تبليغاتX
مهدیس
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 19:17  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

    

مثلث برمودا رازي در آسمان و دريا

موقعیت مثلث برمودا

مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.

وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن 6 هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر 1945 کسب کرد. 5 فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست  اما بعد از 23 ثانیه پرواز ناگهان از صفحه رادار محو شد  که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.

آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روئیت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.


ر اثر مرور زمان سیل شایعات در باره این منطقه قوت گرفت. شایعاتی از قبیل وجود یک هیولای عظیم الجثه در انجا، وجو معبری به جان دیگر، وجو یک نیروی مغناطیسی قوی در انجا و .... که اکثرا زائده تخیل مردم و منجمله روزنامه‌نگاران بود.

تا این که فکر کنم یک سال پیش بود که در اخبار اعلام شد که دانشمندان پی به دلیل علمی ناپدید شدن کشتی ها در مثلث برمودا پی بردند. انها با عکسبرداری هوایی و ماهواره ای از منطقه پی به وجود گسلها و دهانههایی آتشفشانی بزرگی در منطقه بردند که از آنها گاز متان بیرون می‌آمد.

جریان این گاز مکررا از دهانه این آتشفشان های ادامه داشته و موجب به ساطع شدن گاز از کف آب می‌شود. سقوط هواپیماها هم احتمالا به علت وجود گاز متان به نسبت زیاد در هوای اطراف هواپیما بوده و باعث توهم خلبان می‌شود. و موجب بیهوشی و یا گاه مرگ او می‌گردد. شاهد این مدعا هم وجود کف سفید رنگ در ساحل بر اثر خروج حباب های متان است که خلبانها بارها به آن اشاره کردند.

اين مثلث برمودا هنوز يک راز بزرگه گاز متان و آتشفشان ممکنه باشه اما علت اصلي نيست هنوز کسي نتونسته اونجا رو ببينه تصاوير ماهواره اي هم منطقه ي متلث شکلي رو نشون ميدن که تقريبا به صورت يه خشکيه که وسطش يه حالتي مانند گرداب بشدت عظيم وجود داره
 

منطقه وحشت

همه روزه هواپیماهای متعددی بر فراز مثلث برمودا پرواز می‌کنند. کشتیهای بزرگ و کوچک در آبهای آن در حال تردند و افراد زیادی برای بازدید ، به این منطقه مسافرت می‌کنند، بدون آنکه اتفاقی بیفتد. از طرف دیگر ، در دریاها و اقیانوسها در سراسر دنیا ، کشتیها و هواپیماهای زیادی مفقود شده و می‌شوند. پس چرا فقط مثلث برمودا از بقیه مناطق تفکیک شده است. علت این است که اولا هیچ امیدی برای یافتن حتی اثر و نشانه‌ای وجود ندارد. ثانیا در هیچ منطقه دیگر چنین ناپدید شدنهای بی دلیل ، بیشمار و نامعلوم روی نداده و به این خوبی ثبت نشده است.  

مشاهدات و گزارشات

در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.

این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.

در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.

در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.  

علل واقعه

علل فرضی طبیعی

توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:

جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
 

علل فرضی غیر طبیعی

دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.

یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.

ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند. 

گذشته و آینده برمودا

به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است.
شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.

اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.

 
تصاویر کشتیهایی که در زمانهای مختلف در برمودا ناپدید شدند اولین 1780 میلادی و آخرین سال 1999 میلادی
http://www.bermuda-triangle.org/html/lost_ships.html

تصاویر هواپیماهای گرفتار در برمودا اولی 1942و آخری همین سال 2002
http://www.bermuda-triangle.org/html/lost_aircraft.html

 
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 19:54  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

مهارت شغلي مورد نياز

مهارتهايي كه بايددر كسب آنها بكوشيد، بستگي به علائق،تواناييها و استعداد شما و همچنين اهداف شغلي و منابع موجود دارد. اما با وجود نامشخص بودن وضعيت اقتصادي پيش رو، دستيابي به مهارتهايي كه براي پيشرفت و آينده شغلي شما مفيد خواهد بود، بسيار حياتي است. 
۹ مهارت شغلي كه هم اكنون در بازار كار بسيار مورد نياز است و طبق نظر وزارت كار آمريكا در فهرست كار فرمايان قرار دارد، عبارتند از:
۱.مهارتهاي حل مشكل
اكثر كارها و وظايفي كه در زندگي خود با آن مواجه مي شويم، بسيار بغرنج و پيچيده هستند. افرادي كه مشكلات را بدرستي تشخيص مي دهند، راه حلهاي مختلف را پيدا مي كنند و تصميمات مؤثري مي گيرند که در زمينه هاي شغلي مديريت بازرگاني،مشاوره مديريت، مديريت روابط عمومي، علوم پزشكي و مهندسي مورد نياز هستند.
2.مهارتهاي فني و حرفه اي
امروزه، فناوري در تمام زمينه ها و رشته هاي علوم گسترش پيدا كرده است. نصب، آزمايش و تعمير بيشتر تجهيزات الكتريكي، مكانيكي و الكترونيكي در حوزه هاي مهندسي، ارتباطات، اتومبيل، حمل و نقل و هوا فضا مستلزم دانستن مهارتهاي فني و حرفه اي است.
3.مهارتهاي روابط عمومي
شركتهايي با مشكلات اجتناب ناپذيري مواجه مي شوند كه در ارتباط با رفتار متقابل اشخاص با يكديگر است. اغلب اوقات، موفقيت يك شركت به اين موضوع بستگي دارد كه افراد آن شركت تا چه حد مي توانند با هم به صورت گروهي كار كنند. اين مسئوليت و وظيفه مديريت منابع انساني، مديريت پرسنل، مديريت گروه و مدير عامل است كه نياز هاي كاركنان خود را كاملاً بشناسد و در صدد يافتن بهترين روشها براي تامين نيازهاي آنها در محدوده كاري و حيطه شغلي باشند.
4.مهارتهاي برنامه نويسي كامپيوتري و دانش كامپيوتر
برنامه نويسي صحيح كامپيوتري به منظور برآورده كردن نيازهاي خاص يك شركت خاص مي تواند فرصتهاي استخدام و پيشرفت حرفه اي شما را افزايش دهد.
بيشتر زبانهاي برنامه نويسي كه امروزه مورد نياز هستند، عبارتند از: Visual Basic , HTML , Java , C++, Unix و SQL Server .
5.مهارتهاي آموزشي
در جامعه امروزي روزانه اطلاعات جديد بيشتري توليد و جمع آوري مي شود.درنتيجه،تقاضا براي استخدام افرادي كه داراي مهارتهاي آموزشي در زمينه هاي آموزش، خدمات اجتماعي، مشاوره مديريت و تجارت باشند، بسيار بالاست.
۶.مهارتهاي مديريت مالي
امروزه برنامه ريزي اقتصادي براي تضمين يك زندگي راحت پس از دوران بازنشستگي امري بسيار ضروري است. كارگزاران سرمايه، برنامه ريزان مالي، حسابداران و حسابرس ها براي برآوردن اين تقاضا همواره مورد نياز هستند.
۷.مهارتهاي مديريت اطلاعات
در قرن حاضر، اطلاعات پايه و اساس سيستم هاي اقتصادي محسوب
مي شوند و اشخاصي كه دانش و مهارت مديريت اطلاعات دارند، براي اكثر مشاغل، مورد نياز هستند.تحليل گران سيستم، تكنولوژيستهاي اطلاعات، مديران بانك اطلاعاتي و مهندسان ارتباطات و مخابرات از جمله اشخاصي هستند كه مهارتهاي مديريت اطلاعات را دارند.
۸.مهارت دانستن زبان خارجي
امروزه كشورها به مواد و محصولات يكديگر احتياج متقابل دارند. به همين دليل، توانايي صحبت و مكالمه به يك زبان خارجي فرصتهاي شغلي مناسبي را فراهم مي آورد.
۹.مهارتهاي مديريت تجارت و بازرگاني
هدايت و مديريت موفقيت آميز يك شركت، بسيار مورد تقاضا و حياتي است.در مركز تمامي اين مهارتها، توانايي مديريت افراد، سيستم ها، منابع و سرمايه هاي مالي، شناخت خريداران و چگونگي تبديل و تعبير اين نيازها به فرصتهاي تجاري و بازرگاني قرار دارد.
+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 17:9  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 انا انزلناه فى ليلة القدر
و ما ادريك ما
ليلة القدر
 ليلة القدر خير من الف شهر

تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم

 من كل امر  سلام هى حتى مطلع الفجر  

قدر، شب مقدرات 

ترجمه سوره قدر: ما اين قرآن عظيم الشان را (كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم و چه تو را به عظمت اين شب قدر آگاه تواند كرد، شب قدر (به مقام و مرتبه) از هزار ماه بهتر و بالاتر است در اين شب فرشتگان و روح (جبرئيل) به اذن خدا (بر مقام ولايت نبى و امام عصر (عج) از هر فرمان (و دستور الهى و سرنوشت مقدرات خلق را) نازل مى گردانند، اين شب، رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه. (شهود) ((شب قدر)) يا ((ليلة القدر)) مشهورترين نام اين شب است. مفسران درباره اينكه چرا اين شب را ((شب قدر)) گفته اند و ((قدر)) به چه معناست، سه معنا را انتخاب كرده اند:

1
- قدر = شرف و منزلت
((مرحوم طبرسى)) گويد: ((از آن رو به اين شب، قدر گفته اند كه داراى شرف و پايه اى بلند و شانى عظيم است. مثل اينكه گويند: مرد داراى قدر؛ يعنى داراى شرف و منزلت. چنان چه قرآن مى فرمايد: ((و ما قدروا الله حق قدره))، يعنى عظمت و شأن خدا را آن گونه كه بايد به جا نياوردند. ((ابوبكر وراق)) گويد: ((لان من لم يكن ذا قدر اذا احياها صار ذاقدر))؛ آن شب را قدر ناميدند، از اين رو كه انسان ها با زنده داشتن آن به قدر و منزلت مى رسند. ديگران نيز گفته اند: شب قدر است، زيرا كارهاى خدايى را در آن شب پاداشى بزرگ و گران سنگ است. گروهى ديگر نيز گفته اند: شب قدر است، چون كتابى گرانبها بر پيامبرى بلند مرتبه و گرامى، براى امتى بلند پايه با دستان فرشته اى گرانقدر نازل شده است.(2) در قدر و منزلت شب قدر همين بس كه سوره مباركه (قدر) در شأن آن نازل شده است.

2- قدر = تنگی و ضيق
يكي
از معانى (قدر) ضيق و تنگى است.
اين شب را از آن رو (قدر) گفته اند كه زمين به واسطه كثرت فرود فرشتگان در آن شب، تنگ مى شود. زمين در اين شب، سرشار از فرشتگانى است كه تا سپيده دم، هم صدا با زمينيان به احياى آن شب مى پردازند و به وظايف خويش مى رسند. در اين زمينه قرآن كريم مى فرمايد: (تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم من كل امر).


3- قدر = تقدير و اندازه گيرى
بسيا
رى از دانشمندان اين معنا را پذيرفته اند؛ چون در اين شب، همه چيز اندازه گيرى مى شود، به آن شب قدر گفته مى شود. از جمله مقدرات اين شب، سرنوشت افراد، جامعه، حوادث و پيش آمده، مانند جنگ، زلزله، پيروزى، شكست، سعادت و شقاوت و...است. در اين شب، سرنوشت افراد و جوامع و هر آنچه با سرنوشت انسان ها ارتباط دارد، بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. (در او تقدير و تفصيل كنند؛ هر كار كه مشحون به حكمت است، نقص را بر او راه نبود و هر چه در آن سال خواهد بود از آجال و اقسام، در اين شب تقدير كنند). (3)
از حضرت امام رضا (ع)، روايت شده است كه:
(...يقدر فيها ما يكون فى السنه من خير او شر اومضره او منفعه او رزق او اجل و لذلك سميت ليلة القدر) (4)؛ اين شب را ليلة القدر ناميده اند، چون آنچه مربوط به سال است، از قبيل خوبى، بدى، زيان، سود، روزى (معيشت) و مرگ و ولادت در آن شب اندازه گيرى مى شود.
امام صادق(ع)، خطاب به (ابوبصير) فرمودند:
(يا ابا محمد، يكتب وفد الحاجه فى ليلة القدر و المنايا والبلايا و الارزاق و ما يكون الى مثلها فى قابل فاطلبها فى احدى وثلاث)؛ اى ابو محمد، در شب قدر حاجيان مشخص شده و پيشامدها و مرگ ها و روزیها و آنچه مربوط به آن سال است تا سال آينده (شب قدر ديگر) رقم مى خورد؛ پس آن را در شب بيست و يكم و بيست سوم ماه جستجو كن البته اينكه خداوند بر پايه حكمت و مصلحت، تقدير امور مى فرمايد، به شايستگى و ظرفيت و حال افراد و جوامع بستگى دارد.

قدر، باران رحمتى است كه در جويبار هر فرد و هر جمع به اندازه او جارى است. شخصيت افراد به گونه اى شكل گرفته كه بعضى از آنان توان پذيرش جريان رودى وسيع از رحمت و بركت قدر را دارند و برخى ديگر، زمينه كمترى براى جذب رحمت و عنايت دارند؛ برخى، هيچ گونه آمادگى ندارند تا آنجا كه زمينه وجودشان چون سنگى سخت و نفوذ ناپذير است. حقيقت شب قدر از نوع حقايق قرآنى است و همان طور كه قرآن شفا و درمان است، شب قدر نيز اين گونه است: (و ننزل من القرآن ما هو شفا و رحمه للمومنين و لا يزيد الظالمين الا خسارا). (5)

قرآن غذاى سالم روح انسان هاست. اين غذاى دلپذير براى روان سالم لذت بخش است. اما اگر كسى بيمار باشد، نه تنها از اين سفره رنگين دلپذير و غذاى شفابخش بهره اى نمى برد، بلكه براى او مايه آزردگى است. از اين رو، در قسمت دوم، آيه كريمه مى فرمايد: و همين قرآن براى ستمكاران مايه تباهى و زيان است. گفتيم كه در شب قدر سرنوشت انسان ها بر اساس حكمت و مصلحت رقم مى خورد. بى گمان، اين تصميم گيرى درباره آينده اشخاص و امت ها با گذشته آنان پيوند خورده است، اما اينكه در اين شب چگونه تصميم گيرى و تقدير مى شود و چه مراحلى پشت سر گذاشته مى شود و نقش عنصر انتخاب چيست؟

 

1- سوره قدر
2- مجمع البيان ، ج 10 ، ص 518.
3- تفسير منهج الصادقين ، ج 10، ص 303.
4- عيون اخبار الرض، ج 2 ، ص 116.
5- اسرإ ، آيه 82.

