تبليغاتX
مهدیس

تاكيد آيات قرآن بر گفتگو و ارتباط فرهنگي

منبع:جام جم آن‌لاين

با توجه به اين كه ظاهر آيات قرآن حجت است ، آيات قرآن در بعد ايجابي خود بر گفتگو و ارتباط فرهنگي با ديگران تصريح دارد.

مسائل فرهنگي و تمدني ، تاريخي و پسيني اند، اما قرآن پيشيني و نقلي است. آيات قرآن در بعد ايجابي خود بر گفتگو و ارتباط فرهنگي با ديگران تصريح دارد. براي نمونه ، با بررسي آيات 17 و 18 زمر كه مي فرمايد: «بشارت به آن بندگان من بده كه هر سخني را گوش مي دهند و از بهترين آنها پيروي مي كنند.» نتايج زير به دست مي آيد:

1- بشارت از آن بندگاني است كه هر سخني را گوش مي دهند نه اين كه فقط به سخنان دوستان ، همفكران و هم مسلكان خود گوش بسپارند و از شنيدن آراء ديگران و انتقاد مخالفان اجتناب كنند. در اين زمينه ، علي (ع) فرمودند: «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» (ميزان الحكمه / ج 6 / ص 485) و يا فرمودند: «من استقبل وجوه الاراء، عرف مواضع الخطا» (نهج البلاغه / حكمت 164) (كسي كه به افكار ديگران توجه كند، موارد اشتباه را درك مي نمايد.)

2- بندگان خدا، تنها به سبب شنيدن هر سخني مورد بشارت قرار نمي گيرند، بلكه بايد از بهترين آنها (احسنه) پيروي كنند و پيروي از بهترين سخن ، مقتضياتي به اين شرح دارد:

2-1- همه سخنان در يك سطح نيستند. برخي بد، برخي خوب ، برخي خوبتر و برخي خوبترين اند.

2-2- ملاك تشخيص خوب از بد، بايد در اختيار هر انساني باشد (عقل) و الا اگر بندگان خدا مجبور باشند براي تشخيص خوب از بد به قرآن يا معصوم (ع) مراجعه كنند، اين آيات 17 و 18 سوره زمر مفهوم محصلي نخواهد داشت ؛ زيرا در اين صورت انسان از شنيدن هر سخني و پيروي از بهترين آن بي نياز مي شود.

2-3- بهترين سخن (احسنه) در مقام مصداق ، نسبي است. به عنوان مثال ، اگر فردي در يك كلاس بهترين خط تحريري را داشته باشد، اين امتياز تا زماني تداوم دارد كه فرد ديگري با خط تحريري بهتر وارد آن كلاس نشود، و الا عنوان بهترين خطاط، به طور كاملا طبيعي از فرد قبلي به فرد بعدي انتقال مي يابد و اين انتقال طبيعي ، در فرآيند افكار و انديشه ها نيز برقرار است. به عنوان مثال ، فلان قانون علمي يا نظريه اجتماعي تا زماني بهترين قانون تلقي مي شود كه قانون بهتر يا نظريه جامع تري پيدا نشود.

اين نسبيت در مقام مصداق ، نه تنها در زمان هاي مختلف (متكامل) رخ مي دهد، بلكه در زمان واحد نيز بين انسان هاي مختلف برقرار است. خلاصه ، تعدد عواملي چون زمان و سطوح علمي گويندگان و شنوندگان ، سبب مي شوند كه تشخيص احسن ، دستخوش تغيير شود.

2-4- بنابراين ، بشارت مذكور شامل بندگاني است كه هر سخني را گوش فرا دهند و ارزيابي كنند و از آنجا كه هميشه و همه جا، امكان پيدايش نظر جديد و راي جامع تر وجود دارد، پس بندگان مورد بشارت خدا، بايد هميشه درصدد شنيدن سخن ديگران و ارزيابي آنها و پيروي از بهترينشان باشند.

عده اي از مفسران ، واژه «القول» را در آيه مذكور (فبشر عباد...) به خود قرآن تفسير كرده اند كه در اين صورت ، معناي آيه عبارت مي شود از: بشارت به آن بندگان من بده كه قرآن را گوش مي دهند و از بهترين آن (محكمات ، احكام و...) پيروي مي كنند. ولي در پاسخ بايد گفت كه اولا، برخي مفسران مانند علامه طباطبايي (ره) چنين تخصيصي را نمي پذيرند. ايشان مي نويسند: «مفاد آيه ، اين است كه بندگان خدا، طالب حق و رشداند. به هر سخني كه گوش دهند، بدين اميد گوش مي دهند كه در آن به حقي برخورند.... بعضي مفسرين گفته اند كه مراد، گوش دادن به قرآن و غير قرآن و پيروي كردن از قرآن است و برخي ديگر گفته اند كه مراد، استماع اوامر خداي تعالي و پيروي كردن از بهترين آنهاست.

مثلا در مساله قصاص ، خدا هم اجازه قصاص به ايشان داده و هم عفو و ايشان عفو را پيروي مي كنند... ولي اين دو قولي كه از مفسران نقل كرديم ، بدون دليل عموم آيه را تخصيص مي زند.» (ترجمه الميزان / ج 17 / ص 398)

چگونه مي توان پذيرفت كه برخي آيات قرآن ، نسبت به برخي ديگر احسن است ، ملاك تشخيص آيات احسن از غير احسن چيست؟ باتوجه به اختلاف مفسران (حتي در تشخيص آيات محكم و متشابه)، از سويي حوزه بندگان مورد بشارت ، محدود به متخصصان مي شود و از سويي ديگر، همانجا هم ملاك عمومي وجود ندارد، بلكه هر كس طبق تشخيص خود رفتار مي كند. در اين صورت ، بود و نبود چنين آيه اي ، تفاوتي ايجاد نمي كند.

روايات متعددي داريم كه همين موضوع (لزوم جستجوي حق از هر جا و همه كس) را با تعابير مختلفي بيان مي دارند: خذ الحكمه و لو من المشركين (بحار / ج 2 / ص 97)

علي (ع): الحكمه ضاله المومن فاطلبوها و لو عند المشرك (همان)

علي (ع): المومن لايرد الحق من عدوه (ري شهري / علم و حكمت / ج 1 / ص 332)

پيامبر اكرم (ص): خذ الحكمه و لا يضرك من اي وعاء خرجت (همان / ص 350)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:51  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

ضرورت ماهيت نهضت نرم افزاري

منبع:سايت علم و دين

 ضرورت:

انقلاب اسلامي با پيروزي شكوهمند خويش در مقابل دنياي مدرن ، نويد جوشش دوباره بشر را براي دستيابي به حيات طيبه و آرمان شهر الهي به همراه داشت . اصلي ترين شاخصه اين انقلاب بزرگ ، ادعاي آن در بازستاني حضور دوباره دين در عرصه ي فرايندهاي اجتماعي است .

اما آنچه مسلم است اين است كه ، انقلاب اسلامي براي تحقق آرمانهاي خود و دستيابي به اجتماع جهاني و تشكيل تمدن عظيم اسلامي نياز به سازوكاهاي هماهنگ و مناسب با مباني اعتقادي خود جهت ايجاد ساختارتمدني دارد . به بيان ديگر نياز مند طراحي و ارائه الگوهاي مختلف براي اداره ي بخش ها و امور مختلف جامعه است . زماني كه يك شعار و انديشه شكل تمدن به خود مي گيرد كه تمامي لوازم تمدني اعم از علوم ،ساختارها و محصولات را ه همراه خود داشته باشد . طرح مسئله نهضت نرم افزاري و نهضت توليد علم از سوي مقام معظم رهبري را ميتوان در همين راستا و در جهت توليد بهينه ي ساختارهاي مورد نياز دولت اسلامي عنوان كرد. محصول نهايي اين نهضت ، توليد نوعي از مدل هاي كارشناسي است كه توان تصميم گيري ، تصميم سازي و اجرا را در ارتباط با موضوعات مختلف اجتماعي و در سطوح متفاوت (خرد ، كلان ،توسعه) بالا برده و امكان برنامه‌ريزي از طريق آسيب شناسي ،هدايت و كنترل جامعه را براي دولتمردان نظام و در راستاي تحقق آرمان هاي انقلاباسلامي ممكن سازد. از اين رو نهضت نرم افزاري را بايد شاهراه دستيابي به دولت كريمه اسلامي و در نهايت ساخت و ايجاد تمدن اسلامي دانست.

تعريف نهضت نرم افزاري :

واژه ي تركيبي است كه هريك از تك واژه هاي آن بار معنايي خاصي به همراه داشته و هر كدام به بخشي از معناي جمعي و تركيبي آن اشاره دارد . نهضت در اين تركيب به معناي جريان سازي براي تغيير فرهنگ يا نهاد هاي عيني و اجتماعي ، همراه با احساس مسئوليت در اقشار مختلف جامعه براي دستيابي به هدف اساسي و مورد قبول آنان است . نرم افزار در اين تركيب در مقابل سخت افزار به كار رفته است ،عموما سخت افزار به اموري اطلاق ميشود كه جنبه ي عيني و فيزيكي داشته باشد و در،مقابل واژه ي نرم افزار به جنبه ي غير ملموس و غير فيزيكي اشاره دارد.مقصود از نرم افزار معناي عام آن كه شامل مفاهيم ، الگوها ، روشها، معادلات و علوم و دانش هامي باشد .

ماهيت نهضت :

« بناي بنيان تازه »

آيا جهانبيني وپيش فرض هاي متافيزيكي وفلسفي در نحوه ي توليد وتامين علوم يك تمدن تاثير دارد ؟

در دنياي ديروز خارج از كشور ما سوالات ونظرياتي مبني بر اينكه دين هيچ كاربردي در فيزيك ‏‏شيمي رياضي روانشناسي وجامعه شناسي وعلوم ديگري نظير مهندسي اجتماعي ندارد مطرح مي شده اما الان وضع عوض شده ودر ميان نخبگان جهان غرب اين قضايا قابل بحث بررسي است متاسفانه در سرزمين مااين بعد قضيه كه علوم اجتماعي وحتي علوم طبيعي مملواز پيش فرض هاي فلسفي است كاملاپنهان ومغفول مانده است.

