تبليغاتX
مهدیس

ازنظر شیمیایی اکس ترکیبی است به نام سه وچهار متیلن دی اکسی متیل آمفتامین(MDMA) . اکستازی یا متیلن دی اکسی متیل آمفتامین از جدیدترین خانواده آمفتامین ها محسوب می شود.فرمول شیمیایی آن C11H15N2O می باشداکثرا آن را با موادی مانند کتامین اسپیدDXM MDEA مخلوط میکنندDXM دارویی برای درمان سرفه است که از طریق خشک کردن ریه ها در پزشکی به کار می رود . ولی چون خاصیت جذب آب دارداستفاده زیاد آن خطرناک است .MDMA ترکیب جدیدی نیست اکستازی خالص پودری سفید متشکل از کریستالهای ریزاست از این پودر بوی کپک بم مشام می رسد در صورت ناخالصی اکستازی به رنگهای قرمز وقهوه ای نیز دیده میشود این ماده به اشکال قرص کپسول پودر استنشاقی وبرچسبهای پوستی موجود است۰قرص های اکس که بین 8 تا 120 میلی گرم وزن دارند می توانند سفید باشند اما با نشانه هایی مثل چهره های خندان یا ستاره که روی آنها حک شده است به فروش می رسد .قرص هایی که روی آنها آرم شبدر و میتسوبیشی حک شده بسیار خطرناک هستند .این قرص اغلب به نام Love Pill نامیده می شود چرا که به صورت مقطعی قدرت درک انسان بویایی لامسه بینایی چشایی وشنوایی را تقویت می کند علائم قرص اکستازی تا حدود 20 دقیقه بعد از مصرف نمایان می شود این نشانه ها شامل زدن نبض ضربان بالای قلب دهان خشک مردمک گشاده شده تنش عضلانی گرفتگی عضلانی تلاطم معده وهمچنین گرم ومرطوب شدن است . همچنین اکستازی این توانایی را دارد که با شاخه شاخه شدن اعصاب مغزی یا پاره شدن آنها کمک کرده وبه دنبال آن شبکه اعصاب مغز دچاراختلال می شود .MDMA به نورونهای سروتونژیک در مغز آسیب می زند این نورونها سروتونین ترشح می کنند .این ماده بعد از ترشح باعث ایجاد شادی در فرد می شود واصولا وقتی ترشح آن زیاد می شود که فرد باید احساس شادی بکندبعد ازاین مرحله شادمانی سلولها مواد دیگری ترشح می کنندکه سطح سروتین را پایین می آورد. اکس این سلولها را بلوکه می کند وباعث می شود سروتین برای مدت بیشتری باقی بماندوفرد برای زمان بیشتری احساس شادی وبی غمی کند .مصرف طولانی مدت اکس چرخه تولید ومتابولیسم سروتین را مختل می کند ودر نتیجه میزان سروتین مغزی کاهش پیدا می کند . همین امر باعث بروزافسردگی می گردد.خطرات اکستازی شامل مراحل زیر است :1-به دلیل شرایط نا مساعد ساخت اغلب قرص ها تا 40 درصد خالص هستند 2- مصرف کنندگان معتقد هستند که هرچه از مدت زمانی که قرص را مصرف می کنند بگذرد برای گرفتن نتیجه مشابه باید میزان بیشتری مصرف کنند .3-حدود 90 درصد افرادی که اکستازی مصرف می کنند برای از بین بردن دردها وبیماری های بعدی به مواد مخدری چون هرویین روی می آورند.4- 67درصد افرادی که این قرص ها را مصرف می کنند پس از مدتی بنده قرص شده ومجبور می شوند طی برنامه منظمی آن را مصرف کنند . قرص های موجود در بازار ایران عناوین مختلفی دارند:دلفین لنگر صلیب سرخ رنو سان شاین سوپرمن هوندا اپل امگا پلیکان لاو مرسدس وغیره .این قرص ها باقیمت هرعدد 6 تا 12 هزار تومان به فروش می رسند . دلفین ارزانتر است . زودتر بی اثر می شود . صلیب سرخ قویتر است جوانانی که اقدام به مصرف این قرص ها می کنند به دلیل اینکه دچار توهماتی در بینایی شنوایی ودیگر حواس می شوند بدون آنکه متوجه خطرات بشوند دست به کارهایی می زنند مثلا پنجره را باز کرده وبیرون می پرند ویا در ماشینی که به سرعت حرکت می کنند در را باز کرده وبیرون می پرند این افراد چیزهایی را که واقعیت نداد می بینند ومی شنوند ودر مورد عوارض طولانی مدت اکس باید گفت این قرص ها به کبد وکلیه آسیب می رسانند وفشار خون را بالا می برند ودر یکی از حمله های فشار خون خونریزی مغزی ایجاد می شود . این مواد اعتیاد آور هستند به این معنا که فرد تمایل به استفاده مجدد برای رسیدن به حالات دلخواه پس ازمصرف را پیدا می کند وبه سرعت میزان دوز مورد نیاز افزایش پیدا میکند وشخص بعد از عادت به اکس برای کنار گذاشتن آن دچار علایم اضطراب وعلایم ترک می شود.منبعwww.parima.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 9:29  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

فرايند هاي شيميايي منجر شونده به كاهش اوزون قطبي

منبع: http://www.atm.ch.cam.ac.uk

در حال حاضر پذيرفته شده است كه تركيبات كلرين و برمين در اتمسفر باعث كاهش اوزون بر روي قطب شمال وجنوب ميشوند. با اين حال اهميت نسبي كلرين و برمين بر اي تخريب يا نابودي اوزون در نواحي متفاوت شرح داده نشده است . تقريبا" همه كلرين و نيمي از برمين در استراتوسفركه در آنجا بيشترين كاهش را شاهد هستيم، از فعاليت هاي انسان حاصل شده است .

شكل بالا يك شماتيك را نشان مي دهد كه سيكل عمر CFC ها را شرح مي دهد اينكه چگونه أنها در مزوسفر تحتاني / استراتوسفر فوقاني منتقل مي شوند,چگونه نور خورشيد تركيبات را تجزيه مي كند وسپس چگونه محصولات تجزيه أنها در ورتكس قطبي كاهش مي يابد.

كاريرهاي(مخازن)غير ألي اصلي كلرين عبارتند از اسيد هيدروكلريك ونيترات كلرين(cloNo2) .اين موارد از محصولات تجزيه CFCها شكل مي گيرند .پنتوكسيددي نيتروژن  (N2O5 )مخزني از اكسيدهاي نيتروژن است ونقش مهمي را در شيمي ايفا مي كند .اسيد نيتريك از اين لحاظ كه سطوح بالايي از كلرين فعال را حفظ مي كند مهم است .

توليد راديكالهاي كلرين

يكي از مهمترين نكات براي تشخيص شيمي حفره اوزون , أن است كه واكنشهاي اصلي غير عادي هستند أنها نمي توانند در جو رخ دهندمگر أنكه شرايط ويژه اي وجود داشته باشد (يكي از دوعامل اصلي در دستور العمل كاهش اوزون )

-ويژگي اصلي اين شيمي غير عادي أن است كه گونه هاي مخزن كلرين HCL وCLONO2 (واجزائ مقابل برومين شان)به اشكال فعالتري از كلرين روي سطح ابرهاي استرتوسفري قطبي تبديل مي شوند .

مهمترين واكنشها در نابودي اوزون عبارتند از :

HCl + ClONO2

->

HNO3 + Cl2

(1)

ClONO2 + H2O

->

HNO3 + HOCl

(2)

HCl + HOCl

->

H2O + Cl2

(3)

N2O5 + HCl

->

HNO3 + ClONO

(4)

N2O5 + H2O

->

2 HNO3

(5)

مهمترين نكته براي توجه كردن أن است كه اين واكنشها تنها مي توانندروي سطح ابرهاي استراتوسفري قطبي رخ دهند و أنها بسيار سريع مي باشند. به همين علت حفره اوزون بسيار عجيب است . در شيمي اتمسفري واكنشهاي ناهمگن (أنهايي كه روي سطوح رخ مي دهند) قبل از أنكه حفره اوزون كشف شود ناديده گرفته مي شدند.بنابراين عامل ديگر اين است كه واكنشهاي ناهمگن به گونه هاي مخزن كلرين وبرومين اجازه مي دهد تا سريعا به اشكال فعالتري تبديل شوند.

