندگى من بيشتر از خاصيت غذايى من مى باشد، و به همين جهت مى توانم ادعا كنم كه براى رژيم غذايى بهتر از من پيدا نمى شود...
با اينكه من از قديم در ايران فراوان بوده ، و هستم ، و با اينكه خيلى زود گرسنه را سير مى كنم ، و هيچگونه خاصيت چاق كردن ندارم ، و از خوردن من ضررى متوجه اشخاص نمى شود. معذلك پزشكان و داروسازان و غذاشناسان مرا ناديده گرفته ، و براى لاغر شدن و لاغر كردن از من استفاده نمى كنند. من از تمام حبوبات زودتر هضم ميشوم ، و به هيچوجه در معده نفخ نمى كنم . مشروط بر اينكه پوست مرا گرفته باشند، و در غير اين صورت ، پوست دانه من قابض بوده ، و ايجاد يبوست مى نمايند، به علت داشتم ويتامين هاى آ و ب مقوى نيروى بينايى و اعصاب مى باشم ... درمان سردرد حاد و آب ريزش بينى هستم . سرفه و تب را تسكين مى دهم ، پخته من با روغن بادام و ساير روغن هاى گياهى مولد خون صالح است ، و پخته من با پوست و ترشى ها، شكم روش را بند مى آورد.
يكى از مشخصات من آن است كه با وجود سردى كه دارم ، لوزالمعده را وادار به ترشح انسولين نكرده ، و قند خون را پايين نمى آورم . طبيعت در وجود من درشتى و نرمى را به در آميخته است هم براى لينت و هم براى بند آمدن شكم روش مفيد مى باشم ، اگر مقصود از خوردن من لينت مزاج باشد، از دانه هاى پوست كنده من استفاده كنيد، و برعكس براى قبض ‍ معده ، مرا با پوست به كار بريد، و براى اين كار بهتر است دانه پوست نكنده مرا بو داده ، و بعد بپزيد و با دانه هاى مرا با پوست در آب جوشانده و آب آن را كه حاوى لعاب و ماده نرم كننده اى است ، دور بريزيد و بعد آب تاره ريخته ، دوباره بپزيد و ميل نماييد و اگر مقصودتان از جمع كردن مزاج تسكين فشار صفرا و خون باشد، مرا با انار و يا سماق ميل نماييد.
پيران و صاحبان مزاج سرد و كسانى كه در معده شان رطوبت زياد است ، بايد مرا همراه با ادويه مثل - دارچين - فلفل - زنجبيل - خردل ميل نمايند و صاحبان مزاج گرم بهتر است به غذاهاى خود كه با من درست مى كنند، چاشنى هاى ترش مثل : رب انار - رب گوجه و آب سماق و غيره بزنند - پماد پخته من ، يا سركه براى اگزما و امراض جلدى نافع است ، ماليدن پخته دانه هاى من به اعصابى كه خواب رفته و بى حس شده اند، مفيد است و درد آنها را تسكين مى دهد.
يكى از برادران من در هندوستان به عمل مى آيد و داراى لعاب بيشترى بوده و به آن ماشدارو مى گويند.
با من مى توانيد ماش پلو - آش ماش و قليه كدو با ماش كه از غذاهاى ايرانى هستند تهيه كنيد - در آش ماش شلغم - كدو و هويج هم مى توانيد اضافه كنيد، و به خواص آن بيفزاييد. آش ماش با شلغم مرهم سينه بوده ، آن را نرم و باز مى نمايد.
براى تهيه قليه كدو با ماش - كدو و گوشت را كمى سرخ كرده ، و آب ريخته بگذاريد بجوشد. بعد دانه هاى پوست كنده و مقشر مرا جداگانه با آب پخته به آن بيفزايند، و بعد روى آتش بگذاريد، و به هم بزنيد تا آب تقريبا تمام شود، و بعد به آن پياز داغ يا سير داغ اضافه كنيد. بعضى ها به آن مقدارى كوفته ريزه اضافه مى كنند. قليه هويج يا ماش هم به همين دستور تهيه مى شود، و قليه كدو و هويج با ماش طعم خوشى دارد.
قليه ها غذاهاى مخصوص ايرانى هستند كه تهيه آنها تقريبا منسوخ شده ، و در كتاب جامع الحكمتين چنين مى نويسد:
- پس نباتى كه از زمين برآيد و چنان شود كه غذاى مردم را شايد...و اگر شرح آن غذاها از ديگ (پخت )ها و قليه ها و بريانها و حلاوى كرده آيد سخن دراز شود (جامع الحكمتين صفحه 205).

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:9  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (27)

ای روشنفکر آگاه ! اگر نمی توانی قرآن را بگشایی و متنش را بخوانی و بدانی که چه می گوید ، اگر نمی توانی تاریخ را بشناسی و پی ببری که این کتاب در ایجاد انقلاب انسانی چه اعجاز گریهای شگفت کرده است و از فلسفه بافیهای یونانی ، خیالپردازیهای هندی و تمدنهای نظامی و اشرافی رومی و ایرانی از جهل و وحشیگری عربی ، ناگهان چه جنبش و جوشش معجز آسای فکری و فرهنگی و سیاسی و اخلاقی جهانی پدید آورد و چه روح انقلابی در کالبد قطعه قطعه بشریت دمید و چه تمدن علمی و روحی و مادی ای ، با انگیزه تقوق و عدل ، در میان توده های همیشه محروم از سواد و از سعادت پرورد ، لااقل می توانی به سخن رهبران انقلابی شمال افریقا در همین عصر خود ما گوش دهی که :
" بیداری و نهضت آزادیخواهی و ضد استعماری شمال افریقا ، درست از روزی آغاز شد که محمد عبده ، پیرو مکتب سید جمال که شعارش بازگشت همه مسلمانان به قرآن بود ، به شمال آفریقا آمد و همه علمای اسلامی را گرد آورد و آنها را دعوت کرد که ، به جای غرق شدن در فلسفه های کهنه و علوم قدیمه و انحصار در فقه و اصول و کلام و حکمت و طرح مسائل متافیزیکی و موشکافیهای افراطی و ذهنی در احکام فرعی ، به سراغ قرآن بروید و از همه علوم قدیم و جدید ، اسلامی و غیر اسلامی ، برای فهم درست و راسته این " پیام " کمک گیرد و بکوشید تا مردم منحط و استعار زده و مذهبی های گرفتار خرافه و تفرقه و تنگ بینی و تعصب و جهل ، با قرآن آشنا شوند ، قرآن را هم در حوزه های علمی دینی و هم در اذهان عوام و افکار عموم مطرح کنید... "...
ویل دورانت می گوید : این آیه قرآن " فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم ..." ( هر که به شما تجاوز کرد ، شما نیز به همان گونه که بر شما تجاوز کرده است بر او تجاوز کنید !) در مقایسه با آیه انجیل که "اگر بر نیمرخ چپت سیلی زدند ، نیمرخ راستت را پیش آر و اگر عبایت را خواستند ، ردایت را نیز بخش " روشن می کند که قرآن یک " اخلاق مردانه " را تعلیم می کند و انجیل " اخلاق زنانه " را !
آری روشنفکر حق طلب ! از جمود و انحطاط جامعه ات رنج می بری و قرآن را این چنین که در دست این مومنین هست تلقی می کنی ! روشنفکر کسی است که مسائل را سطحی نمی نگرد ، قرآن را چگونه و کجا شناخته ای ؟ قرآنی که تو می شناسی و می بینی ، آن شی ء مقدسی است که امروز در دست جهل و فریب ، ابزار استخاره و تیمن و تبرک شده است ، آنچنانكه ديروز نيز بر نيزه زور و ظلم ، ابزار تزوير شده بود ، آنچنانكه پيش از آن نيز ، جمع آوري اش براي قاتل ابوذر ، وجهه تقدس ديني و تقرب به مومنين شد !
قرآن را عوامانه – يعني درست مثل عوامي كه بدان معتقدند – نبايد اين چنين شناخت ، آن را همچون يك كتاب بايد گشود و خواند و انديشيد و اثر آن را در تاريخ بررسي كرد ، نقش آن را در برابر هجوم فكري و فرهنگي و سياسي استعمار در آسيا و آفريقاي صد و پنجاه سال اخير تحقيق نمود و آن گاه شناخت و ديد كه كتاب انديشه و آزادي و عدالت و قدرت است .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:6  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


