|
تاكيد آيات قرآن بر گفتگو و ارتباط فرهنگي منبع:جام جم آنلاين
با توجه به اين كه ظاهر آيات قرآن حجت است ، آيات قرآن در بعد ايجابي خود بر گفتگو و ارتباط فرهنگي با ديگران تصريح دارد. مسائل فرهنگي و تمدني ، تاريخي و پسيني اند، اما قرآن پيشيني و نقلي است. آيات قرآن در بعد ايجابي خود بر گفتگو و ارتباط فرهنگي با ديگران تصريح دارد. براي نمونه ، با بررسي آيات 17 و 18 زمر كه مي فرمايد: «بشارت به آن بندگان من بده كه هر سخني را گوش مي دهند و از بهترين آنها پيروي مي كنند.» نتايج زير به دست مي آيد: 1- بشارت از آن بندگاني است كه هر سخني را گوش مي دهند نه اين كه فقط به سخنان دوستان ، همفكران و هم مسلكان خود گوش بسپارند و از شنيدن آراء ديگران و انتقاد مخالفان اجتناب كنند. در اين زمينه ، علي (ع) فرمودند: «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» (ميزان الحكمه / ج 6 / ص 485) و يا فرمودند: «من استقبل وجوه الاراء، عرف مواضع الخطا» (نهج البلاغه / حكمت 164) (كسي كه به افكار ديگران توجه كند، موارد اشتباه را درك مي نمايد.) 2- بندگان خدا، تنها به سبب شنيدن هر سخني مورد بشارت قرار نمي گيرند، بلكه بايد از بهترين آنها (احسنه) پيروي كنند و پيروي از بهترين سخن ، مقتضياتي به اين شرح دارد: 2-1- همه سخنان در يك سطح نيستند. برخي بد، برخي خوب ، برخي خوبتر و برخي خوبترين اند. 2-2- ملاك تشخيص خوب از بد، بايد در اختيار هر انساني باشد (عقل) و الا اگر بندگان خدا مجبور باشند براي تشخيص خوب از بد به قرآن يا معصوم (ع) مراجعه كنند، اين آيات 17 و 18 سوره زمر مفهوم محصلي نخواهد داشت ؛ زيرا در اين صورت انسان از شنيدن هر سخني و پيروي از بهترين آن بي نياز مي شود. 2-3- بهترين سخن (احسنه) در مقام مصداق ، نسبي است. به عنوان مثال ، اگر فردي در يك كلاس بهترين خط تحريري را داشته باشد، اين امتياز تا زماني تداوم دارد كه فرد ديگري با خط تحريري بهتر وارد آن كلاس نشود، و الا عنوان بهترين خطاط، به طور كاملا طبيعي از فرد قبلي به فرد بعدي انتقال مي يابد و اين انتقال طبيعي ، در فرآيند افكار و انديشه ها نيز برقرار است. به عنوان مثال ، فلان قانون علمي يا نظريه اجتماعي تا زماني بهترين قانون تلقي مي شود كه قانون بهتر يا نظريه جامع تري پيدا نشود. اين نسبيت در مقام مصداق ، نه تنها در زمان هاي مختلف (متكامل) رخ مي دهد، بلكه در زمان واحد نيز بين انسان هاي مختلف برقرار است. خلاصه ، تعدد عواملي چون زمان و سطوح علمي گويندگان و شنوندگان ، سبب مي شوند كه تشخيص احسن ، دستخوش تغيير شود. 2-4- بنابراين ، بشارت مذكور شامل بندگاني است كه هر سخني را گوش فرا دهند و ارزيابي كنند و از آنجا كه هميشه و همه جا، امكان پيدايش نظر جديد و راي جامع تر وجود دارد، پس بندگان مورد بشارت خدا، بايد هميشه درصدد شنيدن سخن ديگران و ارزيابي آنها و پيروي از بهترينشان باشند. عده اي از مفسران ، واژه «القول» را در آيه مذكور (فبشر عباد...) به خود قرآن تفسير كرده اند كه در اين صورت ، معناي آيه عبارت مي شود از: بشارت به آن بندگان من بده كه قرآن را گوش مي دهند و از بهترين آن (محكمات ، احكام و...) پيروي مي كنند. ولي در پاسخ بايد گفت كه اولا، برخي مفسران مانند علامه طباطبايي (ره) چنين تخصيصي را نمي پذيرند. ايشان مي نويسند: «مفاد آيه ، اين است كه بندگان خدا، طالب حق و رشداند. به هر سخني كه گوش دهند، بدين اميد گوش مي دهند كه در آن به حقي برخورند.... بعضي مفسرين گفته اند كه مراد، گوش دادن به قرآن و غير قرآن و پيروي كردن از قرآن است و برخي ديگر گفته اند كه مراد، استماع اوامر خداي تعالي و پيروي كردن از بهترين آنهاست. مثلا در مساله قصاص ، خدا هم اجازه قصاص به ايشان داده و هم عفو و ايشان عفو را پيروي مي كنند... ولي اين دو قولي كه از مفسران نقل كرديم ، بدون دليل عموم آيه را تخصيص مي زند.» (ترجمه الميزان / ج 17 / ص 398) چگونه مي توان پذيرفت كه برخي آيات قرآن ، نسبت به برخي ديگر احسن است ، ملاك تشخيص آيات احسن از غير احسن چيست؟ باتوجه به اختلاف مفسران (حتي در تشخيص آيات محكم و متشابه)، از سويي حوزه بندگان مورد بشارت ، محدود به متخصصان مي شود و از سويي ديگر، همانجا هم ملاك عمومي وجود ندارد، بلكه هر كس طبق تشخيص خود رفتار مي كند. در اين صورت ، بود و نبود چنين آيه اي ، تفاوتي ايجاد نمي كند. روايات متعددي داريم كه همين موضوع (لزوم جستجوي حق از هر جا و همه كس) را با تعابير مختلفي بيان مي دارند: خذ الحكمه و لو من المشركين (بحار / ج 2 / ص 97) علي (ع): الحكمه ضاله المومن فاطلبوها و لو عند المشرك (همان) علي (ع): المومن لايرد الحق من عدوه (ري شهري / علم و حكمت / ج 1 / ص 332) پيامبر اكرم (ص): خذ الحكمه و لا يضرك من اي وعاء خرجت (همان / ص 350)
