تبليغاتX
مهدیس

وابستگي كشورهاي پيشرفته به نفت و وقوع بحران‌هاي نفتي در دهه 1970 به دليل فزوني مصرف بر توليد و نيز افزايش فوق‌العاده قيمت نفت، كشورهاي صنعتي را بر آن داشت تا با مسئله انرژي برخوردي متفاوت كنند. شروع نگراني‌هاي زيست‌محيطي و كاهش منابع فسيلي، بهبود استانداردهاي زيست‌محيطي زندگي در قالب كنوانسيون‌ها و پيمان‌نامه‌هاي متفاوت- نظير پروتكل كيوتو- از سوي ديگر، منجر شد تا متخصصان با اعمال روش‌هاي گوناگون و استفاده از مواد جايگزين در بنزين و يا تهيه سوخت‌هاي جايگزين پاك، به اهداف خود در زمينه حفظ محيط‌زيست و توسعه پايدار، دست يابند. در حال حاضر، اتانول به عنوان منبعي قابل اعتماد، مي‌تواند جايگزين سوخت‌هاي رايج باشد. اتانول با توجه به منابع هر كشوري قابل توليد است. در ايران از ملاس، در امريكا از ذرت، در اروپا از سيب‌زميني و... اتانول به دست مي‌آورند. در اين مقاله سعي شده است، ضمن بررسي روش‌هاي توليد اتانول در كشور، به جنبه‌هاي اقتصادي، زيست‌محيطي و... اين سوخت پرداخته و روش‌هايي مناسب براي توليد و استفاده از آن پيشنهاد شود.

 

در حال حاضر، افزون‌بر 98 درصد از اتانول توليدي در جهان، با استفاده از روش تخمير قندها، حاصل مي‌شود. قند مورد استفاده را مي‌توان از منابعي مختلف نظير مواد نشاسته‌اي، قندي، كشاورزي، پساب‌هاي صنعتي و منابع ليگنوسلولزي استحصال كرد.
هزينه توليد اتانول، نسبت به قيمت مواد اوليه، قيمت تحويل آن به بخش فرايند و همچنين تركيب مواد اوليه، حساسيت بالايي دارد. بنابراين، موفقيت در توليد اتانول و رقابت آن با بنزين مي‌تواند به موقعيت جغرافيايي منطقه، نوع آب و هوا، روش توليد، خواص محصولات كشاورزي و نوع ضايعات آنها بستگي داشته باشد. سيستمي كه براساس هزينه پايين مواد اوليه، دسترسي آسان به مواد اوليه و استفاده از محصولات جانبي تأسيس شده باشد، ممكن است توجيه اقتصادي داشته باشد.

منابع سلولزي
در حال حاضر، با توجه به پيشرفت تكنولوژي، پتانسيلي جهاني براي استفاده از مواد ليگنوسلولزي و تبديل آن به الكل از طريق تخمير، به وجود آمده است.
توليد انبوه مواد سلولزي از انواع كربوهيدرات‌ها، در كل جهان رايج است و تحقيقات بسياري در زمينه فرايندي‌كردن مواد ليگنوسلولزي و تبديل آنها به اتانول در حال انجام است. البته مشكلات تكنيكي و اقتصادي موجود در زمينه هيدروليز به منوساكاريدهاي تشكيل‌دهنده آن، تأثير زيادي بر امكان‌سنجي توليد اتانول دارد. براي اقتصادي‌بودن و استفاده مؤثر در مقياس صنعتي، بايد ملاحظات خاصي نظير توسعه همه‌جانبه فرايند، جداسازي محصولات و بازيابي استفاده از محصولات جانبي را مدنظر قرار داد.
طبيعت كريستالي و چسبنده سلولز و مقاومت آن در برابر انواع روش‌هاي هيدروليز و توليد قندهاي قابل تخمير، به كانون تحقيق و توسعه براي توليد اقتصادي اتانول از مواد سلولزي تبديل شده است.

مشتقات كشاورزي
ميزان توليد ضايعات و پسمان محصولات كشاورزي در جهان، بسيار بالا بوده و با توجه به تركيب آنها، به منبعي مناسب تبديل شده است. برگشت اين ضايعات به خاك، زمينه‌ساز افزايش حاصلخيزي، كنترل فرسايش، آزادسازي مواد موردنياز خاك و پايداري ساختمان آن مي‌شود. فصلي بودن اين توليدات و پراكندگي آنها، افزايش هزينه را در پي دارد.

جدول 1: تركيب عمومي برخي انواع چوب

 

 

 

 

زباله‌هاي خانگي
يكي از منابع بزرگ ضايعات مواد سلولزي در كشورهاي پيشرفته، زباله‌هاي خانگي هستند. در 1980، ميزان توليد روزانه اين ضايعات در امريكا 105×28 تن بوده كه 58 درصد از آن سلولز بوده است. توليد اتانول از زوائد جامد شهري در سطح تجاري، توسط امريكا و كانادا امكان‌پذير خواهد بود.

محيط‌هاي جنگلي
توليد اتانول به عنوان محصول سلولزي به مثابه منبع قندي، حساسيت شديدي به نوع درخت دارد. در حالت عمومي، چوب‌هاي سخت، سوبستراي مناسب‌تري در مقايسه با چوب‌هاي نرم هستند. ميزان سلولز در چوب، به ميزان باران، شرايط خاك و آب و هوا بستگي دارد.
چوب سخت در درختاني مانند درخت سپيدار، تبريزي، افرا، بلوط و... چوب نرم در درختاني مانند درخت كاج سفيد، درخت ماموت و صنوبر شرقي، يافت مي‌شود. ساير مواد اوليه در جدول 2 آمده‌اند.

جدول 2: منابع اوليه توليد الكل

 

 

 

 

 

 

كاربرد اتانول
اتانول با توجه به خواص شيميايي و فيزيكي خود، موارد استفاده متعددي دارد كه چند نمونه از آنها عبارتند از:
1. اتانول به عنوان حلال
2. اتانول به عنوان سوخت
3. اتانول به عنوان ماده اوليه توليد ETBEا1 به منظور افزايش عدد اكتان
نظير ETBEا2 كه ماده‌اي افزودني به بنزين براي افزايش عدد اكتان است. البته در حال حاضر MTBE مشكوك به سرطان‌زايي بوده و مصرف آن رفته‌رفته متوقف مي‌شود. با جايگزين ETBE مي‌توان به عدد اكتان بالاتري دست ‌يافت. ETBE داراي ضريب فراريت كمتري نسبت به MTBE بوده و محتواي اكسيژن آن بيشتر است. بنابراين با مصرف آن، احتراق كامل‌تر و سوختي تميزتر و در نتيجه آلودگي كمتر هوا خواهيم داشت.

اتانول به عنوان سوخت
يكي از مسائل و مشكلات پيش‌روي بشر در قرن 21، مسئله محيط‌زيست است. افزايش جمعيت و توسعه استانداردهاي زندگي، رابطه‌اي مستقيم با مصرف انرژي و سوخت در منازل و خودروها دارد. انسان‌ها همواره به آب و هواي پاك، سوخت تميز و مواد قابل بازيافت و تجزيه شونده نياز دارند. به همين علت، بشر ناخواسته به‏سوي استفاده از سوخت پاك هدايت مي‌شود. در اين ميان، اتانول مي‌تواند به عنوان منبع انرژي تميز و قابل اطمينان مطرح باشد.
در حال حاضر، سه راه براي استفاده از اتانول به عنوان سوخت وجود دارد:
1. اتانول به صورت مخلوط با بنزين به صورت 10-E يا 85-E
2. توليد ETBE به مثابه افزايش‌دهنده عدد اكتان
3. اتانول به صورت خالص به عنوان سوخت
بنزين حاوي اتانول Gashol ناميده مي‌شود. از اتانول مي‌توان به عنوان افزايش‌دهنده عدد اكتان استفاده كرد. اتانول را مي‌توان از منابع سلولزي، قندي و نشاسته‌اي به دست آورد و سپس به صورت مخلوط يا خالص، به عنوان سوخت به كار برد. در حال حاضر، اختلاف قيمت بنزين و اتانول و نيز مشكلاتي نظير فرايند توليد، قيمت مواد اوليه و قيمت نفت، نمونه‌هايي از مهم‌ترين مسائل تأثيرگذار بر توسعه اين سوخت جديد تلقي مي‌شوند.
برطبق قانون فدرال امريكا، تمامي خودروها تا سال 2010، بايد از توانايي استفاده از 85-E برخوردار باشند. در 1990، شركت فورد، خودروهاي سازگار با 85-E خود را معرفي كرد. اين خودروها با هر نوع سوختي نظير بنزين بدون سرب و 10-E كار مي‌كنند.
در حال حاضر، افزون‌بر 40 درصد از وسايل نقليه برزيل، از اتانول خالص و بقيه از 10-E استفاده مي‌كنند. اميد است كه تا سال 2010، با توجه به پيشرفت تكنولوژي توسعه ميكرو ارگانيسم‌ها و استفاده كامل از محصولات جانبي، بتوان قيمت اتانول را تا 40 سنت به ازاي هر گالن، كاهش داد كه در اين صورت 100 درصد قابل رقابت با بنزين است.
گفتني است كه ميزان توليد بيواتانول در سال 2003 توسط امريكا، به 81/2 ميليارد گالن رسيد كه نسبت به سال 2003، حدو 32 درصد و نسبت به 1999، حدود 91 درصد رشد داشته است.
توليد اتانول در اروپا به منظور مصرف در خودروها، 5/4 برابر رشد داشته است. يعني ميزان توليد آن در 1993 از 47500 تن به 216 هزار تن در سال 2001 رسيده است. نمودار زير، روند رشد توليد در اين دوره را نشان مي‌دهد.