چيزي كه ما مدعي آن هستيم اين است كه ما ميتوانيم علم ديني توليد كنيم در توليد علم ديني نيز نيازمند اين مطلب هستيم كه برايمان ثابت شود كه توليد علم اصولآ جهتدار است جهتداري علم به اين معنا كه اين نيازمندي هاي جامعه است كه سبب توليد يك علم مي شود ويك علم زماني به جامعه در جهت رشد خود ياري مي رساند كه در آن اجتماع كارآمد باشد وتكيه گاه ومنبع توليد آن علم نيز مباني اعتقادي وارزشي آن جامعه باشدو هم چنين نخبگان جامعه نيز بايد بتوانند بر سر آن به تفاهم برسند پس بنا بر آنچه گفته شد علم جهتدار علمي است كه ارضاء كننده نيازهاي جامعه كارآمد ومستند به منابه ومباني ومبتني بر تفاهم عقل نخبگان جامعه توليد شود . با اين تفاسير مي پذيريم كه مي شود علم ديني وغير ديني داشته باشيم .

و هر چقدركه نيازهاي جامعه وعلم توليد شده وكارآمد در جهت توسعه‘ قرب الهي پيش برود جامعه به سوي ديني شدن حركت خواهد كرد و هر چه از مسير توسعة قرب الهي دور شود علومي كه توليد مي شود غير ديني خواهد بود .اميد واران به ايجاد تمدن اسلامي مطمئنا مسير توسعه‘قرب را انتخاب خواهند نمود .

راه كار‌هاي پيشنهاد شده در جهت تامين نرم افزارهاي حكومت اسلامي جهت طي مسير تا تمدن اسلامي سه مرحله است :

توليد بومي سازي و واردات

توليد مفاهيم علمي : از آنجا كه نياز به ايجاد ساختار ها ومناسبات اجتماعي جديدي در حكومت اسلامي وجود دارد نياز گسترده اي به توليد مفاهيم جديد علمي درسه سطح بنيادي ، راهبردي و كاربردي بپردازيم .ويقيناًاز پايه اي ترين مفاهيمي كه بايد توليد گردد مفاهيم فلسفي ، روش شناسي ومتدولوژيك است كه مبناي هماهنگي حركت ما در همه عرصه هاي علمي قرار گرفته حركت ما را تا ارائه‏ الگوها وتحقق عيني تضمين نمايد.

سطح دوم : بومي سازي علم وتكنولوژي

آنچه كه امروزه ذهن بسياري از متفكرين را به خود مشغول داشته است مقوله‏‏‏‏‏‏‏‏ ي جهت دار بودن علم و تكنولوژي است به اين معني كه هر نوع علم وتكنولوژي براي پاسخ گوئي به نياز جامعه اي خاص توليد شده وبنابراين هدف وكار آمدي آن نيز مخصوص به آن جامعه مي باشد .

پذيرش اين سخن در ميان متفكرين چنان گسترده شده است كه امروزه در تعاريف ارائه شده از علم وتكنولوژي ، مقوله ي فرهنگ همراه با آنه علم وتكنولوژي نيز مطرح مي گردد.

به طوري كه حتي در تعريف يونسكو از تكنولوژي صرحاً از فرهنگ به عنوان يكي از اجزاء تكنولوژي نام برده ميشود .ناگفته پيداست كه استفاده‌ي گسترده از محصولات علمي ديگران بدون ايجاد تغير در آنها تا حد ممكن ومتناسب سازي آنها با شرايط بومي ومذهبي،صدمات جبران ناپذيري در بلند مدت بر جامعه وارد خواهد نمود كه تا كنون نيز از مصون نبوده ايم .

از طرف ديگرناچاريم براي حفظ كارامدي اجتماعي ،از علوم ومحصولات تمدن مادي تا زمان وصول به نظام علمي مطلوب استفاده نمائيم.از طرفي هم نمي توان اجازه داد نرم افزار هاي وارداتي بدون تغيير به كار گرفته شود.پس ميبايست آنها را با نياز مندي هاي واقعي انقلاب اسلامي و جامعه ي مذهبي تطبيق داده وآنها را تا حدي سازگار كرده ورشد وتوسعه داد . اين فرآيند بومي سازي نام دارد.

پس راهبرد ما در ميان مدت ، بومي سازي علم و تكنولوژي است چگونگي بومي سازي خود نيازمن مدل وروش منطقي است كه حركت ما به سمت كاهش تناقضات و توسعه يمفاهيم علمي اسلامي را تضمين كند. اين مدل وروش را بايستي نتفكرين ديني كه در سطح بنيادي مشغول به فعاليت هستند توليد كرده ودر اختيار متخصصين قرار دهند.

سطح سوم گزينش واردات

به همان دلايلي كه قبلا به ذكر آن پرداختيم، مي توان گفت كه در كوتاه مدت، براي پاسخگويي به نيازهاي روز، گاهي ناچاريم كه از محصولات غربي بدون اينكه فرصت دخل و تصرفي در آن باشد استفاده كنيم. در اين مرحله سياست ما گزينش و واردات است .با دو سوال اساسي .

اولا كدام محصول نياز ما را بهتر پاسخ مي دهند و ثانياً آسيب كدام محصول براي ما كمتر است. بنابراين به صرف اينكه يك متد ، تكنولژي و محصول جديد است وبا توجيهات كوته فكرانه اي از قبيل اينكه نبايد از دنيا عقب بمانيم. نبايد به گزينش اقدام نمود. گزينش واردات نيز بايد بر اساس مدلي خاص خود صورت بگيرد كه دست ما از اين مدل هم كوتاه است.

نمونه اي از واردات تكنولوژي كه در آن معيارهاي بومي سازي و گزينش رعايت نشده است را مي توان در توسعه صنعتي منطقه اقتصادي علي السويه ملاحظه كرد كه پس از چند سال توسعه صنعتي بدون مطالعه قبلي و بررسي هاي لازم، آسيب هاي فرهنگي اجتماعي و زيست محيطي زيادي به منطقه وارد شده كه قابل پيشگيري بوده اند. همچنين احتمال آن مي رود تكنولوژي هاي خريداري شده، كه اغلب بدون انتقال دانش فني بوده اند، عموما در كشورهاي فروشنده از رده خارج و فاقد استانداردهاي لازم بوده باشند.

در نهايت مي توان گفت كه فعاليت علمي در هر سه سطح فوق بايد به طور همزمان پيگيري گردد و اين سطوح داراي بده- بستان علمي بوده و اثر يكديگر را تقويت مي نمايند و اينگونه نيست كه هر كدام به طور مستقل رشد و توسعه يابند. ممكن است در ابتدا بيشترين رويكرد ما به واردات باشد اما رفته رفته و در بلند مدت مرحله بومي سازي را نيز پشت سر گذاشته و به مرحله اي برسيم كه علوم و نرم افزارهاي ديني را كاملا توليد نماييم. اين حركت تكاملي و پيوسته نيازمند ساختار مخصوص به فرد است كه در ادامه به شرح آن خواهيم پرداخت.

متدينان جامعه در پذيرش اين سه راهكار سه موضع را اتخاذ كرده اند:

اولين گروه معتقدين به حضور حداقلي دين در جامعه هستند. اين افراد نرم افزارهاي مورد نياز جامعه را تنها با گزينش به داخل كشور وارد مي كنند و اعتقاد چنداني به اختلاف جهت اين نرم افزارها با آنچه كه مي شود به استناد مباني و نيازهاي داخلي توليد شوند را ندارند.

دومين گروه به توليد نرم افزار در حوزه علوم انساني و بومي سازي و گزينش واردات در علوم پايه و تكنولوژي معتقدند.

سومين دسته كه معتقدند براي تشكيل تمدن اسلامي و زمينه سازي جامعه موجود تا به توليد در تمام زمينه ها اعم از علوم انساني و فني و پايه احتياج داريم اما هر كدام از علوم با روش و متد خاص خودشان و تا رسيدن به استقلال در توليد استفاده از بومي سازي و گزينش واردات به مبناي روش مند توليد شده داخلي.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:49  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

استيضاح چيست؟ 

نویسنده : دكتر علي صباغيان

 

استيضاح يكي از ساز وكارهاي سياسي مورد استفاده در سياست داخلي كشورها و به طور مشخص عرصه مناسبات دو قوه مقننه و مجريه است.

استيضاح از نظر لغوي به معناي درخواست توضيح است اما در اصطلاح سياسي به معناي پرسش رسمي نمايندگان مجلس از رئيس جمهور، هيأت وزيران و يا يك وزير است كه پس از ارائه توضيحات آنها بايد براي ادامه كارشان مجلس مجددا رأي اعتماد بگيرد. البته طرح استيضاح به خودي خود به مفهوم عزل مقام مورد استيضاح نمي باشد بلكه اولين گام در اين مسير تلقي مي شود و چنانچه در رأي گيري پس از توضيحات وي، به او رأي عدم اعتماد داده شود آن مقام بركنار مي شود.

سابقه تاريخي انجام استيضاح اگرچه به قرون وسطي باز مي گردد اما نمونه هاي عيني مشخص آن را مي توان در عملكرد اوايل قرن نوزدهم نظام سياسي انگليس مشاهده كرد. در نظام هاي سياسي جهان براي جلوگيري از تمركز قدرت و نيز رعايت جنبه هاي تخصصي اداره امور جامعه، قدرت حكومت به سه شاخه تقنيني، اجرايي و قضايي تقسيم شده است.

البته اين سه قوه هم در نظام هاي سياسي پارلماني و هم در نظام هاي سياسي رياستي با يكديگر در ارتباط بوده و قوانين اساسي كشورها چگونگي روابط آنها با هم و نيز سازوكارهاي كنترل آنها به وسيله يكديگر را در نظر گرفته اند كه در عين تفكيك قوا نوعي همكاري يا ارتباط بين قواي سه گانه نيز از طريق تمهيدات حقوقي و سياسي ايجاد شده تا در عين تمايز قوا كليت حاكميت ملي كشور بروز كند.

در نظام سياسي پارلماني كه ارتباط بيشتري بين دو قوه مقننه و مجريه وجود دارد مجلس و پارلمان كه نمايندگان آن از سوي مردم انتخاب مي شوند حق دارند كليه اقدامات و عملكردهاي قوه مجريه را زير نظر بگيرند و از راه طرح سئوال، استيضاح و ايجاد كميسيون هاي تحقيق يا نهادهاي نظارتي چون ديوان محاسبات اين قوه را كنترل كنند.