من «گشنيز» هستم !

  اسم من گشنيز است . به من جلجلان هم گفته اند. اعراب كسيره و كزيره مى گويند. من از آن دسته گياهان هستم كه خاصيت ميكرب كشى دارم ، و از سرايت امراض عفونى جلوگيرى مى كنم . پزشكان قديم به مبتلايان به ابله دستور مى دادند كه براى جلوگيرى از سرايت به آن چشم ، آب مرا در اطراف پلك بمالند، و براى جلوگيرى از سرايت حصبه به اطرافيان نيز دستور مى دادند كه از من استفاده كنند. شما هم مى توانيد در مواقعى كه يك بيمارى همه گير پيدا مى شود، به سراغ من بيايد.
حرمت مى را كه مى گشنيز ديك عيش هاست
بر سر گشنيزه حصرم روان افشرده اند  (خاقانى)

من مقوى مغز و قلب مى باشم - براى رفع خفقان - وسواس و هيسترى (غش ) سودى فراوان دارم .
بيشتر خواص من در برگ و ميوه من است كه آن را تخم گشنيز يا تخم جلجلان ناميده اند، هرگز در خوردن من زياده روى نكنيد، زيرا باعث خواب هاى پريشان شده ، مضر و خطرناك ميباشم . مقدار خوراك برگ من 35 گرم و بذر من چهارگرم است ، و چنانچه بيش از اين مقدار خورده شود، شخص را در حالت لكنت زبان و كندى ذهن است . در عادت ماهانه بانوان اختلالاتى پديدار مى كنم . خون آنها را بند آورده ، و عوارض زياد همراه دارم .
ميوه من عاليترين مقوى معده ، و بهترين محلل غذا است ، محرك اشتها بادكش و معرق است ، و بيشتر در بيماريهاى دستگاه گوارش از تخم من استفاده مى كنند، و بهترين راه براى استفاده از آن دم كرده ده تا سى در هزار است .
من داراى ويتامين ((آ)) و ((ب )) بوده ، و سرشار از ويتامين ((ث )) هستم . مضمضه آب من ، جوشهاى دهان را از بين مى برد. لثه ها را محكم كرده ، و از خونريزى آن جلوگيرى مى كند و درد دندان كرم خورده را تسكين مى دهد. من داراى سبزينه بوده و يك اسانس قوى همراه دارم . درصد گرم ميوه من ، يك گرم اسانس و بيست گرم مواد چربى است . جهت سينه درد، دارويى ارزنده هستم ، جوهر من از راه ادرار دفع مى شود و بين راه مجارى را ضد عفونى كرده ، زخمهاى آنها را معالجه مى كنم . شيره ميوه من اسهال خونى را بند آورده ، و بو داده آن براى اسهال و خونريزى معدى نافع است ، عده اى براى رفع سر درد و معالجه زكام ، ميوه مرا در آتش انداخته ، و از دود آن استفاده مى كنند. اين دود ضد عفونى كننده محيط و مجارى تنفس است ، ولى براى مبتلايان به تنگى نفس و كسانى كه نسبت به آن حساسيت دارند خوب نيست ! برگ من مسكن صفرا و التهاب معده و برطرف كننده عطش ‍ زياد است و از قى كردن جلوگيرى مى كند. ضماد برگ من از شدت حرارت جراحات و سوزش آنها جلوگيرى كرده ، و براى باد سرخ و بثورات جلدى اگزما توصيه و تجويز شده است . ضماد من با آرد جو، خنازير و زخمهاى سفت را تحليل مى برد. سابقا براى معالجه زخم هاى سرطانى سرب را با آب من ساييده و روى زخم مى گذاشتند.
تخم من ضد كرم بوده ، و از رشد آنها در معده جلوگيرى مى كند.
اگر نسبت به بوى من حساسيت داريد، از داروهاى مدر استفاده كنيد و اگر در اثر زياده روى در خوردن من مسموم شديد پس از استفراغ تخم مرغ و شير ميل نماييد.
كوبيده ميوه من ، مخلوط با فلفل و نمك حافظ گوشت در برابر فساد بوده و در صنعت كنسروسازى مورد استفاده قرار مى گيرد، مرا از دوستان با وفاى خود بدانيد، ولى در استفاده از من زياده روى ننماييد. با من آش گشنيز، گشنيز پلو، تهيه كنيد و در آش ها و خورش هاى سبزى دار، كمى از برگ من بريزيد و افزودن آن را به سوپ و آش بيماران و اطرافيان آنها، مخصوصا مبتلايان به امراض عفونى فراموش نفرماييد. من غرايز جنسى را كم مى كنم و سابقا چنين عقيده داشتند كه اگر مرا به ران زنان باردار هنگام وضع حمل آويزان كنند، زايمان را سريع مى نمايم . من خود چنين ادعايى ندارم ، ولى بوى من در اتاق زايمان مفيد بوده و بى فايده نيست !