اسيد نيتريك (HNO3) تشكيل شده دراين واكنش ها در ذرات PSC باقي مي ماند بطوريكه غلظتهاي فاز گاز اكسيد دي نيتروژن كاهش مي يابند . اين كاهش دي نوكسيفيكاسيون بسيار مهم است چون أن ميزان حذف CLO را كند مي كند كه در غير اين صورت با اين واكنش رخ مي دهد:

ClO + NO2 + M -> ClONO2 + M (6)

( در اينجا Mهر گونه مولكول موجود در هوا است )

000و بنابراين به نگهداري سطوح بالاي كلرين فعال كمك مي كند در اينجا اطلا عات بيشتري راجع به ابرهاي استراتوسفري قطبي وجود دارد .

بازگشت نور خورشيد

نهايتا" توجه داشته باشيم كه ما هنوز تنها كلرين مولكولي (CL2) را تشكيل داده ايم

از واكنش 1 تا 5 .براي تخريب اوزون كلر اتمي مورد نياز است .كلر مولكولي به راحتي به كمك نور خورشيد شكسته مي شود .كه البته اين براي ايجاد حفره مهم است.

Cl2 + hv

->

Cl + Cl

در طول زمستان قطب دما هاي سردي كه در ورتكس تشكيل مي شوند منجر به تشكيل ابرهاي استراتوسفري قطبي مي شوند واكنشهاي ناهمگن اشكال مخزن گونه هاي تخريب كننده اوزون (كلرين وبرمين) را به اشكال مولكولي شا ن تبديل مي كنند .وقتي نور خورشيد به ناحيه قطبي بر مي گردد در بهار CL2 سريعا به اتمهاي كلر تجزيه مي شود كه منجر به كاهش ناگهاني اوزون مي شود ( در نيمكره جنوبي )

اين سلسله مراتب رويدادها با اندازه گيريهايي از قبل در طول وپس از حفره اوزون تاييد شده است.

تخريب كاتاليزگري اوزون

اندازه گيريهاي بعمل آمده از گونه هاي شيميايي بالاي قطب سطوح بالايي از اشكال فعال كلرين را نشان مي دهند كه ما در بالا شرح داده ايم با اين حال ما هنوز تعداد اتمهاي بيشتري ناشي از اوزون داريم نسبت به كلرين فعال .بنابراين تخريب تقريبا همه اوزون چگونه امكان پذير است ؟پاسخ به اين سوال در آنچه كه به عنوان سيكلهاي كاتاليتي شناخته شده است مي باشد .يك سيكل كاتاليتي سيكلي است كه در آن يك مولكول بطور عمده اي تغيير مي كند ويا يك سيكل واكنش قادر است تا بدون تغيير كردن با خود سيكل ايجاد شود.

توليد كلرين فعال به نور خورشيد نياز دارد و نور خورشيد سيكلهاي كاتاليتي را حركت مي دهد با اين توجه به اينكه اين سيكلهاي اصلي در كلرين وبرومين در گيرند ومسئول تخريب اوزون هستند.

(I)

 

ClO + ClO + M

->

Cl2O2 + M

   

Cl2O2 + hv

->

Cl + ClO2

   

ClO2 + M

->

Cl + O2 + M

 

then:

2 x (Cl + O3)

->

2 x (ClO + O2)

   


 

net:

2 O3

->

3 O2

         

and

       
         

(II)

 

ClO + BrO

->

Br + Cl + O2

   

Cl + O3

->

ClO + O2

   

Br + O3

->

BrO + O2

   


 

net:

2 O3

->

3 O2

 

ديمر (CL2O2) راديكال مونوكسيد كلرين كه در سيكل (I) در گير است از لحاظ گرمايي ناپايدار است وسيكل در دماهاي پايين موثرتراست . بنابراين مجددا دماهاي پايين در ورتكس قطبي در طول زمستان مم هستند . گمان مي رود كه مسئول بيشتر كمبود اوزون در قطب جنوب (70%)هستند . در قطب شمالي گرمتر نسبت بزرگي از كمبود ممكن است با سيكل (II)حركت كند.

شرايط لازم براي براي كاهش اوزون

بطور خلاصه ما به اجزا ويا شرايطهاي لازم براي تخريب اوزون توجه كرده ايم مواردي كه در قطب جنوب مشاهده مي كنيم همين موارد كم و بيش براي كمبود اوزون در استراتوسفر قطب شمال در طول زمستان بكار مي رمند گرچه دراين مورد كاهش تقريبا شديد نيست .

به طور خلاصه شرايط لازم براي كاهش اوزون عبارتند از:

*زمستان قطبي منجر به تشكيل ورتكس قطبي مي شودكه هواي داخل أن را ايزوله مي كند .

*دماهاي سرد , داخل ورتكس را نشان مي دهند كه براي تشكيل ابرهاي استراتوسفري قطبي(PSC) به حد كافي سرد است . همانطور كه هواي ورتكس ايزوله مي شود دماهاي سرد و PSC ما مقاوم مي شوند.

*به محض اينكه PSC ها تشكيل شود واكنش هاي نا همگن رخ مي دهند ومخازن كلرين وبرومين فعال به اشكال فعالتري از كلرين وبرومين تبديل مي شوند.

*هيچ كمبود اوزوني رخ نمي دهد تا اينكه نور خورشيد به هواي داخل ورتكس قطبي برگردد وتوليد كلرين فعال امكان پذير گرددوسيكلهاي تخريب اوزون كاتاليتي شروع گردد.كاهش اوزون تسريع مي شود .حفره اوزون بطور متداول يك ناحيه جغرافيايي را كمي بيشتر از قطب جنوب تحت پوشش قرار مي دهد وتقريبا 10 كيلومتر را در ارتفاع در استراتوسفر تحتاني امتداد مي دهد.

منبع: http://www.atm.ch.cam.ac.uk

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 9:26  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