 منبع اصلیwww.irib.ir

+ نوشته شده در  جمعه 21 مهر1385ساعت 0:25  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان
Fanoosفانوس دريايي اسکندريه

هفتمين عجايب جهان در باز هم در مصر بود. برجي که بر فراز آن آتشي بود تا شبها راهنماي ناخدايان براي رسيدن به بندر اسکندريه باشد . اين برج در جزيره کوچک فارو بنا شده بود و از همين جاست که کلمه فار به معناي چراغ درياي را در اين اين نوع ساختمانها که چراغ راهنمايي براي کشتي است بکار ميبرند . برج دريايي اسکندريه در زمان سلطنت جانشين اسکندر يعني بطلميوس دوم 307 - 247 قبل از ميلاد به وسيله معماري به نام سوسترات ساخته شد . آنچه که تاريخ در باره ارتفاع برج ذکر کرده است باور کردني نيست . يوناني ها ميگويند در حدود 272 متر ارتفاع داشته ، ولي اعراب که 10 قرن بعد توانستند قدم به مصر گذارند گفته اند ارتفاع خرابه برج به 16 متر ميرسد اين برج روي پايه اي چهار گوش که 69 متر ارتفاع آن بوده از ديواري 8 ضلعي و 38 متري بالا رفته است که برج 9 متري ديگر روي آن بنا شده بود که بر فراز برج اخير فانوس دريايي پرتو افکن بود . اين برج تا قرن 12 راهنمايي کشتي ها بود ولي در سال 1375 ميلادي بر اثر زلزله شديدي که در اسکندريه و ساير نقاط اطراف آن روي داد از بين رفت و چيزي هم از خرابه هاي آن در دست نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 19:3  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان
Rodosمجسمه رودس

در جنوب شهر هالي کارناس جزيره رودس واقع شده که ساکنين اش عموماً کشتي ران و ناخدا بودند به همين دليل بندر رودس به سرعت رو به ترقي رفت . مردم اين جزيره داراي ذوق هنري و مجسمه سازي بودند به گفته يکي از معاصرين در آن جزيره قريب 3 هزار مجسمه معمولي وجود داشته که 100 فقره آن غول پيکر آسيا بود . مشهور ترين آنها مجسمه عظيم و شگرف رب النوع خورشيد به نام هليوس بود که آن را مجسمه رودس مينامند . اين مجسمه غول پيکر تقريباً 40 مت ارتفاع داشت طوري ساخته شده بود که از وسط دو پايش کشتي ها عبور و مرور ميکردند . ولي متسفانه عمر اين مجسمه از 56 سال تجاوز نکرد زيرا در اثر زلزله شديدي بر زمين افتاد و ويران گرديدـ

ميگويند پس از هجوم اعراب و فتح جزيره رودس تکه پاره هاي اين مجسمه را به يک نفر يهودي فروختند که وي براي حمل آن تکه ها 900 شتر کرايه کرد

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 19:2  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان

Mausoleum Halicarnassusمقبره ماسولوس - هاليکارناسوس

در قسمت جنوب غربي آسيا صغير، شهري بود بنام (هالي کارنارس) که در قرن ششم قبل از ميلاد مسيح شاه موزول با همسرش آرتميس در آن حکومت ميکردند. دربار او مرکز هنر و صنعت بود و او به معماران فرمان داد بنايي بسازند که ديدارش خاطر اهرام مصر را در دل زنده کند . بدين معني علاوه براين که يک شاهکار هنري بوجود آورند مقبره اي هم باشد.

در زندگي اين شاه هيچ نکته مهمي به غير از بنا کردن مقبره خودش وجود ندارد. ايده اين پروژه توسط همسر و خواهر شاه، آرتميسيا به وجود آمد.اين بنا در حدود سال 350 قبل از ميلاد، سه سال پس از مرگ شاه و يک سال پس از مرگ آرتميسيا، تکميل شد.

بدين ترتيب طرح و پايه پنجمين عجايب دنيا قديم ريخته شد . اين بناي چهار گوش در ساحه 140 متر مربع مساحت ستون بندي شده بود و سقفش هرمي شکل بود که در راس آن گادي پيروزي با چهار اسپ حامل شاه و ملکه بود . اين بنا در حدود 40 يا 50 متر ارتفاع داشت و آنرا بنام مقبره موزول ياد ميکردند ـ

مقبره ماسولوس پس از حمله بربرها و اعراب هنوز بر جا مانده بود . ولي نجيب زادگان و سواران سن ژان آنرا به ويراني کشيدن تا سنگهايش را براي ساختن استحکامات و برج ها به کار گيرند، بعداً در طول ساليان متمادي سنگ ها مرمر محوطه اي که بنا روي آن واقع شده بود را سوزاندند و از آن آهک ساختند . هنگامي که مشغول سوزاندن آن سنگها بودند تالار زير زمين آنرا کشف کردند که راهروي باريکي داشت و به اطاق کوچکي منتهي ميشد دراين اطاق تابوت مجللي از سنگ مرمر پيدا کردند.چون وسايل و ابزاري براي باز کردن تابوت سنگي نداشتند اين کار را به روز بعد موکول کردند اما شبانگاه دزداني که از اين کشف اطلاع پيدا کرده بودند داخل زير زمين شده و هرچه در تابوت بود خالي کردند و بردند ـ

به مدت 16 قرن، مقبره در شرايط خوبي برجا ماند تا يک زلزله موجب آسيب ديدن سقف و ستونهاي آن شد. در اوايل قرن 15 ميلادي، شواليه هاي سنت جان St John از مالتا Malta، اين ناحيه را اشغال کرده و از سنگهاي مقبره براي ساختن يک قلعه نظامي استفاده کردند. اين قلعه عظيم همچنان پابرجاست و سنگهاي براق و مرمرهاي مقبره در ميان ديوارهاي آن قابل تشخيص هستند. تعدادي از مجسمه هاي موجود در مقبره اکنون در British Museum لندن نگهداري ميشوند. 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 19:1  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان
Zeousمجسمه زئوس

صبق اساطير يونان باستان جايکاه زئوس در تسالي بر فراز امپ بود . زئوس آنچنان قدرتي داشت که با مختصر اخمي کوهي را متزلزل ميکرد به همين جهت است که فئيدياس مجسمه ساز مشهورف مجسمه خداي خدايان را با پيشاني ترش و در حالي که چين بر ابرو افکنده است تراشيده.