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:51  توسط علیرضا ابراهیمی
|
ضرورت ماهيت نهضت نرم افزاري منبع:سايت علم و دين ضرورت: انقلاب اسلامي با پيروزي شكوهمند خويش در مقابل دنياي مدرن ، نويد جوشش دوباره بشر را براي دستيابي به حيات طيبه و آرمان شهر الهي به همراه داشت . اصلي ترين شاخصه اين انقلاب بزرگ ، ادعاي آن در بازستاني حضور دوباره دين در عرصه ي فرايندهاي اجتماعي است . اما آنچه مسلم است اين است كه ، انقلاب اسلامي براي تحقق آرمانهاي خود و دستيابي به اجتماع جهاني و تشكيل تمدن عظيم اسلامي نياز به سازوكاهاي هماهنگ و مناسب با مباني اعتقادي خود جهت ايجاد ساختارتمدني دارد . به بيان ديگر نياز مند طراحي و ارائه الگوهاي مختلف براي اداره ي بخش ها و امور مختلف جامعه است . زماني كه يك شعار و انديشه شكل تمدن به خود مي گيرد كه تمامي لوازم تمدني اعم از علوم ،ساختارها و محصولات را ه همراه خود داشته باشد . طرح مسئله نهضت نرم افزاري و نهضت توليد علم از سوي مقام معظم رهبري را ميتوان در همين راستا و در جهت توليد بهينه ي ساختارهاي مورد نياز دولت اسلامي عنوان كرد. محصول نهايي اين نهضت ، توليد نوعي از مدل هاي كارشناسي است كه توان تصميم گيري ، تصميم سازي و اجرا را در ارتباط با موضوعات مختلف اجتماعي و در سطوح متفاوت (خرد ، كلان ،توسعه) بالا برده و امكان برنامهريزي از طريق آسيب شناسي ،هدايت و كنترل جامعه را براي دولتمردان نظام و در راستاي تحقق آرمان هاي انقلاباسلامي ممكن سازد. از اين رو نهضت نرم افزاري را بايد شاهراه دستيابي به دولت كريمه اسلامي و در نهايت ساخت و ايجاد تمدن اسلامي دانست. تعريف نهضت نرم افزاري : واژه ي تركيبي است كه هريك از تك واژه هاي آن بار معنايي خاصي به همراه داشته و هر كدام به بخشي از معناي جمعي و تركيبي آن اشاره دارد . نهضت در اين تركيب به معناي جريان سازي براي تغيير فرهنگ يا نهاد هاي عيني و اجتماعي ، همراه با احساس مسئوليت در اقشار مختلف جامعه براي دستيابي به هدف اساسي و مورد قبول آنان است . نرم افزار در اين تركيب در مقابل سخت افزار به كار رفته است ،عموما سخت افزار به اموري اطلاق ميشود كه جنبه ي عيني و فيزيكي داشته باشد و در،مقابل واژه ي نرم افزار به جنبه ي غير ملموس و غير فيزيكي اشاره دارد.مقصود از نرم افزار معناي عام آن كه شامل مفاهيم ، الگوها ، روشها، معادلات و علوم و دانش هامي باشد . ماهيت نهضت : « بناي بنيان تازه » آيا جهانبيني وپيش فرض هاي متافيزيكي وفلسفي در نحوه ي توليد وتامين علوم يك تمدن تاثير دارد ؟ در دنياي ديروز خارج از كشور ما سوالات ونظرياتي مبني بر اينكه دين هيچ كاربردي در فيزيك شيمي رياضي روانشناسي وجامعه شناسي وعلوم ديگري نظير مهندسي اجتماعي ندارد مطرح مي شده اما الان وضع عوض شده ودر ميان نخبگان جهان غرب اين قضايا قابل بحث بررسي است متاسفانه در سرزمين مااين بعد قضيه كه علوم اجتماعي وحتي علوم طبيعي مملواز پيش فرض هاي فلسفي است كاملاپنهان ومغفول مانده است. چيزي كه ما مدعي آن هستيم اين است كه ما ميتوانيم علم ديني توليد كنيم در توليد علم ديني نيز نيازمند اين مطلب هستيم كه برايمان ثابت شود كه توليد علم اصولآ جهتدار است جهتداري علم به اين معنا كه اين نيازمندي هاي جامعه است كه سبب توليد يك علم مي شود ويك علم زماني به جامعه در جهت رشد خود ياري مي رساند كه در آن اجتماع كارآمد باشد وتكيه گاه ومنبع توليد آن علم نيز مباني اعتقادي وارزشي آن جامعه باشدو هم چنين نخبگان جامعه نيز بايد بتوانند بر سر آن به تفاهم برسند پس بنا بر آنچه گفته شد علم جهتدار علمي است كه ارضاء كننده نيازهاي جامعه كارآمد ومستند به منابه ومباني ومبتني بر تفاهم عقل نخبگان جامعه توليد شود . با اين تفاسير مي پذيريم كه مي شود علم ديني وغير ديني داشته باشيم . و هر چقدركه نيازهاي جامعه وعلم توليد شده وكارآمد در جهت توسعه‘ قرب الهي پيش برود جامعه به سوي ديني شدن حركت خواهد كرد و هر چه از مسير توسعة قرب الهي دور شود علومي كه توليد مي شود غير ديني خواهد بود .