جشن هاى كهنسال فصل پاييز


جشن هاى كهنسال ايرانى كه ريشه از تاريخ اسطوره اى ايران زمين مى گيرند، گوشه اى از باور هاى نمادين و زيباى ايرانيان را باز مى تابانند و در واقع مى توان آنها را نماد هاى ديگرى از هويت انسان كهن قلمداد كرد. هويت نمادينى كه گاه با اندك تغييراتى تا امروز به حيات پرشكوه خود ادامه داده است تا بيانگر بخشى از انگاره هاى فكرى انسان باستان درباره طبيعت پيرامونش باشد. اين جشن هاى ملى و اسطوره اى كه هر يك به مناسبت و با انگيزه اى خاص و براساس يك داستان اسطوره وار جاودانه پاس داشته مى شدند، همراه بودند با نمادها و مناسكى كه بدان روز و بدان جشن، هويت و ماهيت مشخصى مى بخشيد. سفره اى گسترده مى شد و نماد هايى از دل طبيعت جاودانه پروردگار بر آن مى نهادند تا هماره به ياد داده ها و نعمت هاى خداوند در اين روز هاى زيباى سال باشند و به پشتوانه اين آگاهى به جشن و شادى و پايكوبى مى پرداختند. اساساً شادى در قاموس انديشه وار انسان باستان، جايگاه ارزنده اى داشت. داستان هاى بازمانده از تاريخ نمونه هاى فراوانى از اين تلقى را نشان مى دهند. آغاز فصل تازه، زمان برداشت محصول، بهار طبيعت، پاسداشت زمين و مادر و داستان هاى اسطوره اى ريشه دار بازمانده از پيشداديان و كيانيان و غيره هر كدام انگيزه اى بود براى جشنى تازه. مجموعه اين جشن ها، بخشى از پيكره آئينى زرتشتيان باستان را هم تشكيل مى داد. (البته بايد به اين موضوع هم اشاره كنيم كه برخى از جشن هاى پرخرج و با شكوه كه معمولاً با قربانى كردن گاو و نوشيدن هوم همراه بود، از آنجا كه باعث لطمه خوردن به طبقات كشاورز و چوپان مى شد، از نظر پيامبر باستانى ايران زمين، زرتشت، چندان معقول و پذيرفتنى نبوده است.) زرتشتيان جشن هاى متعددى برگزار مى كنند كه هر يك بار معنايى خاص خود را به يدك مى كشد. شادمانى نهفته در دل اين جشن هاى آئينى پرشور روح خموده انسان اسير در روزمرگى را رهايى و تازگى مى بخشيد و براى آغاز فعاليت و فصلى ديگر آماده مى كرد. علاوه بر اينها برگزارى شادمانه اين جشن ها، باعث پيوند ميان مردم مى شد. پيوندى محكم و ارزنده كه با نمادهايى معنادار هويت جمعى ملتى را برمى ساخت.
دكتر زرين كوب درباره نماد هاى نهفته در اين سلسله جشن ها و ارتباطى كه با عناصر طبيعت پيدا مى كرد، مى نويسد: «چون بسيارى از ايزدان آريايى با پديده هاى طبيعت ارتباط داشتند، نيايش آنها نيز همه جا و در هر حال با دگرگونى هاى اين پديده در روز و شب، در سرما و گرما و در بهار و تابستان، مربوط مى گشت و اين نكته سبب مى شد كه از همان دوران زندگى مشترك نوعى گاهشمارى مشابه براى جشن ها و نيايش ها رايج شود. نام ماه ها آن گونه كه در كتيبه هاى هخامنشى باقى است، نشان مى دهد كه در نزد اين دسته از آرياها، فعاليت هاى كشاورزى و نياز هاى ناشى از آن با مراسم دينى مربوط بوده است و اين همه نقش مهمى در زندگى عامه داشته اند. از بعضى قراين برمى آيد كه ايرانى هاى شرقى مخصوصاً از وقتى در مرحله زندگى ده نشينى و كشاورزى پيش رفته اند، در آنچه به جشن ها و نيايش ها مربوط است به مسئله تغيير فصول توجه خاص مى ورزيده اند.» (تاريخ مردم ايران، ايران پيش از اسلام، انتشارات اميركبير، دكتر زرين كوب، ص۲۶) «كثرت انواع اين جشن ها... حاكى از روح شادخوارى و خوشبينى كم مانندى بود كه در آئين مزديسنان وجود داشت. حتى كشتن خرفستران و جانوران موذى و زيانمند هم آنگونه كه از روايت آگاثياس برمى آيد با نوعى جشن دينى همراه بود.» (همان ص ۴۲۹)
خلاصه اينكه ايرانيان باستان در هر فصلى از سال به برگزارى شادمانه جشن هاى آئينى نمادين اهتمام مى ورزيدند. در اين مقاله برآنيم تا به سه جشن مهمى كه از گذشته هاى دور تاريخ باستانى اين سرزمين در فصل پاييز برگزار مى شده است، اشاره كنيم.
جشن مهرگان
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بفزاى اين نگار ماه چهر مهربان (مسعود سعد سلمان)
جشن مهرگان بعد از نوروز از مهمترين جشن هاى سمبليك ايران باستان محسوب مى شود. اين جشن مناسبت هاى ملى و اسطوره اى گونه گونى را در خود جاى داده است و ظاهراً به دليل همين مناسبت ها است كه ارزشى فراگير و جاودانه پيدا كرده است؛ گرچه امروز جشن مهرگان در برابر نوروز رنگ باخته و تنها از سوى زرتشتيان گرامى داشته مى شود. اما واقعيت اين است كه اين جشن از چنان جاذبه و گستردگى اى برخوردار بوده است كه تا امروز به حيات پرشكوه خويش ادامه داده و به نسل ما برسد.
روايت شده است كه مشى و مشيانه در اين روز به دنيا پا نهاده اند. از سوى ديگر مشهور است كه كاوه آهنگر در اين روز قيام خويش را پايه گذارى كرده است و از آنجا كه جشن ها در ايران قديم معمولاً نمادى بودند از پيروزى و شادى پس پيروزى برگزارى اين جشن به مدت پنج روز متوالى، توجيه عينى تر و ملموس ترى پيدا مى كند. در برخى ديگر از داستان هاى اسطوره اى اين روز را روز آفرينش روح در كالبد آدمى مى انگارند. در همين داستان ها آمده كه اين جشن، در واقع به پادشاهان تعلق داشته است. از سوى ديگر برخى از ايران شناسان و محققان «مهرگان» را ويژه آئين هاى سپاسگزارى به درگاه خداوند [اهورامزدا] كه اين همه نعمت به انسان ارزانى داشته دانسته و نيز اين جشن را نمادى براى تحكيم دوستى ها، محبت ها و عواطف انسانى قلمداد كرده اند. در واقع به نظر بسيارى از مورخان «مهرگان» آئين الزام ايرانيان به دوستى كردن و مهر ورزيدن به يكديگر هم به شمار مى آيد.
نگاهى به سنت هاى نهفته در دل اين آئين هم به خوبى بيانگر نقش كليدى پادشاهى و فره ايزدى در اين جشن ملى كهن است. درباره اين سنت ها كه امروز تنها رد پايى در دل تاريخ از خود به جا نهاده اند، بايد گفت كه معمولاً و براساس رسمى ديرينه در اين روز پادشاهان تاجى به شكل خورشيد كه در آن دايره اى مانند چرخ قرار داشت، به سر مى گذاشتند؛ از ديگر رسوم و سنت هاى جالب و نمادين اين جشن اين بود كه مردى با صداى رسا ندا مى داد اى فرشتگان به سوى دنيا بشتابيد و جهان را از گزند اهريمنان برهانيد.
معمولاً در اين روز ها پادشاهان لباس هاى گرانبهاى ارغوانى مى پوشيدند و با باده خوارى در اين جشن به رقص و پايكوبى مى پرداختند؛ موبد موبدان خوانچه اى را كه در آن ليمو، شكر، نيلوفر، سيب، به، انار و يك خوشه انگور سفيد و هفت دانه مورد گذاشته بود نزد شاه مى آورد. در اين روز پارسيان مشك و عنبر و عود به يكديگر مى دادند و توده هاى مردم براى پادشاه پيشكش و هديه به ارمغان مى آوردند. جالب اين جا بود كه اگر ارزش هديه كسى به ده هزار درم مى رسيد در ديوان ثبت مى شد و در صورتى كه همان شخص در زمانى ديگر به پول نياز پيدا مى كرد، دو برابر آن مبلغ را به او مى دادند. در دوره ساسانى سرايندگان موظف بودند كه براى هر روز آهنگى جديد بسازند و همراه با آن خوانندگان و شاعران آواز خوانده و سرود مى سرودند. در اين روز براى ايرانيان بازارى برپا مى كردند و نيز به سپاهيان و ارتش لباس هاى پاييزى و زمستانى مى دادند و سرانجام آنچه مى ماند روشنايى و زيبايى بود.