اين مجسمه عظيم چهار مين عجايب سبعه دنياي قديم بود. ارتفاع آن پانزده متربود و نشان ميداد که خدا بر تخت نشسته است . تخت الهي از عاج و آبنوس بود که طلا و جواهرات گرانقيمت در آن به کار گرفتهشده بود . زئوس از طلا و عاج تراشيده شده بود اندامش از چوب آبنوس بود که قسمتهاي عريانش از عاج نشان داده بودند تا برهنه وانمود شودف و بقيه بدنش با طلا اندود شده بود. تاجي از درخت خار که آن هم طلا خالص بود روي سر داشت . مجسمه کوچک الهه پيروزي را بدست گرفته و عصاي سلطنت را در دست چپ داشت . با وجودي که اثري از اين مجسمه برجاي نمانده است ولي از چند سکه قديم روميان که بدست آمده ميتوان به عظمت آن پي برد

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 18:59  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان
Diana Tempelمعبد ديان

معبد ديان (الهه شکار و ماه) در يونان واقع شده بود . ابتدا بارگاه اين الهه بسيار نکبت بار بود . اين بارگاه عبارت از پيکره اي بود که داخل درخت مجوفي جاي داشت ولي در قرن 6 قيل از ميلاد تصميم گرفتند معبد بسيار با شکوهي براي ااهه بنا کنند . براي ساختن اين معبد محل دقيقي لازم بود تا از زلزله هاي دائمي که در اين منطقه روي ميداد در امان باشد و به همين دليل تصميم گرفتند روي زميني باطلاقي و نرم دست به عبارت بنا بزنند .

نخست مقداري زيادي ذغال و چوب و بوجي هاي پوستي در آن باطلاق ريختند تا قابليت تحمل بنا را پيدا کند . براي مصالح ساختماني آن ، سنگ مرمر را در نظر گرفتند. اين معبد در فضايي به طول يکصدو بيست و هفت متر و عرض 73 متر ساخته شد . ساختمان اين محصور به 127 ستون بود که به سبک معماري يونانيف در دو طبقه بالا رفته بود .ارتفاع اين ستونها هر يک 19 متر متر که روي سرستونها تخته سنگهاي مرمر چهار گوش افکنده بودند که بام معبد را تشکيل ميداد. ساختمان اين معبد به سال 400 قبل از ميلاد پايان يافت ، ولي نيم قرن بعد يعني در سال 446 قبل از ميلاد بر اثر آتش سوزي مهيبي از بين رفت و نابود شد . شايد به نظر عجيب آيد که آتش چگونه توانسته است توده هاي حجيم و وزين سنگ مرمر را از بين ببرد، اما حقيقت امر اين بود که سنگ مرمر ستون بندي داخلي معبد بود و تيغه هاي چوبي که اطاقها و راهرو ها را از هم جدا ميساخت بکلي طعمه حريق شدو بر اثر حرارت حاصله از سوختن چوبها ف سنگهاي مرمر اسيد کربنيک خود را از دست داده و به صورت سنگهاي آهکي معمولي درآمدند و از سنگهاي مرمر جز آهک چيزي باقي نماند ـ

واقع شوم آتش سوزي عمدي بود و مردي جاه طلب به نام استورات چون توفيقي در بدست آوردن شهرت نيافته بود خواست از اين طريق شهرتي بدست آورد و معبد ديان را طعمه حريق کرد . معبد را دو باره بنا کردند ولي به سال 362 ميلادي که (گت ها) بر آسيا صغير تسلط يافتند معبد ديان را براي دومين بار تخريب کردند . کم کم در طول زمان سنگها و ساير مصالح و تزئينات اش را ربودند و بطوري که امروزه کمترين اثري از معبد ديان برجاي نمانده است

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 18:57  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عجايب هفتگانه جهان

Bagh haye Moalaghe Babelباغهاي معلق بابل
اين باغها بنا به نظر بسياري از مورخين و محققين توسط نبوخدنصر (Nebuchadnezzar) شاه بابل در قرن 600 قبل از ميلاد براي همسرش ملکه آموهيا (Amuhia) ساخته شده است. با توجه به منابع مکتوب يوناني، باغهاي معلق داراي چنين مشخصاتي بوده اند:

"باغها مربع شکل بوده و داراي گنبدهاي قوسي شکلي بوده که بر روي کف شطرنجي مکعبي شکلي قرار داشته است. ايواني که دور بام ايجاد شده بوده توسط پلکان با پايين مرتبط ميشده است. باغهاي معلق از گياهاني که بالاتر از سطح زمين کاشته شده بودند ايجاد شده و ريشه گياهان و درختان به جاي کاشته شدن در زمين، در کف ايوانها جاسازي شده بودند. تمام اين مجموعه بر روي ستونهايي قرار داشت و آب از طريق وسايل بالا برنده در کانالهاي شيب دار ريخته و در کل باغ جريان ميافت. آبياري گياهان و رطوبت موجود در فضا از همين آب بود. درواقع اين بنا با چمن هميشه سبز و درختان محکمش، کاري هنري و تجملي شاهانه بود. يکي از جالبترين جنبه هاي بنا اين بود که کار باغباني و زراعت در بالاي سر بيننده انجام ميشد."

همانطور که ميبينيد، بيشترين اطلاعات درباره باغهاي معلق مربوط به مورخين يوناني است و جالب اينکه در کتيبه هاي بابل هيچ اشاره اي به اين باغها نشده است در حالي که توضيح مفصل قصر و شهر بابل در آنها وجود دارد. بنا به نظر تاريخ نگاران امروز، باغهاي بابل محصول تخيل شعرا و تاريخ نگاراني است که شرح بابل را از زبان سربازان اسکندر شنيده و به آن شاخ و برگي شاعرانه داده اند.

در قرن بيستم بعضي از اسرار باغهاي معلق فاش شده است زيرا باستانشناسان در حفاريهاي خود در محل شهر باستاني بابل در عراق امروز، زير بناي اين باغها را يافته اند و يک کشف ديگر مربوط به بناي طاق و گنبد دار اصلي است، که شامل ديوارهاي ضخيم و يک چاه آبياري در نزديکي قصر جنوبي بوده است. گروهي از باستان شناسان منطقه قصر جنوبي را نقشه برداري کرده و ساختمان طاق دار اصلي را بازسازي کرده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 18:56  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

pyramids-giza ahrame mesr egyptعجايب هفتگانه  کسيکه در باره اين شهکار هاي معماري تحقيق و کتابي نوشت آنتيپاتروس سويدني است . کتاب او بهر حال نه داراي ديدگاه فلسفي بوده و ني يک کتاب هنري محسوب ميشود، بلکه راهنماي ساده اي براي سفر در عهد باستان بوده است ـ

اگر خود به راستي به اين سفر ها رفته باشد و سخن ديگران را بازگو نکرده باشد، بيشتر راههاي تجارتي معروف آن زمان را دنبال ميکرده . او فقط يکي از عجايب هفتگانه را در يونان يافت پيکره زئيوس اثر فيدياس ، او در اسياي صغير معبد آرتميس را ، در افسوس آرامگاه شاه موزولوس پادشاه هاليکارناس را در جزيره رودس مجسمه غول پيکر که به مجسمه هليوس معروف بود ، در افريقا فانوس دريائي اسکندريه و هرام مصر و بلاخره در آسيا دور باغهاي معلق بابل ديده است ـ

آنتيپاتروس در نوشتارش به ساختمانهاي معروفي که در نزديک اش بودند و يا به اصطلاح جلوي خانه اش واقع بودند مثلاً ساختمان اکروپوليس در آتن اشاره اي نکرده ، زيرا کتاب او به عنوان راهنماي سفر براي يونانيان که قصد سفر و يا براي قشر تحصيلکرده بود ـ