اميد واران به ايجاد تمدن اسلامي مطمئنا مسير توسعه‘قرب را انتخاب خواهند نمود . راه كارهاي پيشنهاد شده در جهت تامين نرم افزارهاي حكومت اسلامي جهت طي مسير تا تمدن اسلامي سه مرحله است : توليد بومي سازي و واردات توليد مفاهيم علمي : از آنجا كه نياز به ايجاد ساختار ها ومناسبات اجتماعي جديدي در حكومت اسلامي وجود دارد نياز گسترده اي به توليد مفاهيم جديد علمي درسه سطح بنيادي ، راهبردي و كاربردي بپردازيم .ويقيناًاز پايه اي ترين مفاهيمي كه بايد توليد گردد مفاهيم فلسفي ، روش شناسي ومتدولوژيك است كه مبناي هماهنگي حركت ما در همه عرصه هاي علمي قرار گرفته حركت ما را تا ارائه الگوها وتحقق عيني تضمين نمايد. سطح دوم : بومي سازي علم وتكنولوژي آنچه كه امروزه ذهن بسياري از متفكرين را به خود مشغول داشته است مقوله ي جهت دار بودن علم و تكنولوژي است به اين معني كه هر نوع علم وتكنولوژي براي پاسخ گوئي به نياز جامعه اي خاص توليد شده وبنابراين هدف وكار آمدي آن نيز مخصوص به آن جامعه مي باشد . پذيرش اين سخن در ميان متفكرين چنان گسترده شده است كه امروزه در تعاريف ارائه شده از علم وتكنولوژي ، مقوله ي فرهنگ همراه با آنه علم وتكنولوژي نيز مطرح مي گردد. به طوري كه حتي در تعريف يونسكو از تكنولوژي صرحاً از فرهنگ به عنوان يكي از اجزاء تكنولوژي نام برده ميشود .ناگفته پيداست كه استفادهي گسترده از محصولات علمي ديگران بدون ايجاد تغير در آنها تا حد ممكن ومتناسب سازي آنها با شرايط بومي ومذهبي،صدمات جبران ناپذيري در بلند مدت بر جامعه وارد خواهد نمود كه تا كنون نيز از مصون نبوده ايم . از طرف ديگرناچاريم براي حفظ كارامدي اجتماعي ،از علوم ومحصولات تمدن مادي تا زمان وصول به نظام علمي مطلوب استفاده نمائيم.از طرفي هم نمي توان اجازه داد نرم افزار هاي وارداتي بدون تغيير به كار گرفته شود.پس ميبايست آنها را با نياز مندي هاي واقعي انقلاب اسلامي و جامعه ي مذهبي تطبيق داده وآنها را تا حدي سازگار كرده ورشد وتوسعه داد . اين فرآيند بومي سازي نام دارد. پس راهبرد ما در ميان مدت ، بومي سازي علم و تكنولوژي است چگونگي بومي سازي خود نيازمن مدل وروش منطقي است كه حركت ما به سمت كاهش تناقضات و توسعه يمفاهيم علمي اسلامي را تضمين كند. اين مدل وروش را بايستي نتفكرين ديني كه در سطح بنيادي مشغول به فعاليت هستند توليد كرده ودر اختيار متخصصين قرار دهند. سطح سوم گزينش واردات به همان دلايلي كه قبلا به ذكر آن پرداختيم، مي توان گفت كه در كوتاه مدت، براي پاسخگويي به نيازهاي روز، گاهي ناچاريم كه از محصولات غربي بدون اينكه فرصت دخل و تصرفي در آن باشد استفاده كنيم. در اين مرحله سياست ما گزينش و واردات است .با دو سوال اساسي . اولا كدام محصول نياز ما را بهتر پاسخ مي دهند و ثانياً آسيب كدام محصول براي ما كمتر است. بنابراين به صرف اينكه يك متد ، تكنولژي و محصول جديد است وبا توجيهات كوته فكرانه اي از قبيل اينكه نبايد از دنيا عقب بمانيم. نبايد به گزينش اقدام نمود. گزينش واردات نيز بايد بر اساس مدلي خاص خود صورت بگيرد كه دست ما از اين مدل هم كوتاه است. نمونه اي از واردات تكنولوژي كه در آن معيارهاي بومي سازي و گزينش رعايت نشده است را مي توان در توسعه صنعتي منطقه اقتصادي علي السويه ملاحظه كرد كه پس از چند سال توسعه صنعتي بدون مطالعه قبلي و بررسي هاي لازم، آسيب هاي فرهنگي اجتماعي و زيست محيطي زيادي به منطقه وارد شده كه قابل پيشگيري بوده اند. همچنين احتمال آن مي رود تكنولوژي هاي خريداري شده، كه اغلب بدون انتقال دانش فني بوده اند، عموما در كشورهاي فروشنده از رده خارج و فاقد استانداردهاي لازم بوده باشند. در نهايت مي توان گفت كه فعاليت علمي در هر سه سطح فوق بايد به طور همزمان پيگيري گردد و اين سطوح داراي بده- بستان علمي بوده و اثر يكديگر را تقويت مي نمايند و اينگونه نيست كه هر كدام به طور مستقل رشد و توسعه يابند. ممكن است در ابتدا بيشترين رويكرد ما به واردات باشد اما رفته رفته و در بلند مدت مرحله بومي سازي را نيز پشت سر گذاشته و به مرحله اي برسيم كه علوم و نرم افزارهاي ديني را كاملا توليد نماييم. اين حركت تكاملي و پيوسته نيازمند ساختار مخصوص به فرد است كه در ادامه به شرح آن خواهيم پرداخت. متدينان جامعه در پذيرش اين سه راهكار سه موضع را اتخاذ كرده اند: اولين گروه معتقدين به حضور حداقلي دين در جامعه هستند. اين افراد نرم افزارهاي مورد نياز جامعه را تنها با گزينش به داخل كشور وارد مي كنند و اعتقاد چنداني به اختلاف جهت اين نرم افزارها با آنچه كه مي شود به استناد مباني و نيازهاي داخلي توليد شوند را ندارند. دومين گروه به توليد نرم افزار در حوزه علوم انساني و بومي سازي و گزينش واردات در علوم پايه و تكنولوژي معتقدند. سومين دسته كه معتقدند براي تشكيل تمدن اسلامي و زمينه سازي جامعه موجود تا به توليد در تمام زمينه ها اعم از علوم انساني و فني و پايه احتياج داريم اما هر كدام از علوم با روش و متد خاص خودشان و تا رسيدن به استقلال در توليد استفاده از بومي سازي و گزينش واردات به مبناي روش مند توليد شده داخلي.