زرتشتيان از گذشته هاى دور رسم داشتند كه در روز مهر از ماه مهر به نيايشگاه ها رفته و به عبادت و راز و نياز با اهورامزدا پرداخته و با انواع خوراك هاى سنتى از يكديگر پذيرايى كنند و با سخنرانى هاى ملى و آئينى، سرود و شعر و دكلمه، جشن مهرگان را با شادى و اميدوارى به پايان برسانند.
جالب است بدانيد كه آئين مهرگان امروزه در روستا هاى زرتشتى نشين با شور و حرارت بيشترى برگزار مى شود. در برخى روستاها جشن مهرگان با ساز همراه است. روز پنجم پس از مهرگان كه در تقويم زرتشتى رام روز ناميده مى شود، گروهى از اهالى روستا و معمولاً جوانان در آتشكده محلى و يا سرچشمه و قنات گرد هم مى آيند و يكى از هنرمندان روستا با ساز سرنا و هنرمند ديگر با دف گروه را همراهى مى كند آنها با هم حركت كرده و از يك سوى روستا و اولين خانه شروع مى كنند و با شادى به خانه ها وارد مى شوند؛ كدبانوى هر خانه نخست آينه و گلاب مى آورد، اندكى گلاب در دست افراد مى ريزد و آينه را در برابر چهره آنها نگه مى دارد و سپس آجيلى را كه فراهم كرده به همه تعارف مى كند؛ آجيل مخلوطى از تخم كدو، آفتابگردان و نخودچى كشمش است. آن گاه يكى از افراد گروه نوازنده كه صدايى رسا دارد، اسامى كسانى كه پيش از اين در خانه سكونت داشته و اكنون فوت كرده اند، باز مى گويد و براى همه آمرزش و شادى روان آرزو مى كند. بعد از آن بشقابى از لرك (نوعى آجيل كه قبلاً بدان اشاره كرديم. ر.ك.) از اين خانه دريافت مى كنند و در دستمال بزرگى كه بر كمر بسته اند، مى ريزند و با نواختن ساز و دهل و شادى از خانه بيرون مى آيند و به خانه بعدى مى روند و چنان كه در خانه اى بسته باشد، براى لحظه اى بيرون خانه مى ايستد و با بيان اسامى درگذشتگان اين خانه بر روان و فروهر آنها درود مى فرستد. دادن پول و ميوه هم مرسوم است تا بدين وسيله به برگزارى هر چه بهتر و باشكوه تر جشن كمك شده باشد.
اين روز و اين جشن خوردنى هاى ويژه اى هم دارد كه تهيه آنها هم بخشى از شادمانى نهفته در اين مراسم سنتى ديرينه است. در اين روز نسبت به جمعيت لورگ (نوعى نان مخصوص) تهيه شده و گوشت هاى بريان شده را به قطعات كوچك تبديل مى كنند و با اندكى سبزى ميان دو عدد لورگ مى گذارند و موبد ده نيز هنگام اجراى گاهنبار، ميوه ها را به قطعات كوچك تقسيم كرده و پس از پايان مراسم به همه ميوه تعارف مى شود. مردم تا آنجا كه امكان دارد بالباس هاى ارغوانى (به عنوان نمادى از جشن پادشاهان ارغوانى پوش تاريخ باستان) گرد هم آمده و به رقص و شادى مى پردازند. از نكات جالب توجه در اين جشن ملى اهداى كارت تبريك به يكديگر است. رسمى زيبا و ارزنده كه محبت و پيوند ميان دوستان و خويشان را محكم تر مى كند.
مهرگان هم مانند نوروز سفره اى باشكوه دارد كه معمولاً به مدت پنج روز جشن و براى پذيرايى مهمانان در خانه ها گسترده مى ماند. اين سفره خود مجموعه اى است از نماد هاى عرفانى و معنوى آئين زرتشتى سفره مهرگان شامل گل و ريحان و آجيل و بوهاى خوش، كتاب مقدس (قرآن يا اوستا از اين جهت قرآن كه اين جشن در دوره هاى اسلامى هم برگزار مى شده و مردم شيعه و مسلمان هم آن را بنابر خواست خلفا و سلاطين گرامى مى داشتند. بيت شعرى از منوچهرى اشاره اى است به اهميت اين جشن در دل تاريخ بعد از اسلام اين سرزمين: شاد باشيد كه جشن مهرگان آمد / بانگ و آواى دراى كاروان آمد) آينه، سرمه دان، شربت، شيرينى، انار، سيب و آويشن، ترنج، كُنار، عناب، انگور سفيد، كاسه اى پر از آب و سكهو ظرف هايى از سنجد و بادام است، ضمن اينكه اسفند و عود نيز مى سوزانند، اين سفره معمولاً با انواع گل هاى شاداب تزئين مى شد. گل ها در واقع نمادى بودند از طبيعت رو به پايان تابستان و نشانه اى از آغاز زمستان. از ديگر نماد هايى كه رسم بود بر سر سفره مهرگان قرار دهند مى توان به مجمر آتش اشاره كرد. از سوى ديگر در سفره مهرگان ترازويى هم قرار مى دادند كه نمادى بود از آغاز اعتدال پاييزى كه به نوعى يادآور عدالت و پيوند عدالت با پادشاهى و حفظ فره ايزدى هم بود. از چيزهاى ديگرى كه بر سر سفره مهرگان مى نهادند و عميق شدن در معناى آن جنبه هاى جالبى از رمزينگى آنها را مى نماياند، هفت نوع حبوبات مثل ماش، عدس، لوبيا و نخود بود. چون در فصل قبل از جشن، اين محصولات برداشت مى شد، معمولاً خود حبوبات و نه سبزينه آنها را در هفت ظرف ريخته و به سفره مى افزودند كه اين عمل در واقع نماد برداشت محصول در ماه گذشته و كاشتن آن در ماه هاى بعدى بوده است. اين مراسم از اين جهت برگزار مى شده است كه مهرگان در واقع به خاطر پايان رسيدن كار جمع آورى محصول و آغاز شش ماهه شب هاى طولانى تر و سرما به وجود آمده بود.
جشن آبانگان
آبانگان جشنى است ملى و سنتى كه روز دهم از ماه آبان برگزار مى شود. در فلسفه پيدايش اين جشن داستانى اسطوره اى نقل مى كنند كه مانند ديگر اساطير كهن به تاريخ دور ايرانيان بازمى گردد. درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است كه در پى جنگ هاى طولانى بين ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا كاريزها و نهرها را ويران كنند. پس از پايان جنگ، پسر طهماسب كه «زو» نام داشت، دستور داد تا كاريزها و نهرها را لايروبى كنند و پس از لايروبى آب در كاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند و همين جشن بود كه به عنوان پاسداشت فرشته نگاهبان آب هاى بى آلايش در تاريخ ماندگار شد... در روايت ديگرى آمده است كه پس از هشت سال خشكسالى در ماه آبان باران آغاز به باريدن كرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها (آتشكده ها) مى روند و پس از آن براى گراميداشت مقام فرشته آب ها ناهيد، به كنار جوى ها و نهرها و قنات ها رفته و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا كه به آب و آبان تعلق دارد) كه توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش كرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را كرده و پس از آن به شادى مى پردازند. جالب اينجا است كه مى گويند اگر در اين روز باران ببارد، آبانگان به مردان تعلق گرفته و مردان تن و جان خويش را به آب مى سپارند و اگر بارانى نبارد، آبانگان زنان است و زنان آب تنى مى كنند.
آذرگان
آذر بفروز و خانه خوش كن
ز آذر صنما به ماه آذر
(
مسعود سعد سلمان)
نهمين روز از ماه آذر به نام آذر بوده و براساس اين تقارن مردم به ستايش و جشن آتش و الهه آن مى پرداختند. اين جشن در تاريخ اسطوره اى ايران زمين به «عيد آتش» معروف شده است. در اين روز زرتشتيان به دستور پيامبر خويش زرتشت به زيارت آتشكده ها مى رفتند و براى الهه و فرشته نگاهبان آتش فديه و قربانى مى دادند و با يكديگر به بحث و تبادل نظر مى پرداختند. ايرانيان باستان مو ستردن و ناخن چيدن و به آتشكده رفتن را در اين روز نيك مى دانستند.