همچنين قوه مقننه حق دارد با صدور رأي عدم اعتماد هيأت وزيران يا يك وزير را بركنار كند. البته به منظور ايجاد توازن بين دو قوه در نظام پارلماني، قوه مجريه نيز از طرق مختلف همچون تنظيم و پيشنهاد لوايح قانوني و يا حتي انحلال پارلمان، مجلس را كنترل مي كند.

در نظام سياسي رياستي همچون نظام سياسي امريكا نيز قانون اساسي ترتيباتي براي استيضاح مقامات ارشد قوه مجريه از جمله رئيس جمهور و معاونش توسط كنگره در نظر گرفته است كه در نهايت نيز مي تواند به بركناري آنها از قدرت منجر شود.

در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز سازوكارهايي كه در نظام سياسي پارلماني براي كنترل قوه مجريه توسط مجلس معرفي شده مد نظر قرار گرفته است اما در آن سو حق انحلال پارلمان كه در نظام سياسي پارلماني به قوه مجريه داده شده در نظام سياسي جمهوري اسلامي مورد پذيرش واقع نگرديده است.

قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در فصل ششم با عنوان "قوه مقننه" در مبحث دوم تحت عنوان "اختيارات و صلاحيت مجلس شوراي اسلامي" در اصل هشتاد و نهم مسئله استيضاح هيأت وزيران يا يك وزير را به شرح زير مورد پذيرش قرار داده است. "نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي توانند در مواردي كه لازم مي دانند هيأت وزيران يا هر يك از وزراء را استيضاح كنند، استيضاح وقتي قابل طرح در مجلس است كه با امضاي حداقل ۱۰ نفر از نمايندگان به مجلس تقديم شود.

هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح بايد ظرف مدت ۱۰ روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گويد و از مجلس رأي اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هيأت وزيران يا وزير براي پاسخ، نمايندگان مزبور درباره استيضاح خود توضيحات لازم را مي دهند و در صورتي كه مجلس مقتضي بداند اعلام رأي عدم اعتماد خواهد كرد.

اگر مجلس رأي اعتماد نداد هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح نمي توانند در هيأت وزيراني كه بلافاصله بعد از آن تشكيل مي شود عضويت پيدا كند."

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:47  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

ابرنانولوله هاي كربني
ابرنانولوله هاي كربني
محققان با استفاده از خاصیت اتصال نانولوله ها به همدیگر،‌ ساختار جدیدی موسوم به اَبَرنانولوله‌ها (Super-Carbon Nanotube) را معرفی کرده اند....

[ نانوتكنولوژي ]

خلاصه
محققان با استفاده از خاصيت اتصال نانولوله ها به همديگر،‌ ساختار جديدي موسوم به اَبَرنانولوله‌ها (Super-Carbon Nanotube) را معرفي كرده اند. اين ساختار، از بهم پيوستن (Y- شكل) نانولوله‌هاي كربني تك ديواره و تشكيل صفحات اَبَرگرافيتي (همانند گرافين در نانولوله‌هاي كربني) به وجود مي‌آيد كه در نهايت با لوله‌اي شدن اين صفحات، ساختاري سيلندرمانند موسوم به ابرنانولوله‌هاي كربني حاصل مي‌گردد.

كربن در طبيعت با ساختارهاي مختلفي يافت مي‌شود، از اين ميان گرافيت، الماس، فولرين‌ها و نانولوله‌هاي كربني بيشتر مورد مطالعه قرار گرفته اند.يك نانولوله كربني تك ديواره از لوله‌اي شدن صفحات گرافيني به وجود مي‌آيد.

 اين تركيبات به واسطه خصوصيات مكانيكي و حرارتي فوق العاده ناشي از پيوندهاي كربن - كربن و خصوصيات الكتريكي جالب توجه حاصل از ساختار بسته كوانتومي، نقش مهمي را در توسعه فناوري‌نانو ايفا مي‌كند.
نانولوله‌هاي كربني تحت تابش پرتو الكتروني در دماي بالا به هم جوش خورده، اتصالاتي به فرم T , Y , X تشكيل مي‌دهند. كولوسي (Coluci) و همكارانش در دانشگاه كامپيناس برزيل (Universidade Estadual de Campinas)، با توجه به اين خصوصيت، ساختار جديدي از نانولوله‌ها موسوم به ابرنانولوله‌ها (Super-Carbon Nanotube) را معرفي كرده اند. اين ساختار، از بهم پيوستن (Y- شكل) نانولوله‌هاي كربني تك ديواره و تشكيل صفحات ابرگرافيتي (همانند گرافين در نانولوله‌هاي كربني) به وجود مي آيد كه در نهايت با لوله‌اي شدن اين صفحات، ساختاري سيلندر-مانند موسوم به ابرنانولوله‌هاي كربني حاصل مي‌گردد. شكل، نحوه تشكيل نانولوله‌هاي كربني و ابر نانولوله‌هاي كربني را نشان مي‌دهد.
اين نوع ساختار منحصر به نانولوله‌هاي كربني نيست و ساختارهاي نانولوله‌اي ديگر نظير نيتريد بور نيز مي‌تواند از طريق ايجاد پيوندهاي T , X- شكل، چنين ابرنانولوله‌اي را تشكيل دهد.
از سوي ديگر، به‌واسطه اندازه و خصوصيات فيزيكي اين ابرنانولوله‌ها، مثل سطح ويژه بالا، استحكام و انعطاف‌پذيري فوق‌العاده، رفتار فلزي و شبه‌فلزي (نيمه رسانايي) جالب توجه، براي آنها كاربردهاي متنوعي نظير بسترهاي فعال كاتاليستي (واكنش مولكول‌هاي زيستي) ، تهيه كامپوزيت‌ها و كاربرد‌هاي الكتروشيميايي پيش‌بيني مي‌شود.
از خصوصيات بارز ديگر ابرنانولوله‌ها، مي‌توان به وجود منافذ بزرگ روي ديواره آنها اشاره كرد كه از نظر اندازه با اندازه طبيعي پروتئين‌ها (حدود پنج تا20 نانومتر) قابل مقايسه است؛ اين خاصيت موجب مي‌گردد تا از اين اَبَرنانولوله‌ها براي شيمي ميزبان-مهمان (host-guest)يا پروتئين‌رساني (protein delivery) استفاده كرد. همچنين اين خاصيت، امكان كريستالوگرافي از مولكول‌هاي زيستي را كه توانايي كريستاله شدن ندارند، فراهم مي‌آورد.

شكل 1. مقايسه دو ساختار نانولوله كربني و ابرنانولوله كربني؛ اتصالات نانولوله كربني به جاي پيوندهاي كربن و جانشيني اتصالات سه‌تايي Y- شكل نانولوله‌هاي كربني به جاي پيوندهاي سه‌تايي كربن‌ها.

منابع :

Nature 2006, 439, 512
Coluci, V. R.; Galvao, D. S.; Jorio, A., Nanotechmology 2006, 17, 617-621

منبع :

http://www.nano.ir/paper.php?PaperCode=462

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 18:6  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

از سنگ اورانيم تا بمب اتم

استخراج اورانيوم از معدن

اورانيوم كه ماده خام اصلي مورد نياز براي توليد انرژي در برنامه هاي صلح آميز يا نظامي هسته اي است، از طريق استخراج از معادن زيرزميني يا سر باز بدست مي آيد. اگر چه اين عنصر بطور طبيعي در سرتاسر جهان يافت ميشود اما تنها حجم كوچكي از آن بصورت متراكم در معادن موجود است.

هنگامي كه هسته اتم اورانيوم در يك واكنش زنجيره اي شكافته شود مقداري انرژي آزاد خواهد شد.

براي شكافت هسته اتم اورانيوم، يك نوترون به هسته آن شليك ميشود و در نتيجه اين فرايند، اتم مذكور به دو اتم كوچكتر تجزيه شده و تعدادي نوترون جديد نيز آزاد ميشود كه هركدام به نوبه خود ميتوانند هسته هاي جديدي را در يك فرايند زنجيره اي تجزيه كنند.

مجموع جرم اتمهاي كوچكتري كه از تجزيه اتم اورانيوم بدست مي آيد از كل جرم اوليه اين اتم كمتر است و اين بدان معناست كه مقداري از جرم اوليه كه ظاهرا ناپديد شده در واقع به انرژي تبديل شده است، و اين انرژي با استفاده از رابطه E=MC۲ يعني رابطه جرم و انرژي كه آلبرت اينشتين نخستين بار آنرا كشف كرد قابل محاسبه است.

اورانيوم به صورت دو ايزوتوپ مختلف در طبيعت يافت ميشود. يعني اورانيوم U۲۳۵ يا U۲۳۸ كه هر دو داراي تعداد پروتون يكساني بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه اي است كه در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بيانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر كدام از اين دو ايزوتوپ است.

براي بدست آوردن بالاترين بازدهي در فرايند زنجيره اي شكافت هسته بايد از اورانيوم ۲۳۵ استفاده كرد كه هسته آن به سادگي شكافته ميشود. هنگامي كه اين نوع اورانيوم به اتمهاي كوچكتر تجزيه ميشود علاوه بر آزاد شدن مقداري انرژي حرارتي دو يا سه نوترون جديد نيز رها ميشود كه در صورت برخورد با اتمهاي جديد اورانيوم بازهم انرژي حرارتي بيشتر و نوترونهاي جديد آزاد ميشود.

اما بدليل "نيمه عمر" كوتاه اورانيوم ۲۳۵ و فروپاشي سريع آن، اين ايزوتوپ در طبيعت بسيار نادر است بطوري كه از هر ۱۰۰۰ اتم اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقي از نوع سنگينتر U۲۳۸ است.

فراوري

 س
نگ معدن اورانيوم بعد از استخراج، در آسيابهائي خرد و به گردي نرم تبديل ميشود. گرد بدست آمده سپس در يك فرايند شيميائي به ماده جامد زرد رنگي تبديل ميشود كه به كيك زرد موسوم است. كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد.