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:49  توسط علیرضا ابراهیمی
|
استيضاح چيست؟ نویسنده : دكتر علي صباغيان
استيضاح يكي از ساز وكارهاي سياسي مورد استفاده در سياست داخلي كشورها و به طور مشخص عرصه مناسبات دو قوه مقننه و مجريه است. استيضاح از نظر لغوي به معناي درخواست توضيح است اما در اصطلاح سياسي به معناي پرسش رسمي نمايندگان مجلس از رئيس جمهور، هيأت وزيران و يا يك وزير است كه پس از ارائه توضيحات آنها بايد براي ادامه كارشان مجلس مجددا رأي اعتماد بگيرد. البته طرح استيضاح به خودي خود به مفهوم عزل مقام مورد استيضاح نمي باشد بلكه اولين گام در اين مسير تلقي مي شود و چنانچه در رأي گيري پس از توضيحات وي، به او رأي عدم اعتماد داده شود آن مقام بركنار مي شود. سابقه تاريخي انجام استيضاح اگرچه به قرون وسطي باز مي گردد اما نمونه هاي عيني مشخص آن را مي توان در عملكرد اوايل قرن نوزدهم نظام سياسي انگليس مشاهده كرد. در نظام هاي سياسي جهان براي جلوگيري از تمركز قدرت و نيز رعايت جنبه هاي تخصصي اداره امور جامعه، قدرت حكومت به سه شاخه تقنيني، اجرايي و قضايي تقسيم شده است. البته اين سه قوه هم در نظام هاي سياسي پارلماني و هم در نظام هاي سياسي رياستي با يكديگر در ارتباط بوده و قوانين اساسي كشورها چگونگي روابط آنها با هم و نيز سازوكارهاي كنترل آنها به وسيله يكديگر را در نظر گرفته اند كه در عين تفكيك قوا نوعي همكاري يا ارتباط بين قواي سه گانه نيز از طريق تمهيدات حقوقي و سياسي ايجاد شده تا در عين تمايز قوا كليت حاكميت ملي كشور بروز كند. در نظام سياسي پارلماني كه ارتباط بيشتري بين دو قوه مقننه و مجريه وجود دارد مجلس و پارلمان كه نمايندگان آن از سوي مردم انتخاب مي شوند حق دارند كليه اقدامات و عملكردهاي قوه مجريه را زير نظر بگيرند و از راه طرح سئوال، استيضاح و ايجاد كميسيون هاي تحقيق يا نهادهاي نظارتي چون ديوان محاسبات اين قوه را كنترل كنند. همچنين قوه مقننه حق دارد با صدور رأي عدم اعتماد هيأت وزيران يا يك وزير را بركنار كند. البته به منظور ايجاد توازن بين دو قوه در نظام پارلماني، قوه مجريه نيز از طرق مختلف همچون تنظيم و پيشنهاد لوايح قانوني و يا حتي انحلال پارلمان، مجلس را كنترل مي كند. در نظام سياسي رياستي همچون نظام سياسي امريكا نيز قانون اساسي ترتيباتي براي استيضاح مقامات ارشد قوه مجريه از جمله رئيس جمهور و معاونش توسط كنگره در نظر گرفته است كه در نهايت نيز مي تواند به بركناري آنها از قدرت منجر شود. در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز سازوكارهايي كه در نظام سياسي پارلماني براي كنترل قوه مجريه توسط مجلس معرفي شده مد نظر قرار گرفته است اما در آن سو حق انحلال پارلمان كه در نظام سياسي پارلماني به قوه مجريه داده شده در نظام سياسي جمهوري اسلامي مورد پذيرش واقع نگرديده است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در فصل ششم با عنوان "قوه مقننه" در مبحث دوم تحت عنوان "اختيارات و صلاحيت مجلس شوراي اسلامي" در اصل هشتاد و نهم مسئله استيضاح هيأت وزيران يا يك وزير را به شرح زير مورد پذيرش قرار داده است. "نمايندگان مجلس شوراي اسلامي مي توانند در مواردي كه لازم مي دانند هيأت وزيران يا هر يك از وزراء را استيضاح كنند، استيضاح وقتي قابل طرح در مجلس است كه با امضاي حداقل ۱۰ نفر از نمايندگان به مجلس تقديم شود. هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح بايد ظرف مدت ۱۰ روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گويد و از مجلس رأي اعتماد بخواهد. در صورت عدم حضور هيأت وزيران يا وزير براي پاسخ، نمايندگان مزبور درباره استيضاح خود توضيحات لازم را مي دهند و در صورتي كه مجلس مقتضي بداند اعلام رأي عدم اعتماد خواهد كرد. اگر مجلس رأي اعتماد نداد هيأت وزيران يا وزير مورد استيضاح نمي توانند در هيأت وزيراني كه بلافاصله بعد از آن تشكيل مي شود عضويت پيدا كند."
+ نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 21:47  توسط علیرضا ابراهیمی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 18:6  توسط علیرضا ابراهیمی
|
از سنگ اورانيم تا بمب اتم اورانيوم كه ماده خام اصلي مورد نياز براي توليد انرژي در برنامه هاي صلح آميز يا نظامي هسته اي است، از طريق استخراج از معادن زيرزميني يا سر باز بدست مي آيد. اگر چه اين عنصر بطور طبيعي در سرتاسر جهان يافت ميشود اما تنها حجم كوچكي از آن بصورت متراكم در معادن موجود است. هنگامي كه هسته اتم اورانيوم در يك واكنش زنجيره اي شكافته شود مقداري انرژي آزاد خواهد شد. براي شكافت هسته اتم اورانيوم، يك نوترون به هسته آن شليك ميشود و در نتيجه اين فرايند، اتم مذكور به دو اتم كوچكتر تجزيه شده و تعدادي نوترون جديد نيز آزاد ميشود كه هركدام به نوبه خود ميتوانند هسته هاي جديدي را در يك فرايند زنجيره اي تجزيه كنند.
مجموع جرم اتمهاي كوچكتري كه از تجزيه اتم اورانيوم بدست مي آيد از كل جرم اوليه اين اتم كمتر است و اين بدان معناست كه مقداري از جرم اوليه كه ظاهرا ناپديد شده در واقع به انرژي تبديل شده است، و اين انرژي با استفاده از رابطه E=MC۲ يعني رابطه جرم و انرژي كه آلبرت اينشتين نخستين بار آنرا كشف كرد قابل محاسبه است. اورانيوم به صورت دو ايزوتوپ مختلف در طبيعت يافت ميشود. يعني اورانيوم U۲۳۵ يا U۲۳۸ كه هر دو داراي تعداد پروتون يكساني بوده و تنها تفاوتشان در سه نوترون اضافه اي است كه در هسته U۲۳۸ وجود دارد. اعداد ۲۳۵ و ۲۳۸ بيانگر مجموع تعداد پروتونها و نوترونها در هسته هر كدام از اين دو ايزوتوپ است. براي بدست آوردن بالاترين بازدهي در فرايند زنجيره اي شكافت هسته بايد از اورانيوم ۲۳۵ استفاده كرد كه هسته آن به سادگي شكافته ميشود. هنگامي كه اين نوع اورانيوم به اتمهاي كوچكتر تجزيه ميشود علاوه بر آزاد شدن مقداري انرژي حرارتي دو يا سه نوترون جديد نيز رها ميشود كه در صورت برخورد با اتمهاي جديد اورانيوم بازهم انرژي حرارتي بيشتر و نوترونهاي جديد آزاد ميشود. اما بدليل "نيمه عمر" كوتاه اورانيوم ۲۳۵ و فروپاشي سريع آن، اين ايزوتوپ در طبيعت بسيار نادر است بطوري كه از هر ۱۰۰۰ اتم اورانيوم موجود در طبيعت تنها هفت اتم از نوع U۲۳۵ بوده و مابقي از نوع سنگينتر U۲۳۸ است. فراوري
سنگ معدن اورانيوم بعد از استخراج، در آسيابهائي خرد و به گردي نرم تبديل ميشود. گرد بدست آمده سپس در يك فرايند شيميائي به ماده جامد زرد رنگي تبديل ميشود كه به كيك زرد موسوم است. كيك زرد داراي خاصيت راديو اكتيويته است و ۶۰ تا ۷۰ درصد آنرا اورانيوم تشكيل ميدهد. دانشمندان هسته اي براي دست يابي هرچه بيشتر به ايزوتوپ نادر U۲۳۵ كه در توليد انرژي هسته اي نقشي كليدي دارد، از روشي موسوم به غني سازي استفاده مي كنند. براي اين كار، دانشمندان ابتدا كيك زرد را طي فرايندي شيميائي به ماده جامدي به نام هگزافلوئوريد اورانيوم تبديل ميكنند كه بعد از حرارت داده شدن در دماي حدود ۶۴ درجه سانتيگراد به گاز تبديل ميشود.