نسيم خليلى - روزنامه شرق

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 14:47  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

تكليف شب و نقش آن در آموزش ابتدايي

· 


زهره ياحقي
مقدمه
امروزه درآموزش و پرورش كشورمان و حتي ساير كشورهاي جهان موضوع تكليف شب يكي از موضوعات بحث انگيز تعليم و تربيت به شمار مي آيد. تكليف شب ابزاري است كه فرصت ها و فعاليتهاي خارج از مدرسه را براي رسيدن به اهداف برنامه درسي به طور موثر وآگاهانه به خدمت مي گيرد. تكرار و تمرين و به قولي تكليف شب به عنوان وسيله اي براي تثبيت يادگيري و كسب مهارت در آموزش هاي دريافت شده قدمتي به ازاي تاريخ دارد. تا آن جا كه لوحه هاي ثبت شده از زمان هاي قديم نمايانگر تكليف و تمرين بچه ها براي يادگيري است .
با توجه به اينكه در چند دهه اخير تحولات عظيمي در زمينه روشهاي تدريس در كشور ما به وجود آمده است ; هنوز براي تكليف شب از روش هاي قديمي استفاده مي شود و متاسفانه تكليف هنوز پيوند مستحكمي با اهداف آن برقرار ساخته است . لذا از ابعاد گوناگون موضوع را مورد بررسي قرار مي دهيم تا جايگاه واقعي اين مقوله آموزشي را روشن سازيم .
تعريف تكليف شب
تكليف از نظر لغوي فرمان به كاري دادن است يا كاري كه شخص يا مقام يا نهادي انجام آن را به عهده كسي گذاشته است معني شده است و از نظر آموزشي كليه فعاليت هايي كه معلمان در جهت تكميل يا كاربردي كردن آموزشي هاي كلاسي يك دانش آموز مقرر مي كند عنوان تكليف را به خود مي گيرد كه هدف آن دست يابي دانش آموزان به مهارت هاي كلاسي نوشتاري حسي حركتي فكري و... مي باشد.
جايگاه تكليف شب
اغلب دانش آموزان با شنيدن كلمه تكليف دچار همان حالتي مي شوند كه موقع دندان درد به آنها دست مي دهد. غالبا اين حالت براي معلمان كسل كننده است . باوجود اين تكليف شب يكي از مهم ترين و كاراترين مولفه ها يا ابزار براي يادگيري و نيز تحقق اهداف برنامه درسي به شمار مي رود مشروط بر اينكه بدانيم چگونه از آن استفاده كنيم .
چگونگي استفاده از اين فرصت ها و فعاليت ها نيازمند تاكتيك ها و مطالعات منسجم است .
اهداف تكليف شب
پژوهش درباره اهداف تكليف در نوشته هاي معتبر نشان داده كه اهداف كليدي تكليف شب عبارتند از :
1 ـ ابزار رشد شخصي و خود انضباطي دانش آموزان
2 ـ عامل اجراي مقررات و خط مشي ها
3 ـ تثبيت مطالب آموخته شده در ذهن و تقويت تجارب آموزشگاهي
4 ـ از بين بردن موانع اجراي برنامه درسي
5 ـ پرورش نيروي خلاقيت و ابتكار دانش آموزان
6 ـ توسعه روابط عمومي در فرآيند آموزش
7 ـ آموزش غيرمستقيم مسئوليت پذيري و نظم به دانش آموز
8 ـ فعال كردن دانش آموز در يادگيري
9 ـ برقراري ارتباط بين خانه و مدرسه
10 ـ ايجاد عادت به مطالعه
11 ـ افزايش قدرت زمان بندي و توانا كردن دانش آموز در برنامه ريزي و مديريت
12 ـ تعميم آموخته ها در موقعيت هاي تازه
آثار مثبت تكليف شب
انجام تكليف شب نقش موثري در تثبيت يادگيري دانش آموز دارد.
آگاه شدن والدين از آنچه در كلاس مي گذرد.
پر كردن اوقات فراغت دانش آموز به شكل سالم .
تعليم آموخته ها در موقعيت هاي تازه و يافتن بينش هاي تازه و اضافي و توان به كارگيري يافته ها در موقعيت هاي ديگر.
رشد فردي از قبيل پرورش احساس مسئوليت قدرت برنامه ريزي و مديريت توان زمان بندي اعتماد به نفس و پشتكار.
تقويت و غني سازي برنامه درسي به عنوان مكمل براي آنچه امكان پرداختن و تجربه مستقيم آن در كلاس ميسر نيست .
تكليف شب به بچه ها ياد مي دهد كه از رهنمودها پيروي كنند. مهارت هاي پژوهشي را به كار ببرند و تمركز حواس داشته باشند. تكليف شب سبب ايجاد مهارت هايي مي شود كه براي چيرگي بر دشواري هاي زندگي ضرورت دارند.
آثار منفي تكليف شب
عامل اجبار كه فكر و نگرش شاگرد را نسبت به مدرسه و يادگيري تغيير مي دهد.
ايجاد تصور ناسالم از قبيل يك جا نشستن و يك كار را انجام دادن .
بيزاري از مدرسه از دست دادن علاقه نسبت به درس خستگي روحي ناشي از تكرار.
محروم شدن از اوقات فراغت و فعاليتهاي اجتماعي مورد علاقه .
برخورد بين والدين و فرزندان فشار والدين براي انجام دادن تكاليف و بروز تضاد بين روش تدريس معلمان و والدين .
افزايش رفتارهاي غيراخلاقي از قبيل : تقلب پاك كردن امضاي معلم توسل به دروغ واگذار كردن انجام تكاليف به ساير اعضاي خانواده و...
با در نظر گرفتن اين موضوع كه معلمان به ميزان يادگيري فرد فرد دانش آموزان توجه ندارند و تفاوت هاي فردي تمايلات استعدادها توان و نيازهاي يادگيري آنها را مورد اغماض قرار مي دهند تكليف شب عامل شكنجه رواني دانش آموزان و بيشتر عامل ضايع كننده تمايلات و استعدادهاي آنهاست .
آنچه كودكان بايد ياد بگيرند
در كتاب مشق بدون اشك تاليف دكتر « بي هانسر » 1 و ترجمه مجيد رئيس دانا به راهكارهايي جهت رفع مشكل والدين با فرزندان در خصوص تكليف شب اشاره شده است . مولف در اين كتاب خطاب به والدين اظهار مي دارد :
1 ) فرزندان بايد بياموزند كه انجام تكليف درسي يك ميدان نبرد نيست . نبايد پيرامون تكليف درسي كشمكش قدرتي وجود داشته باشد. آنان بايد بياموزند كه شما مشاجره در مورد تكليف درسي را تحمل نخواهيد كرد.
2 ) فرزندان شما بايد ياد بگيرند كه تكاليف درسي شان را مسئولانه انجام دهند. آنها بايد بفهمند كه كمك هايي كه از شما انتظار دارند. محدود است و بايد تكاليف خود را به صورت كارآمد پربار و به موقع انجام دهند و به چنان اتكا به نفسي دست يابند كه بدون كمك ديگران از عهده هرگونه تكليف درسي واگذار شده برآيند.
3 ) بچه ها بايد ياد بگيرند كه زمان موجودشان را براي پروژه هاي بلند مدت و وظايف بزرگتر و پيچيده خود تقسيم بندي كنند.
4 ) فرزندانتان بايد ياد بگيرند كه صرف نظر از آنكه والدين در منزل باشند يا خير مسئول تمام كردن تكاليف درسي شان هستند. آنها بايد بياموزند كه غيرمسئولانه عمل كردن را در مورد تكليف درسي نخواهيد پذيرفت .
خصوصيات تكليف مناسب از نظر تحقيقات تربيتي
مقدار تكليف بايد متعادل باشد به طوري كه ذوق و شوق دانش آموز را براي تحصيل از بين نبرد.
طول زمان انجام تكليف متناسب با ويژگي هاي دانش آموزان باشد. طول زمان مناسب براي انجام تكاليف دانش آموزان ابتدايي بيشتر از يك الي دو ساعت نباشد.
تكليف شب بايد چند بعدي باشد به طوري كه مهارت هاي كلاسي نوشتاري كاوشگري اجتماعي عاطفي و... را پرورش دهد.
در تعيين موضوع تكليف به علائق و استعدادهاي دانش آموزان و تفاوت هاي فردي توجه شود. مثلا براي دانش آموزان قوي تكاليف پروژه اي و براي دانش آموزان ضعيف تكاليف امتدادي و تمريني تعيين گردد.
تكليف بايد تا آنجا كه امكان دارد بامحيط زندگي يادگيرندگان مرتبط باشد تا آنان بتوانند از تجربه هاي يادگيري در موقعيت هاي گوناگون و درس هاي متفاوت استفاده كنند . « جان ديويي » 2 مي گويد : « آموزش و پرورش البته امر مهمي است ولي مهم تر از آن زندگي كردن است » . بنا بر اين هدف آموزش و پرورش درمرحله اول بايد بهبود وضع زندگي باشد و مشق شب هم بايد با زندگي كودك متناسب باشد.
تكليف بايد با رشد جسمي عاطفي و شناختي دانش آموز مرتبط باشد.
منابع
شعاري نژاد علي اكبر. روانشناسي رشد
بي هانسر. مشق بدون اشك . ترجمه مجيد رئيس دانا
كلاوان الن . رام كردن غول تكليف درسي
سونا ليندا. طرح تكليف مدرسه . راهنمايي به پدران و مادران جهت كمك به برتري كودكان
فرنوديان فرج الله . بررسي چگونگي انطباق تكاليف شب با نيازهاي يادگيري

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مهر1386ساعت 14:42  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

چرا کودکان از تاريکی می ترسند
 

برخی کودکان قادر نيستند در تاريکی بخوابند

http://www.bbc.co.uk



برخی کودکان قادر نيستند در تاريکی بخوابند

 

وحشت برخی کودکان از تاريکی، برخلاف تصور بعضی از والدين که آن را تلاش کودک برای جلب توجه می دانند، می تواند ناشی از شب کوری باشد.

پژوهشگران می گويند که اين ناراحتی نادر و تشخيص طبی آن دشوار است.

چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهی به تاريکی عادت می کند، اما چشم برخی از کودکان، که ظاهرا از هيچ گونه ضعف بينايی رنج نمی برند و در محيط پرنور به خوبی می بينند، به تاريکی عادت نمی کند.

ترس از سايه

پژوهشگران بيمارستان عمومی "گارتناول" در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتايج تحقيقات خود در "نشريه پزشکی بريتانيا" يکی از دو نوع ناراحتی مادرزادی شب کوری را تشريح کرده اند.

والدين يک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بی وقفه از نابينايی در تاريکی شکايت می کند.

او به سختی به خواب می رفت و در تاريکی قادر به حرکت از يک اتاق تاريک به اتاق تاريک ديگر نبود، در حالی که می توانست به سوی محيط روشن حرکت کند.

پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بينايی مبتلا است نزد پزشک بردند.

مورد دوم به يک دختربچه دو ساله مربوط می شد که علاوه بر مشکل بينايی در تاريکی دائم به اشيا برخورد می کرد و زمين می خورد.