مزاياي زيست محيطي اتانول
1. كاهش انتشار CO2 : CO2 حاصل از سوخت بنزين و يا هر سوخت ديگر وارد اتمسفر مي‌شود و اين گاز سبب تشديد پديده گلخانه‏اي مي‌شود درحالي كه CO2 حاصل از سوخت بيواتانول و توليد شده در فرايند تخمير توسط گياهان كاشته شده جهت توليد اتانول جذب خواهد شد و اين مزيت بزرگ جهت استفاده بيواتانول به عنوان سوخت است كه حتي در سوخت‌هاي تميزي مانند گاز طبيعي نيز يافت نمي‌شود. [7]
نمودار زير نتايج حاصل از آناليز آلاينده‌هاي CO2 در سوخت‌هاي مورد استفاده اتوبوس‌ها در سوئد را نشان مي‌دهد [5].
2. كاهش انتشار CO و CH: سوخت 10-E و 5-E و 7-E نشان داده‌اند كه ميزان CO را 15-4% و ميزان CH ا7-2% كاهش مي‌دهند.
3. كاهش انتشار VOC: سوخت‌هاي حاوي اتانول كاهش VOC را نشان مي‌دهند و در عين حال نسبت به ساير سوخت‌ها صدمه كمتري به ازن وارد مي‌كنند.
4. كاهش انتشار ذرات معلق (10اPM): اجزاي معلق با قطري كمتر از 10 ميلي‌متر هستند كه در كيسه‌هاي هوايي شش انسان تجمع پيدا مي‌كنند و سبب صدمه زدن به سيستم تنفس و سرطان مي‌شود. در سوخت‌هاي حاوي اتانول انتشار ذرات معلق در حدود 10درصد كاهش مي‌يابد.
5 . اكسيدهاي سولفور (SOX): اگر بيواتانول به عنوان سوخت به صورت خالص به كار رود هيچ‌گونه سولفوري ندارد، در نتيجه اسيدي نداريم و در سوخت‌هاي حاوي اتانول نيز SOX كمتري توليد مي‌شود.
6 . اكسيدهاي نيتروژن (NOX): اين عامل در سوخت‌هاي حاوي اتانول تا 10 درصد افزايش مي‌يابد. با افزايش ميزان اتانول در بنزين، ميزان NOX كاهش مي‌يابد. با تنظيم موتور و درجه حرارت احتراق، مي‌توان اين عامل را در حدي مطلوب نگه داشت.
7. آروماتيك‌ها: اتانول، حاوي هيچ‌گونه آروماتيك، نيست. اين در حالي است كه بنزين‌هاي بدون سرب، 45 درصد آروماتيك دارند.
8 . آلدئيدها: ميزان استالدئيد در سوخت‌هاي حاوي اتانول، افزايش مي‌يابد. با استفاده از تبديل‌كننده كاتاليستي مي‌توان اين عامل را حذف كرد.
9. افزايش عدد اكتان
10. كاهش ضربه زدن3 در موتور

11. ايمني الكل: اتانول، از بنزين ايمن‌تر بوده، ديرتر آتش مي‌گيرد، در برابر شعله آتش به آساني مي‌سوزد و دود كمتري در مقايسه با بنزين، توليد مي‌كند.

ديگر مصارف اتانول
سولفورزدايي از زغال سنگ: در اين روش، اتانول به زغال سنگ اضافه مي‌شود، سپس در حضور يك كاتاليزور، حرارت‌دهي مي‌شود و سولفورهاي معدني و ارگانيك با بازده 90 درصد حذف مي‌شوند.
پلاستيك قابل تجزيه: برخي ميكروارگانيسم‌هاي خاص، با مصرف اتانول مي‌توانند پلاستيك‌هاي سازگار با طبيعت نظير پلي هيدروكسي بوتيرات (PHB) و پلي هيدروكسي والديت (PHV) توليد كنند.

محصولات جنبي ناشي از توليد اتانول
براي توليد اقتصادي و رقابتي الكل با بنزين، بايد حداكثر استفاده از محصولات جنبي را انجام داد.
محصولات جنبي توليد شده در فرايند توليد الكل، عبارتند از:
پروتئين: مواد ليگنوسلولزي مي‌توانند حاوي حدود 15 درصد پروتئين بر مبناي وزن خشك باشند. از اين پروتئين مي‌توان در غذاي حيوانات در واحدهاي دامداري و پرورش ماهي استفاده كرد.
ليگنين: اين ماده به هنگام توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي، بدون تغيير باقي مي‌ماند. اگر واحدي سالانه 95 ميليون گالن اتانول توليد كند، ليگنين توليدي روزانه آن 100 تن است و اين يعني مقدار زيادي جامد. ليگنين، داراي ارزش حرارتي بوده و ميزان آن از 9100 تا 13000 BTU و به ازاي هر پوند با توجه به نوع چوب فرق مي‌كند. بنابراين، ليگنين را مي‌توان به عنوان سوخت در بويلرها سوزاند و از انرژي آن استفاده كرد. تحقيقاتي در مورد استفاده بهتر از ليگنين به عنوان ماده اضافه شونده به آسفالت، آنتي اكسيدان و... در حال انجام است.
فورفورال: هيدروليز زيست توده، آزاد كردن قندهاي سلولز و همي سلولز را در بر دارد. زيلوزقند اوليه همي سلولز، مي‌تواند در حضور اسيد، به فورفورال تبديل شود. از اين تركيب مي‌توان به عنوان حلالي انتخابي، به منظور بالا بردن كيفيت روغن (نرم‌تر و روان‌تر شدن آن) استفاده كرد. هيدروژنه كردن فورفورال در دماي 200 درجه سانتي‌گراد، منجر به توليد الكل فورفورال مي‌شود كه در توليد رزين‌هاي تجاري كاربرد دارند.
فورفورال در دماي پايين، حالت چسبندگي پيدا كرده و به عنوان روكش چوب كاربرد دارد. از اين ماده در توليد نايلون نيز استفاده مي‌شود.
CO2: به ازاي توليد يك متر مكعب اتانول، 76 كيلوگرم دي‌اكسيد كربن توليد مي‌شود كه مي‌توان 70 تا 80 درصد از آن را بازيابي كرده و پس از خالص‌سازي، به‌طور مستقيم در نوشابه‌هاي گازدار و يا يخ خشك به كار برد. بايد توجه داشت كه آزاد شدن CO2 در اتمسفر، زمينه‌ساز افزايش پديده گلخانه‌اي و دماي زمين خواهد شد.
استيلج4: اگر از نيشكر براي توليد اتانول استفاده شود، به ازاي توليد هر ليتر الكل، 12 ليتر استيلج حاصل مي‌شود. معمولاً در هر 100 ليتر استيلج 40 تا 50 گرم ماده آلي وجود دارد كه به عنوان خوراك دام به كار مي‌رود.
اين ماده شامل اجزاي غيرفرار مواد باقي مانده بعد از تقطير الكل است كه تركيب آن بستگي به عواملي مختلف مانند خوراك و محل كشت بستگي دارد. در حالت كلي، اين ماده شامل واكس‌ها، چربي، الكل باقي مانده، فيبر، نمك‌هاي معدني و پروتئين است كه BOD بسيار بالايي دارد و آلاينده محيط‌زيست تلقي مي‌شود. استيلج را مي‌توان به عنوان كود به خاك برگرداند، اما بايد توجه كرد كه اين امر به مرور زمان باعث افزايش غلظت نمك و اسيديته خاك مي‌شود.