هگزافلوئوريد اورانيوم كه در صنعت با نام ساده هگز شناخته ميشود ماده شيميائي خورنده ايست كه بايد آنرا با احتياط نگهداري و جابجا كرد. به همين دليل پمپها و لوله هائي كه براي انتقال اين گاز در تاسيسات فراوري اورانيوم بكار ميروند بايد از آلومينيوم و آلياژهاي نيكل ساخته شوند. همچنين به منظور پيشگيري از هرگونه واكنش شيميايي برگشت ناپذير بايد اين گاز را دور از معرض روغن و مواد چرب كننده ديگر نگهداري كرد.
اورانيوم مورد استفاده در راكتورهاي اتمي بايد به حدي غني شود كه حاوي ۲ تا ۳ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد، در حالي كه اورانيومي كه در ساخت بمب اتمي بكار ميرود حداقل بايد حاوي ۹۰ درصد اورانيوم ۲۳۵ باشد. يكي از روشهاي معمول غني سازي استفاده از دستگاههاي سانتريفوژ گاز است. سانتريفوژ از اتاقكي سيلندري شكل تشكيل شده كه با سرعت بسيار زياد حول محور خود مي چرخد. هنگامي كه گاز هگزا فلوئوريد اورانيوم به داخل اين سيلندر دميده شود نيروي گريز از مركز ناشي از چرخش آن باعث ميشود كه مولكولهاي سبكتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۵ است در مركز سيلندر متمركز شوند و مولكولهاي سنگينتري كه حاوي اورانيوم ۲۳۸ هستند در پايين سيلندر انباشته شوند.
اورانيوم ۲۳۵ غني شده اي كه از اين طريق بدست مي آيد سپس به داخل سانتريفوژ ديگري دميده ميشود تا درجه خلوص آن باز هم بالاتر رود. اين عمل بارها و بارها توسط سانتريفوژهاي متعددي كه بطور سري به يكديگر متصل ميشوند تكرار ميشود تا جايي كه اورانيوم ۲۳۵ با درصد خلوص مورد نياز بدست آيد. آنچه كه پس از جدا سازي اورانيوم ۲۳۵ باقي ميماند به نام اورانيوم خالي يا فقير شده شناخته ميشود كه اساسا از اورانيوم ۲۳۸ تشكيل يافته است. اورانيوم خالي فلز بسيار سنگيني است كه اندكي خاصيت راديو اكتيويته دارد و از آن براي ساخت گلوله هاي توپ ضد زره پوش و اجزاي برخي جنگ افزار هاي ديگر از جمله منعكس كننده نوتروني در بمب اتمي استفاده ميشود. يك شيوه ديگر غني سازي روشي موسوم به ديفيوژن يا روش انتشاري است. دراين روش گاز هگزافلوئوريد اورانيوم به داخل ستونهايي كه جدار آنها از اجسام متخلخل تشكيل شده دميده ميشود. سوراخهاي موجود در جسم متخلخل بايد قدري از قطر مولكول هگزافلوئوريد اورانيوم بزرگتر باشد. در نتيجه اين كار مولكولهاي سبكتر حاوي اورانيوم ۲۳۵ با سرعت بيشتري در اين ستونها منتشر شده و تفكيك ميشوند. اين روش غني سازي نيز بايد مانند روش سانتريفوژ بارها و باره تكرار شود. راكتور هسته اي راكتور هسته اي وسيله ايست كه در آن فرايند شكافت هسته اي بصورت كنترل شده انجام ميگيرد. انرژي حرارتي بدست آمده از اين طريق را مي توان براي بخار كردن آب و به گردش درآوردن توربين هاي بخار ژنراتورهاي الكتريكي مورد استفاده قرار داد.
اورانيوم غني شده ، معمولا به صورت قرصهائي كه سطح مقطعشان به اندازه يك سكه معمولي و ضخامتشان در حدود دو و نيم سانتيمتر است در راكتورها به مصرف ميرسند. اين قرصها روي هم قرار داده شده و ميله هايي را تشكيل ميدهند كه به ميله سوخت موسوم است. ميله هاي سوخت سپس در بسته هاي چندتائي دسته بندي شده و تحت فشار و در محيطي عايقبندي شده نگهداري ميشوند. در بسياري از نيروگاهها براي جلوگيري از گرم شدن بسته هاي سوخت در داخل راكتور، اين بسته ها را داخل آب سرد فرو مي برند. در نيروگاههاي ديگر براي خنك نگه داشتن هسته راكتور ، يعني جائي كه فرايند شكافت هسته اي در آن رخ ميدهد ، از فلز مايع (سديم) يا گاز دي اكسيد كربن استفاده مي شود.
براي توليد انرژي گرمائي از طريق فرايند شكافت هسته اي ، اورانيومي كه در هسته راكتور قرار داده ميشود بايد از جرم بحراني بيشتر (فوق بحراني) باشد. يعني اورانيوم مورد استفاده بايد به حدي غني شده باشد كه امكان آغاز يك واكنش زنجيره اي مداوم وجود داشته باشد. براي تنظيم و كنترل فرايند شكافت هسته اي در يك راكتور از ميله هاي كنترلي كه معمولا از جنس كادميوم است استفاده ميشود. اين ميله ها با جذب نوترونهاي آزاد در داخل راكتور از تسريع واكنشهاي زنجيره اي جلوگيري ميكند. زيرا با كاهش تعداد نوترونها ، تعداد واكنشهاي زنجيره اي نيز كاهش ميابد. حدودا ۴۰۰ نيروگاه هسته اي در سرتاسر جهان فعال هستند كه تقريبا ۱۷ درصد كل برق مصرفي در جهان را تامين ميكنند. از جمله كاربردهاي ديگر راكتورهاي هسته اي، توليد نيروي محركه لازم براي جابجايي ناوها و زيردريايي هاي اتمي است. باز فراوري
براي بازيافت اورانيوم از سوخت هسته اي مصرف شده در راكتور از عمليات شيميايي موسوم به بازفراوري استفاده ميشود. در اين عمليات، ابتدا پوسته فلزي ميله هاي سوخت مصرف شده را جدا ميسازند و سپس آنها را در داخل اسيد نيتريك داغ حل ميكنند.