دانشمندان هسته اي براي دست يابي هرچه بيشتر به ايزوتوپ نادر U۲۳۵ كه در توليد انرژي هسته اي نقشي كليدي دارد، از روشي موسوم به غني سازي استفاده مي كنند. براي اين كار، دانشمندان ابتدا كيك زرد را طي فرايندي شيميائي به ماده جامدي به نام هگزافلوئوريد اورانيوم تبديل ميكنند كه بعد از حرارت داده شدن در دماي حدود ۶۴ درجه سانتيگراد به گاز تبديل ميشود.

كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد

هگزافلوئوريد اورانيوم كه در صنعت با نام ساده هگز شناخته ميشود ماده شيميائي خورنده ايست كه بايد آنرا با احتياط نگهداري و جابجا كرد. به همين دليل پمپها و لوله هائي كه براي انتقال اين گاز در تاسيسات فراوري اورانيوم بكار ميروند بايد از آلومينيوم و آلياژهاي نيكل ساخته شوند. همچنين به منظور پيشگيري از هرگونه واكنش شيميايي برگشت ناپذير بايد اين گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب كننده ديگر نگهداري كرد.

 


غني سازي

هدف از غني سازي توليد اورانيومي است كه داراي درصد بالايي از ايزوتوپ U۲۳۵ باشد.

اورانيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود كه حاوي ۲ تا ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي كه اورانيومي كه در ساخت بمب اتمي بكار ميرود حداقل بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد.

يكي از روشهاي معمول غني سازي استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ گاز است.

سانتريفوژ از اتاقكي سيلندري شكل تشكيل شده كه با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي كه گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر دميده شود نيروي گريز از مركز ناشي از چرخش آن باعث ميشود كه مولكولهاي سبكتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مركز سيلندر متمركز شوند و مولكولهاي سنگينتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر انباشته شوند.


اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي كه از اين طريق بدست مي آيد سپس به داخل سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل بارها و بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي كه بطور سري به يكديگر متصل ميشوند تكرار ميشود تا جايي كه اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نياز بدست آيد.

آنچه كه پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا فقير شده شناخته ميشود كه اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشكيل يافته است. اورانيوم خالي فلز بسيار سنگيني است كه اندكي خاصيت راديو اكتيويته دارد و از آن براي ساخت گلوله هاي توپ ضد زره پوش و اجزاي برخي جنگ افزار هاي ديگر از جمله منعكس كننده نوتروني در بمب اتمي استفاده ميشود.

يك شيوه ديگر غني سازي روشي موسوم به ديفيوژن يا روش انتشاري است.

دراين روش گاز هگزافلوئوريد اورانيوم به داخل ستونهايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل تشكيل شده دميده ميشود. سوراخهاي موجود در جسم متخلخل بايد قدري از قطر مولكول هگزافلوئوريد اورانيوم بزرگتر باشد.

در نتيجه اين كار مولكولهاي سبكتر حاوي اورانيوم ۲۳۵ با سرعت بيشتري در اين ستونها منتشر شده و تفكيك ميشوند. اين روش غني سازي نيز بايد مانند روش سانتريفوژ بارها و باره تكرار شود.

راكتور هسته اي

راكتور هسته اي وسيله ايست كه در آن فرايند شكافت هسته اي بصورت كنترل شده انجام ميگيرد. انرژي حرارتي بدست آمده از اين طريق را مي توان براي بخار كردن آب و به گردش درآوردن توربين هاي بخار ژنراتورهاي الكتريكي مورد استفاده قرار داد.

اورانيوم غني شده ، معمولا به صورت قرصهائي كه سطح مقطعشان به اندازه يك سكه معمولي و ضخامتشان در حدود دو و نيم سانتيمتر است در راكتورها به مصرف ميرسند. اين قرصها روي هم قرار داده شده و ميله هايي را تشكيل ميدهند كه به ميله سوخت موسوم است. ميله هاي سوخت سپس در بسته هاي چندتائي دسته بندي شده و تحت فشار و در محيطي عايقبندي شده نگهداري ميشوند.

در بسياري از نيروگاهها براي جلوگيري از گرم شدن بسته هاي سوخت در داخل راكتور، اين بسته ها را داخل آب سرد فرو مي برند. در نيروگاههاي ديگر براي خنك نگه داشتن هسته راكتور ، يعني جائي كه فرايند شكافت هسته اي در آن رخ ميدهد ، از فلز مايع (سديم) يا گاز دي اكسيد كربن استفاده مي شود.

1- هسته راكتور
2-پمپ خنك كننده
3- ميله هاي سوخت
4- مولد بخار
5- هدايت بخار به داخل توربين مولد برق

براي توليد انرژي گرمائي از طريق فرايند شكافت هسته اي ، اورانيومي كه در هسته راكتور قرار داده ميشود بايد از جرم بحراني بيشتر (فوق بحراني) باشد. يعني اورانيوم مورد استفاده بايد به حدي غني شده باشد كه امكان آغاز يك واكنش زنجيره اي مداوم وجود داشته باشد.

براي تنظيم و كنترل فرايند شكافت هسته اي در يك راكتور از ميله هاي كنترلي كه معمولا از جنس كادميوم است استفاده ميشود. اين ميله ها با جذب نوترونهاي آزاد در داخل راكتور از تسريع واكنشهاي زنجيره اي جلوگيري ميكند. زيرا با كاهش تعداد نوترونها ، تعداد واكنشهاي زنجيره اي نيز كاهش ميابد.

حدودا ۴۰۰ نيروگاه هسته اي در سرتاسر جهان فعال هستند كه تقريبا ۱۷ درصد كل برق مصرفي در جهان را تامين ميكنند. از جمله كاربردهاي ديگر راكتورهاي هسته اي، توليد نيروي محركه لازم براي جابجايي ناوها و زيردريايي هاي اتمي است.

باز فراوري

براي بازيافت اورانيوم از سوخت هسته اي مصرف شده در راكتور از عمليات شيميايي موسوم به بازفراوري استفاده ميشود. در اين عمليات، ابتدا پوسته فلزي ميله هاي سوخت مصرف شده را جدا ميسازند و سپس آنها را در داخل اسيد نيتريك داغ حل ميكنند.

در نتيجه اين عمليات، ۱% پلوتونيوم ، ۳% مواد زائد به شدت راديو اكتيو و ۹۶% اورانيوم بدست مي آيد كه دوباره ميتوان آنرا در راكتور به مصرف رساند.

راكتورهاي نظامي اين كار را بطور بسيار موثرتري انجام ميدهند. راكتور و تاسيسات باز فراوري مورد نياز براي توليد پلوتونيوم را ميتوان بطور پنهاني در داخل ساختمانهاي معمولي جاسازي كرد. به همين دليل، توليد پلوتونيوم به اين طريق، براي هر كشوري كه بخواهد بطور مخفيانه تسليحات اتمي توليد كند گزينه جذابي خواهد بود.

بمب پلوتونيومي
استفاده از پلوتونيوم به جاي اورانيوم در ساخت بمب اتمي مزاياي بسياري دارد. تنها چهار كيلوگرم پلوتونيوم براي ساخت بمب اتمي با قدرت انفجار ۲۰ كيلو تن كافي است. در عين حال با تاسيسات بازفراوري نسبتا كوچكي ميتوان چيزي حدود ۱۲ كيلوگرم پلوتونيوم در سال توليد كرد.

بمب پلوتونيومي
1- منبع يا مولد نوتروني
2- هسته پلوتونيومي
3- پوسته منعكس كننده (بريليوم)
4- ماده منفجره پرقدرت
5- چاشني انفجاري

كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند.

استفاده از منعكس كننده نوتروني عملا جرم بحراني را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه براي ايجاد واكنش زنجيره اي مداوم به پلوتونيوم كمتري نياز باشد.

براي كشور يا گروه تروريستي كه بخواهد بمب اتمي بسازد، توليد پلوتونيوم با كمك راكتورهاي هسته اي غير نظامي از تهيه اورانيوم غني شده آسانتر خواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دانش و فناوري لازم براي طراحي و ساخت يك بمب پلوتونيومي ابتدائي، از دانش و فنآوري كه حمله كنندگان با گاز اعصاب به شبكه متروي توكيو در سال ۱۹۹۵ در اختيار داشتند پيشرفته تر نيست.

چنين بمب پلوتونيومي ميتواند با قدرتي معادل ۱۰۰ تن تي ان تي منفجر شود، يعني ۲۰ مرتبه قويتر از قدرتمندترين بمبگزاري تروريستي كه تا كنون در جهان رخ داده است.

بمب اورانيومي

هدف طراحان بمبهاي اتمي ايجاد يك جرم فوق بحراني ( از اورانيوم يا پلوتونيوم) است كه بتواند طي يك واكنش زنجيره اي مداوم و كنترل نشده، مقادير متنابهي انرژي حرارتي آزاد كند.

يكي از ساده ترين شيوه هاي ساخت بمب اتمي استفاده از طرحي موسوم به "تفنگي" است كه در آن گلوله كوچكي از اورانيوم كه از جرم بحراني كمتر بوده به سمت جرم بزرگتري از اورانيوم شليك ميشود بگونه اي كه در اثر برخورد اين دو قطعه، جرم كلي فوق بحراني شده و باعث آغاز واكنش زنجيره اي و انفجار هسته اي ميشود.

كل اين فرايند در كسر كوچكي از ثانيه رخ ميدهد.

جهت توليد سوخت مورد نياز بمب اتمي، هگزا فلوئوريد اورانيوم غني شده را ابتدا به اكسيد اورانيوم و سپس به شمش فلزي اورانيوم تبديل ميكنند. انجام اين كار از طريق فرايندهاي شيميائي و مهندسي نسبتا ساده اي امكان پذير است.


قدرت انفجار يك بمب اتمي معمولي حداكثر ۵۰ كيلو تن است، اما با كمك روش خاصي كه متكي بر مهار خصوصيات جوش يا گداز هسته اي است ميتوان قدرت بمب را افزايش داد.

در فرايند گداز هسته اي ، هسته هاي ايزوتوپهاي هيدروژن به يكديگر جوش خورده و هسته اتم هليوم را ايجاد ميكنند. اين فرايند هنگامي رخ ميدهد كه هسته هاي اتمهاي هيدروژن در معرض گرما و فشار شديد قرار بگيرند. انفجار بمب اتمي گرما و فشار شديد مورد نياز براي آغاز اين فرايند را فراهم ميكند.