اين دختر بچه نيمه شب درحال گريه از خواب برمی خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمی رفت و شديدا وحشتزده می شد. او همچنين از سايه می ترسيد.

پزشکان دريافتند که در خانواده اين کودک، مشکلات بينايی از جمله شب کوری سابقه دار است.

به اين کودک چراغ قوه ای داده شد تا در تاريکی با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد.

به نظر می رسد به اين ترتيب وحشت او از شب برطرف شده باشد.

گروه پژوهشگران که سرپرستی آن را "گوردون داتون"، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت: "نابينايی شبانه در کودکان می تواند باعث وحشت عميق از تاريکی شود."

وی افزود: "تشخيص اين ناراحتی و اختيار دادن به کودک برای کنترل نور محيط می تواند زندگی خانوادگی را متحول کند

+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 11:19  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

 

 

ويژگي هاي امت اسلام

 

 

 

امت به معناي گروهي اجتماعي است كه به هدف معين و مشخصي چون دين و عقيده يگانه اي گرد هم آمده اند و از ويژگي هايي برخوردار مي باشند كه بدون آن نمي توان از امت سخن گفت. به اين معنا كه اين خصوصيات و ويژگي هاست كه معنا و مفهومي درست به واژه امت مي بخشد و مقومات و يا مولفه هاي ايجادي و بقايي آن را شكل مي بخشد. از اين رو بازخواني مفهوم امت با توجه به آموزه هاي قرآني امري است كه ما را ياري مي رساند تا تصويري درست از مفهوم امت و خواسته هاي خداوندگار از مردم در راستاي ايجاد امت داشته باشيم و ترسيم و تصويري واقعي و حقيقي از آن در حوزه خارج از ذهن بدان بخشيم و به عنوان امت اسلام وظايف خود را بشناسيم و به مسئوليت ها و تكاليف و بلكه حقوق خود به عنوان شهروند و يا عضوي از امت اسلام آگاهي يابيم. از اين رو دراين نوشتار تلاش شده است تا با تحليل و تبيين آيات قرآني نگاهي گذرا به ويژگي ها و خصوصيات امت از منظر قرآن داشته باشيم. مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.

 

اسوه و جامعه نمونه و برتر

از ويژگي هايي كه قرآن براي امت اسلام بر مي شمارد اسوه و الگو بودن است. از اين رو امت اسلام مي بايست به گونه اي درجهان عمل كند كه بتواند به عنوان الگو و سرمشق براي جوامع ديگر انساني قرار گيرد. تلاش براي ايجاد جامعه اي كه بنياد آن بر امنيت نهاده شده باشد و همه بتوانند در آرامش و آسايش مادي و معنوي از همه ظرفيت ها و توانمنديهاي خويش براي دست يابي به كمال انساني بهره گيرند، از جمله خواسته هاي هر انسان و جامعه انساني است؛ زيرا جوامع براي دست يابي به اين اهداف شكل گرفته و مي گيرند و انسان براي دفع زيان ها و جلب سودها و منفعت ها به سوي اجتماع كشيده مي شوند و به ايجاد و پديداري اجتماعات دست مي زنند. با اين همه انسان به جهاتي در تشكيل جامعه انساني كامل شكست خورده و جوامعي را ايجاد مي كنند كه يا برخي از نيازهاي ايشان را از ايجاد جامعه تحقق مي بخشد و يا گاه حتي در نقش تقابلي قرار گرفته و بر خلاف اهداف ايجادي جامعه، انسان ها را با مشكلات دوچنداني مواجه مي سازد.

ايجاد و تشكيل جامعه نمونه و برتر كه بتواند همه و يا بعضي از اهداف تشكيل جامعه را تحقق بخشد، امري است كه مورد توجه قرآن و خداوند است. خداوند از مومنان واقعي مي خواهد تا با تلاش و جان فشاني خويش جامعه اي را شكل بخشند كه بتواند به عنوان نمونه و سرمشق عملي براي ديگر جوامع قرار گيرد و انسان ها و جوامع ديگر بتوانند با بهره گيري از روش ها و شيوه هاي جامعه برتر، جوامع خود را شكل داده و يا شيوه ها و روش هاي نادرست آن را اصلاح و بازسازي كنند.

هدف از تشكيل و ايجاد چنين جامعه اي اتمام حجت و پاسخ گويي به انتقادات و اشكالاتي است كه از سوي مردم انجام مي شود؛ زيرا بسياري براين باورند كه امكان تشكيل جامعه كامل و نمونه اي كه بتواند همه اهداف انساني ايجاد جوامع را برآورده سازد، ناشدني دور از دسترس است، هرچند كه در حوزه نظر و انديشه چنين تصوير و ترسيمي ممكن و شدني است اما امري نوشته بر كاغذ و حكم و تصوري در ذهن است كه قابليت اجرا و تحقق در حازخ را ندارد. ايجاد جامعه كامل و برتر پاسخي قاطع به اين انتقادات و اشكالات است تا افزون بر اتمام حجت بر مردمان آنان را به نمونه هاي عيني و الگوهاي خارجي رهنمون سازد. تاكيد قرآن بر گواه بودن امت اسلام نسبت به مردمان (بقره آيه 143) از آن روست تا مردم با پيروي از اين سرمشق و الگو عيني جامعه برتر بتوانند خود نيز اقدام به تشكيل و ايجاد آن كنند و مدعي عدم امكان و تحقق نشوند.

بنابراين از ويژگي هاي مهم و اساسي امت اسلام و جامعه برتر ايماني، اسوه و سرمشق بودن آن براي ديگر انسان ها و جوامع است. از اين رو بر امت اسلام لازم است كه به گونه اي جامعه خويش را ايجاد و مديريت نمايد كه بتواند الگويي واقعي از جامعه كامل و برتر را ارايه دهد و حجت را بر مردمان تمام كرده و پاسخي قاطع به انتقادات و اشكالاتي دهد كه از سوي انسان ها مطرح مي شود و براين باورند كه در جهان مادي امكان تحقق جامعه كامل و برتر انساني وجود ندارد و جامعه درهرحال به سوي فساد و تباهي و بهره كشي مي رود. پاسخ به اين دست از اشكالات را مي بايست نه در مقام نظر و انديشه بلكه در مقام عمل به مخالفان و طرفدران عدم امكان جامعه برتر داد.

گواه اعمال

از ويژگي ها امت اسلام آن است كه گواه اعمال ديگران است. چنان كه گفته شد مردماني هستند كه براين باورند كه نمي توان به جامعه كامل و نمونه دست يافت كه همه اهداف ايجادي تشكيل جامعه را فراهم آورد از اين رو امت اسلام با تشكيل چنين جامعه اي مي كوشد تا امكان و وقوع چنين جامعه اي را در زمين به ديگران نشان دهد. ايجاد جامعه برتر اين امكان را مي بخشد تا منتقدان دست از انتقاد بشويند و دشمنان و مخالفان دليلي براي مخالفت نيابند.

جامعه اسلامي و امت اسلام اين امكان را مي دهد تا به عنوان تراز مورد توجه قرار گيرد و اعمال و رفتار جوامع ديگر بدان سنجيده و ارزيابي شود و كارنامه اعمال جوامع و امت هاي ديگر بر پايه اصول و معيارهاي عيني جامعه اسلام سنجيده و داوري شود. از اين رو امت اسلام مي بايست به گونه اي باشد و عمل كند كه بتواند معياري براي داوري و ارزيابي قرار گيرد. (بقره آيه 143)

 

اتمام حجت خدا

امت اسلام با رفتار و كردار و عقايد مناسب و درست خويش به گونه اي مي باشد كه حجت بر ديگران تمام مي شود. مخالفان و معترضان دليلي براي مخالفت نخواهند يافت و خداوند بدين وسيله حجت خويش را بر ديگران تمام مي كند.

در آيات قرآني به اين نكته توجه داده شده است كه خداوند تا زماني كه حجت خويش را بر ديگران به پايان نرسانده و اتمام حجت نكرده باشد، از مردمان گناهكار و بزهكار انتقام نمي گيرد. امت اسلام اين امكان را به خدا مي دهد تا حجت خويش را ضدمخالفان و دشمنان خدا و پيامبر به پايان برد و هيچ توجيه و عذري براي آنان باقي نماند. از اين رو امت اسلام مي بايست به گونه اي رفتار نمايد كه بتواند حجت خدا بر ديگران باشد و عذري و بهانه اي براي مخالفان و دشمنان باقي نماند. (بقره آيه 143)

 

اعتدال و ميانه روي

از ويژگي جامعه برتر و امت اسلامي و قرآني، اعتدال و ميانه روي و پرهيز از افراط و تفريط است. امت اسلام مي بايست در همه زمينه ها اصل اعتدال و ميانه روي را به عنوان يك روش و اصل حاكم مورد توجه و تاكيد قرار دهد و از زياده روي و كوتاهي درهر امري خودداري ورزد. اعتدال و ميانه روي كه در آيه 143 سوره بقره به عنوان امت وسط و ميانه از آن ياد شده است، از نظر معنايي و مفهومي گستره گسترده و وسيعي را دربرمي گيرد. از اين روست كه شامل ميانه روي در امور اجتماعي، سياسي و اقتصادي و مانند آن مي شود.