جدول 3: مقدار مصرف MTBE در سال 1381 به تفكيك پالايشگاه‌ها

 

 

 

 


روش‌‌هاي توليد اتانول از مواد ليگنوسلولزي
قندهاي حاصل از هيدروليز مواد سلولزي، توسط ميكروارگانيسم‌هاي مختلف مصرف شده و اتانول توليد مي‌شود. مواد ليگنوسلولزي، بخش چوبي شده گياهان هستند. اين قسمت‌ها در ذرت، نيشكر، زائدات چوب، كاغذ و... به آساني قابل مشاهده بوده و قسمت اعظمي از اين مواد را تشكيل مي‌دهند. مثلاً در زميني كه يك Acre نيشكر در آن توليد مي‌شود، حدود 10 تن شكر قابل استفاده انسان و 3 تن ملاس توليد مي‌گردد. همچنين، در كنار آن حدود 20 تا 25 تن مواد زائد نيز توليد مي‌شود. اين مولكول‌هاي گياهي طي فرايندي خاص مي‌توانند قند توليد كنند. اين قند پس از تخمير به اتانول تبديل مي‌شود.
با پيشرفت تكنولوژي، روش‌هاي متفاوتي براي استخراج قندها از سلولز و همي سلولز و تبديل آن به اتانول، در اختيار ما گذاشته است. از طريق پيش تصفيه مواد ليگنوسلولزي، مي‌توان سلولز و همي سلولز را از گياه آزاد كرد. تصفيه (تصفيه شيميايي) در مراحل بعدي با استفاده از آنزيم‌ها و ميكروارگانيسم‌ها، باعث تشكيل آزادسازي قندها از سلولز و همي سلولز شده و زمينه فعاليت ميكروارگانيسم‌ها براي تخمير و توليد اتانول را فراهم مي‌سازد.
در انتخاب روش توليد اتانول بايد بازهاي نهايي توليد الكل از مواد ليگنوسلولزي، نوع مواد اوليه، هزينه توليد اتانول، ميزان مصرف انرژي، ميزان محصولات جانبي و تكنولوژي توليد آنزيم و... را در نظر گرفت. ممكن است براي يك سوبستراي خاص، فرايندي خاص طراحي شود. در حال حاضر، 6 روش متداول به صورت تجاري- اقتصادي توسط شركت‌هاي مختلف ارائه مي‌شود كه از ميان اين روش‌ها، به نظر مي‌رسد فرايند آبكافت و تخمير همزمان از لحاظ اقتصادي و بازدهي، روش مناسب‌تري باشد.
- فرايند هيدروليز اسيدي (رقيق) خنثي‌سازي و تخميز
- هيدروليز اسيد (غليظ) خنثي‌سازي- تخمير
- فرايند آبكافت و تخمير همزمان سلولز (SSF)
- تخريب آمونياكي هيدروليز آنزيمي تخمير
- تخمير اسيدي و تخمير توسط ميكروارگانيسم‌هاي ترانس ژنتيك شده

نتيجه‌گيري
در ايران، با توجه به وجود منابع بالقوه مواد اوليه براي توليد اتانول حاصل از ملاس‌هاي نيشكري و چغندري، مواد نشاسته‌دار (ذرت و گندم) و مواد ليگنوسلولزي (ضايعات چوب، ضايعات كشاورزي، كاغذ بازيافتي از زباله و..)، امكان توليد اتانول فراهم است. در صورت ايجاد بازار مصرف و سرمايه‌گذاري مناسب، مي‌توان سالانه بيش از 2 ميليون تن اتانول در كشور توليد كرد. در حال حاضر، بيشتر بخش‌هاي اتانول توليدي كشور، از ملاس نيشكر و چغندر به دست مي‌آيد.

جدول 4: قيمت يك ليتر بنزين نهايي

 

 

 


 

جدول 5: اثربخشي استفاده از اتانول و MTBE

 

 

 


در بازار تركيبات اكسيژن‌دار جهان، MTBE رقيب اصلي اتانول است. مصرف MTBE به طور معمول در سال‌هاي گذشته بيش از اتانول بوده، اما با توجه به گزارش‌هاي متعددي كه MTBE را عامل آلودگي آب‌هاي زيرزميني و همچنين سرطان‌زايي معرفي مي‌كنند، ادامه استفاده از اين ماده در بسياري از كشورها مورد ترديد است.
پژوهش‌هاي صنعت نفت كشور، امكان استفاده از اتانول در سوخت بنزين را در دستور كار قرار داده و نتيجه بررسي‌ها نشان مي‌دهند كه نه تنها امكان استفاده از اتانول در سوخت خودروهاي كشور وجود دارد بلكه تا اختلاط 10 درصد، هيچ گونه نيازي به تغيير موتور و يا سيستم سوخت‌رساني نيست.
براساس اطلاعات شركت ملي پالايش و پخش فراورده‌هاي نفتي ايران و نيز پژوهشكده صنعت نفت، قيمت بنزين و MTBE توليدي و وارداتي كشور، عبارت است از:
1. قيمت تمام شده بنزين موتور توليد داخل با درنظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر 2003، هر ليتر 1905 ريال.
2. قيمت تمام شده بنزين موتور وارداتي با درنظر گرفتن قيمت‌هاي فوب خليج فارس در اواخر دسامبر 2003 با احتساب هزينه‌هاي انتقال و توزيع، هر ليتر 2032 ريال.
3. متوسط قيمت MTBE در شش ماه اول سال 1382، هر ليتر 2173 ريال.
بنزين توليدي در كشور، معمولاً داراي اكتان پايه 3/84 است كه اين رقم با افزودني‌هاي خاص به 87 در بنزين نرمال و 93 تا 95 در بنزين سوپر مي‌رسد.
آزمايش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهند كه افزودن MTBE به بنزين، به نسبت درصدهاي جدول 4، داراي اثرهاي مختلفي است.
افزايش 5 تا 10 درصدي اتانول به بنزين پايه، داراي اثرهاي مشخص در جدول شماره (3) است. ملاحظه مي‌شود كه اثربخشي استفاده از اتانول و MTBE به شرح جدول (5) قابل ارائه است.
با توجه به جدول‌هاي شماره (3و4) شايد بتوان محصول نهايي حاصل از استفاده 15 درصد MTBE و 10 درصد اتانول را كه محصول نهايي را به عدد اكتان تقريباً 90 مي‌رساند، از لحاظ هزينه‌اي مقايسه كرد.
با توجه به استفاده از اتانول براي استفاده مطلق در سوخت با درصد خلوص 8/99 درصد، قيمت تمام شده براي هر ليتر اتانول، حدود 3600 ريال است.

جدول 6: قيمت يك ليتر بنزين نهايي

 

 

 

 

جدول 7: وضعيت مصرف بنزين و امكان جانشيني بنزين اتانول‌دار

 

 

 

 

 

 

با توجه به اثرات نامطلوب استفاده بلندمدت از MTBE و مزيت‌هاي توليد داخلي اتانول و آثار مثبت زيست‌محيطي اين افزوده، به نظر مي‌رسد كه با افزايش توليد، قيمت تمام شده اتانول كاهش يابد و امكان برنامه‌ريزي براي توليد 60 ميليون ليتر اتانول مطلق در سال به منظور استفاده در سوخت خودروها وجود دارد. بديهي است در صورت ايجاد شرايط مناسب و تشويق سرمايه‌گذاران به سرمايه‌گذاري در اين بخش و بهره‌برداري از كارخانه‌هاي توليد اتانول در دست احداث ميزان توليد به حد مطلوبي افزايش خواهد يافت.
يارانه سالانه، براي 600 ميليون ليتر بنزين مصرفي حاوي 10 درصد اتانول در كشور، معادل 78 ميليارد ريال خواهد بود. گفتني است كه يارانه مصرف روزانه بنزين در كلان شهرهاي مندرج در جدول 7 كه داراي مشكلات آلودگي در هوا و محيط‌زيست هستند، مي‌توان تعداد روزهايي را مشخص كرد كه در آن امكان استفاده كامل از بنزين حاوي 10 درصد اتانول وجود دارد.
كشورهاي جهان براي سوخت‌هاي حاوي اتانول، يارانه مي‌پردازند. يارانه پرداختي به سوخت‌هاي حاوي اتانول در امريكا و هندوستان به شرح زير است:
امريكا: ميزان يارانه پرداختي در امريكا براي هر گالن اتانول مصرفي توليد بنزين توسط شركت‌هاي توليدكننده بنزين اتانول‌دار، معادل 54 سنت و براي توليد كنندگان الكل، معادل 10 سنت و در مجموع براي هر ليتر بنزين E10،ا 648/1 سنت (140 ريال) است.
هندوستان: در هندوستان به ازاي هر ليتر بنزين توليدي اتانول‌دار (به ميزان 10 درصد) معادل 75 روپيه (150 ريال) يارانه پرداخت مي‌شود.

پانوشت:
1. Methyl Tertiart Buty Ether MTBE
2. Ethyl Tertiary Buty Ether
3. Knocking
4. Stillage

منابع:
1. نفت، گاز، پتروشيمي، شماره 37، 67-1383، 66.
2. احسان كهريزي، توليد الكل از ضايعات ليگنوسلولزي به روش آبكافت و تخمير همزمان، پايان‌نامه كارشناسي ارشد دانشگاه صنعتي شريف
3. R. Shlerser, Ethanol production in Hawaii final report, 1994.
4. Renewable Energy World, March- April 2004.
5. Brelsford Engineering. Inc (BEI) MSW and Green Cellulose Conversion for BEI Fuel Ethanol Production.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 15:53  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

 

موز به دليل داشتن پتاسيم فراوان، ضد سرطان بوده و منبع غذايي مناسبي براي تقويت ماهيچه‌هاست.