طي فرايند گداز هسته اي نوترونهاي بيشتري رها ميشوند كه با تغذيه واكنش زنجيره اي، انفجار شديدتري را بدنبال مي آورند. اينگونه بمبهاي اتمي تقويت شده به بمبهاي هيدروژني يا بمبهاي اتمي حرارتي موسومند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 18:0  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 22:45  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 22:38  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

بتهوون ، موسیقی‌دان ناشنوا


مقدمه : خلاصه‌ای از یکی از مقالات مورد علاقه‌ام را بعد از نشر کاغذی در وبلاگ می‌گذارم. نوشتن اینگونه مقاله‌های چند بعدی را دوست دارم ، مقاله‌هایی که آمیخته‌ای از چند نوع موضوع باشند.
بیوگرافی : «لودويگ‌ فان بتهوون» در 17 دسامبر سال 1770 در شهر بن ديده به ‏جهان گشود. پدر او «یوهان» نوازنده دربار بن بود كه علاقه‌ ديوانه‌واری به مشروب داشت. ‏از مادر بتهوون هميشه به عنوان بانويی مهربان، باشخصیت و خوش‌قلب ياد می‌‌شود. ‏بتهوون از مادر خود به عنوان بهترين دوست خود ياد می‌‌كرد.‏ بتهوون در همان اوايل كودكی به موسيقی علاقه‌ نشان داد و پدرش روز و شب و گاه به ‏‏‌زور کتک به تعليم وی همت گماشت. شكی نبود كه اين كودک استعداد خدادادی داشت ‏و پدرش پرورش موزارت ديگری از وی در سر می‌‌پروراند.‏
لودويگ برای آموختن ارگ و تركيب‌های موسيقيايی نزد موسيقيدان بزرگی چون «گوتلوب ‏نيفه» به تحصيل پرداخت‏‎. ‎در ژوئن 1784 و به سفارش نيفه، لودويک در حالی كه تنها 14 ‏سال داشت به عنوان نوازنده‌ ارگ در دربار «ماركسيميليان فرانز» عضو هيئت گزينش شهر ‏كوگولن منصوب شد‎ ‎‏ و سپس ساکن شهر وین شد.‏
شخصیت : بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد ‏می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. ‏لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. ‏بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را ‏تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.‏
بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه ‏اشراف قابل احترام‌اند. ‏
وِجهه او به قدری بزرگ بود که وقتی در سال ۱۸۰۹ تهدید کرد که پستی را خارج از اتریش ‏خواهد پذیرفت، سه نفر از نجبا ترتیبات خاصی برای نگهداشتن وی در وین به عمل آوردند. ‏
بتهوون شیوه زندگی خاصی را برای خود انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه ‏داد ، به جای کار برای کلیسا یا دربار ، به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از ‏برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به ‏توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.‏
ناشنوایی و تئوری‌ها :‏ در 28 سالگی شنوایی بتهوون رو به نقصان گذاشت ، در آغاز وی از تینیتوس رنج می‌برد و ‏برای عیان نشدن کم‌شنوایی از مکالمات اجتناب می‌کرد ، در اوایل بیماری وی از سمعکی ‏استفاده می‌کرد که به وسیله نوار سری که می‌بست مخفی می‌شد و دست‌هایش را ‏برای کارهایش آزاد می‌گذاشت. اما در 44 سالگی بتهوون کاملا کر شده بود.‏
احتمال فراوان دارد که آسیب شنوایی بتهوون به خاطر فشرده شدن عصب هشتم به ‏خاطر بیماری پجت باشد ، سر بتهوون کاملا بزرگ بود و پیشانی کاملا برجسته‌ای ‏داشت ، آرواره بزرگ و چانه جلوآمده‌ای داشت ، ویژگی‌هایی که با بیماری پجت ‏سازگارند. نوشته‌ها نشان می‌دهند که به خاطر بزرگ شدن استخوان‌ها کلاه و کفشش ‏دیگر اندازه‌اش نبود.‏
البته در فیلم محبوب جاودان ‏Immortal Beloved‏ که بر اساس زندگی بتهوون ساخته ‏شده است ، سه تئوری به عنوان دلایل کاهش شنوایی بتهوون مطرح شده است :‏ نوروسیفیلیس ، آسیب‌هایی که به خاطر افتادن‌های متعدد و سایر آزار و اذیت‌های پدر ‏بتهوون در کودکی متحمل شده بود و بلاخره اتواسکلروزیس. ‏
این سه تئوری متعاقب اتوپسی که در وین در 27 مارس 1827 روی جسد بتهوون انجام ‏شد انجام شد ، تا حد زیادی اعتبار خود را از دست دادند. کالبدشکافی بتهوون به وسیله ‏کارل روکیتانسکی انجام پذیرفت که لقب پدر آناتومی آسیب‌شناسانه را هم بر خود دارد.‏ روکیتانسکی در حین تشریح بتهوون متوجه جمجمه پرچگال یکنواخت و ضخیم و اعصاب ‏شنوایی چروک‌خورده شد ، که در بیماری پجت دیده شوند ، به علاوه مطالعات بعدی ‏شواهدی از آرتریت شریان‌های شنوایی و یا اوتیت مدیای مکرر را نشان ندادند.‏ بنابراین با توجه به این شواهد بهترین تئوری برای توجیه علت ناشنوایی بتهوون همین ‏بیماری پجت است.‏
مختصری درباره بیماری پجت : بیماری پجت ‏Paget‏ که به آن استئیت دفورمان هم ‏گفته می‌شود ، یک بیماری غیربدخیم است که باعث افزایش جذب استخوانی و در پی ‏آن رسوب یک ماتریکس استخوانی پرچگال و بی‌نظم می‌شود که به طور غیرمؤثر کانی ‏شده است. منشأ بیماری نامشخص است و غالبا مبتلایان به آن بی‌علامتند. در بیماران ‏علامت‌دار بر حسب استخوانی که درگیر شده علایم متغیرند : درد استخوانی ، سر درد ، ‏کاهش حی شنوایی یا بینایی از جمله علایم بیماری هستند. تشخیص معمولا به وسیله ‏رادیوگرافی انجام می‌شود و بیس‌فسفونات‌ها درمان معمول بیماری هستند. ‏
افسردگی : به دنبال ناشنوایی بتهوون به شدت افسرده شد و به الکل پناه برد. همین ‏افسردگی بود که باعث مهاجرت وی از وین به شهر کوچکی در اتریش به نام ‏Heiligenstadt‏ شد ،جایی که در آنجا مقاله‌ای مشهور به رشته تحرير درآورد و در آن ‏نوشت كه او اگر به عنوان يك موسيقيدان ديگر توانايي شنيدن نداشته باشد ديگر دوست ‏نخواهد داشت كه به اين زندگي ناعادلانه ادامه دهد. ‏ اما عشق وی به موسیقی مانع از خودکشی شد و بتهوون دريافت كه هنوز زوايای ‏بسياری از موسيقی را كشف نكرده است؛ به همين دليل نه تنها خودكشي نكرد بلكه به ‏وجود علم به اين كه ناتواني جسمي وي روزبه‌روز بدتر خواهد شد آثار بسيار زيادي از خود ‏به يادگار گذاشت.‏ سونات‌هاي استثنايي وي براي پيانو مثل توفان و اپوس 31، سمفونی شماره‌ 2و3 ، ارويكا ‏و سمفونی نهم در اين دوران خلق شدند. در واقع شمار قابل توجهی از آثاری جاودانی که ‏از ذهن بتهوون نشأت گرفت ، هیچگاه به وسیله خود وی شنیده نشد.‏
سمفونی نهم : در دوره‌ای که بتهوون سمفونی شماره 9 را می‌ساخت کاملا ‏ناشنوا بود و از ناشنوایی احساس شرم می‌کرد و گوشه گیری اختیار می‌کرد.‏
بتهوون علاقه خاصی به شیلر داشت و در سمفونی شماره 9 نیز شعر "در ستایش ‏شادی" او را استفاده کرد.‏
ساخت سمفونی شماره 9 دو سال طول کشید (از سال 1822 تا 1824) و اولین بار در ‏می 1824 در وین به روی صحنه رفت. ‏ سند معتبری وجود دارد مبنی بر اینکه وقتی این شاهکار وی اجرا می‌شد ، در هنگام کف ‏زدن و تشویق بی ‌امان حضار وی قادر به شنیدن صدای تشویق نبود و با اشاره اطرافیان ‏وی به عقب برگشت تا متوجه تشویق تماشاچیان بشود ، در این لحظه وی به حدی متأثر ‏شد که ناخود‌آگاه گریست. ‏
این سمفونی یکی از آثاری است که درتاریخ سیاست از آن استفاده شده است و در ‏میان هر دسته و هر ایدئولوژی ای طرفداران بسیاری دارد ‏ انگلس می‌گوید: "روزی كه بشر سمفونی نهم را آيين رفتاری خود قرار دهد آن روز ‏بتهوون جايگاه حقيقي خود را يافته است." و بیسمارک اعتقاد داشت که : "اگر من ‏سمفونی نهم را بيشتر گوش كرده بودم امروز بسيار شجاعتر بودم." به گفته هيندنبورگ: ‏‏"امروز اشک‌‌های زيادي در خانواده‌هاي آلماني می‌‌ريزد، ولي بتهوون به ما مي آموزد كه ‏اگر كسي خود را در اختيار موسيقي او بگذارد نمی‌‌تواند نگون‌بخت بشود. او ‏تسكین‌دهنده رنجهای ماست." در زمان جنگ دوم جهانی آلمانی ها هرجا را اشغال می ‏کردند، این سمفونی را می‌نواختند. این سمفونی برای تولد هیتلر نواخته شد. نخست ‏وزیر زیمباوه آن را به عنوان سرود ملی کشورش انتخاب کرد ، واتیکان از این سمفونی ‏دفاع کرد و بالاخره این سمفونی سرود جامعه مشترک المنافع اروپا شد.‏
مرگ : بتهوون در سال 1826 دچار سرماخوردگی شديد شد. بيماری وی ديگر ‏مشكلات جسماني وی را كه در تمام طول زندگي با وی همراه بود پيچيده‌تر كرد. بتهوون ‏در 26‌ام ماه مارس 1827 درگذشت در حالی كه دوستان نزديك وی بر بالينش جمع شده ‏بودند. مراسم تدفين وي با حضور حدود 10 الي 30 هزار نفر انجام شد.‏
اما همانطور که فرضیات مختلفی درباره علت ناشنوایی بتووون وجود دارد ، درباره علت ‏مرگ بتهوون هم تئوری‌های متفاوتی نوشته شده است.‏
سیروز کبدی : کبد بتهوون آتروفیک ، ندولار و سیروتیک بود ، که نشاندهنده کبد الکلی ‏در پی استفاده مکرر بتهوون از الکل بود. ‏
تحقیقات اخیر بر اساس دسته‌ای از موهای بتهوون که پس از مرگش باقی مانده، نشان ‏می‌دهد که مسمومیت سرب باعث بیماری و مرگ نابهنگام وی بوده (مقدار سرب خون ‏بتهوون ۱۰۰ برابر بیشتر از مقدار سرب در خون یک فرد سالم بود). احتمالاً منبع این سرب ‏از ماهیهای رودخانه آلوده دانوب و ترکیبی از سرب که برای شیرین کردن شراب استفاده ‏می‌شده و یا ظروف چینی آن دوران بوده است. همچنین این مقدار سرب می‌تواند ‏توجیه‌کننده رفتارهای عجیب و غریب و پریشانی‌های بتهوون باشد.‏
اما جستجویی در اینترنت بیماری‌های دیگری را هم به بتهوون منتسب می‌کند از جمله ‏لوپوس منتشر.‏