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:5  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (26)

دوست روشنفکر من ! همین ها نشانه آن نیست که دشمن از قرآن می ترسد و همین ترس دشمن کافی نیست که ترا به نقش قرآن در حیات و نجات و بیداری و خلاقیت این کتاب مطمئن سازد ؟
می بینی دوست روشنفکر من ، که چه کردند و چه ها که نکردند !
کاری کردند که : قرآن – که کتاب خواندن و اندیشیدن و فهمیدن و روشن شدن و راه یافتن و برخاستن و عمل کردن بود – شد یک شیء مقدس متبرک که مصرف واقعی اش ، در " هدایت " پیروانش و " نشان دادن راه حل و مسوولیت انتخاب انسانی " فقط " استخاره " است ! وظیفه پیروانش هم در برابر آن تعظیم و تکریم و تجلیل و بوسیدن و بی وضو بدان دست نزدن و توی قاب گذاشتن و کنار آینه نهادن و در بند قنداق و سفره عقد و خانه نو و روی سر مسافر و ... ! برخی سوره ها و آیاتش هم به عنوان وردهای جادوگرانه و اعمال و مراسم خاص حرز و طلسم برای منع جن و دفع باد و عزایم بستن و به گردن به زانو و گاو شیرده و آدم خل آویختن !
یک گفت : در یک زندان سیاسی – که هفتاد نفر مذهبی خیلی روشنفکر زندانی بودند – من برای تحقیق مطلبی قرآن خواستم ، پیدا نکردم ، شمردم در میان این هفتاد نفر ، صد نسخه از یک کتاب دعا با قطع ها و چاپهای جوراجور وجود داشت !
از کدام قرآن سخن می گویی برادر روشنفکرم ! استاد ، دانشجو ، مترجم ، نویسنده ، هنرمند و آزادیخواه متعهدی که از انحطاط جامعه و جمود فکر و ضعف فرهنگ محیط خویش رنج می بری !کدام قرآن ؟ مگر اساسا قرآن را کسی – چه توی مخالف و چه توی موافق – می شناسد که درباه اش قضاوت می کنی ؟ یک عامی متعصب حق دارد که قرآن را نخوانده و نشناخته و نفهمیده بپذیرد و ایمان داشته باشد ، اما تو روشنفکر منصف حق نداری آن را نگشوده و نیندیشیده و نفهمیده رد کنی و بدان ایمان نداشته باشی . برعکس آنچه می پنداری ، از هنگامی که قرآن از سخن گفتن با پیروانش باز ماند و تنش را پرستیدند و روحش و فکرش و سخنش را رها کردند ، مسلمانان به خرافه پرستی و ضعف اجتماعی و جمود فکری و تعصبهای شبه مذهبی و انحطاط علمی و اقتصادی و سیاسی افتادند .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:2  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «كلم» است !

  ضد رعشه هستم و قوه بينايى را تقويت مى كنم .
خواب آورم و برادرم ((كلم سنگ )) علاج ورم روده است .
شربت كلم قرمز درمان نقرس و رماتيسم است .
مخصوصا براى پيران و سالخوردگان كه طبعى سرد دارند، سودمندم !

اسم من كلم است . ايرانيان قديم به ما ((كرم )) مى گفتند و اعراب آن را معرب كرده ، ما را كرنب صدا كردند، و بالاخره به نام كلم معروف شديم . ما بيش از سى نوع هستيم . در بعضى از انواع ما گل ، بعضى برگ و در برخى ساقه زيرزمينى قابل استفاده و خوراكى است و همه اينها موقعى قابل مصرف است كه از تابش آفتاب و شبنم محفوظ مانده باشد، به انواع و اقسام ما كلم قمرى - قنبيط - كلم گل پيچ - كلم سنگ - كلم برگ - كلم غنچه اى - كلم بروكسل - كلم شلغمى - كلم گل سرخى - كلم فندقى - كلم قرمز - شلغم بيابان - قمريت - لهنه - قرنيا - قرنيو - كرانبى - كرانيا - لخته - لاخته - اعاريسا - لهينه - لهانه - و اسامى ديگر هم به ما داده اند.
برگ و گل ما موقعى نرم و لطيف بوده ، و براى خوراك انسان مناسب است كه با وسايل گوناگون از نور و حرارت آفتاب محفوظ مانده ، رنگ آنها سفيد باشد، و چنانچه سبز و سفت شود، براى تهيه علوفه مناسب تر خواهد بود. برگهاى بعضى از انواع ما به رنگهاى قرمز و بنفش هم در مى آيند و اين برگها، علاوه بر مصرف خوراكى در صنعت داروسازى و شيميايى بكار ميروند.
از نظر مواد چربى فقير هستيم و به همين جهت در آشپزى هميشه ما را با گوشت هاى فربه و چرب مى پزند - روس ها هم ما را به مغز قلم گاو كه چربى زياد دارد طبخ مى نمايند، و چنانچه مى دانيد به اين سوپ برش ‍ مى گويند. ما سرشار از ويتامين هاى آ - ب - ث - و پ پ هستيم و همچنين داراى املاح گوگرد - كلسيم - پتاسيم - منيزيم بوده و كمى هم ارسنيك داريم ، و به همين علت است كه به رشد عمومى كمك مى كنيم ، و براى مسلولين و اشخاص ضعيف البنيه مفيد مى باشيم . به علت داشتن كلسيم و گوگرد، براى مو و ناخن ها سود فراوان داريم . سنگهاى كليه و مثانه را از بين مى بريم ، برگهاى ما به علت داشتن ويتامين ((پ پ )) از بيمارى پلاگر جلوگيرى مى كند. به علت داشتن كمى ارسنيك مقوى اعصاب بوده و رعشه را از بين مى بريم و از ابتلا به مرض جذام پيشگيرى مى نمائيم . ما مقوى قوه بينائى و كمى خواب آور هستيم . صدا را باز مى نمائيم ، برگهاى ما چنانچه خام خورده شود ورم طحال را معالجه مى كند. در كلم سنگ آنزيمى وجود دارد كه براى ورم روده مفيد است . اين آنزيم در تمام هويج ها يعنى ساقه هاى زيرزمينى خوراكى مثل زردك - سيب زمينى - شلغم هم وجود دارد. ولى مقدار آن در سيب زمينى اسلامبولى و كلم سنگ زيادتر است ، آب اين ساقه هاى زيرزمينى را بگيريد و بنوشيد و از منافع سرشار آنها استفاده كنيد. شربت كلم قرمز براى سينه و ضماد آن ضد نقرس و روماتيسم است . تنتور كلم قرمز در آزمايشگاه معرف ترشى و قليائى است . اخيرا در بازار ايران چند نوع ما كه به صورت كاهو در آمده است ، مثل يخنى قنبيط كه از غذاهاى مخصوص اهالى شهر قم است ، و برش كه تازه در ايران معمول شده است كمى ملين بوده ، پيشاب را زياد مى كند. زياده روى در خوردن ما باعث ديدن خواب هاى پريشان و توليد نفخ در پهلو و بالاخره غليظ شدن خون و بالا رفتن فشار آن است . هيچگاه به خوراكى هايى كه با ما مى پزيد، و سالادى كه درست مى كنيد، ادويه نزنيد. اشخاص سياه چهره و لاغر اندام كه مزاجى سودائى دارند، نبايد در خوردن ما افراط نمايند. كسانى كه سابقه ماليخوليا - سرطان - داءالفيل - واريس و بواسير دارند. بايد از ما خانواده پرهيز نمايند. بطور كلى ما براى كسانى كه مزاجى گرم دارند، خوب نيستيم ، و برعكس صاحبان مزاج سرد و پيران سالخورده كه احتياج به گرم كردن بدن دارند از خوردن ما سود بسيار خواهند برد، و اين دسته مى توانند خردل و سير هم به ما بزنند - ما به بدن هاى ضعيف نيرو مى دهيم ، و رشد اطفال را زياد مى كنيم ، و از ابتلا به اگزما جلوگيرى مى نماييم . محصول تابستانى ما دير هضم است ، آب برگها و ساقه و تخم ما كرم كش است . اگر بچه هاى شما مبتلا به كرم معده هستند، بيست تا سى گرم برگ ما را آب گرفته و به آن ها بخورانيد. براى اينكه با چاقى مبارزه كنيد، آب نوع قرمز يا بنفش ما را گرفته با كمى شكر مخلوط كرده به قوام آوريد و بعد با دو برابر آن آب پرتقال يا نارنج مخلوط كرده ، نوش جان نمائيد. برگهاى قرمز و بنفش ‍ خانواده ما ضد چاقى هستند، براى گرفتگى صدا و رفع اختلالات ريوى ، پنج تا شش گرم برگ قرمز ما را كوفته در نيم ليتر آب جوشانده ميل نمائيد.
ضماد برگهاى سفت ما مسكن صداع - سردرد و دردهاى رماتيسمى نقرس ‍ و سياتيك است . برگهاى ما را كمى له كنيد و كمى روى آتش بپزيد. بعد آنها را گرم گرم روى پارچه پشمى انداخته ، در روى موضع درد بيندازيد. اين مرهم براى اعضاى در رفته و رگ به رگ شده نيز مفيد است ، و اگر آنرا پس از جا انداختن به موضع بيندازيد. درد آن را تسكين داده ، به ترميم و نوسازى ياخته ها كمك مى كند. ضماد برگ ما در موارد مننژيت و سينه پهلو هم توصيه شده است و براى اين منظور، قبل از رسيدن پزشك مى توان برگهاى ما را كه با آتش كمى پخته ايد، قبل از رسيدن پزشك مى توان برگهاى ما را كه با آتش كمى پخته ايد، گرم در روى صورت و سينه و شكم بيندازيد تا سبب تسكين آلام آنها شود.
ضماد برگهاى ما با آرد جو براى از بين بردن اورام سرد و گرم و باد سرخ و سرطان و با سركه جهت برص و اگزما با سفيده تخم مرغ جهت سوختگى مجرب است . سوخته برگهاى ما براى منع روئيدن مو توصيه شده است و با پيه خوك ، جهت خنازير و جراحات سخت ، و با سفيده تخم مرغ جهت رفع سوختگى نافع است .
ميوه ما كه همان بذر ما مى باشند كشنده كرم معده و ماليدن آن ، برطرف كننده كك مك بوده ، و مقدار خوراك آن تا ده گرم است .
اگر مبتلا به نفخ معده هستيد، و داروها و غذاهاى ديگر آن را برطرف نكرده اند به سراغ ما بياييد و از آب پخته ما استفاده كنيد.