موز كه حاوي چند ماده شيميايي بسيار مهم مانند سروتونين، دوپامين و كاته چولامين است، انرژي زيادي دارد و به علت نرم بودن، غذاي خوبي براي كودكان و اشخاص مسن است.

موز ملين بوده و همچنين در درمان اسهال و اسهال خوني، زخم معده و روده و تقويت معده موثر است.

موز خون ساز است، بنابراين اشخاص لاغر و كم خون حتما بايد موز بخورند. گرد موز نيز داروي خوبي براي پايين آوردن كلسترول است.

شيره گل‌هاي موز درمان كننده اسهال خوني بوده و جوشانده موز اثر قطع خونريزي دارد.

ضماد برگ درخت موز براي درمان سوختگي مفيد بوده و ريشه موز دفع كننده كرم معده است.

موز نفاخ است و زياد خوردن آن خصوصا در سرد مزاجان توليد گاز معده مي كند كه براي رفع اين عارضه بايد پس از موز كمي نمك خورد.

به گزارش ايسنا، موز همچنين تاثير خوبي در تامين رشد و تعادل سيستم اعصاب دارد و مصرف موز با عسل براي درمان ضعف بدن مفيد است.

گفتني است، موز در عين حال به علت دارا بودن قند زياد براي مبتلايان به ديابت مضر است و نبايد در خوردن آن افراط كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 15:50  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

گردو به علت داشتن مس به جذب آهن در بدن كمك و در درمان بيماري‌هاي ريوي موثر است.

گردو خون ساز و تصفيه كننده خون است و مي‌توان از آن در درمان بيماري‌هاي ريوي، جلوگيري از تشكيل سنگ كليه و سنگ كيسه صفرا استفاده كرد.

مرباي گردو وعسل، براي افراد لاغر بسيار مفيد بوده و آپانديس را تقويت مي‌كند.

چنانچه گردو با انجير و موز خورده شود، مقوي حواس و مغز است.

دم كرده برگ درخت گردو، براي درمان ورم مفاصل و بيماري سل مفيد است.

جوشانده برگ درخت گردو درمان كننده سردرد، سرمازدگي و بيماري‌هاي پوستي است.

گردوي تازه به رنگ سفيد با پوست زرد روشن است. مغز گردو را در ظرف سربسته در داخل فريزر نگهداري كنيد تا كهنه نشود .

گردو با داشتن مواد مغذي زياد، غذاي بسيار خوبي است ولي نبايد در خوردن آن زياده روي كرد، زيرا باعث ورم لوزه و زخم دهان مي‌شود.

شايان ذكر است، مغز گردو لطيف و در طولاني مدت كهنه شده و رنگ آن زرد يا قهوه‌اي و طعم آن تند مي‌شود كه باعث مسموميت شده و نبايد از آن استفاده كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 15:49  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

 

  


اطلاعات اولیه

گوگرد یکی از عناصر شیمیایی جدول تناوبی است که نماد آن S و عدد اتمی آن 16 می‌باشد. گوگرد یک نافلز فراوران بی‌بو ، بی‌مزه و چند ظرفیتی است که بیشتر به شکل کریستالهای زرد رنگ که در کانی‌های سولفید و سولفات بدست می‌آید شناخته شده می‌باشند. گوگرد یک عنصر حیاتی و لازم برای تمامی موجودات زنده است که مورد نیاز اسید آمینه‌ها و پروتئین‌ها می‌باشد. این عنصر به صورت اولیه در کودها استفاده می‌شود ولی بصورت گسترده تر در باروت ، ملین ها ، کبریت ها و حشره کش ها بکار گرفته می‌شود.

تاریخچه

گوگرد که لاتین آن Sulpur میباشد از زمانهای باستان شناخته شده بود. این عنصر با نام Brimstone در افسار پنجگانه کتاب مقدس آمده است . هومر نیز گوگرد حشره کش را در قرن 9 قبل از میلاد ذکر کرده بود. در سال 424 قبل از میلاد قبیله Bootier دیوارهای یک شهر را با سوزاندن مخلوطی از ذغال و گوگرد سوزانیده و خراب کردند. زمانی نیز در قرن 12 در چین باروت که مخلوطی از نیترات پتاسیومKNO3 کربن و گوگرد بود کشف شد. کیمیا گران اولیه برای گوگرد نماد مثلثی که در بالای یک خط قرار داشت در نظر گرفته یودند. این کیمیا گران از روی تجربه میدانستند که عنصر جیوه میتواند با گوگرد ترکیب شود. در اواخر دهه 1770 Antoine Lavoaisier توانست مجامع علمی را متقاعد کند که گوگرد یک عنصر است نه یک ترکیب.

پیدایش

گوگرد به صورت طبیعی در مقادیر زیاد به صورت ترکیبی با دیگر عناصر به صورت سولفید (مانند:pyrite) و سولفات مانند «Gypsum) یافت میشود و به صورت آزاد نزدیک چشمه های آب گرم و مناطق آتش فشانی و معادنی نظیر Cinnabar Galena و Sphalerite بدست می آید. این عنصر در مقادیر کم نیز از ذغال سنگ و نفت که در هنگام سوختن دی اکسید گوگرد تولید میکنند بدست می آید. استانداردهای سوختی بصورت فزاینده ای به گوگرد برای استخراج سوختهای فسیلی نیاز دارند. چرا که دی اکسید گوگرد با قطرات آب ترکیب شده و باعث بوجود آمد باران اسیدی میشود. این گوگرد استخراج شده بعد از پالایش یکی از بیشترین ذخایر تولید گوگرد را به خود اختصاص میدهد. این گوگرد در ساحل US Gulf با پمپاژ آب داغبه ذخایر گوگردی باعث ذوب شدن گوگرد میشود که گوگرد ذوب شده به سطح زمین پمپ میشود.

گوگرد با وجود مهمتری مشتق خود یعنی اسید سولفوریک یکی از مهمترین عناصر مواد خام صنعتی میباشد که برای هر قسمت از صنعت اهمیت بسزایی دراد. تولید اسید سولفوریک مهمترین استفاده از گوگرد میباشد و مصرف اسید سولفوریک نی به عنوان شاخصی برای جوامع توسعه یافته صنعتی در نظر گرفته میشود. ایالات متحده سالانه بیشتر از هر عنصر دیگری اسید سولفوریک تولید میکند.

رنگهای متمایز قمر Io سیاره مشتری به دلیل وجود گونه های مختلف گوگرد بصورت گاز جامد و گداخته شده میباشد. همچنین یک منطقه تاریک نزدیک دهانه آتش فشان Lunar مشاهده میشود که احتمالا منبع گوگردی میباشد. همچنین گوگرد در بسیاری از گونه های شهاب سنگی نیز وجود دارد.

خصوصیات قابل توجه

ظاهر این نافلز به رنگ زرد کمرنگ میباشد که بسیار سبک و نرم است. این عنصر به هنگام ترکیب با هیدروژن بوی مشخصی دارد که مشابه بوی تخم مرغ فاسد شده میباشد. گوگرد با شعله آبی رنگ میسوزد و بوی عجیبی از خود ساتع میکند. گوگرد در آب حل شدنی نیست ولی در دی سولفید کربن حل میشود. حالتهای معمول اکسیداسیون این عنصر -2و+2و+4 و +6 میباشد. گوگرد در تمام حالتهای مایع جامد و گاز شکلهای چند گانه دارد که ارتباط بین آنها هنوز کاملا درک نشده است. گوگرد کریستالی به صورت حلقه گوگردی S8 نشان داده میشود.