منابع :‏ سخنرانی دکتر بیژن ظلی مدرس موسیقی ویکی‌پدیای فارسی و انگلیسی سایت ‏pubmedcentral سایت مشاهیر سایت ماندگار سایت ‏American Family Phusicians کتاب طب داخلی هاریسون

دکتر عليرضا مجيدي

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:35  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

جشن

در گاه شماری ایرانی، روزهای ماه یک نام ویژه داشت. برای نمونه، روز نخست هر ماه، اورمزد، روز دهم هر ماه، مهر و روز سیزدهم، تیر و روز بیست و سوم، باد نام دارد. نام هر یک از ماه های دوازده گانه نیز در شمار روزهای ماه جای داشت. چنانکه فروردین در19هر ماه، اردیبهشت سوم هر ماه، امرداد هفتم هر ماه، آبان دهم هر ماه و بهمن در دوم هر ماه جای داشت. هرگاه ماه و روز همنام می شدند جشن بر پای می داشتند. برای نمونه فروردینگان در روز فروردین و ماه فروردین، خردادگان، روز خرداد در ماه خرداد و مهرگان در روز مهر از ماه مهر برگزار می شد. افزون بر این جشن های ماهانه، جشنهای دیگر مانند جشن های گاهانبار در شش گاه سال و جشن های سده، نوروز،... نیز بر پای بود که ایران آن روزگار را در شادی استوار می داشت. همه جشن ها آیینی و دینی بودند و مردم دراین جشن ها به ستایش پروردگار و سپاس از دهش های آفریدگار می پرداختند. جشن از واژه یز = یشت، ویسن آمده که همان ستایش است. جشن تیرگان نیز یکی از این جشن هاست که در آن دهش باران از سوی پروردگار ستوده می شد. تا هنگام گاهشماری خیام در گاه شماری، ماههای 31 روزه نبود. همه ماهها 30 روزه بودند و پنج روز و شش ساعت بازمانده را به نام « پنجه» در پایان سال جای می دادند. از زمانی که ماههای بهار و تابستان 31 روزه شد پس از ماههای فروردین روزهای ماههای گاه شماری پیشین یک روز جابجامی شود. به شمار ماههای پشت سر گذاشته روز ها نیز جابجا شدند. برای نمونه روزهای اردیبهشت ماه که یک ماه 31 روزه را پشت سر گذاشتند یک روز جابجا شدند. روزهای خرداد دو روز، تیرسه روز، امرداد چهار روز، شهریور پنج روز و ماههای مهر تا اسفند که هر کدام شش ماه 31 روزه را پشت سر گذاشته اند شمار روزهایشان شش روز جابجا گشته است.

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:33  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

عوامل موثر بر جوش چيست؟

اولين عامل جوش تغييرات هورمون ها است و مهمترين هورمون، در اين ميان، هورمون هاي مردانه يا آندروژنيك است. خصوصاً تستوسترون كه يك هورمون مردانه بوده و در زنان كمتر يافت مي گردد ولي در برخي از زنان اين هورمون افزايشي بيش از حد طبيعي داشته و باعث جوش هاي صورت در آنان مي گردد. پس هورمون اول تستوسترون است.
هورمون دوم هورمون تيروئيد است كه افزايش فعاليت غدد تيروئيدي ممكن است باعث افزايش جوش هاي صورت و بدن بشود.
بهتر است بدانيد هورمون هاي زنانه خصوصاً استروژن از ايجاد جوش هاي صورت جلوگيري كرده و در درمان جوش هاي صورت زنان موثر مي باشد. عامل دوم جوش هاي صورت استرس هاي رواني است. لازم است بدانيد كه پوست بسيار تحت تاثير مشكلات رواني قرار مي گيرد، لذا ديده شده كه در افراد افسرده و يا عصبي ، اختلالات پوستي شايع تر است. لازم به ذكر است كه مشكلات رواني و استرس هاي دروني. (مثلاً امتحان) باعث افزايش جوش هاي صورت شده و درمان را مشكل تر مي كند.
عامل سوم آب و هواي مرطوب، گرما و تعريق زياد است كه باعث افزايش جوش مي گردد و بايد از آنها پرهيز نمود.عامل چهارم تحريك فيزيكي و دستكاري جوش هاي صورت است . فشار دادن و ماساژ مكرر و مداوم پوست، جوش هاي صورت را افزايش مي دهد، لذا بهتر است از اين كار كاملاً خودداري گردد.
عامل پنجم برخي از داروهاي مصرفي همانند داروهاي كورتوني، داروهاي ضد تشنج، داروهاي ضد افسردگي (ليتيوم) و مقادير زياد ويتامين ها (همانند 12B ،6B، 1B ) كه باعث افزايش جوش هاي صورت مي گردد.
عامل ششم لوازم آرايشي و بهداشتي كه پوست را چرب مي كنند و مي توانند باعث افزايش جوش هاي صورت گردند، لذا افرادي كه جوش دارند بهتر است از اين مواد استفاده نكنند .

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:32  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

هوش مصنوعی
 

هوش مصنوعی (artificial intelligence) را باید عرصهٔ پهناور تلاقی و ملاقات بسیاری از دانشها، علوم، و فنون قدیم و جدید دانست. ریشه‌ها و ایده‌های اصلی آن را باید در فلسفه، زبان‌شناسی، ریاضیات، روان‌شناسی، نورولوژی، و فیزیولوژی نشان گرفت و شاخه‌ها، فروع، و کاربردهای گونه‌گونه و فراوان آن را در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیست‌شناسی و پزشکی، علوم ارتباطات و زمینه‌های بسیار دیگر.
هدف هوش مصنوعی بطور کلی ساخت ماشینی است که بتواند «فکر» کند. اما برای دسته بندی و تعریف ماشینهای متفکر، می‌بایست به تعریف «هوش» پرداخت. همچنین به تعاریفی برای «آگاهی» و «درک» نیز نیازمندیم و در نهایت به معیاری برای سنجش هوش یک ماشین نیازمندیم.
با وجودی که برآورده سازی نیازهای صنایع نظامی، مهم‌ترین عامل توسعه و رشد هوش مصنوعی بوده‌است، هم اکنون از فراورده‌های این شاخه از علوم در صنایع پزشکی، رباتیک، پیش بینی وضع هوا، نقشه‌برداری و شناسایی عوارض، تشخیص صدا، تشخیص گفتار و دست خط و بازی‌ها و نرم افزارهای رایانه‌ای استفاده می‌شود
مباحث هوش مصنوعی پیش از بوجود آمدن علوم الکترونیک، توسط فلاسفه و ریاضی دانانی نظیر بول (Boole) که اقدام به ارائه قوانین و نظریه‌هایی در باب منطق نمودند، مطرح شده بود. در سال ۱۹۴۳، با اختراع رایانه‌های الکترونیکی، هوش مصنوعی، دانشمندان را به چالشی بزرگ فراخواند. بنظر می‌رسید، فناوری در نهایت قادر به شبیه سازی رفتارهای هوشمندانه خواهد بود.
با وجود مخالفت گروهی از متفکرین با هوش مصنوعی که با دیده تردید به کارآمدی آن می‌نگریستند تنها پس از چهار دهه، شاهد تولد ماشینهای شطرنج باز و دیگر سامانه‌های هوشمند در صنایع گوناگون هستیم.
نام هوش مصنوعی در سال ۱۹۶۵ میلادی به عنوان یک دانش جدید ابداع گردید. البته فعالیت درزمینه این علم از سال ۱۹۶۰ میلادی شروع شده بود.(مرجع۱)
بیشتر کارهای پژوهشی اولیه در هوش مصنوعی بر روی انجام ماشینی بازی‌ها و نیز اثبات قضیه‌های ریاضی با کمک رایانه‌ها بود. در آغاز چنین به نظر می‌آمد که رایانه‌ها قادر خواهند بود چنین اموری را تنها با بهره گرفتن از تعداد بسیار زیادی کشف و جستجو برای مسیرهای حل مسئله و سپس انتخاب بهترین آن‌ها به انجام رسانند.
هنوز تعریف دقیقی که مورد قبول همهٔ دانشمندان این علم باشد برای هوش مصنوعی ارائه نشده‌است، و این امر، به هیچ وجه مایهٔ تعجّب نیست. چرا که مقولهٔ مادر و اساسی‌تر از آن، یعنی خود هوش هم هنوز بطور همه‌جانبه و فراگیر تن به تعریف نداده‌است. در واقع، می‌توان نسل‌هایی از دانشمندان را سراغ گرفت که تمام دوران زندگی خود را صرف مطالعه و تلاش در راه یافتن جوابی به این سؤال عمده نموده‌اند که: هوش چیست؟
اما اکثر تعریف‌هایی که در این زمینه ارایه شده‌اند بر پایه یکی از ۴ باور زیر قرار می‌گیرند:
سیستم‌هایی که به طور منطقی فکر می‌کنند
سیستم‌هایی که به طور منطقی عمل می‌کنند
سیستم‌هایی که مانند انسان فکر می‌کنند
سیستم‌هایی که مانند انسان عمل می‌کنند(مرجع۱)
شاید بتوان هوش مصنوعی را این گونه توصیف کرد:«هوش مصنوعی عبارت است از مطالعه این که چگونه کامپیوترها را می‌توان وادار به کارهایی کرد که در حال حاضر انسان‌ها آنها رابهتر انجام می‌دهند»(مرجع۲).