وي همچنين تنها آن عجايبي را در کتاب خود ثبت کرد هنوز در آن دوران ديده ويشدند . مثلاً برج بابل، که بدون ترديد يکي از عجايب آن زمان بود که دوران زندگي آنتيپاتروس در هم فرو ريخته و لذا جز مناظر ديدني شمرده نميشد و او نمي خواست ويرانه ها را به مردمان عصر خويش ارائه کند . چون يوناني ها عاشق هنر و زيبائي بودند و خرابه را قابل تحسين و عجيب انگيز نمي دانستدـ

عجايب هفتگانه جهان قرار ذيل مي باشند:


pyramids-giza ahrame mesr egyptهرم بزرگ جيره

هرم بزرگ جيره که نزديک قاهره ديده ميشود يکي از جمله عجايب هفتگانه است که تا اين زمان وجود دارد و گذشت دوران و حوادث نتوانسته است خللي در ارکانش ايجاد کند. سطح قاعده هرم جيره مربعي است که هر ضلع آن 233 متر است و اين اثر معماري حيرت انگيز متکي به سطحي است که مساحتش بالغ بر 54 هزار متر مربع مي باشد . بر اثر عوامل جوي تاکنون 12 مت از ارتفاعش کاسته شده است حجم اين توده بزرگ و عظيم سابقاً دو مليون و هفتصد هزار متر مکعب که شامل وزني معادل هشت مليون تن بود، اين مقدار سنگ ثابت ميکند که در مشرق رود نيل کوه هايي وجود داشته که تخته سنگهاي آن را به اين نقطعه حمل کرده و بر روي هم قرار داده اند . بناي عظيم روي قاعده سنگي هرم بسيار دقيق است به طوريکه معماران امروز حيرانند که در آن زمان با چه وسايلي به اين دقت بدون کوچک ترين اشتباهي اندازه گيري و ديزاين شدهاست . راهروي ورودي هرم مختصر خميده گي دارد که مستقيم به طرف شمال ميرود، اگر يک خط فرضي از منتها اليه راهرو ادامه يابد با چند درجه اختلاف پائين تر به قطب منتهي ميشود و اين اختلاف به علت محور زمين است که در طول اين مدت پيدا شده است . هرم مصر مقابر فراعنه مي باشد

اين هرم که همراه با دو هرم کوچکتر در خارج از قاهره - در مصر- قرار دارند، به دستور خوفو يا خئوپس ، فرعون سلسله چهارم، ساخته شد. مصريان باستان به زندگي پس از مرگ اعتقاد فراواني داشتند و اين هرم در واقع مکان مقبره و محل زندگي فرعون پس از مرگ او به شمار مي آمده است. از آنجايي که گنجينه فرعون نيز همراه با او در اين هرم قرار داده ميشد، راه ورود به مقبره بسيار پيچيده و تودرتو است و تعداد زيادي از سازندگان و مهندسين آن نيز در راهروهاي آن ناپديد شدند.

هرم در اصل 147 متر ارتفاع داشته است که در حال حاضر در اثر فرسايش، به حدود 137 متر رسيده است. هر ضلع قاعده هرم 230 متر طول دارد و در ساخت آن از حدود 2,300,000 بلوک به وزن متوسط 2.5 تن استفاده شده است. تاريخ اتمام اين بناي عظيم حدود 2680 قبل از ميلاد تخمين زده شده است. هرم جيزه تنها بازمانده عجايب هفت گانه است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 مهر1385ساعت 18:55  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

وصیت نامه کورش کبیر

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.


اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است .

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 17:12  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

ابر رسانا ها



اگردماي فلزات مختلف را تا دماي معيني(دماي بحراني) پايين اوريم پديده شگرفي در انها اتفاق مي افتد كه طي ان به ناگهان مقاومتشان را در برابرعبور جريان برق تا حد صفراز دست خواهند داد .وتبديل به ابررسانا خواهند شد.

(البته موادي مانند نقره نيز هستند كه مقاومت ويژه شان حتي در دماي صفر درجه كلوين نيز صفر نمي شود).هرچند در اين دما ميتوان بسياري از مواد را ابر رسانا نمود محققا ن براي رسيدن به چنين دمايي مجبورند از هليم مايع ويا هيدرژن استفاده كنند كه بسيار گرانند .

امروزه ابر رسانايي را در موادي ايجاد مي كنند كه دماي بحرانيشان زيادتر از 77 درجه كلوين است كه براي رسيدن به چنين دمايي از ازت مايع استفاده مي كنند كه نقطه جوشش 77 درجه كلوين است.

تاريخجه ابررسانا يي

ابررسانايي براي اولين باردر سال 1911 توسط هايك كامرلينگ اونس(1926-1853)مطرح گرديد. وي دماي يك ميله منجمد جيوه اي را تا دماي نقطه جوش هليم مايع(4.2 درجه كلوين )پايين اوردد و مشاهده نمود كه مقاومت ان ناگهان به صفر رسيد. سپس يك حلقه سربي را در دماي 7 درجه كلوين ابررسانا نمود و قوانين فارادي را بر روي ان ازمايش كردومشاهده نمود وقتي با تغيير شار در حلفه جريان القايي توليد شود.

حلقه سربي برعكس رسانا هاي ديگر رفتارمي نمايديعني پس از قطع ميدان تا ماداميكه در حالت ابر رسانايي قرار داردجريان اكتريكي را حفظ مي كند. به عبارتي اگريك سيم ابررسانا داشته باشيم پس از بوجود امدن جريان الكتريكي دران بدون مولد الكتريكي ( مثل باطري يا برق شهر )نيز مي تواند حامل جريان باشد.

اگر در همين حالت ميدان مغناطيس قوي در مجاورت سيم ابررسانا قرار دهيم ويا دماي سيم را با لاتر از دماي بحراني ببريم جريان در ان بسرعت صفر خواهد شد چون دراين حالتها سيم را از حالت ابررسانايي خارج كرده ايم .

اقاي اونس با همين كشف جايزه نوبل فيزيك در سال 1913 را از ان خود نمود.در عكس بالا اونس و همسرش نشسته و دوستان دانشمند مانند البرت انيشتين در پشت سر وي قرار دارند.

اثرمايسنر

سپس در سال 1933 Meissner وOschsenfeld مطابق شكل نشان دادند كه وقتي ماده مورد ازمايش قبل از ابررسانا شدن در ميدان مغناطيسي باشد شار از ان عبور ميكند ولي وقتي در جضور ميدان به دماي بحراني برسدو ابررسانا گردد ديگر هيچگونه شار مغناطيسي از ان عبور نمي كند تبديل به يك ديامغناطيس كامل مي شود كه شدت ميدان درون ان صفر خواهد بود.



فيزيكدانان مختلف همواره سعي كرده بودند به موادي دست پيدا كنند كه اولا دردماي پايين ابرسانا شوند و ثانيا براي فرايند سرمايش بجاي هليم پر هزينه از نيتروژن مايع استفاده شود.تا بدن ترتيب بتوانند كابلهاي مناسب براي حمل و انتقال برق ويا موتور الكتريكي بسازند.