در نتيجه اين عمليات، ۱% پلوتونيوم ، ۳% مواد زائد به شدت راديو اكتيو و ۹۶% اورانيوم بدست مي آيد كه دوباره ميتوان آنرا در راكتور به مصرف رساند. راكتورهاي نظامي اين كار را بطور بسيار موثرتري انجام ميدهند. راكتور و تاسيسات باز فراوري مورد نياز براي توليد پلوتونيوم را ميتوان بطور پنهاني در داخل ساختمانهاي معمولي جاسازي كرد. به همين دليل، توليد پلوتونيوم به اين طريق، براي هر كشوري كه بخواهد بطور مخفيانه تسليحات اتمي توليد كند گزينه جذابي خواهد بود. بمب پلوتونيومي
استفاده از پلوتونيوم به جاي اورانيوم در ساخت بمب اتمي مزاياي بسياري دارد. تنها چهار كيلوگرم پلوتونيوم براي ساخت بمب اتمي با قدرت انفجار ۲۰ كيلو تن كافي است. در عين حال با تاسيسات بازفراوري نسبتا كوچكي ميتوان چيزي حدود ۱۲ كيلوگرم پلوتونيوم در سال توليد كرد.
كلاهك هسته اي شامل گوي پلوتونيومي است كه اطراف آنرا پوسته اي موسوم به منعكس كننده نوتروني فرا گرفته است. اين پوسته كه معمولا از تركيب بريليوم و پلونيوم ساخته ميشود، نوترونهاي آزادي را كه از فرايند شكافت هسته اي به بيرون ميگريزند، به داخل اين فرايند بازمي تاباند. استفاده از منعكس كننده نوتروني عملا جرم بحراني را كاهش ميدهد و باعث ميشود كه براي ايجاد واكنش زنجيره اي مداوم به پلوتونيوم كمتري نياز باشد. براي كشور يا گروه تروريستي كه بخواهد بمب اتمي بسازد، توليد پلوتونيوم با كمك راكتورهاي هسته اي غير نظامي از تهيه اورانيوم غني شده آسانتر خواهد بود. كارشناسان معتقدند كه دانش و فناوري لازم براي طراحي و ساخت يك بمب پلوتونيومي ابتدائي، از دانش و فنآوري كه حمله كنندگان با گاز اعصاب به شبكه متروي توكيو در سال ۱۹۹۵ در اختيار داشتند پيشرفته تر نيست. چنين بمب پلوتونيومي ميتواند با قدرتي معادل ۱۰۰ تن تي ان تي منفجر شود، يعني ۲۰ مرتبه قويتر از قدرتمندترين بمبگزاري تروريستي كه تا كنون در جهان رخ داده است. بمب اورانيومي هدف طراحان بمبهاي اتمي ايجاد يك جرم فوق بحراني ( از اورانيوم يا پلوتونيوم) است كه بتواند طي يك واكنش زنجيره اي مداوم و كنترل نشده، مقادير متنابهي انرژي حرارتي آزاد كند. يكي از ساده ترين شيوه هاي ساخت بمب اتمي استفاده از طرحي موسوم به "تفنگي" است كه در آن گلوله كوچكي از اورانيوم كه از جرم بحراني كمتر بوده به سمت جرم بزرگتري از اورانيوم شليك ميشود بگونه اي كه در اثر برخورد اين دو قطعه، جرم كلي فوق بحراني شده و باعث آغاز واكنش زنجيره اي و انفجار هسته اي ميشود. كل اين فرايند در كسر كوچكي از ثانيه رخ ميدهد. جهت توليد سوخت مورد نياز بمب اتمي، هگزا فلوئوريد اورانيوم غني شده را ابتدا به اكسيد اورانيوم و سپس به شمش فلزي اورانيوم تبديل ميكنند. انجام اين كار از طريق فرايندهاي شيميائي و مهندسي نسبتا ساده اي امكان پذير است.