نیترید گوگرد پولیمری خواص فلزی دارد و این در حالی است که هیچ گونه اتم فلزی در خود ندارد. این عنصر همچنین خواص نوری و الکتریکی غیر معمولی نیز دارد. گوگرد غیر متبلور یا پلاستیک با عمل سرد کردن سریع کریستال گوگرد حاصل
Phosphorus - Sulfur - Chlorine
O
S
Se

img/daneshnameh_up/c/cf/S_TableImage.png
جدول کامل
عمومی
نام , علامت اختصاری , شماره Sulfur, S, 16
گروه شیمیایی نافلز
گروه , تناوب , بلوک 16 VIA , 3 , بلوک p
جرم حجمی , سختی 1960 kg/m3, 2
رنگ زرد لیمویی
img/daneshnameh_up/9/92/125pxS2C16.jpg
خواص اتمی
وزن اتمی 32.065 amu
شعاع اتمی (calc.) 100 (88) pm
شعاع کووالانسی 102 pm
شعاع وندروالسی 180 pm
ساختار الکترونی neon]3 s2 3p4]
e- بازای هر سطح انرژی 2, 8, 6
درجه اکسیداسیون (اکسید) ±2,4,6 ( اسیدقوی )
ساختار کریستالی اورتورومبیک
خواص فیزیکی
حالت ماده جامد
نقطه ذوب 388.36 K (239.38 °F)
نقطه جوش 717.87 K (832.5 °F)
حجم مولی 15.53 scientific notation10-6 m3/mol
گرمای تبخیر اطلاعات موجود نیست
گرمای هم جوشی 1.7175 kJ/mol
فشار بخار 2.65 scientific notation-20 Pa at 388 K
سرعت صوت __ m/s at 293.15 K
متفرقه
الکترونگاتیویته 2.58 درجه پائولینگ)
ظرفیت گرمایی ویژه 710 J/kg*K
رسانائی الکتریکی 5.0 E-22 106/m اهم
رسانائی گرمایی 0.269 W/m*K
1st پتانسیل یونیزاسیون 999.6 kJ/mol
2nd پتانسیل یونیزاسیون 2252 kJ/mol
3rd پتانسیل یونیزاسیون 3357 kJ/mol
4th پتانسیل یونیزاسیون 4556 kJ/mol
5th پتانسیل یونیزاسیون 7004.3 kJ/mol
6th پتانسیل یونیزاسیون 8495.8 kJ/mol
پایدارترین ایزوتوپها
-
ایزو NA نیم عمر DM DEMeV DP
32S 95.02% S با16نوترون پایدار است
33S 0.75% Sبا17 نوترون پایدار است
34S 4.21% S با18نوترون پایدار است
35S {syn.} 87.32 d 0.167 Chlorine
36S 0.02% S با20 نوترون پایدار است
SI واحدهای STP استفاده شده مگر آنکه ذکر شده باشد.
میشود. مطالعات در زمینه اشعه ایکس نشان میدهد که گونه غیر متبلور و بی نظم ممکن است که 8 اتم در هر ساختار پیچشی ستاره مانند داشته باشد.

گوگرد میتواند به دو حالت کریستالی بدست آید Orthorhombic octahedral یا بلورمونو کلینیک که اولی در دماهای معمولی پایدارتر میباشد.

کاربردها

این عنصر برای استفاده های صنعتی مانند تولید (H2SO4)اسیر سولفوریک برای باطریها تولید باروت و حرارت دادن لاستیک تولید میشود. گوگرد در فرایند تولید کودهای فسفاتی به عنوان ماده ضد قارچ عمل میکند. سولفاتها در کاغذهای شستشو و خشکبار نیز کاربرد دارند. همچنین گوگرد در ساخت کبریت و آتش بازی نیز بکار گرفته میشود. تیو سولفات آمونیوم یا سدیم به عنوان عامل ثابت کننده در عکاسی کاربرد دارد . سولفات منیزیم می تواند به عنوان ماده ضد خشکی و ملین که یک مکمل منیزیم گیاهی است به کار گرفته شود.

نقش بیولوژیکی

اسید آمینوها Cysteine, Methionine, Homocysteine و Taurine و همچنین برخی از آنزیمها حاوی گوگرد میباشند که در واقع گوگرد را به یک عنصر حیاتی برای سلولهای زنده تبدیل کرده اند. ترکیبات دیسولفیدی مابین polypeptidها در ساختار پروتئینی بسیار مهم میباشند. برخی از گونه های باکتری از سولفید هیدروژن بجای آب در فرایند فتوسنتز خود استفاده میکنند. گوگرد توسط گیاهان بصورت ین سولفات از خاک جذب میشود. گوگرد غیر آلی یک قسمت از کلاسترهای آهن- گوگرد را تشکیل می دهد، و گوگرد لیگاند اتصال دهنده درCuA می باشد.

img/daneshnameh_up/8/8b/180pxSulfurCrystalUSGOV.jpg

ترکیبات

بسیاری از بوهای نا خوشایند که مرتبط به اندام موجود زنده هستند به دلیل وجود ترکیبات گوگردی مانند سولفید هیدروژن میباشد که بوی تخم مرغ فاسد شده را میدهد. اگر سولفید هیدروژن را در آب حل کنیم محلول اسیدی بدست خواهد آمد که با فلزات واکنش داده و سولفید فلزات را تشکیل میدهد. سولفید فلزات طبیعی مخصوصا سولفید آهن به راحتی یافت میشوند. سولفید آهن Iron Pyrites نیز نام دارد که به آن طلای احمقان نیز میگویند. این ترکیب بطور قابل توجه ای خاصیت رسانایی دارد. Galena که یک سولفید سرب طبیعی میباشد اولین نیمه رسانااصلی بود که کشف گردید.

برخی از ترکیبات مهم گوگرد عباتند از:

  • sodium dithionite, Na2S2O عامل کاهنده پر قدرت
  • sulfurous acid, H2SO3, این ترکیب با حل کردن SO2 در آب بدست می آید. این اسید و سولفیدهای مرتبط با آن از کاهنده های نسبتا قوی میباشند. ترکیبات دیگر بدست آمده از So2 شامل Pyrosulfite یونS2O5-2 میشود.
  • thiosulfates (S2O3-2>-).که برای ثابت کردن عکسها بکار میرود. این ترکیب یک عامل اکسید کننده است و تیو سولفات آمونیم جایگزین سیانید در تصفیه خاک طلا میباشد.
  • ترکیبات dithionic acid (H2S2O6)
  • polythionic acids, (H2SnO6 که در آن n از 3 تا 80 میتواند تغییر کند.
  • سولفات ها . نمک اسید سولفوریک و نمک Epsom از سولفاتهای منیزیم میباشند.
  • اسید سولفوریک با غلظت SO3 که اسید پیروسولفوریک را شکل میدهد.
  • peroxymonosulfuric acid و peroxydisulfuric acids, که هر دو از عملکرد SO3 در H2O2 و H2SO4 غلیظ شده حاصل میشوند.
  • thiocyanogen, (SCN)2.
  • tetrasulfur tetranitride S4N4.

ایزوتوپها

گوگرد 18 ایزوتوپ دارد که چهار تا از آنها پایدار هستند: S-32 (95.02%), S-33 (0.75%), S-34 (4.21%), و S-36 (0.02%). به غیر از S35 بقیه ایزوتوپهای رادیو اکتیوگوگرد عمر کوتاهی دارند. گوگرد 35 از Spalation اشعه Cosmic آرگون 40 در جو شکل میگیرد که نیمه عمری برابر 87 روز دارد.

هنگامی که کانی های سولفیدی ته نشین میشوند موازنه ایزوتوپی بین جامد و مایع کمی در مقادیر dS34 تفاوت خواهد کرد. تفاوت بین کانی ها میتواند در حدس دمای موازنه بکار گرفته شوند. dC13 و dC34 از کربناتها و سولفیدهای موجود میتوانند برای تعیین بی دوامی pH و اکسیژن کانی ها استفاده شوند.

در بیشتر اکوسیستم های جنگلی سولفات از هوا بدست می آید فرسایش در اثر هوا و تبخیر نیز کمی گوگرد بوجود می آورد. گوگردهایی که ترکیب ایزوتوپی مجزا دارند برای بررسی منابع آلوده کننده بکار میروند . گوگردهای غنی شده نیز در مطالعات آب شناسی کاربرد دارند . تصور میشود دریاچه های کوه های راکی که با منابع سولفاتی جو احاطه شده اند حاوی مقادیر گوناگونی dS34 باشند.

هشدارها

به هنگام کار کردن با دی سولفید کربن سولفید هیدروژن و دی اکسید گوگرد باید مراقب باشید. دی اکسید گوگرد علاوه بر اینکه کاملا سمی است (سمی تر از سیانید) با آبی که در جو وجود دارد واکنش نشان داده و باران اسیدی را بوجود میاورد. در اگر غلظت این عنصر زیاد باشد بلافاصله با توقف در عمل دم و بازدم موجب مرگ میشود. گوگرد به سرعت حس بویایی را از کار می اندازد و از این رو قربانیان ممکن است از وجود آن بی اطلاع باشند.