در اين شكل يك مغناطيس استوانه اي روي يك قطعه ابررسانا كه توسط نيتروژن خنك شده شناور است زيرا ابررسانا طبق خاصيت يعني اثر مايسنر مي توانند خطوط ميدان مغناطيس را به خارج پرتاب كنند دارد.و همانطور كه ميبينم قرص مغناطيسي را شناور نگه دارندو بدن ترتيب يك موتور چرخان ساخته ميشود.

بلاخره در سال 1986 دو فيزيكدان سويسي به نامهاي George bednorz-Alex Muller از آزمايشگاه زوريخ توانستند ابرسانايي ازجنس سراميك اكسيد مس در دماي بالا 60 درجه كلوين بسازند كه براي فرايند سرمايش از نيتروژن مايع استفاده ميشد كه بسيار كم هزينه بود. بدين ترتيب دو گام مهم براي ساخت كابلهاي ابررسانايي برداشته شد و لي سراميك اكسيد مس براي ساخت كابل شكننده بود بنابراين تلاشهاي ديگري آغاز شد.كه تا به امروز هم ادامه دارد دانشجويان و دانشمندان ايراني هم در اين عرصه بسيار فعال هستند.

طبق گزارش ايرنا سعيد سلطانيان به همراه يك گروه علمي در دانشگاه ولو نگوگ ايالت نيو ساوت ولز استراليا به سرپرستي پروفسور دو ابررسانايي ساختند كه بالاترين ركورد را در ميان ابررسانا دارد اين ابررسانا به شكل سيم يا نوار ي از جنس دي بريد منيزيم با پوششي از آهن است كه شكل ميكروسكوپي آن در پايين نشان داده شده است.



كاربردهاي مختلف ابررساناها

از ابررسانايي ميتوان در ساخت آهن رباهاي ويژه طييف سنجهاي رزونانس مغناطيسي هسته و عكسبرداري تشديد مغناطيسي هسته و تشخيص طبي استفاده نمود و همچنين چون با حجم كم جريانهاي بسيار بالا را حمل مي كنند مي توان از آنها در ساخت موتورهاي الكتريكي (ژنراتورها- كابلها) استفاده نمود كه حجمشان 4 تا 6 برابر كوچكتر از موتورهاي فضاپيماي امروزي هستند.

ميتوان از آهن رباهاي ابررسانا در ساختمان ژيروسكوپ براي هدايت فضا پيما استفاده نمود.

مي توان از نيم رسانا ها در ساخت قطارهاي شناور استفاده نمودمانند قطار سريع السير ژاپني ها كه در سال 2000 ميلادي ساخته شد وبا با سرعت 581 km/h حركت مي كرد در اين بجاي قطار بجاي استفاده از چرخ از ميدان مغناطيسي استفاده شده است.
منبع اصلي و نقل از هوپا
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 مهر1385ساعت 18:24  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
دوپینگ در ورزش چیست و یعنی چه؟


دوپینگ می تواند باعث مرگ شود

دو پینگ (Doping) در ورزش، به استفاده از مواد و داروهایی گفته می شود که این داروها نیرو و کارایی انسان را تا حد بالایی افزایش می دهد، و مصرف آنها توسط سازمانهای مجری و ناظر رقابتهای ورزشی ممنوع شده است.

البته این تعریف مشخص میکند که مصرف تمام مواد نیرو دهنده نمی تواند جزو مصارف دوپینگی به حساب رود، عموما" داروها ومواد دوپینگی، مواردی هستند که سازمانهای اجرا کننده رقابتهای ورزشی مصرف آنها را ممنوع کرده است. پس بدین صورت مصرف مواد و دارهای نیروزای غیرمجاز را می توان دوپینگ نامید.

انواع دوپینگ
رایج ترین مصرف مواد و داروهای دوپینگی از طریق خوردن، نوشیدن یا تزریق این نوع داروها است. که به این نوع مصرف، نوع خوراکی، مصرفی یا تزرقی گفته می شود.

اما نوع دیگر آن، دوپینگ خونی است. در این نوع دوپینگ، خون شخصی به شخصی دیگر (با گروه خونی یکسان) و یا خون همان شخص به خودش (بعد از یک دوره ذخیره) از طریق رگ تزریق می گردد. این کار باعث می شود تا توانایی انتقال اکسیژن در خون شخص تزریقی بالا رود تا بنابراین استقامت آن شخص نیز افزایش یابد.

دوپینگ خونی معمولا" برای ورزشهای استقامتی مثل دو میدانی/ماراتون، دوچرخه سواری و اسکی کارایی دارد.


تست دوپینگ

تاریخچه دوپینگ
کلمه دوپینگ (Doping) اصلا" واژه ای از که از آفریقای جنوبی آمده است. در آفریقای جنوبی مشروبی الکلی با قدمت زیاد وجود دارد که بنام دوپینگ شناخته می شود. بومی های منطقه آفریفای جنوبی معمولا" از این مشروب استفاده می کنند تا بتوانند با استقامت و نیروی زیاد در مراسمهای محلی خود برقصند.

امروزه واژه دوپینگ به استفاده یکی از روشهای آن توسط ورزشکاران تلقی می گردد.

اولین استفاده مدرن دوپینگ را می توان به سال 1865 نسبت داد. جایی که شناگران هلندی برای شرکت در رقابتهای جهانی دوپینگ کردند. در رقابتهای المپیک 1904 نیز توماس هیکز (Thomas Hicks) دوپینگ کرد و توانست برنده مدال طلای دوی ماراتون شود.

به یکی از مشهورترین مصارف دوپینگ می توان به بن جانسون (Ben Johnson) کانادایی در المپیک 1988 اشاره کرد. او که موفق شده بود در دوی 100 متر رکورد باورنکردنیی از خود بجای بگذارد و مدال المپیک را از آن خود کند، بعد از رقابتهای المپیک در آزمایش دوپینگ رد شد و معلوم شد که او دوپینگ کرده بود.

مرگ و دوپینگ
بالا بردن نیرو و استفامت بدن به حد غیر هادی می تواند حتی شرایط حیاتی بدن را تا حد مرگ تهدید کند.

در سال 1886 یک دوچرخه سوار به علت مصرف داروی دوپینگی جان خود را از دست داد. نمونه های دیگری نیز از موارد مرگی نیز حتی تا سالهای گذشته در کشورهای مختلف دیده شده است.

ورزشکاری که دوپینگ می کند در حقیقت خود را در ریسک حیاتی قرار می دهد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 مهر1385ساعت 23:13  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

انوشه انصاری
« نخستین بانوی جهانگرد فضایی
و نخستین سفیر فضایی»

  

انوشه انصاری پس از دو دهه توام با موفقیت در زمینه کارآفرینی  دست به تاسیس شرکت Prodea System زد.

انوشه انصاری که اینک تیتر مهم ترین رسانه های جهان را به عنوان نخستین بانوی فضانورد که به طور خصوصی عازم فضا است به خود اختصاص داده، روز 27 شهریور (18 سپتامبر) برای اقامتی 10 روزه بر عرشه ایستگاه بین المللی فضایی خواهد ایستاد. او یکی از  مسافران کپسول سایوز  TMA-9 است که از  مرکز کیهان نوردی بایکونور در قزاقستان به فضا پرتاب خواهد شد. همراهان او در این سفر ، مایکل لوپز آلگریا  فضا نورد ناسا (سازمان فضایی آمریکا) و میخاییل تورین ، کیهان نورد روسیه خواهند بود.