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:2  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (25)

می بینیم چه طور هوشیارانه ، " رای " را " عقل معنی کردند و چون خواندن و فهمیدن و عمل کردن به هر سخنی و کتابی جز با " عقل " امکان ندارد ، مردم را از ترس انکه مقعدشان نسوزد ، از خواندن و فهمیدن وعمل کردن به قرآن ترساندند و بعد خودشان در حالی که " تفسیر به عقل " را تحریم کردند ، برخلاف همین حدیث ، قرآن را سراسر به " رای خود " تحریف و توجیه و تاویل کردند و به صورت کتابی معرفی کردند که همه اش در تعریم و تمجید یا فحش و بدگویی نسبت به چند نفر از اشخاص پیرامون پیغمبر است و آن هم چون از آنها می ترسد ،همه اش به گوشه و کنایه و غیر مستقیم است ، به طوری که خود آنها هم متوجه نمی شده اند !
حتی بعضی حرفهای بدتری گفتند : اصلا قرآن حقیقی دست امام زمان است و هر وقت ظهور کند با خود خواهد آورد و قرآن فعلی ، قرآن اصلی نیست ، تحریف شده است ، بعضی آیات را از ان برداشته اند و ... !
این حرف دیگر کاررا یکسره می کند ، چقدر هوشیارانه دشمنان اسلام خواستند ریشه را قطع کنند ، چون فکر کرده بودند با همه آن زمینه سازیها برای اینکه قرآن را در میان مردم ببندند و صدایش را خاموش کنند و فکرش را مجهول و متروک سازند و جلدش را و جسمش را رواج دهند ، باز خطر این هست که روزی ، روشنفکرانی به این زمینه سازیها گوش ندهند و این کتاب را باز کنند و بخوانند و از آن الهام گیرند و در پریشانیهای فکری و تضادهای اعتقادی و فرقه بازیها و تفرقه اندازیها ، مسلمانان " به این ریسمان خدایی چنگ اندازند " و باز اسلام از کانون قرآن جوشش کند و جامعه مرده بیمار و جاهلی و مشرک و بت پرستی و متفرق و منحط مسلمانان را باز وحدت و حیات و حرکت و آگاهی و تعهد و جهت و شکفتگی فکری بخشد. این بود که این فاجعه را پدید آوردند و کوشیدند این شایعه شوم را – که اصلا این قرآن ، آن قرآن نیست ، قرآن مثل امام ، غایب است و در دسترس نیست – و این فکر را که برای همیشه نابودی اسلام و مرگ مسلمین را تضمین می کند ، شایع کنند و حتی موفق شدند آن را در ذهن چند تن از علمای بزرگ هم بیندازند و در کتابهای مشهور و مهم رایج هم منعکس کردند و حتی گروههایی را هم به این فاجعه معتقد ساختند ، ولی خوشبختانه علمای بزرگ ما در اینجا کوتاهی نکردند و یک کلام ، همگی این توطئه ریشه دار را ریشه کن ساختند .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 18:0  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «انگور» است !

 من مجموعه اى از عناصر مفيد و سودمندم ضد سرطانم و ترشى خون را كم مى كنم تمام ميوه اى هستم كه وقتى خشك شوم ، ارزش غذاييم بالا مى رود.
از نظر تركيبات غذايى ، شباهت زيادى به شير مادر دارم .
با سوء هاضمه مبارزه مى كنم ، رماتيسم را از بين مى برم و خلاصه خواصى دارم كه كمتر كسى از آنها باخبر است ...