براي دست يابي به معنا و مفهوم درست از اعتدال و ميانه بودن امت اسلامي مي بايست به آياتي مراجعه كرد كه به ويژگي هاي مؤمنان توجه داده و مؤمنان را به عنوان گروهي دور از هرگونه افراط و تفريط و اسراف و تبذير ياد مي كند. بنابراين امت اسلامي مي بايست براي تحقق ميانه روي كارها و اعمالي را در حوزه عمل اجتماعي انجام دهد كه به دور از هر گونه اسراف و تبذير و افراط و تفريط باشد.

در حقيقت تأكيد قرآن بر اعتدال به معناي اهتمام اسلام به مسئله عدالت در همه حوزه هاي فردي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي و نيز در حوزه مادي و معنوي است. اصولا اسلام جهان را بر پايه و محور عدالت مي بيند و بيرون رفتن از عدالت و اعتدال را بيرون رفتن از وضع كامل و نمونه ارزيابي و تحليل مي كند. از اين روست كه از مردم مي خواهد تا همواره بر عدالت و اعتدال رفتار كنند و مواضع و ايستارهاي فردي و اجتماعي خويش را بر اين محور سامان دهند.

 

ايمان به خدا

ايمان به خدا به معناي باوري عيني و عملي به اوست. امت اسلام مي بايست به گونه به خدا ايمان داشته باشد كه در همه حوزه هاي بينشي و نگرشي اين ايمان به خوبي در او نمود داشته باشد. هر كس به اين امت بنگرد آن را الگو و سرمشقي كامل از ايمان به خدا بيابد.

اگر امت برخلاف ايمان خود عمل كند نمي تواند مدعي آن باشد كه ايمان واقعي دارد. بنابراين لازم و ضروري است كه در بينش و نگرش خويش چنان باشد كه هر كس به ايشان بنگرد ايمان آورد و خدا را به عنوان عاملي مهم در راستاي ايجاد چنين جامعه مؤثر ببيند. اگر جامعه با خداي خويش رو راست باشد رفتاري را انجام نمي دهد كه از آن بوي كفر و عناد برمي خيزد. بهترين شيوه دعوت ديگران به بينش و نگرشي آن است كه خود به درستي به آن عمل كنيم و باورهاي خويش را در همه حوزه ها نشان دهيم. (آل عمران آيه110)

 

حق گرايي

از ويژگي هاي امت اسلام، حق گرايي است. امت نه تنها در حوزه اعتقادات در جست وجوي حق است و مي كوشد تا به حق دست يافته و بدان ايمان آورد و باورهاي خويش را بر پايه آن سامان دهد، بلكه در حوزه ديگر نيز درپي حق و حقيقت است. گرايش شديد به حق و حقيقت در ايشان به قدري است كه همگان به سادگي مي توانند دريابند كه بينش و انديشه حق است كه در زندگي ايشان تجلي كرده است و آنان مظهر حق و حقيقت هستند. خداوند در انديشه و بينش آنان به عنوان حق مطلق مورد توجه است و به او گرايش دارند.

بر اين باورند كه خداوند حق مطلق و كامل است و ديگران هر كس كه باشد اگر بهره اي از حق و حقيقت برده از سوي او به دست آورده است.

بنابراين از ويژگي هاي مهم و اساسي امت اسلام را مي بايست در حق طلبي و حق خواهي آنان جست. به گونه اي كه فقدان آن بيانگر و نشانگر دوري از امت اسلام و اهداف ايجادي جامعه حق طلب است. (اعراف آيه181)

 

دعوت به حق

امت اسلام نه تنها خود اهل حق هستند و به حق ايمان داشته و برمدار حق عمل مي كنند بلكه ديگران را نيز به حق و حقيقت مي خوانند. حق و حقيقت در مفهوم قرآن گستره وسيعي را در برمي گيرد و شامل مباحث عقيدتي و اجتماعي مي شود. از اين رو خداوند در انديشه قرآني حق است و ايمان به حق به معنا و مفهوم ايمان به خداست.

اين كه همه انسان ها در زيان به سرمي برند مگر كساني كه داراي چهار ويژگي ايمان به خدا و عمل نيكو و دعوت به حق و دعوت به عمل نيكو كنند (سوره عصر) بيان گر اين نكته است كه حقي كه مؤمن رستگار و رهايي يافته از زيان بدان دعوت مي كنند همان ايمان به خداست. حق در مفهوم قرآني شامل عمل صالح و امر به معروف و نهي از منكر نيز مي شود. مؤمن كسي است كه خود به حق ايمان داشته و ديگران را به حق دعوت مي كند.

از اين رو از ويژگي هاي امت اسلام آن است كه ديگران را به عمل صالح دعوت مي كند. روشنگري در بينش قرآني امري واجب و ضروري است. بنابراين بر مردمان است كه ديگران را به حقايق آگاه كرده و از كتمان حق دوري ورزند. اين روشنگري شامل حوزه هاي اعتقادي و حوزه هاي عمل اجتماعي مي شود. امت اسلام مي بايست مردمان را به معروف بخواند و از آنان بخواهد تا هنجارهاي پسنديده را در زندگي اجتماعي خويش در پيش گيرند. در حقيقت عمل صالح شامل عمل به آموزه هاي شرعي و عرفي است. البته به نظر مي رسد كه معروف در بينش قرآني به معنا و مفهوم هنجارهاي پسنديده و مفيد است؛ از اين رو احكام شرعي و عقلي و عقلايي را شامل مي شود.

امت اسلام نه تنها خود در مسير حق و كمال است و در بينش و نگرش خويش اعتقادات حقي دارد و رفتار فردي و اجتماعي خويش را بر پايه موازين عقلي و شرعي و عقلايي سامان مي دهد بلكه ديگران را نيز به اين بينش و نگرش مي خواند.

بنابراين از مسئوليت ها و تكاليف امت اسلام آن است كه در حوزه روشنگري اعتقادات كامل و حق را به ديگران بياموزاند و آنان را به حق و حقيقت آگاه سازد و از آنان بخواهد تا در مسير كمالي قرار گرفته و رفتار و اعمال خويش را نيز بر پايه اين سامان دهند. (آل عمران آيه110)

 

هدايت گري

از ويژگي هاي ديگر امت اسلام، هدايت ديگران به حق و حقيقت است. چنان كه امت اسلام خود بر حق است و به حق و حقيقت ايمان داشته و در جست وجوي آن مي باشد و مي كوشد تا در زندگي فردي و اجتماعي خويش حق را ظهور و بروز دهد و چنان كه مي كوشد تا ديگران را به حق و حقيقت دعوت كند، هم چنين تلاش مي كند دستگير ايشان باشد و به ديگران كمك كند تا راه حق را يافته و در مسير تكاملي آن حركت كنند. بنابراين هم خود حق خواه هستند و هم ديگران را بدان مي خوانند و هم شرايطي را فراهم مي آورند تا ديگران بتوانند در مسير حق قرارگرفته و حركت كنند. (اعراف آيه181)

به سخن ديگر، امت اسلام افزون بر مسئوليت روشنگري و بيدارگري موظف است تا شرايط و بستري را فراهم آورد تا ديگران بتوانند در مسير حق قرارگيرند و از فوايد و منافع آن بهره مند گردند. امت اسلام نمي تواند به اين بسنده كند كه حق را به ديگري يادآور شده است و او را از حق و باطل آگاه ساخته است و وظيفه روشنفكري را كه روشنگري است به سرانجام رسانده است و ديگر وظيفه و مسئوليتي ندارد، بلكه بر اوست تا فضا و بستري را فراهم آورد تا ديگران حق را درك و لمس كرده و ارتباط تنگاتنگي با حق پيدا كنند تا بتوانند در مسير آن قرارگيرند. اين همان چيزي است كه قرآن از آن به هدايت ديگران به سوي حق ياد كرده است. (همان)

 

امت برتر

بنابراين امت اسلام امتي برتر در جوامع اسلامي است. هر كسي به اين جامعه مي نگرد همه خصوصيات يك جامعه نمونه و كامل و برتر را در آن مي يابد. هيچ نقصي نيست كه موجب شود تا جامعه از حالت برتري خويش بيرون رود. همه چيز در حوزه هاي فردي و اجتماعي و مادي و معنوي و سياسي و اجتماعي و اقتصادي در سر جاي خويش قرارگرفته است. از اين رو هر كس بدان مي نگرد به سوي آن كشيده و جذب و جلب مي شود. (آل عمران آيه110)

اين ها بخشي از ويژگي هاي امت اسلام است كه قرآن در آياتي چندان بدان اشاره كرده است. اين آيات به امت مي نماياند كه مي بايست چه مسئوليت هايي داشته باشند و چگونه عمل و رفتار كنند. از اين رو اگر امتي مدعي آن است كه از امت اسلام به شمار مي آيد مي بايست چنين ويژگي هايي را داشته باشد و از چنين خصوصيات و صفاتي بهره مند باشد.