خانم انصاری چهارمین گردشگر فضایی خواهد بود که عازم فراسوی مدار زمین خواهد شد و همچنین لقب  نخستین فضانورد ایرانی را از آن خود خواهد کرد. او 6 ماه دوره آماده سازی خود برای این سفر را در مرکز آموزشهای کیهان نوردی گاگارین در شهر ستارگانStar City روسیه و همچنین مرکز فضایی جانسون در هیوستون واقع در ایالت  تگزاس آمریکا سپری کرده است.

انوشه انصاری که به نام یکی از طرفداران فعال فناوریهای تغییر دهنده جهان مشهور است ، از دوران کودکی رویای فضانوردی  را همواره در سر می پرورانده است.در سال 2004 خانواده انصاری تامین مالی جایزه 10 میلیون دلاری Ansari X-prize را بر عهده گرفتند.این جایزه  که به یک سازمان غیر دولتی تعلق می گرفت، به تشویق اختراع یک وسیله نقلیه فضایی جدید دست زد که بتواند از مدار زمین خارج شودو در مدت کمتر از دو هفته دوباره به  مدار خارج از کره زمین مسافرت نماید.

پیش از تاسیس این شرکت  خانم انصاری در سمت موسس، رییس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت فناوریهای تله کام Telecom Technologies, Inc. فعالیت میکرد. پس از ثبت  3 طرح کلیدی و کسب اعتبار  آن در آمریکا و همچنین ارتقا شرکت به موسسه ای با 250 کارمند و رشد مدام و ثابت 100% سالانه از زمان تاسیس، این موسسه با شرکت Sonus Networks Inc که یکی از ارایه دهندگان محصولات زیربنایی انتقال صوت بر مبنای پروتوکل اینترنتی بود، تلفیق شد.

انوشه انصاری نمونه زنده ای است از آن چه که به رویای امریکایی معروف شده است. او در حالی در دوره نوجوانی  به ایالات متحده مهاجرت کرد که نمی توانست به خوبی انگلیسی صحبت کند. انوشه خود را غرق در تحصیلاتش نمود و کارشناسی خود را در رشته الکترونیک و مهندسی کامپیوتر از دانشگاه جرج میسون و سپس کارشناسی ارشد خود را در مهندسی الکترونیک از دانشگاه جرج واشنگتن George Washington University دریافت نمود و در حال حاضر در حال اخذ کارشناسی ارشد در رشته نجوم از دانشگاه سوینبورن Swinburne است.

انوشه عضوی از Vision Circle وابسته به بنیاد X-prizeو همچنین هیات امناء این بنیاد است. او تا کنون افتخارات فراوانی را کسب نموده که از جمله آنها می توان به نمونه های زیر اشاره کرد:

 جایزه ویژه بنیاد ملی زنان پیشگام در کار ، جایزه کارآفرینی دانشگاه جرج میسون ، جایزه دانش آموخته ممتاز و برگزیده دانشگاه جرج واشنگتن، جایزه سال ناحیه جنوبی کار آفرینی ارنست و یانگ.

این در حالی است که تحت رهبری وی شرکت فناوریهای تله کام  Telecom Technologies, Incدر رده 500 شرکت دارای سریعترین رشد در فهرست مجله Inc. magazine و در فهرست 500 شرکت فناوری دارای سریعترین رشد از سوی مجله Deloitte & Touche قرار گرفت.

افزون بر دست آوردهای کاری و تجاری ، انوشه فعالانه به دنبال راههایی برای فعال ساختن موسسات اجتماعی برای ایجاد تغییرات پیشرو در جهان است. او عضو هیات مدیره بنیاد Make-a-Wish شمال تگزاس و مرکز دفاع از کودکان کالین کانتی Collin County Children’s Advocacy Centerاست و همچنین همکاریهایی با چندین مرکز غیر انتفاعی دیگر ، از جمله  بنیاد آشوکا Ashoka برای حمایت از فعالیتهای کارآفرینان اجتماعی دارد.

برای اطلاعات بیشتر و تنظیم زمان مصاحبه می توانید با تری گریفین با شماره +1.214.278.1855   تماس بگیرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 23:19  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

اولین بانوی جستجوگر خصوصی فضا و اولین سفیرفضایی

 

انوشه انصاری رسما بعنوان یکی از اعضای اصلی پرواز سویوز (  -9 TMA)  روز 18 سپتامبر2006   ازمرکز فضایی بایکونورواقع در قزاقستان بسوی ایستگاه فضایی بین المللی

ISS ) پرواز کرد. او هم اکنون دراین ایستگاه بسر میبرد.

همراهان اودراین سفر، مایکل لوپز آلگریا فضانوردی از ناسا و کیهان نورد روسی میخاییل تورین هستند.

خانم انصاری که مدیر کل و یکی از موسسین شرکت Prodea Systems  است می گوید:

" با دست یافتن به این آرزو که از دوران کودکی در سر داشتم،امیدوارم به جوانان سراسر دنیا بطور مسلم نشان دهم که هیچ محدودیتی برای آنچه که میخواهند بدست بیاورند وجود ندارد.".

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 مهر1385ساعت 23:8  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دو هلال جذاب و بحراني در شهريور 1385

در صبحگاه چهارشنبه 1 شهريور 1385 در نخستين ساعات ورود به آخرين ماه تابستان، به استقبال هلال جذاب و بحراني و در عين حال مرموز صبحگاهي رجب 1427 خواهيم رفت. جذابيت هلال فوق زماني افزايش مي‌يابد كه بدانيم چند سياره‌ي زيباي منظومه‌ي شمسي در در افق گرد هم آمدند تا بدرقه‌ي باشكوهي را براي هلال بسيار باريك ماه فراهم كنند.
علي ابراهيمي سراجي
نحوه‌ي رصد هلال صبحگاهي رجب ۱۴۲۷ در پهنه‌ي ايران:
 
رصدگران هميشه در يافتن هلال‌هاي بحراني به دليل نبود يك جرم راهنما در كنار ماه دچار مشكل هستند و اگر سيارات و يا ستارگان پرنور در كنار يك هلال بحراني قرار گيرند، آنگاه رصدگر ساده‌ترين روش را براي يافتن هلال با استفاده از جرم راهنما انجام مي‌دهد. از اين نمونه چند باري اتفاق افتاده كه آخرين آن در رويت هلال بحراني رمضان ۱۴۲۶ در شامگاه ۱۲ مهر ۱۳۸۵ صورت گرفت و رصدگران زيادي از جمله نگارنده در يافتن هلال از اين شيوه ياري جستند. هلال فوق شباهت‌هاي بسياري به هلال صبحگاهي رجب سال گذشته دارد كه تلاش بيش از ۱۵ گروه رصدي در رويت آن بي‌نتيجه بود. بسياري دليل رويت نشدن آن هلال را قرار‌گيري ماه در اوج مداري خود مي‌دانند ولي اين مسأله هنوز به اثبات نرسيده و فرصتي است كه بار ديگر اين موضوع را در رويت هلال اين ماه كه شرايط آن از هلال سال گذشته كمي بهتر شده، مورد بررسي قرار دهيم.
هلال صبحگاهي رجب ۱۴۲۷ در صبحگاه سه‌شنبه ۳۱ اَمرداد ۱۳۸۵ به راحتي با چشم غير‌مسلح در سراسر ايران قابل رويت است. در صبحگاه روز بعد هلال فوق بر اساس نظر اكثر معيارهاي رويت هلال، در تمام پهنه‌ي ايران با چشم مسلح قابل رويت است.
هلال صبحگاهي رجب ۱۴۲۷
 