اسم من انگور است ، و اعراب مرا ((عنب)) مى نامند - خشك كرده من مويز و كشمش خوانده مى شود. به درخت من ، مو - تاك - رز - رزان - رزگون - رزجون - تنگ و كرمة البيضا مى گويند - زادگاه اوليه من ايران است ، ولى امروز در اكثر نقاط دنيا كاشته شده و به انواع و اقسام گوناگون در آمده ام - نوع پيشرس من ، ياقوتى است كه در دنيا كمتر نظير دارد و براى خوردن آن بايستى قبلا آنرا دانه دانه كنيد و پس از شستن ميل نماييد - قسمت مورد استفاده من ميوه - برگ و شيرگياهى من است - پروردگار توانا در قرآن مجيد و ساير كتب آسمانى از من تعريف كرده است و ارامنه ايران جشنى بنام من بر پا مى نمايند. سابقه ى اين جشن در ايران هفتصد سال قبل از ظهور حضرت مسيح است . من بقدرى انواع و اقسام دارم كه تاكنون هيچ آمارگرى نتوانسته است رقم قطعى آنرا پيدا كند - من به رنگهاى سفيد - سبز - صورتى - سياه و بنفش ظاهر مى شوم ، و دانه هاى من ريز - درشت - متوسط - گرد - بيضى - دراز با هسته و بى هسته مى باشد - يك نوع من معطر بوده ، انگور گلاب خوانده مى شود، و در الجزاير زياد است ، و در بازار اروپا به قيمت گزاف خريدار دارد. در ايران يك نوع مرا شكر شيراز ناميده اند، و با اين كه در اطراف تهران ، خصوصا شهريار زياد كاشته شده است ، معذلك هنوز پاى آن به ميدان هاى تهران نرسيده است .
من داراى مقدار زيادى پتاس و فلزات ديگرى مثل آهك - منيزى - آهن - منگنز - كلر - يد - اسرنيك - فسفر - سيليس مى باشم . داراى مقدار زيادى قند تانن - اسيد تارتاريك و عوامل زنده اى ، مانند دياستازها و فرمانها هستم . اگر به اين تركيبات مفيد ويتامين هاى آ - و انواع ((ب )) و ((ث )) و ((د)) و مواد راديوآكتيو را اضافه كنيد، و عوامل مؤ ثر و مفيدى كه در برگ و شيره و دانه و ساقه ى من است در نظر بگيريد، تصديق خواهيد فرمود كه من تنها ميوه ى مقوى و مفيد نيستم بلكه مجموعه اى از عناصر و عوامل سودمند و تركيبات بهى بخش مى باشم .
بيش از ساير ميوه ها ويتامين دارم و بيش از همه ى ، خوراكيها داراى ارزش ‍ غذايى هستم . قند من بطور مستقيم و آسان وارد خون شده ، و در عضلات و كبد ذخيره مى گردد. در حالى كه ساير قندها اول بايد به قند من تبديل شوند و بعد وارد خون گردند، به اين ترتيب اجازه ورود به ياخته هاى بدن به آنها داده مى شود. من ترشى خون و مايعات بدن را كم مى كنم و از ابتلا به امراض گوناگون ، حتى وحشتناكترين آنها كه سرطان مى باشد جلوگيرى مى نمايم ، ميوه من هنگامى كه خشك مى شود هيچ يك از خواص خود را از دست نمى دهد، بلكه ارزش غذايى آن بالا ميرود، بطوريكه يك دانه كشمش خيلى بيشتر از يك حبه انگور قوت دارد و اين به علت آن است كه دياستازهاى موجود در روى پوست من ، به تدريج سلولز پوست را تبديل به قند مى نمايند و نيز به همين علت است كه هيچ معده اى از خوردن مويز ناراحت نمى گردد. آب ميوه تازه من ، چنانكه از دانه هاى سالم و تخمير نشده گرفته شود، از نظر تركيبات غذايى شباهت زيادى به شير مادر دارد و مى توان آنرا غذاى كودكان شيرخوار نمود و اشخاص بزرگ هم مى توانند آنرا به جاى شير، بدون احساس ناراحتى نوش جان نمايند و به كمك آن سموم بدن را خارج كنند اين آب داراى مقدارى قند - تانن - تارتارات دو پتاس - فسفات دو پتاس - مالات دو پتاس - مواد صمغى - مواد سفيده اى - كلسيم - منيزيم و عناصر و عوامل ديگر دارد. براى كم خونى - زيادى اوره - زيادى چربى خون - امراض قلبى سودمند است و بادشكن نيز مى باشد - به بيمارانى كه قادر به خوردن غذا نيستند، معمولا سرمى تزريق مى كنند كه مقدارى از قند من در آن محلول شده است . در اثر خوردن من معده كاملا تخليه مى شود. ادرار زياد مى گردد و ترشحات صفرا به حالت اعتدال در مى آيد. در اثر سوزوسازى كه از مشخصات من است ، فضولات معده از بين ميرود. من از امراض زير جلوگيرى مى نمايم ؛ ترش كردن و تخامه نمودن غذا - سوءهاضمه - خونريزى معدى - پيدا شدن سنگ در كليه و مثانه - مسموميت جيوه و سرب - بعضى از امراض جلدى - امراض ‍ شريانى و وريدى - نقرس - فشار خون - زياد شدن اوره در خون . من محرك اعمال كبدى هستم و چنانچه آب مرا همراه با شير خشك به اطفال شيرخوار بدهيد، از عوارض شيرخشك روى كبد آنها جلوگيرى مى نمايم . من هم چاق مى كنم و هم لاغر. اشخاصى كه احتياج به لاغر شدن دارند بايد صبحانه خود را به من اختصاص دهند و تا ظهر جز من غذاى ديگرى نخورند و براى چاق شدن ، اشخاص ضعيف البته بايستى ميوه ى مرا همراه با نان و غذاهاى ديگر ميل نمايند. به زنان آبستن بگوييد براى سلامتى فرزند آينده ى خود، تا مى توانيد از ميوه من بهره مند شوند. ماليدن من به صورت و پوست ، رنگ آن را روشن مى كند و به لطافت و نرمى آن مى افزايد. ماليدن تفاله ى من در حمام به بدن ، فوايد زياد دارد و باعث تسكين درد رماتيسم و سياتيك و نقرس مى شود و كرمى كه با آب من درست شود، بيش ‍ از كرم هاى ديگر پوست صورت را نرم و لطيف مى سازد. برگ درخت من داراى تانن - بى تارتارات دو پتاس - نشاسته - اسيد ماليك - يك نوع صمغ - قند - اكزالات دو پتاس - گچ و چند تركيب شيميايى مخصوص به خود دارد. اين تركيبات اختصاصى ، در برگهايى كه پاييز چيده شوند، زيادتر است . با برگ من دلمه و خيار شور درست مى كنند. طعم برگ من كمى گس ‍ و ترش است . در طب به عنوان مقوى معده - درمان اسهال مزمن و خون دماغ مصرف مى شود. دم كرده بيست و پنج گرم برگ من در يك ليتر آب ، در امراض اسهال - حبس البول و يرقان توصيه شده است و چنانچه با آب دم كرده برگ من چشم را به شوييد، آن را ضد عفونى كرده و ورم پلك را فرو مى نشاند. در موقعى كه درخت مرا هرس مى كنند، آبى از سر شاخه هاى آن بيرون ميآيد كه به اشك معروف است . مايعى است بى رنگ و زلال . اين اشك سابقا در امراض جلدى زياد مصرف داشت ، ولى در طب امروز فقط براى معالجه چشم درد و به صورت كمپرس براى التيام تمام زخم ها به كار مى رود.
اگر مبتلا به سنگ كليه و مثانه هستيد، هر روز صبح ناشتا يك قاشق از اين اشك را بنوشيد. شيره ى جوانه هاى تازه درخت مرا، با كمك الكل گرفته ، به صورت عصاره در آوريد و مجددا تقطير كنيد تا سفت شود. اين ماده مدر و ضد تشنج است . هسته ى دانه هاى من داراى تانن بوده ، و قابض است . توليد باد مى كند و ادرار را كم مى نمايد. مخصوصا دانه هايى كه از تفاله ى سركه بدست آيد و چنانچه آن را بو بدهند، خاصيت قبض كردن آن زيادتر مى شود. پوست ميوه ى من كمى دير هضم و مولد باد است . ماليدن سوزانده ى آن جهت نرمى پوست و كم كردن رطوبت چشم و بيشتر زخم ها مفيد است . روغن دانه هاى من كه بوسيله يك حلال گرفته مى شود، بهترين روغن جلا بوده ، زود خشك مى شود و در نقاشى مصرف دارد. سر شاخه هاى من و تفاله هاى سركه را اگر بسوزانيد، زغالى بدست مى آيد كه فوق العاده سياه بوده و براى نقاشى و آبرنگ هاى بسيار عالى است .
ميوه نارس من كه غوره ناميده مى شود، و شعرا به آن حصرم مى گويند داراى طعمى ترش بوده ، و قابض است و آب آن كه آب غوره نام دارد، يكى از چاشنى هاى مفيدى است كه در رژيم لاغرى مؤ ثر مى باشد - خاكستر شاخه هاى من اگر به صورت پماد ماليده شود ورم بيضه را فرو مى برد، و بواسير را درمان مى كند و اگر خورده شود، سنگ ها را مى ريزاند اگر خاكستر چوب درخت مرا حل كرده و پس از صاف كردن غليظ نماييد، و آن را گرم گرم كمپرس كنيد، انواع دمل و كورك را باز كرده ، و معالجه مى كند. اگر مى خواهيد پوست بدنتان نرم و شاداب شود، انگور را له كرده به آن بماليد و پس از خشك شدن ، با آب نيم گرم بشوييد.
حال كه به فوايد من پى برديد، و دانستيد كه من يك غذاى كامل همراه با يك انبار دارو بوده ، و آنچه بدن شما لازم دارد در وجود من جمع است ، از شما يك سؤ ال دارم : آيا انصاف است كه ميوه ى مرا گندانده و به صورت دشمن سلامتى انسان در آورده و ياختهاى بدن خود را با آن مسموم و كبد خود را خراب نماييد؟! من خلاصه اى از تشعشعات خورشيدم . ارزش مرا بدانيد و مرا به صورت زهر در نياوريد. من دو برابر گوشت به بدن شما حرارت مى دهم . من يكى از بهترين غذاهاى مقوى بوده ، مزاج را معتدل مى نمايم . خون را صاف مى كنم و خون صالح مى سازم . جهت تقويت كليه و از بين بردن سوخته ى اخلاط مفيد مى باشم سينه و ريه را اصلاح مى كنم ، براى معده هاى مرطوب و خونى ضرر دارم ، مگر آن كه مرا با زيره ميل نماييد. سوخته ى دانه هاى من براى جراحات و جلاى بينايى و آبريزش ‍ چشم مفيد است . پوست ميوه من در معده هاى ضعيف دير هضم است . اگر معده اى ضعيف داريد، از آب من يا كشمش استفاده كنيد - اگر مقدارى از ميوه ى مرا در روغن زيتون جوشانده ، و صاف كنيد و بر روى پوست صورت و بدن بماليد، معنى نرمى و لطافت را خواهيد دانست . به كسانى كه با خوردن آب گنديده من خود را از نعمت سلامتى محروم كرده اند، به بانوانى كه با خوردن قرص هاى ضد باردارى كليه و كبد خود را تباه ساخته اند، بگوييد انگور بهترين دوست شماست . تا مى توانيد از اين ميوه بهشتى تناول كنيد و با اين اكسير بهى بخش پليدى ها را از خود دور نماييد - خوشبختانه زبان خوراكى ها مخالف تنظيم خانواده نيست و چنانچه ديديد، كوشيده است در چهارچوب سلامت ، شما را با خوراكى هاى مفيدى كه داراى هورمون هاى گياهى و بى ضرر هستند آشنا ساخته و خواهد ساخت به كسانى كه منكر تاءثير خوراكى ها در جنسيت نطفه هستند و نمى داند ساختمان هر شيئى و موجودى با مصالح اوليه آن مربوط است بگوييد كه خوردن من خون و ترشحات رحم را قليايى كرده و كوروموزمهاى ماده را از بين مى برد. شرح مفصل اين موضوع را جاى ديگر از زبان خوراكى ها خواهيد شنيد و بر شما ثابت خواهد شد كه زبان خوراكى ها چشمه ى بى زوالى است كه با اقيانوسى از تجربيات هزاران ساله ى دانشمندان ايرانى مربوط بوده ، و با استفاده از كشفيات و تحقيقات جديد علمى به شما عرضه مى شود.
آب غوره ضد نقرس ضد رماتيسم و قاعدگى آور است .