قدرت انفجار يك بمب اتمي معمولي حداكثر ۵۰ كيلو تن است، اما با كمك روش خاصي كه متكي بر مهار خصوصيات جوش يا گداز هسته اي است ميتوان قدرت بمب را افزايش داد. در فرايند گداز هسته اي ، هسته هاي ايزوتوپهاي هيدروژن به يكديگر جوش خورده و هسته اتم هليوم را ايجاد ميكنند. اين فرايند هنگامي رخ ميدهد كه هسته هاي اتمهاي هيدروژن در معرض گرما و فشار شديد قرار بگيرند. انفجار بمب اتمي گرما و فشار شديد مورد نياز براي آغاز اين فرايند را فراهم ميكند. طي فرايند گداز هسته اي نوترونهاي بيشتري رها ميشوند كه با تغذيه واكنش زنجيره اي، انفجار شديدتري را بدنبال مي آورند. اينگونه بمبهاي اتمي تقويت شده به بمبهاي هيدروژني يا بمبهاي اتمي حرارتي موسومند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 18:0  توسط علیرضا ابراهیمی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 22:45  توسط علیرضا ابراهیمی
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 22:38  توسط علیرضا ابراهیمی
|
بتهوون ، موسیقیدان ناشنوا
مقدمه : خلاصهای از یکی از مقالات مورد علاقهام را بعد از نشر کاغذی در وبلاگ میگذارم. نوشتن اینگونه مقالههای چند بعدی را دوست دارم ، مقالههایی که آمیختهای از چند نوع موضوع باشند. دکتر عليرضا مجيدي
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:35  توسط علیرضا ابراهیمی
|
جشن در گاه شماری ایرانی، روزهای ماه یک نام ویژه داشت. برای نمونه، روز نخست هر ماه، اورمزد، روز دهم هر ماه، مهر و روز سیزدهم، تیر و روز بیست و سوم، باد نام دارد. نام هر یک از ماه های دوازده گانه نیز در شمار روزهای ماه جای داشت. چنانکه فروردین در19هر ماه، اردیبهشت سوم هر ماه، امرداد هفتم هر ماه، آبان دهم هر ماه و بهمن در دوم هر ماه جای داشت. هرگاه ماه و روز همنام می شدند جشن بر پای می داشتند. برای نمونه فروردینگان در روز فروردین و ماه فروردین، خردادگان، روز خرداد در ماه خرداد و مهرگان در روز مهر از ماه مهر برگزار می شد. افزون بر این جشن های ماهانه، جشنهای دیگر مانند جشن های گاهانبار در شش گاه سال و جشن های سده، نوروز،... نیز بر پای بود که ایران آن روزگار را در شادی استوار می داشت. همه جشن ها آیینی و دینی بودند و مردم دراین جشن ها به ستایش پروردگار و سپاس از دهش های آفریدگار می پرداختند. جشن از واژه یز = یشت، ویسن آمده که همان ستایش است. جشن تیرگان نیز یکی از این جشن هاست که در آن دهش باران از سوی پروردگار ستوده می شد. تا هنگام گاهشماری خیام در گاه شماری، ماههای 31 روزه نبود. همه ماهها 30 روزه بودند و پنج روز و شش ساعت بازمانده را به نام « پنجه» در پایان سال جای می دادند. از زمانی که ماههای بهار و تابستان 31 روزه شد پس از ماههای فروردین روزهای ماههای گاه شماری پیشین یک روز جابجامی شود. به شمار ماههای پشت سر گذاشته روز ها نیز جابجا شدند. برای نمونه روزهای اردیبهشت ماه که یک ماه 31 روزه را پشت سر گذاشتند یک روز جابجا شدند. روزهای خرداد دو روز، تیرسه روز، امرداد چهار روز، شهریور پنج روز و ماههای مهر تا اسفند که هر کدام شش ماه 31 روزه را پشت سر گذاشته اند شمار روزهایشان شش روز جابجا گشته است.
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:33  توسط علیرضا ابراهیمی
|
عوامل موثر بر جوش چيست؟ اولين عامل جوش تغييرات هورمون ها است و مهمترين هورمون، در اين ميان، هورمون هاي مردانه يا آندروژنيك است. خصوصاً تستوسترون كه يك هورمون مردانه بوده و در زنان كمتر يافت مي گردد ولي در برخي از زنان اين هورمون افزايشي بيش از حد طبيعي داشته و باعث جوش هاي صورت در آنان مي گردد. پس هورمون اول تستوسترون است.
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:32  توسط علیرضا ابراهیمی
|
هوش مصنوعی
هوش مصنوعی (artificial intelligence) را باید عرصهٔ پهناور تلاقی و ملاقات بسیاری از دانشها، علوم، و فنون قدیم و جدید دانست. ریشهها و ایدههای اصلی آن را باید در فلسفه، زبانشناسی، ریاضیات، روانشناسی، نورولوژی، و فیزیولوژی نشان گرفت و شاخهها، فروع، و کاربردهای گونهگونه و فراوان آن را در علوم رایانه، علوم مهندسی، علوم زیستشناسی و پزشکی، علوم ارتباطات و زمینههای بسیار دیگر.
+ نوشته شده در شنبه 11 فروردین1386ساعت 20:31  توسط علیرضا ابراهیمی
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 20:30  توسط علیرضا ابراهیمی
|
اين روزها مردم به وضعيت تغذيهشان بيشتر اهميت ميدهند، اما همين موضوع، سلامت آنها را به مخاطره نيز انداخته است. ميپرسيدچطور؟ خيليها تصور ميكنند، خوردن مكمل غذايي رنگارنگ، ميتواند موجب تقويت سلامتشان شود، در حالي كه سخت در اشتباهند. مصرف اين قرصها در مواقعي كه نيازي به مصرفشان نيست، ميتواند به جاي سود، زيانهايي را به همراه داشته باشد. روغن ماهي،سرشار ازامگا 3 روغن ماهي، دشمن سرطان باهوشتر و موفقتر بچههاي سالم تر با روغن ماهي آن روي سكه
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 فروردین1386ساعت 20:28  توسط علیرضا ابراهیمی
|
|
همایش تقدیر از فعالان عرصه کتاب.تقدیر از اساتید: محمود حکیمی؛اسفندیار معتمدی و دکتر خدامراد مرادیان سه شنبه بیست و ششم ابان ماه جاری .ساعت سه تا ۵عصر.زرین شهر سالن فرهنگسرای شهرداری زرین شهر.ورود برای همگان ازاد است.
|
||||||||||||||||||||||