برمسلمانان است كه براي دست يابي به چنين جامعه اي برتر و كامل تلاش كنند. در حقيقت ايجاد امت چنين كامل و برتر از سوي مسلمانان مسئوليت و وظيفه اي است كه از سوي خداوند بر دوش مسلمانان نهاده شده است و بر همگان است كه براي ايجاد و تشكيل آن تلاش كنند. (آل عمران آيه104)

بنابراين فرار از اين مسئوليت و وظيفه نه تنها بازتاب هاي منفي بر زندگي روزانه مسلمانان خواهد گذاشت بلكه موجب مي شود تا در قيامت از عدم عمل به مسئوليت و وظيفه بازخواست شده و دچار عذاب سخت و دشوار خداوند گردند.

منبع: روزنامه - کیهان

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 20:46  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

دانستنيهايي در مورد آب


شنیده ایم که می گویند هر کس روزی یک سیب بخورد، دیگر نیازی به دکتر پیدا نمیکند. اما 8 لیوان آب در روز چه نفعی برای ما دارد؟ صرفنظر از نفخ شکم، آب مزایای زیادی برای سلامتی ما دارد. هر سلول از بدن ما برای درست عمل کردن به آب نیاز دارد و هر عمل متابولیک در بدن نیز تشنه ی آن است.
تقریباً %55 تا %75 از حجم بدن از آب تشکیل شده است، و اگر آبی که در روز از طریق نفس کشیدن، عرق کردن و ادرار از دست می دهیم را حدود 8 لیوان فرض کنیم، ضروری است که بخواهیم این میزان را با خوردن آب دوباره جبران کنیم.
در این مقاله می خواهیم شما را 5 نکته درمورد آب آشنا کنیم تا شاید مشوقی باشد برای اینکه 8 لیوان آب در روز را با کمال میل بخورید!

1. کارایی مغز را بالا می برد
اگر یادتان نمی آید که در مقدمه ی این مقاله چه نوشته بود، احتمالاً مغزتان خشک شده است.
از آنجا که تقریباً %80 از بافت مغزی از آب تشکیل شده است، ضروری است که آب کافی به آن برسانید. آزمایشات بالینی نشان داده است که کمبود آب کارایی حافظه کوتاه مدت را پایین می آورد و به قدرت تمرکز آسیب می رساند.
منطق پشت این مسئله کاملاً واضح است: اگر آن ماده را از مغزتان کم کنید، گرفتار مشکلات عملکردی می شوید. این مثل راندن ماشین بدون بنزین است.
در مغز، آب مایعاتی را که پروتئین و آنزیم ها را حمل می کنند را رقیق می کند، و به رساندن این مواد به مقصد کمک می کند. وقتی آب بدن کم می شود، این مایعات برای رساندن بار خود کندتر می شوند و عملکرد مغز نیز آسیب می بیند.
همچنین آب باعث از بین بردن رادیکال های آزاد که باعث خرابی سلول ها در مغز میشود را از بین می برد.

2. از بسیاری از بیماری های خطرناک جلوگیری می کند
ورم مفاصل، سرطان و بیماری های قلبی، بیماری هایی خطرناک و جدی هستند که میلیون ها نفر را گرفتار می کنند، اما شما می توانید با خوردن آب از ابتلا به این بیماری ها پیشگیری کنید.
آب یکی از مهمترین عناصر در غضروف و نرمه استخوان و مایع زلالی، مایعی که در اطراف مفاصل وجود دارد که باعث چرب کردن محیط می شود، است. وقتی میزان کافی از آب در این ناحیه وجود داشته باشد، اصطکاک کمتری دراطراف مفاصل به وجود می آید و احتمال ابتلا به ورم مفاصل نیز کمتر می شود.
همچنین وقتی میزان کافی آب در سیستم ما باشد، گرچه باعث می شود مجبور شویم تند تند به دستشویی برویم، اما بدن از سموم پاک می شود. اگر این سموم کمتر در بدن ما باقی بمانند، احتمال ابتلا به سرطان نیز کاهش می یابد.
آب نه تنها کمک می کند تا سموم از بدن دفع شوند، نمک اضافی بدن را نیز دفع میکند. تحقیقات نشان داده است که وجود نمک زیاد در بدن باعث بالا رفتن فشار خون شده که این هم منجر به بروز بیماری های قلبی می شود.

3. به کاهش وزن کمک می کند
اگر گرسنه هستید، سعی کنید شکمتان را با آب پر کنید. آب حاوی هیچ میزان کالری یا چربی نیست و ثابت شده است که گرسنگی را نیز برطرف می کند.
همچنین یک لیوان آب متابولیسم بدن شما را نیز افزایش می دهد.
از آنجا که همه ی عملیات های بدن به آب نیاز دارند، بدیهی است که وقتی کم آب بخورید همه چیز در بدنتان کندتر پیش می رود. آب بیشتر باعث بالا بردن متابولیسم می شود که این هم به نوبه ی خود کالری سوزی می کند.
تحقیقات نشان داده است که پس از خوردن دو لیوان آب، 10 تا 40 دقیقه طول می کشد تا متابولیسم بدنتان شروع شود. و وقتی متابولیسم آغاز شد، شما %30 سریعتر کالری می سوزانید.
تحقیقات نشان داده است که اگر آب مصرفی خود تا 6 لیوان در روز بالا ببرید، 5.3 پوند در سال کم خواهید کرد.

4. کرم خوردگی دندان را برطرف می کند
می گویند که یک لبخند با آینه یک تومان هم خرج ندارد، اما میلیون ها تومان می ارزد. پس محافظت از دندان ها واجب می شود.
می دانیم که تامین آب مورد نیاز بدن، به تولید مایعات مختلف در بدن کمک می کند، مثل بزاق دهان که باعث از بین بردن کرم خوردگی دندان ها می شود.
پوسیدگی دندان از تولید اسید ایجاد می شود که مینای دندان را می خورد، اما بزاق دهان این اسید را خنثی می کند. همچنین حاوی مواد معدنی خاصی است که به بازسازی دندان ها کمک می کند.
اگر میزان کافی آب به بدنتان برسانید، و کمتر شکلات و آبنبات بخورید، مطمئن باشید که دندانهایی سالم خواهید داشت.

5. نوشیدن آب زیاد ضرر دارد
نوشیدن میزان معین آب در روز ضروری است اما نیازی به زیاد کردن این میزان نیست. کاری که باید بکنید جبران میزان آبی است که از دست می دهید.
یک فرد متوسط روزانه حدود 2 تا 3 لیوان آب از تنفس، و 1 لیوان دیگر از طریق عرق کردن از دست می دهد. اگر 3 تا 4 لیوان نیز به طور تقریبی از طریق ادرار دفع کند، بدن حدوداً به 8 لیوان در روز آب نیاز پیدا می کند.
شما باید همان میزان آبی که در روز از دست داده اید، را برای بدن دوباره تامین کنید نه بیشتر.
اگر بیشتر از میزان مورد نیاز آب به بدن برسانید، تعادل سدیم در بدن از بین می رود که منجر به مشکلات گوارشی، حملات ناگهانی و حتی بیهوشی می شود.

آب بخورید، سالم بمانید!
آب برای بدن شما ضروری است، و بدون آن فعالیت های بدن شما دچار مشکل می شود. پس اطمینان یابید که میزان کافی آب به بدنتان برسانید تا سلاامتی بدنتان تامین شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 20:39  توسط علیرضا ابراهیمی  |