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 17:59  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (24)

گفتند قرآن را از ريشه " قرء " مگيريد ، از " قرن " بگيريد و نتيجه اش اينكه "كتاب خواندن " نيست ، كتاب " همراه داشتن " و " به خود چسباندن " است . گفتند : اسراري را كه فقط در زير " ب " در بسم الله نهفته است ، اگر كسي بخواهد تفسير كند يك عمر كفاف نمي دهد ! گفتند : قرآن هفتاد " بطن " دارد و هر بطن آن باز هفتاد بطن و همين طور ! اين درست است اما اين طوري معني كردند كه يعني نبايد نزديكش رفت ، يعني هركس قرآن را گشود و خواند و درآن انديشيد و از آن چيزي فهميد محكوم شود و هر چه از آن فهميده مطرود و مشكوك علام شود.
گفتند : اين معني واقعي قرآن نزد ائمه است ، در كتاب مخصوصي است كه مخفي است و هيچ كس از آن خبر ندارد و آن در خانواده پيغمبر بود و بعد پنهاني ، دست به دست ميان ائمه گشته و بالاخره در دست امام غائب است . از اين خبر – كه درست هم هست و به اين معني است كه آنها بهتر از ديگران اين كتاب را مي فهميده اند و اين طبيعي و منطقي است – چنين نتيجه گرفته اند كه قرآن يك كتاب معمايي اسرار آميز و براي بشر غيرقابل فهم است .
گفتند : " هر كس قرآن را با عقل خويش تفسير كند ، بايد در نشيمنگاهش آتشي فرود آيد " ، در حالي كه سخن پيغمبر ...." هر كس با نظر خودش و راي خودش قرآن را تفسير كند ... ، و اين سخني بسيار علمي و منطقي است و اصل تحقيق است كه محقق در جستجوي حقيقت بايد ذهنش را از نظريات شخصي و عقايد قبلي و به اصطلاح دانشمندان اروپايي از " پيشداوري " خالي كند تا وقتي متني را تفسير مي كند معني حقيقي آن را بتواند دريابد ، نه اينكه هر كلمه اي و تعبيري را با راي قبلي خود به زور تطبيق دهد و با سليقه و عقيده خاص خود آن را توجيه و تاويل نمايد .

ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 17:55  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


من «شاهتره» هستم !

 زادگاه من ايران است و يك نوع ديگرم در اروپا مى رويد و كم و بيش به من شباهت دارد و به زبان فرنگى به آن ((فومتر)) مى گويند و در ايران ديده نشده است ، جوهر آن با جوهر گوگرد توليد رنگ بنفش مى كند بنابراين آنچه را در اينجا مى گويم مربوط به خودم بوده ، و ممكن است در نوع خارجى من نباشد.
اعراب نام مرا معرب كرده ((شاهترج )) گويند و القابى نظير بقلة الملك و سلطان البقول و شجره الدم به من داده اند. و اين لقب با اينكه درخت نيستم به علت آن است كه خون را تصفيه و پاك مى نمايم . من سبزه اى به غايت سبز و خرم بوده ، كمى تلخ مى باشم ، بازكننده گرفتگى كبد و اسپرز هستم ، مقوى معده و كبد بوده ، آنها را دباغى مى كنم . سودا را از بين مى برم . صفرا كم مى كنم . پيشاب آور هستم . خشك من در تقويت معده بهتر از تازه من است . درمان تب هاى سودايى و بلغم مى باشم . به علت داشتن ويتامين ((ث )) مقوى لثه بوده ، از خونريزى آن جلوگيرى مى كنم . با سركه جلوگير از قى صفراوى و قى بلغمى و پاك كننده روده ها از فضولات آنها هستم ، آب برگ من با عسل و تمر هندى جهت پاك كردن معده و روده ها و گرفتگى كبد و طحال و رفع يرقان و درمان جرب و خارش تجويز شده است .
آب مقطر من ضد عفونى كننده بوده ، و مانع اسهال است . سرمه عصاره برگ من به چشم جهت تقويت قوه بينايى توصيه شده است ، و آب ريزش چشم را كم مى كنند. عصاره برگ من مخلوط با عسل جهت منع روييدن مژه هاى برگشته كه كنده باشند به كار مى رود. مضمضه جوشانده من بهترين وسيله براى برطرف كردن جوشهاى دان و زخم هاى آن است ، ضماد خشك من مخلوط با حنا مفيد است . يكى از پزشكان قديم ايران ، به نام ((ابن ماسويه )) مرا جهت معالجه گزيدن زنبور نافع دانسته است و صاحب كتاب شفاءالامقام نوشته است ، براى گزش زنبور برگ تازه من بهتر از خشك است . بذر من در تمام احوال قوى تر از ساير اعضاى من مى باشد. ريشه نوع اروپائى مرا آمريكايى ها براى درمان سيلفيس و امراض پوستى بكار مى برند.
وجه مشترك من و نوع فرنگى در تقويت معده - تحريك اشتها و درمان امراض جلدى است . براى تصفيه خون نيز هر دو نوع ما به كار مى رود و معمولا از دم كرده شاخه هاى گلدار ما كه 20 در هزار تهيه مى شود، استفاده مى كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 10 شهریور1385ساعت 17:55  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دکتر علي شريعتي
پدر! مادر! ما متهميم (23)

دكتر علي شريعتي
تلخيص شميم شادمان
مي خواهم بگويم :
آري ، قرآني كه تو مي گويي درست است ، اما كدام قرآن ؟ قرآن به عنوان شيء متبركي در دست جهل ؟ قرآن به عنوان پرچمي بر سر نيزه هاي جنايت ؟ يا قرآن به عنوان كتابي كه قبايل وحشي پراكنده در صحرايي را در كمتر از يك ربع قرن ، تعيين كننده سرنوشت جهان و كوبنده قدرتهاي عالم گير مي سازد و در كمتر از يك قرن ، فرهنگي نو و انقلابي در تمدن بشري مي آفريند؟
قرآن كتابي است كه با نام " خدا " آغاز مي شود و با نام " مردم " پايان مي يابد ! كتابي " آسماني " است اما – برخلاف آنچه مومنين امروزي مي پندارد و بي ايمانان امروز قياس مي كنند – بيشتر توجهش به طبيعت است و زندگي و آگاهي و عزت و قدرت و پيشرفت و كمال و جهاد ! كتابي است كه نام بيش از هفتاد سوره اش از مسائل انساني گرفته شده است و بيش از سي سوره اش از پديده هاي مادي و تنها دو سوره اش از عبادات ! آن هم حج و نماز !
كتابي است كه حاملش يك امي است كه ، به تعبير خود قرآن ، نه كتاب مي دانسته و نه ايمان مي شناخته و نوشتن و خواندن نمي توانسته و آن گاه به مركب سوگند مي خورد و به قلم و به نوشته ، كتابي است كه شماره آيات جهادش با آيات عبادتش قابل مقايسه نيست ، كتابي است كه نخستين پيامش خواندن است و افتخار خدايش به تعليم ، تعليم انسان با " قلم " ! آن هم در جامعه اي بدوي و قبايلي ، كه كتاب و قلم و تعليم و تربيت مطرح نيست !
اين كتاب را از آن روزي كه به " حيله دشمن " و به " جهل دوست " ، " لايش " را بستند ، " لايح " اش مصرف پيدا كرد و وقتي " متنش " متروك شد ، " جلدش " رواج يافت و از آن هنگام كه اين كتاب را – كه " خواندني " نام دارد – ديگر نخواندند ، براي تقديس و تبرك و اسباب كشي به كار رفت ، از وقتي كه ديگر درمان دردهاي فكري و روحي و اجتماعي را از او نخواستند ، وسيله شفاي امراض جسمي چون درد كمر و باد شانه ... شد و چون در بيداري رهايش كردند ، بالاي سر ، در خواب گذاشتند و بالاخره اينكه مي بيني ، اكنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار ارواح گذشتگانش مي كنند و ندايش از قبرستانهاي ما به گوش مي رسد ، از آن است كه نمي داني برادر و خواهر روشنفكر من ! نمي داني كه چه كوششها كردند تا آن را از ميان زنده ها دور كنند و اثرش را از زندگي قطع كنند و ندايش را ، هم در صحنه هاي " جهاد " خاموش كنند و هم در حوزه هاي " اجتهاد " !‌

ادامه دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 6:10  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

زبان خوراکیها

دكتر غياث الدين جزايرى


اسم من «چغندر» است !

 خام من به اندازه عسل خاصيت دارد.
درمان بى دريغ رعشه هستم .
درد مفاصل و نقرس را درمان مى كنم خوردن آب برگ من ، مسكن سردرد و دندان درد است .
و آنها كه از شوره مو رنج مى برند، علاج ناراحتى خود را در من خواهند يافت ...