فلسفۀ هوش مصنوعی
بطور کلی ماهیت وجودی هوش به مفهوم جمع آوری اطلاعات, استقرا و تحلیل تجربیات به منظور رسیدن به دانش و یا ارایه تصمیم میباشد . در واقع هوش به مفهوم به کارگیری تجربه به منظور حل مسایل دریافت شده تلقي ميشود. هوش مصنویی علم و مهندسی ایجاد ماشینهایی با هوش با به کارگیری از كامپیوتر و الگوگيری از درک هوش انسانی و نهايتا دستیابی به مکانیزم هوش مصنوعی در سطح هوش انسانی ميباشد.
در مقایسه هوش مصنوعی با هوش انسانی می توان گفت که انسان قادر به مشاهده و تجزیه و تحلیل مسايل در جهت قضاوت و اخذ تصمیم میباشد در حالی که هوش مصنوعی مبتنی بر قوانین و رویه هايی از قبل تعبیه شده بر روی کامپیوتر میباشد. در نتيجه علی رغم وجود کامپیوترهای بسیار کارا و قوی در عصر حاضر ما هنوز قادر به پیاده کردن هوشي نزدیک به هوش انسان در ایجاد هوشهای مصنوعی نبوده ایم.
بطور كلّی، هوش مصنوعی را می توان از زوایای متفاوتی مورد بررسی و مطالعه قرار داد. مابین هوش مصنوعی به عنوان یک هدف، هوش مصنوعی به عنوان یک رشته تحصیلی دانشگاهی، و یا هوش مصنوعی به عنوان مجموعۀ فنون و راه کارهایی که توسط مراکز علمی مختلف و صنایع گوناگون تنظیم و توسعه یافته است باید تفاوت قائل بود.

مدیریت پیچیدگی
ایجاد و ابداع فنون و تکنیک‌های لازم برای مدیریّت پیچیدگی را باید به عنوان هستۀ بنیادین تلاش‌های علمی و پژوهشی گذشته، حال، و آینده، در تمامی زمینه‌های علوم رایانه، و به ویژه، در هوش مصنوعی معرّفی کرد. شیوه‌ها و تکنیک‌های هوش مصنوعی، در واقع، برای حلّ آن دسته از مسائل به وجود آمده است که به طور سهل و آسان توسط برنامه‌نویسی تابعی (Functional programming)، یا شیوه‌های ریاضی قابل حلّ نبوده‌اند.
در بسیاری از موارد، با پوشانیدن و پنهان ساختن جزئیّات فاقد اهمّیّت است که بر پیچیدگی فائق می‌آییم، و می‌توانیم بر روی بخش‌هایی از مسئله متمرکز شویم که مهم‌تر است. تلاش اصلی، در واقع، ایجاد و دستیابی به لایه‌ها و ترازهای بالاتر و بالاتر تجرید را نشانه می‌رود، تا آنجا که، سر‌انجام برنامه‌های کامپوتری درست در همان سطحی کار خواهند کرد که خود انسان‌ها به کار مشغولند.
به یاری پژوهش‌های گسترده دانشمندان علوم مرتبط، هوش مصنوعی از آغاز پیدایش تاکنون راه بسیاری پیموده‌است. در این راستا، تحقیقاتی که بر روی توانایی آموختن زبانها انجام گرفت و همچنین درک عمیق از احساسات، دانشمندان را در پیشبرد این علم، یاری کرده‌است. یکی از اهداف متخصصین، تولید ماشینهایی است که دارای احساسات بوده و دست کم نسبت به وجود خود و احساسات خود آگاه باشند. این ماشین باید توانایی تعمیم تجربیات قدیمی خود در شرایط مشابه جدید را داشته و به این ترتیب اقدام به گسترش دامنه دانش و تجربیاتش کند.
برای نمونه به رباتی هوشمند بیاندیشید که بتواند اعضای بدن خود را به حرکت درآورد، او نسبت به این حرکت خود آگاه بوده و با سعی و خطا، دامنه حرکت خود را گسترش می‌دهد، و با هر حرکت موفقیت آمیز یا اشتباه، دامنه تجربیات خود را وسعت بخشیده و سر انجام راه رفته و یا حتی می‌دود و یا به روشی برای جابجا شدن، دست می‌یابد، که سازندگانش، برای او، متصور نبوده‌اند.
هر چند مثال ما در تولید ماشینهای هوشمند، کمی آرمانی است، ولی به هیچ عنوان دور از دسترس نیست. دانشمندان، عموماً برای تولید چنین ماشینهایی، از تنها مدلی که در طبیعت وجود دارد، یعنی توانایی یادگیری در موجودات زنده بخصوص انسان، بهره می‌برند.
آنها بدنبال ساخت ماشینی مقلد هستند، که بتواند با شبیه‌سازی رفتارهای میلیونها یاخته مغز انسان، همچون یک موجود متفکر به اندیشیدن بپردازد.
هوش مصنوعی که همواره هدف نهایی دانش رایانه بوده‌است، اکنون در خدمت توسعه علوم رایانه نیز است. زبانهای برنامه نویسی پیشرفته، که توسعه ابزارهای هوشمند را ممکن می‌سازند، پایگاههای داده‌ای پیشرفته، موتورهای جستجو، و بسیاری نرم‌افزارها و ماشینها از نتایج پژوهش‌های هوش مصنوعی بهره می‌برند.
سیستمی که عاقلانه فکر کند. سامانه‌ای عاقل است که بتواند کارها را درست انجام دهد. در تولید این سیستم‌ها نحوه اندیشیدن انسان مد نظر نیست. این سیستم‌ها متکی به قوانین و منطقی هستند که پایه تفکر آنها را تشکیل داده و آنها را قادر به استنتاج و تصمیم گیری می‌نماید. آنها با وجودی که مانند انسان نمی‌اندیشند، تصمیماتی عاقلانه گرفته و اشتباه نمی‌کنند. این ماشینها لزوما درکی از احساسات ندارند. هم اکنون از این سیستم‌ها در تولید عامل‌ها در نرم افزارهای رایانه‌ای، بهره گیری می‌شود. عامل تنها مشاهده کرده و سپس عمل می‌کند.

سیستم‌های خبره
سیستم‌های خبره زمینه‌ای پرکاربرد در هوش مصنوعی و مهندسی دانش ا‌ست که با توجّه به نیاز روز افزون جوامع بر اتخاذ راه ‌حل‌ها و تصمیمات سریع در مواردی که دانش‌های پیچیده و چندگانهٔ انسانی مورد نیاز است، بر اهمیت نقش آنها افزوده هم می‌شود. سیستم‌های خبره به حل مسائلی می‌پردازند که به طور معمول نیازمند تخصّص‌های کاردانان و متخصّصان انسانی‌ست. به منظور توانایی بر حل مسائل در چنین سطحی (ترازی)، دسترسی هرچه بیشتر اینگونه سامانه‌ها به دانش موجود در آن زمینه خاص ضروری می‌گردد.

عامل‌های هوشمند
عامل‌ها (Agents) قادر به شناسایی الگوها، و تصمیم گیری بر اساس قوانین فکر کردن خود می باشند. قوانین و چگونگی فکر کردن هر عامل در راستای دستیابی به هدفش، تعریف می‌شود. این سیستم‌ها بر اساس قوانین خاص خود فکر کرده و کار خودرا به درستی انجام می‌دهند. پس عاقلانه رفتار می‌کنند، هر چند الزاما مانند انسان فکر نمی‌کنند.

ایلین ریچ، هوش مصنوعی(وتکنیک‌ها)، ترجمه آزاد از دکتر مهرداد فهیمی، نشر جلوه، ۱۳۷۵،
وب‌گاه سیمرغ
هوش مصنوعی: به شیوه‌ای مدرن
هوش مصنوعی: راهنمائی برای سامانه‌های هوشمند
این کتاب به صورتی ساده و روان نوشته شده‌است.
Nisenfeld, A. E., Artificial Intelligence Handbook: Principles, Instrument Society of America, ۱۹۸۹. ISBN: ۱ - ۵۵۶۱۷
 

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:31  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

coffee and heartارتباط قلب با قهوه
                                                  
 نوشيدن يك تا سه فنجان قهوه در طول روز مي تواند به سلامت قلب زنان يائسه كمك كند. بر اساس يك پژوهش جديد كه توسط پژوهشگران دانشگاه اسلو در نروژ انجام شده و در مجله آمريكايي تغذيه باليني به چاپ رسيده است، زنان يائسه‌اي كه دست كم روزي يك تا سه فنجان قهوه مي‌نوشند، كمتر از ساير زنان در اين گروه سني، به مرگ قلبي يا مرگ ناشي از ديگر بيماري هاي التهابي غير سرطاني دچار مي‌شوند.
براي انجام اين تحقيق، محققان 27هزار و312 زن يائسه را مورد بررسي قرار دادند. اين بررسي كه 15 سال به طول انجاميد، زماني آغاز شد كه زنان مورد مطالعه بين 55 تا 69 سال داشته و هيچ كدام به بيماري‌هاي قلبي،ديابت و سرطان (به جز سرطان پوست) مبتلا نبودند. آنها با پاسخ دادن به يك پرسشنامه كه داراي 127 سوال بود عادت‌هاي زندگي خود را درباره نوشيدن قهوه،سيگار كشيدن،مصرف الكل،ورزش و رژيم غذايي مشخص كردند.در طول دوره 15 ساله پژوهش هزارو 411 نفر به دنبال بيماري قلبي ،هزارو 733 نفر به دليل سرطان و هزارو211 نفر هم از ساير بيماري‌ها فوت كردند. دانشمندان دريافتند كه ميزان مرگ ناشي از بيماري قلبي يا ديگر بيماري‌هاي غير سرطاني در زناني كه در هنگام آغاز پژوهش عادت به نوشيدن يك تا سه فنجان قهوه در روز را داشتند،كمتر از سايرين بود.