دیکته

گوگرد در انگلیسی بریتاینایی Sulphur نوشته میشود که IUPAC دیکته Sulfur را با توجه به Royal Society of Chemistry Nomenclature Committee برگزیده است که استفاده از این نام در انگلیسی بریتانیایی در حال گسترش است.

img/daneshnameh_up/0/08/180pxSulfurUSGOV.jpg

شناخت محیط رشد:گوگرد

گوگرد در تهیه پروتئین و اسیدهای آمینه به کار می رود. و مزه پاره ای از محصولات باغبانی (مثل سیر و پیاز و خردل) مربوط به گوگرد می باشد. کمبود گوگرد در پاره ای از گیاهان علایمی شبیه به کمبود ازت ایجاد می کند که مربوط به کمبود تولید پروتئین در گیاه است. علایم کمبود، بیشتر در برگهای جوان دیده میشود تا برگ های پیر، در خاک گوگرد هم به صورت آلی و هم به صورت معدنی یافت میشود. گوگرد آلی از تجزیه مواد پروتئینی به دست می آید. گوگرد معدنی به صورت یون سولفات SO-4 در محلول خاک یافت میشود.
گوگرد را می توان بصورت های سوپر فسفات معمولی (نه سوپر فسفات تریبل)، سولفات آمونیوم و گل گوگرد و یا سولفات کلسیم به خاک اضافه کرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 15:51  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

 


در اين گفتار به اختصار روش تايپ 10 انگشتي آموزش داده مي شود. همانطور كه مي دانيد، تايپ ده انگشتي مهارتي است كه به شما امكان مي دهد تا بدون نگاه كردن به صفحه كليد، با سرعتي بيش از 5برابر افراد عادي (180حرف در دقيقه) تايپ نماييد.


ارزش و اهميت تايپ ده انگشتي

مدت دوره آموزش تايپ حرفه اي، به طور معمول در آموزشگاه هاي فني و حرفه اي 4 ماه است كه گاهي بيشتر نيز مي شود. اما معتقدم كه جهت آموزش اين مهارت به افرادي كه واقعاً انگيزه و پشتكار يادگيري آن را داشته باشند، يك جلسه نيز كافي بوده و بعد از آن در صورتي كه تمرين مرتب و مكرر كنند، به مرور زمان در حد تايپيست هاي حرفه اي آموزش ديده ظاهر خواهند شد.


قدم اول

به صفحه كليد نگاه كنيد. دو تا از دكمه هاي صفحه كليد روي خود برجستگي هاي كوچكي دارند كه وجود آنها كمك مي كند تا موقعيت اين دو دكمه را حتي در تاريكي يا بدون نگاه كردن نيز بتوان پيدا كرد. دكمه هاي مذكور، حروف F و J مي باشند. انگشت اشاره دست راست خود را روي حرف F و انگشت اشاره دست چپتان را روي حرف J بگذاريد.


قدم دوم

دو انگشت سبابه خود را روي دكمه SPACE مستقر نموده و 6 انگشت باقيمانده را به ترتيب روي دكمه هاي كنار حروف F و J بگذاريد. (البته بدون فشردن دكمه ها) با مستقر شدن دستتان در اين حالت، موقعيت تمامي ديگر كليدها، نسبت به اين  8 كليد رديف وسط، قابل دسترس مي باشد. اين 8 دكمه را كليدهاي خانه (HOME KEYS) مي نامند.

لازم به يادآوري است كه علت مرتب نبودن دكمه هاي صفحه كليد به ترتيب الفبايي، آرايش آنها به ترتيب ميزان كارايي است. 8 كليد خانه، پركاربردترين حروف صفحه كليد به شمار مي روند.

تایپ سریع ۱۰ انگشتی


قدم سوم

براي تايپ كردن، هر كليدي را كه مي خواهيد فشار دهيد بايد از ميان 8 انگشت رديف وسط، فقط يك انگشت كه به آن دكمه نزديكتر است از جاي خود بلند شده، كليد مذكور را فشرده و دوباره به جاي خود بازگردد. پس از بازگشت انگشت به موقعيت اوليه، انگشت بعدي جهت فشردن دكمه بعدي از جاي خود بلند شده، دكمه را فشرده و به جاي خود باز مي گردد. همينطور، هر دكمه اي را كه مي خواهيم فشار دهيم، فقط يك انگشت براي فشردن آن از جاي خود حركت كرده، آن كليد را فشرده و دوباره به جاي خود باز مي گردد.


شروع تايپ سرعتي به روش صحيح:

به عنوان شروع، دست خود را به روش گفته شده روي كليدهاي مبنا گذاشته و هر يك از كلمات زير (يا ديگر كلمات دلخواه) را در برنامه WORD به قدري تايپ كنيد كه احساس نماييد نوشتنشان (بدون نگاه به صفحه كليد) برايتان آسان شده است. هر كلمه، حدوداً دو خط.


الف) تمرين با حروف رديف وسط:

سم، كشك، گك، ات، لب، شك،

بات،بابا ،الب، شبي، ياس، سال، لاك،

كمال، شيما، مينا، امشب، لك لك، نم نم


ب) تمرين با حروف رديف وسط و بالا:

ضش، صس، ثي، قب، فب، چك، جك، حك، خم، هن، عت، غت

ضامن، صبا، ثمين، قليان، فلفل، چنگك، جنگل، خلاص، هميشه، علما، غلام

فسنجان، فسقلي، فكستني، ثنايي، قلقلي، قشنگ، عقاب، خفن، خنك


پ) تمرين با حروف رديف هاي وسط، بالا و پايين:

ظش، طس، زي، رب، ذب، /ك، .م، ون، ئت، دت، زكي، رشت، دادار

ظله، طشت، زورو، رب انار، بند رخت، ظالم، طالبي، زنبور، روزي، ذليل، دهكده، نائب،آبله

(نكته1: جهت نوشتن حرف آ كليدهاي SHIFT+H را بفشاريد.)

(نكته2: كليد SHIFT همواره با انگشت كوچك دست مخالف دستي كه حرف مربوطه را مي زند فشرده مي شود)

ملاحظه، كبوتر، آشكار


قدم چهارم :

در شروع كار، ممكن است اجراي اين روش، كمي برايتان دشوار بوده و يا احساس كنيد روش كندي است. اما فراموش نكنيد كه به مرور زمان آنقدر در اين كار ماهر خواهيد شد كه سرعت نوشتنتان با صفحه كليد چندان فرقي با سرعت نوشتن با خودكار نخواهد داشت.

تمارين مربوط به كليدهاي اعداد، در اينجا آورده نشده، اما جهت اطلاع از انگشت متناظر با هر عدد، به رنگ دكمه ها در شكل زير دقت نماييد. (كليدهاي همرنگ با انگشت مشابهي فشرده مي شوند)

تایپ سریع ۱۰ انگشتیتایپ سریع ۱۰ انگشتی

ممكن است با بلند شدن يك انگشت، انگشت ديگري نيز به طور غير ارادي از جاي خود بلند شود، اما اين موضوع ايرادي نداشته و مهم اين است كه حتماً پس از فشار دادن دكمه مورد نظر، هر دو انگشت به جاي اوليه خود باز گردند.


كليات ماجرا

كليات ماجرا همين بود. اما يادتان باشد كه ميزان سرعت و مهارت شما در تايپ كامپيوتري فقط و فقط بستگي به ميزان تمرين و تجربه تان خواهد داشت. چنانچه زماني برسد كه بتوانيد 180حرف در دقيقه تايپ كنيد (با احتساب كسر 5حرف به ازاي هر غلط) يعني شايستگي دريافت مدرك بين المللي اين رشته را داشته و از نظر سازمان فني و حرفه اي كشور، يك تايپيست حرفه اي به شمار مي آييد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 15:48  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

شاید باورتان نشود ولی از هر ۱۰ نفر، ۱ نفر دارای کور رنگی سبز-قرمز می باشد. برای فهمیدن اینکه آیا شما هم دارای چنین مشکلی هستید یا خیر، سعی کنید اعداد نوشته شده در دایره های زیر را بخوانید. در بر خی از این دایره ها هم چیزی نوشته نشده است!

             

            

        

 

 

این هم نتایج. در تمامی دایره ها عددی نوشته شده است که افراد دارای دید سالم آنرا می بینند.

Normal Color Vision

افراد دارای دید سالم

Red-Green Color Blind

افراد دارای کور رنگی

 

Left

چپ

Right

راست

 

Left

چپ

Right

راست

Top

بالا

25 29

Top

بالا

25

Spots

نقطه

Middle

وسط

45 56

Middle

وسط

Spots

نقطه

56

Bottom

پایین

6 8

Bottom

پایین

Spots

نقطه

Spots

نقطه

 خوب حالا بگید که تو این دایره پایینیه چه عددی نوشته شده ؟

 
 
 
افراد دارای دید سالم عدد 5 رو می بینند در حالی افراد دارای کوررنگی سبز-قرمز عدد 2 را می بینند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 آذر1386ساعت 15:46  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

shimi

 

آغاز شیمی همراه با پیدایش حیات بر روی زمین بود . تمام پدیده های (طبیعی ٬مصنوعی)زمان مربوط به علم شیمی بود برای مثال هنگامی که کوه های آتشفشان فعال میشد مواد مذاب آتشفشان ٬گاز های سمی ایجاد شده و... همگی جزو مواد شیمیایی به حساب می آیند .