من چغندر هستم . به من چگندر و چندرهم مى گويند. اعراب مرا ((سلق )) صدا مى كنند. در گذشته به پخته بيخ من لبلبو و اكنون لبو مى گويند.
گياه شناسان قديم ايران بيخ مرا از دسته ميوه ها و سبزيها جدا كرده و جزو هويجها شمرده اند ولى برگ من در دسته سبزيهاست . برگ من سحرگاه بى مزه و شامگاه شيرين است . زيرا در روز با كمك نور آفتاب ، قند مى سازم و شب بتدريج آنرا جهت ذخيره به بيخ خود كه انبار من است مى فرستم و به همين جهت است كه اگر برگ مرا صبح بچينند و ميل نمايند، جزء سبزيهاى خنك بوده ، و عصر خنكى كمترى دارم ، و خيلى متاءسفم كه شما نمى توانيد برگ و بيخ مرا خام خام ميل نماييد والا مى توانستم ادعا كنم كه خداوند بعد از عسل ، شفا را در من قرار داده است . بيخ من اگر خام خورده مى شد، بدون شك شما مى توانستيد آنرا عسل گياهى بدانيد. من با اين كه خاصيت مسهلى ندارم معذلك پاك كننده شكم هستم . به هضم غذا كمك مى كنم و التهاب معده را فرو مى نشانم . مفيدترين و بهترين اعضاى من ، برگ من است و بعد ساقه هاى آن و سپس بيخ من كه پخته آن ((لبو)) نام دارد.
قند من براى مبتلايان به مرض ديابت خوب نيست ، ولى در عوض خداوند مصلح آن ، يعنى دواى مرض قند را در ساقه و برگ من قرار داده است . مشروط بر اين كه صبح زود آنرا بچينيد و در سايه حفظ نماييد.
برگهاى كلفت من سنگين و دير هضم است ، ولى در اثر پختن سختى و نفخ آن از بين مى رود، خنكى برگهاى نازك من زياد است ، و قوت غذايى كمترى دارد، ولى در عوض دواى بسيار خوبى است . خوردن پخته من رعشه را معالجه مى كند، مخصوصا برگ سرخ رنگ آن اگر آنرا خام با سركه و خردل بخوريد، طحال را باز مى كند و ورم آن را فرو مى نشاند، جهت درد پشت و مثانه و امراض مقعد مفيد است . آب برگ من با داروهاى مسهل ، به اخراج بلغم كمك مى كند. جهت درد مفاصل و نقرس سودمند است . اگر بيخ مرا با عسل ممزوج كرده و در بينى بكشيد فضولات را پاك مى كند. خوردن آب برگ من جهت سردرد و دندان درد مفيد است . كمپرس با آب برگ من قرمزى چشم را از بين مى برد. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من ، شوره و چربى سر را از بين ميبرد. مخصوصا اگر آن را گرم كنيد و با پنبه يا باند روى پلك چشم كمپرس كنيد. اگر چند قطره آب نيم گرم برگ مرا در گوش بچكاند، درد آن را ساكت مى كند. مخصوصا اگر با روغن بادام يا عسل مخلوط كرده باشيد. شستشو با جوشانده برگ من ، شوره و چربى سر را از بين مى برد و شپش را نابود مى كند. ضماد برگ من با بوره (اسيد بوريك ) جهت كك مك و طاسى به كار مى رود، و همچنين براى ورم پشت پا و استسقاء و ساير اورام مفيد است ، تنقيه با آب نيم گرم من جهت ورم روده و گرفتگى آن نافع است . اگر دست و پاى شما و كودكان شما در اثر سرمازدگى تركى پيدا كرده است ، نگران نباشيد آن را مدتى در آب گرم من بگذاريد برطرف خواهد شد. ماليدن برگ پخته من پس از سرد شدن ، درمان سوختگى آتش و آب جوش است و آفتاب زدگى را معالجه مى كند. ضماد برگ كوبيده من جهت تسكين درد و پاك كردن كك مك و معالجه طاسى و با عسل جهت دمل و جوشهاى جلدى و با حنا جهت روياندن مو و رشد آن و با روغن بادام جهت فروكش ‍ كردن اورام و خوردن آن با خردل مسكن شكم درد بوده ، و بادشكن مى باشد.
من به علت داشتن ارسنيك و گوهر شب چراغ و روبيديم از بيمارى جذام جلوگيرى مى كنم و به علت داشتن فسفر غذاى مغز بوده ، و نيروى حافظه را زياد مى كنم . اعصاب را محكم مى نمايم و حرارت خون را مى نشانم و استخوان بندى را تقويت مى كنم . من براى درد كليه مفيد مى باشم ، من داراى مواد ازته ، مواد قندى ، املاح معدنى مثل كلسيم و آهن نيز مى باشم و اين خاصيت در برگ من زيادتر است . آب لبو براى بهبود التهاب مثانه ، رفع يبوست و بيماريهاى پوست مصرف مى شود. بو داده پوست بيخ مرا مى توان مانند قهوه دم كرده و نوشيد. من داراى ويتامين ((آ)) به صورت جوهر زردك ، و انواع ويتامين هاى ((ب )) و ((ث )) بوده اشتهاآور هستم ، برگ قرمز من به علت داشتن ويتامين هاى زياد و كمى آرسنيك و روبيديم تا بخواهيد مفيد است .
حال كه خواص لبو را دانستيد و توجه فرموديد كه بيخ من تمام مواد لازم را از نظر ويتامين و آنزيم جهت هضم و جذب قند دارد، بد نيست بدانيد كه قندى كه با كمك داروهاى شيميايى از بيخ من گرفته مى شود، فاقد اين عوامل مفيد بوده و براى اينكه در بدن شما سوخته و نيروى لازم را تحويل دهد، ناچار است كه اين عوامل را از غذاهاى ديگر و ذخاير بدن گرفته ، انسان را دچار كمبود آنها ساخته و موجب گرسنگى نامرئى گردد و سرانجام صدها مرض ايجاد نمايد، قند سفيد يك غذاى محرك و بيمارى زاست و در زندگى نيم مصنوعى شما از غذاهاى كشنده محسوب مى شود. مرگ تدريجى كه از خوردن قند سفيد به انسان دست مى دهد، عامل بسيارى از ناخوشى ها و ناراحتى هاى جسمى و روحى است . دندان را خراب مى كند خون را كثيف مى نمايد. كبد را كه سكان كشتى بدن است خراب مى نمايد و سلسله اعصاب را ضعيف مى سازد. به اين جهت من به شما توصيه مى كنم كه براى شيرين كردن كام خود، حتى المقدور شيرينى هاى طبيعى مثل عسل ، مويز، شيره خرما و از بيخ پخته من (لبو) استفاده نماييد و اگر خواستيد قند سفيد بخوريد از قند نيشكر بهره مند شويد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 6:10  توسط علیرضا ابراهیمی  |