اين پژوهش حاكي از آن است كه ميزان مرگ و مير ناشي از بيماري قلبي در اين زنان به ميزان 24 درصد و مرگ ناشي از ديگر بيماري هاي غير سرطاني 28 درصد كاهش يافته بود.اما مرگ ناشي از انواع سرطان ها ارتباطي با مصرف قهوه نداشت. دكتر اندرسن از پژوهشگران بخش تغذيه دانشگاه اسلو مي‌گويد: <اگر قهوه علت اين پيامدها باشد، نتايج پژوهش بسيار قابل ملاحظه خواهد بود چرا كه قهوه دومين نوشيدني پر مصرف در سراسر دنياست.> دكتر اندرسن و همكارانش مي‌نويسند: <قهوه يكي از اصلي ترين منابع آنتي اكسيداني در رژيم غذايي افراد است و ممكن است بتواند در برابر بيماري قلبي و بيماري‌هاي التهابي از انسان محافظت كند.> اين پژوهشگران البته تاكيد دارند كه اين يافته ها بايد با احتياط تفسير شوند. آنها مي‌گويند اين پژوهش به اين معنا نيست كه نوشيدن قهوه به تنهايي عامل چنين پيامدهايي است. اين يافته ها همچنين ميزان سطوح آنتي اكسيدان را در قهوه مورد استفاده اين زنان نشان نمي‌دهد. اين دانشمندان در پايان اضافه مي‌كنند، نتايج پژوهش‌هايشان با اين امر كه نوشيدن روزانه يك تا سه فنجان قهوه مي تواند آمار مرگ و مير كلي و مرگ ناشي از بيماري‌هاي قلبي عروقي و بيماري هاي التهابي غير سرطاني را در زنان يائسه كاهش دهد، همخواني دارد.
پيش از اين نيز درباره اثرات قهوه و ماده موثر اصلي آن يعني كافئين كه در چاي هم وجود دارد بررسي هاي زيادي انجام شده و در مورد اثر آن بر بيماري هاي قلبي عروقي ابهاماتي وجود داشته است. تحقيقاتي در گذشته نشان داده بودند كه قهوه مي تواند با كاهش انعطاف پذيري عروق مربوط باشد.كاهش انعطاف پذيري عروق يكي از عوامل خطر زاي ابتلا به بيماري قلبي است.همچنين يك بررسي ديگر نشان داده بود كه قهوه و چاي مي توانند ميل جنسي را در زنان افزايش دهند.


منبع: مجله سلامت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 20:30  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
fish oilنگاهي به هر دو روي سكه روغن ماهي


اين روزها مردم به وضعيت تغذيه‌شان بيشتر اهميت مي‌دهند، اما همين موضوع، سلامت آنها را به مخاطره نيز انداخته است.‌ مي‌پرسيدچطور؟ خيلي‌ها تصور مي‌كنند، خوردن مكمل غذايي رنگارنگ، مي‌تواند موجب تقويت سلامتشان شود، در حالي كه سخت در اشتباهند. مصرف اين قرص‌ها در مواقعي كه نيازي به مصرفشان نيست، مي‌تواند به جاي سود، زيان‌هايي را به همراه داشته باشد. 

روغن ماهي،سرشار ازامگا 3

اين روزها نام امگا 3 را زياد مي‌شنويد اما تا چه اندازه با آن آشنايي داريد؟ امگا 3 نوعي اسيد چرب است كه به عنوان واحدهاي تشكيل ‌دهنده چربي‌ها از آن ياد مي‌شود. از آنجايي كه چربي‌ها به دو دسته اشباع و غيراشباع تقسيم مي‌شوند، اسيدهاي چرب امگا 3، در دسته چربي‌هاي غيراشباع جاي مي‌گيرند. در ميان اسيدهاي چرب امگا 3 اسيد چربي به نام اسيد لينولنيك وجود دارد كه در بدن نيز ساخته نمي‌شود و بايد از طريق مواد غذايي به بدن برسد. مطالعات نشان داده‌اند كه اين اسيد چرب در كنار ساير اسيدهاي چرب ضروري در ساخت تركيباتي كه در تنظيم فشار خون، فعاليت پلاكت‌ها، انتقال تحريكات عصبي و پاسخ‌هاي ايمني دخالت دارند، شركت مي‌كند. از بهترين مواد غذايي كه از منابع غني امگا‌3 محسوب مي‌شوند، مي‌توان به روغن ماهي اشاره كرد. اين چربي در روغن ماهي تن، قزل‌آلا، كپور و شاه ماهي وجود دارد و با خوردن آنها اين اسيد چرب در مقادير بالايي به بدن مي‌رسد. 

روغن ماهي، دشمن سرطان

مطالعات نشان داده‌اند كه، دريافت منظم اين ماده مغذي در مردان از ابتلا و پيشرفت سرطان پروستات جلوگيري مي‌كند. محققان دريافته‌اند كه تعادل ميان اسيد هاي چرب امگا 3 و امگا 6 از بروز سرطان در پروستات جلوگيري كرده و در حفظ سلامت مردان در برابر اين بيماري كمك مي‌كند. مطالعات ديگر نشان داده‌اند كه اين اسيد چرب در روغن ماهي از بروز بيماري‌هاي قلبي نيز جلوگيري مي‌كند و از آنجايي كه اسيدهاي چرب امگا‌6 نيز در روغن‌هاي مايع گياهي وجود دارد، توصيه مي‌شود در تهيه ماهي‌هاي سرشار از اسيدهاي چرب امگا 3 جهت طبخ (البته به مقدار اندك) از اين روغن‌هاي گياهي استفاده شود.
دانشمندان در تحقيقات خود دريافته‌اند، امگا‌3 از پيشرفت تومورهاي سرطاني در مغز استخوان نيز جلوگيري كرده و مصرف آن براي مردان مستعد به اين بيماري توصيه مي‌شود. 

باهوش‌تر و موفق‌تر

مطالعات بر روي 9هزار مادر و كودك‌هايشان نشان داده است، مادراني كه امگا 3 كمتري دريافت كرده‌اند، فرزندانشان از ضريب هوشي پايين‌تري برخوردارند. اين مطالعات نشان داده‌اند، هماهنگي بين چشم‌ها، دست‌ها و مهارت‌ اجتماعي در اين كودكان بهتر بوده است و سرعت عمل بالا‌تري دارند. محققان مي‌افزايند،ضريب هوشي اين كودكان 6 مرتبه از حالت عادي كمتر است. به علاوه، اين كودكان در فعاليت‌هاي اجتماعي خود (مانند دوستيابي) ناتوان‌تر هستند و با اختلالات رفتاري در بزرگسالي روبه‌رو خواهند بود.آنها در ادامه مي‌افزايند،60 درصد ‌از ‌مغز ‌را‌ چربي‌ها ‌تشكيل مي‌دهند كه‌30‌درصد از آن اسيدهاي چرب ضروري و اسيد چرب امگا‌3 است كه اغلب از طريق امگا 3 اي كه مادر در دوران بارداري مصرف مي كند، به نوزاد مي‌رسد. به اين دليل مصرف روغن ماهي به صورت ماهي‌هايي كه روغن بالاتري دارند، در دوران بارداري توصيه مي‌شود.حتي در مطالعه‌اي ديگر ديده شده است كه مي‌توان با دادن مكمل روغن ماهي به بچه‌هاي دبستاني تا حدودي در رفتارهاي بد آنها تغييراتي ايجاد كرد.
محققان در اين مطالعه به اين نتيجه دست يافته‌اند كه كمبود امگا 3 در بچه‌ها‌و حتي در دانش آموزان بزرگ تر10(تا16‌ساله) نيز موجب بروز مشكلات رفتاري مي‌شود كه با دريافت روغن ماهي مي‌توان به ميزان قابل توجهي از مشكلات روحي، رفتاري و اجتماعي آنها كاست. 

بچه‌هاي سالم تر با روغن ماهي

جالب است بدانيد كه اين روغن در دوران بارداري نه تنها بر ضريب هوشي نوزادان اثر دارد، بلكه داراي فوايد ديگري نيز هست. به تازگي مطالعات نشان داده‌اند، مادراني كه در دوران بارداري از اين روغن استفاده كرده‌اند به احتمال كمتر كودكاني با وزن كم را به دنيا خواهند آورد. از آنجايي كه كمبود وزن در بدو تولد با ابتلا به بيماري‌هاي قلبي و ديابت رابطه مستقيمي دارد، از اين رو جلوگيري از بروز اين بيماري‌ها در حفظ سلامت كودك حتي در بزرگسالي نيز اهميت بالايي دارد. به علاوه چون ماهي‌ها سرشار از امگا‌3 هستند، داشتن يك بارداري سالم مي‌تواند با مصرف اين ماده غذايي ميسر شود. از اين رو دانشمندان ماهي را به عنوان جزء مهمي از رژيم غذايي انسان‌ها خصوصاً در اين دوران به حساب مي‌آورند. محققان در رابطه با اثرات مصرف روغن ماهي در دوران بارداري عقيده دارند كه دريافت مناسب امگا‌3 مي‌تواند از بروز بيماري فشار خون و ساير مشكلات ناشي از آن در ميانسالي بكاهد و به اين دليل است كه به مادران باردار توصيه مي‌شود حداقل دوبار در هفته از ماهي استفاده كنند. 

آن روي سكه

با وجود تمامي فوايدي كه روغن ماهي دارد، نبايد آن ‌را بي مورد و بدون حساب و كتاب مصرف كرد.
گاهي مصرف زياد اين ماده كمبود ويتامين E را به همراه دارد كه افراد را با كم خوني مواجه مي‌سازد. گاهي نيز مصرف بي‌رويه اين روغن‌ها موجب بروز خونروي شده كه بر اثر ضربه، عمل جراحي و يا اعمال دندانپزشكي آشكار مي‌شود. پس خودسرانه از روغن ماهي به ميزان بالا استفاده نكنيد.
به علاوه ، به ياد داشته باشيد كه اين روغن نيز مانند روغن‌هاي ديگر داراي كالري بالايي است كه مصرف بي‌رويه آن مي‌تواند انرژي مازادي را به بدن رسانده و موجب چاقي شود. 

منبع: مجله سلامت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 20:28  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 23:59  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 23:59  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 23:57  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 فروردین1386ساعت 23:56  توسط علیرضا ابراهیمی  |