در صبحگاه چهارشنبه ۱ شهريور ۱۳۸۵، زوترين طلوع خورشيد، ساعت ۰۴:۵۲:۰۵ در پاسگاه مرزي «جهانباني» واقع در استان خراسان رضوي روي خواهد داد. اين نقطه بهترين شرايط را براي رويت هلال در پهنه‌ي ايران در اختيار دارد. ديرترين طلوع خورشيد نيز، ساعت ۰۵:۵۵:۰۲ در «نفت‌شهر» واقع در استان كرمانشاه روي خواهد داد. بدترين نقطه‌ي رويت اين هلال در جزيره‌ي «سيري» در استان هرمزگان خواهد بود. پس هرچه به سمت شمال غرب برويم شرايط ديده‌شدن هلال بهتر خواهد شد و اميدواري بيشتري براي رويت آن خواهيم داشت. نقشه‌ي زير كه مكان حركت ماه و سه سياره‌ي راهنما در آن مشخص شده، بهتر مي‌تواند شما را در رويت هلال ياري كند.
نقشه رويت هلال صبحگاهي رجب ۱۴۲۷
 
اين سيارات هر كدام به نحوي در ديده‌شدن هلال نقشي ايفا مي‌كنند. ابتدا زهره طلوع مي‌كند و شما مي‌توانيد در هنگام عبور اين سياره از مكان طلوع ماه، خطي عمود بر افق رسم كنيد و محل تقريبي طلوع ماه را بيابيد. سپس زحل طلوع مي‌كند و ميل اين سياره تقريباً با ماه برابر است و همان‌طور كه در نقشه ملاحظه مي‌كنيد، مسيري را مي‌پيمايد كه ماه بعد از طلوع طي مي‌كند. يعني هر زمان زحل طلوع كرد مي‌توانيد آن را در درون ميدان ديد دوربين و يا تلسكوپ خود قرار دهيد و مسير حركت ماه را با عوارض افق بسنجيد و يا دوربين و تلسكوپ را در همان حال رها كنيد تا هلال ماه پس از طلوع، خود وارد ميدان ديد شما شود. فاصله‌ي عطارد با مركز هلال ماه ۵/۲ درجه در ساعت ۵/۷ است. لذا در طول رويت راهنماي خوبي براي يافتن هلال است. تصوير زير نماي افق شرقي را در لحظه‌ي رويت هلال نشان مي‌دهد.
نمايي از افق صبحگاهي ۱ شهريور ۱۳۸۵
 
سعي كنيد با ابزارهاي قوي با ميدان ديد باز و بزرگنمايي بالاي ۴۰ يا ۵۰ برابر به شكار هلال برويد و به ياد داشته باشيد كه سياراتي مانند عطارد و زهره در وضوح‌سازي دوربين و متعاقباً آشكار‌شدن هلال نقشي سازنده دارند.
 
نحوه‌ي رصد هلال شامگاهي رجب ۱۴۲۷ در پهنه‌ي ايران:
در شامگاه چهارشنبه ۳۱ اَمرداد ۱۳۸۵، ماه ۳ ساعت به مقارنه با خورشيد فاصله دارد و لذا در آسمان شامگاهي قرار ندارد. در شامگاه پنج‌شنبه ۱ شهريور ۱۳۸۵ رصدگران ايراني به خصوص رصدگران پرتلاش شركت‌كننده در نخستين رقابت صوفي به استقبال هلال بسيار بحراني شعبان ۱۴۲۷ خواهند رفت. طبق نظر كارشناسان، هلال فوق در پهنه‌ي ايران رويت‌پذير نيست و تنها يك معيار رأي به رويت هلال در بخش‌هايي از جنوب ايران داده است. ولي تجربه‌ي سال گذشته‌ي گروه فسا در رويت چنين هلال‌هايي اين امكان را فراهم مي‌كند تا هلال فوق در شرايط مساعد جوي احتمالاً قابل رويت باشد. از طرفي رويت اين هلال در يك سوم بالاي كشور مي‌تواند باعث ثابت‌شدن آغاز ماه رمضان ۱۴۲۷ در ايران گردد. همه‌ي اين مسائل اهميت رويت هلال فوق را دوچندان كرده است.
هلال شامگاهي شعبان ۱۴۲۷
 
زودترين غروب خورشيد در روستاي مرزي «ريش‌پيش» در سيستان و بلوچستان و ديرترين غروب خورشيد در ساعت ۱۹:۱۷:۰۷ در روستاي مرزي «پير‌احمد‌كندي» در استان آذربايجان غربي رخ مي‌دهد. بهترين نقطه‌ي رويت اين هلال جرزيره‌ي «سيري» واقع در استان هرمزگان و بدترين نقطه‌ي رويت در روستاي مرزي «تلكه‌قوز» در استان خراسان شمالي است. نقشه‌ي زير بهتر مي‌تواند شما را در رويت اين هلال ياري دهد.
نقشه رويت هلال شامگاهي شعبان ۱۴۲۷
 
همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد هيچ جرم راهنمايي در كنار اين هلال وجود ندارد و كار يافتن آن تنها با خورشيد امكان‌پذير است.
با گذشت ۲۴ ساعت يعني در شامگاه جمعه ۳ شهريور ۱۴۲۵ هلال ماه در حالي‌كه وارد عرض جنوبي شده است در حالي كه ۳ درصد از سطح آن روشن شده با چشم مسلح قابل رويت خواهد بود.
هلال ماه در حالي در اين روز قابل رويت است كه مريخ كم‌فروغ را در ۵/۱ درجه‌اي شمال شرقي خود مي‌بيند و به عكس اين بار هلال پرفروغ ماه راهنماي مناسبي براي يافتن سياره‌ي مريخ است! نقشه‌ي زير بهتر مي‌تواند شما را در رويت اين هلال ياري كند.
نقشه رويت هلال شامگاهي شعبان ۱۴۲۷
 
در لحظه‌ي رويت، همانند دو روز گذشته، ماه در صورت فلكي اسد قرار دارد. تصوير زير افق شامگاهي روزهاي ۲ و ۳ شهريور را براي رويت اين دو هلال شامگاهي به شما نشان مي‌دهد.
نمايي از افق شامگاهي ۲و۳ شهريور ۱۳۸۵
 
در پايان اميدوارم تا با برنامه‌ريزي دقيق و انتخاب رصدگاهي مناسب بتوانيد در رويت اين دو هلال جذاب و بحراني كه آخرين هلال‌هاي بحراني عرض شمالي ماه در سال ۱۳۸۵ محسوب مي‌شوند، موفق و پيروز باشيد.
منبع اصلی:www.nojum.ir
+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 23:13  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

ماه شعبان ماه رسول مکرم اسلام (ص) تمام شد وماه پر فظیت رمضان ماه خدا آمد

از همه دوستان التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 16:5  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
+ نوشته شده در  شنبه 1 مهر1385ساعت 15:59  توسط علیرضا ابراهیمی  |