شیمی یعنی زندگی : چون ما در زندگی در تمام عمر با علم شیمی بدون آنکه متوجه آن شویم سر و کار داریم مثلا ما بدون آنکه متوجه بشویم به چای آبلیمو اضافه میکنیم و اینکار یک تغییر شیمیایی است.

بگذریم .

تاریخچه شیمی :

به علت اینکه شیمی در دوران ها و کشور های مختلف فرق داشت دانشمندن شیمی را به سه دوره تقسیم کردند که در زیر به شرح این سه دوره میپردازیم :

۱ـدوران شیمی باستان : در این دوره علم شیمی تازه علاقه مندان زیادی پیدا کرد و به همین دلیل دوران ابتدایی علم شیمی بود اکثر دانشمندان این دوره در یونان باستان زندگی میکردند به همین دلیل قلمرو شیمی در آن زمان یونان باستان بود . و از دانشمندان معروف همان دوره می توان ارسطو ٬سقراط٬دموکریت و ... را نام برد.

۲ـ دوران کیمیا گری : در این دوره بیشتر دانشمندان مسلمان بودند و قلمرو این دوره تقریبا کشور های خاورمیانه امروزی بوده اند . در این دوره کیمیا گران بر این فکر بودند که ماده فرضی قرمز رنگی وجود دارد که اگر آنرا به فلزات بی ارزش بمالند آن فلز به طلا و نقره تبدیل میشود(سنگ فیلسوفان) و همینطور ماده ای وجود دارد که به انسان عمر جاویدن میدهد (اکسیر حیات). کیمیا گران برای کشف این دو ماده وسایل  را ابداع کردند ولی هیچکدام به نتیجه نرسیدند. و از دانشمندان معروف این دوره میتوان . زکریا رازی و جابر بن حیان را نام برد .

۳ـ دوران شیمی نوین : بعد از اینکه دانش شیمی کیمیاگران به وسیله کتاب ها و مقالات به اروپا منتقل یافت آنها از این دانش استفاده کردند و خود را بالا تر از آنها بردند و قلنرو شیمی به اروپا منتقل شد در این دوره اشتباه بودن بعضی از افکار کیمیا گران از جمله سنگ فیلسوفان و اکسیر حیات مشخص شد . از دانشمندان معروف این دوره : جان دالتون .

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 17:22  توسط علیرضا ابراهیمی  | 

تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .

 تخت جمشید


ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .

معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.

 

 تخت جمشید 2
تخت جمشید



اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است .
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند .

گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .

اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.
تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.


تصویری از عظمت کاخها
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.

نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.

                             تخت جمشید 3

چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.

مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.
تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.
تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.

--------------------------------------------------

 

پارسَه یا تخت جمشید نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که در روزگار باستان پایتخت شاهنشاهی ایران بوده است. تخت جمشید محل برگذاری آیین‌های بهاری هخامنشیان بوده است. اسکندر مقدونی سردار یونانی به ایران حمله کرد و این مکان را به آتش کشید. امّا ویرانه‌های این مکان هنوز هم در نزدیکی شیراز مرکز استان فارس برپا است. این مکان هم‌اکنون از مکان‌های باستانی ایران است.

نمایی از «کاخ آینه» در تخت جمشید         

                  نمایی از «کاخ آینه» در تخت جمشید

نام تخت جمشید

تخت جمشید نام امروزی «پارسَه» است. «پارسه» از زبان پارسی باستان است و یونانیان آن را پِرسپولیس (به یونانی یعنی «پارسه شهر») خوانده‌اند.

مردم محلی این مکان را جایگاه تاجگذاری پادشاه باستانی جمشید پیشدادی می‌‌دانسته‌اند.

پیشینه

این بنا را تخت جمشید یا قصر شاهی جمشید پادشاه اسطوره ای ایران مینامند که در شاهنامه فردوسی بزرگ ساختن کاخهای باشکوه به او که دیو و جنها تختش را حمل میکردند نسبت داده شده است. عقائد مختلفی درباره تخت جمشید وجود دارد:پایتخت،خزانه،مکانی مقدس ،محل برگذاری جشنها،نوعی سازمان ملل یا مجلس بزرگان و دانشمندان. آنگونه که در منابع متعدد و گوناگون تاریخی آمده است ساخت تخت جمشید در حدود 25 قرن پیش در دامنه غربی کوه رحمت،به عبارتی میترا یا مهر و در زمان داریوش اول(داریوش کبیر)هخامنشی آغاز گردید و سپس توسط جانشینان وی با تغییراتی در بنای اولیه آن ادامه یافت. بر اساس خشت نوشته های کشف شده در تخت جمشید در ساخت این بنای با شکوه معماران،هنرمندان،استادکاران،کارگران،زنان و مردان بیشماری شرکت داشتند که علاوه بر دریافت حقوق از مزایای بیمه کارگری نیز استفاده میکردند.

چگونگی سازه

وسعت‌ کامل کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید ۱۲۵ هزار متر مربع‌ است که بر روی سکوئی که ارتفاع آن بین ۸ تا ۱۸ متر بالاتر از سطح جلگهٔ مردوشت است، بنا شده‌اند[1] و از بخش‌های‌ مهم‌ زیر تشکیل‌ یافته‌ است‌:

·                     کاخ‌های‌ رسمی‌ و تشریفاتی‌ تخت جمشید (کاخ دروازه ملل)

·                     سرای‌ نشیمن‌ و کاخ‌های‌ کوچک‌ اختصاصی‌

·                     خزانه‌ٔ شاهی‌

·                     دژ و باروی‌ حفاظتی‌

 

یکی از سرستون‌ها

            
یکی از سرستون‌ها

 

 

پلکان‌های ورودی سکو و دروازهٔ خشایارشا

راه‌ ورود سکو‌، دو پلکان‌‌ است‌ که روبروی یکدیگر و در بخش شمالغربی مجموعه قرار دارندکه همچون دستانی است که آرنج خویش را خم کرده و بر آن است تا مشتاقان خود را از زمین بلند کرده و در سینه خود جای دهد. این پلکان‌ها‌ از هر طرف‌ ۱۱۱ پله‌ٔ پهن‌ و کوتاه(به ارتفاع10 سانتیمتر)‌ دارند. پله ها را کوتاهتر از معمول ساخته‌اند تا راحتی و ابهت میهمانان (که تصاویرشان با لباسهای فاخر و بلند بر دیوارهای تخت جمشید نقش بسته) هنگام بالا رفتن حفظ شود. بالای‌ پلکان‌ها، بنای‌ ورودی‌ تخت‌ جمشید،‌ «دروازه‌ بزرگ‌» یا «دروازهٔ خشایارشا»، قرار گرفته‌است. ارتفاع این بنا ۱۰ متر است. این بنا یک ورودی اصلی و دو خروجی داشته ‌است که امروزه بقایای دروازه‌های آن برجاست. بر دروازهٔ غربی و شرقی طرح مردان بالدار و بر و طرح دو گاو سنگی‌ با سر انسانی‌ حجاری‌ شده‌ است‌. این دروازه‌ها در قسمت فوقانی با شش کتیبهٔ میخی به زبان‌‌هایی چون بابلی و عیلامی[نیاز به ذکر منبع] تزیین یافته‌اند. این کتیبه‌ها پس از ذکر نام اهورامزدا به اختصار بیان می‌کند که: «هر چه بدیده زیباست، به خواست اورمزد انجام پذیرفته‌است.»[2]

دو دروازه‌ خروجی‌ یکی‌ رو به‌ جنوب‌ و دیگری‌ رو به‌ شرق‌ قرار دارند و دروازه جنوبی‌ رو به‌ کاخ‌ آپادانا، یا کاخ‌ بزرگ‌ بار، دارد.

 

پلکان‌های کاخ آپادانا

کاخ آپادانا در شمال و شرق دارای دو مجموعه پلکان است. پلکان‌های شرقی این کاخ که از دو پلکان - یکی رو به شمال و یکی رو به جنوب - تشکیل شده‌اند، نقوش حجاری‌شده‌ای را در دیوار کنارهٔ خود دارند. پلکان رو به شمال نقش‌هایی از فرماندهان عالی‌رتبهٔ نظامی مادی و پارسی دارد در حالی که گل‌های نیلوفر آبی را در دست دارند، حجاری شده است. در جلوی فرماندهان نظامی افراد گارد جاویدان در حال ادای احترام دیده می‌شوند. در ردیف فوقانی همین دیواره، نقش افرادی در حالی که هدایایی به همراه دارند و به کاخ نزدیک می‌شوند، دیده می‌شود.

بر دیوارهٔ پلکان رو به جنوب تصاویری از نمایندگان کشورهای مختلف به همراه هدایایی که در دست دارند دیده می‌شود. هر بخش از این حجاری اختصاص به یکی از ملل دارد که در شکل زیر مشخص شده‌اند :

جزئیات حجاری‌های پلکان روبه‌شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می‌دهد.

جزئیات حجاری‌های پلکان روبه‌شمال کاخ آپادانا که نظامیان هخامنشی را نمایش می‌دهد.
 
 
      ۱- مادی‌ها ۲- عیلامی‌ها ۳- پارت‌ها ۴- سغدی‌ها ۵- مصری‌ها ۶- باختری‌ها ۷- اهالی سیستان ۸- اهالی ارمنستان ۹- بابلی‌ها ۱۰- اهالی کلیکیه ۱۱- سکاهای کلاه‌تیزخود ۱۲- ایونی‌ها ۱۳- اهالی سمرقند ۱۴- فنیقی‌ها ۱۵- اهالی کاپادوکیه ۱۶- اهالی لیدی ۱۷- اراخوزی‌ها ۱۸- هندی‌ها ۱۹- اهالی مقدونیه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوری‌ها ۲۲- لیبی‌ها ۲۳- اهالی حبشه 
۱- مادی‌ها ۲- عیلامی‌ها ۳- پارت‌ها ۴- سغدی‌ها ۵- مصری‌ها ۶- باختری‌ها ۷- اهالی سیستان ۸- اهالی ارمنستان ۹- بابلی‌ها ۱۰- اهالی کلیکیه ۱۱- سکاهای کلاه‌تیزخود ۱۲- ایونی‌ها ۱۳- اهالی سمرقند ۱۴- فنیقی‌ها ۱۵- اهالی کاپادوکیه ۱۶- اهالی لیدی ۱۷- اراخوزی‌ها ۱۸- هندی‌ها ۱۹- اهالی مقدونیه ۲۰- اعراب ۲۱- آشوری‌ها ۲۲- لیبی‌ها ۲۳- اهالی حبشه
 

کاخ آپادانا

کاخ آپادانا از قدیمی‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش کبیر بنا شده است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده است.

این کاخ توسط پلکانی در قسمت جنوب غربی آن به «کاخ تچرا» یا «کاخ آینه» ارتباط می‌یابد.

کاخ تچر

تچر به معنای کاخ می باشد.این کاخ نیز به فرمان داریوش کبیر بنا شده و کاخ اختصاصی وی بوده است. روی کتیبه ای آمده : «من داریوش این تچر را ساختم.»

این کاخ یک موزه خط به شمار می رود از پارسی باستان گرفته در این کاخ کتیبه وجود دارد تا خطوط پهلوی بالای ستون ها از نمای گیلویی های مصری استفاده شده است.

کاخ هدیش

این کاخ که کاخ خصوصی خشایارشا بوده است در مرتفع‌ترین قسمت صفهٔ تخت جمشید قرار دارد. این کاخ از طریق دو مجموعه پلکان به کاخ ملکه ارتباط دارد. احتمال میرود آتش سوزی از این مکان شروع شده باشد به خاطر نفرتی که آتنی ها از خشایارشا داشتند به خاطر به آتش کشیده شدن آتن به دست وی. رنگ زرد سنگ ها نشان دهنده تمام شدن آب درون سنگ ها به خاطر حرارت است. اینجا مکان کوچکی بوده 6*6 ستون قرار داشته است. به خاطر ویرانی شدیدی که شده اطلاعات زیادی در مورد این کاخ در دسترس نیست خیلی ها از اینجا به عنوان کاخ مرموز نام برده اند.

کاخ ملکه

این کاخ توسط خشایارشا ساخته شده است و به نسبت سایر بناها در ارتفاع پایین‌تری قرار گرفته است. بخشی از این کاخ در سال ۱۹۳۱ توسط شرق‌شناس مشهور، پرفسور هرتزفلد، خاکبرداری و از نو تجدیدبنا شد و امروزه به عنوان موزه و ادارهٔ مرکزی تأسیسات تخت جمشید مورد استفاده قرار گرفته است.

ساختمان خزانه ی شاهنشاهی

این ساختمان که شامل چندین تالار، اطاق و حیاط تشکیل شده است با دیوار عظیمی از بقیهٔ تخت جمشید جدا می‌شود.

کاخ صد ستون

وسعت این کاخ در حدود ۴۶۰۰۰ مترمربع است و سقف آن به‌وسیلهٔ صد ستون که هر کدام ۱۴ متر ارتفاع داشته‌اند، بالا نگه داشته می‌شده است.

کاخ شورا

به این مکان کاخ شورا یا تالار مرکزی میگویند. احتمالا شاه در اینجا با بزرگان به بحث و مشورت می پرداخته است. با توجه به نقوش حجاری شده از یکی از دروازه ها شاه وارد میشده و از دو دروازه دیگر خارج می شده است. به این دلیل به این جا کاخ شورا می گویند که در اینجا دوسر ستون انسان وجود داشته که جاهای دیگری نیست و سر انسان سمبل تفکر است.

سرانجام تخت جمشید

مجموعه‌ کاخ‌های‌ تخت‌ جمشید، در سال‌ ۳۳۰ (پیش‌ از میلاد) به‌ دست‌ اسکندر مقدونی به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و تمام‌ بناهای‌ آن‌ به‌ صورت‌ ویرانه‌ در آمد. از بناهای‌ بر جای‌ مانده‌ و نیمه‌ ویرانه‌، بنای‌ مدخل‌ اصلی‌ تخت‌ جمشید است که‌ به‌ کاخ‌ آپادانا معروف‌ است‌ و مشتمل‌ بر یک‌ تالار مرکزی‌ با ۳۶ ستون‌ و سه‌ ایوان‌ ۱۲ ستونی‌ درقسمت‌های‌ شمالی‌، جنوبی‌ و شرقی‌ است‌ که‌ ایوان‌های‌ شمالی‌ و شرقی‌ آن‌ به‌وسیله‌ پلکان‌هایی‌ به‌ حیاط‌های‌ مقابل‌ متصل‌ و مربوط‌ می‌شوند. بلندی‌ صفه‌ در محل‌ کاخ‌ آپادانا ۱۶ متر و بلندی‌ ستون‌های‌ آن‌ ۱۸ متر است‌. این‌مجموعه‌ در فهرست‌ آثار تاریخی‌ ایران و نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو به‌ ثبت‌ رسیده‌ است‌.-

پلکان ورودی

                          پلکان ورودی

جایگاه کنونی

در دورهٔ نو و با بازگشت و پیدایش حس میهن خواهی در میان ایرانیان و ارجگذاری به گذشتگان این سرزمین شهر تخت جمشید اعتبار بسیاری یافت. در زمان حکمرانی خاندان پهلوی در ایران به این بنا توجه فراوانی گردید و محمدرضاشاه پهلوی جشن‌های پادشاهی خویش را در این سازهٔ کهن انجام می‌‌داد. با آغاز رویداد انقلاب اسلامی این سازه را یادگار شاهان خواندند و بسیار مورد بی‌مهری قرار دادند. ولی امروزه می‌‌توان تخت جمشید را نام‌آورترین و دوست‌داشتنی‌ترین سازه در ایران و در میان ایرانیان و همچنین نماد شکوه گذشتگان دانست.

----------------------------------------------

 

پارْسَهْ

هخامنشیان عادت باستانی کوچ کردن را فراموش نکردند، و معمولاً همه سال را در یک جا به سر نمی‌بردند، بلکه بر حسب اقتضای آب‌و‌هوا، هر فصلی را در یکی از پایتخت‌های خود سر می‌کردند. در فصل سرما، در بابل و شوش اقامت داشتند، و در فصل خنکی هوا به همدان می‌رفتند که در دامنه کوه الوند افتاده بود و هوای لطیف و تازه و خنک داشت. این سه شهر «پایتخت» به معنی اداری و سیاسی و اقتصادی بودند، اما دو شهر دیگر هم بودند که «پایتخت آئینیِ» هخامنشیان بشمار می‌رفتند، یکی پاسارگاد که در آن‌جا آیین و تشریفات  تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار می‌شد، و دیگری «پارْسَهْ» که برای پاره‌ای تشریفات دیگر به کار می‌آمد. این دو شهر «زادگاه» و «پرورشگاه» و به اصطلاح «گهواره» پارسیان به شمار می‌رفت، و گور بزرگان و نام‌آوران آنان در آن‌جا بود و اهمیت ویژه‌ای داشتند؛ به عبارت دیگر، این‌ها مراکز مذهبی ایرانیان هخامنشی بودند، مانند اورشلیم و واتیکان، که نظر به اهمیت آیینی خود، مرکز ثقل بسیاری از حوادث بوده‌اند. البته از این دو تخت‌جمشید بیش‌تر اهمیت داشته است و به همین دلیل، اسکندر مقدونی آن را به عمد آتش زد تا گهواره و تکیه‌گاه دولت هخامنشی را از میان ببرد و به ایرانیان بفهماند که دیگر دوره فرمانروایی آنان به سر آمده است.

نام اصلی این شهر پارْسَهْ بوده است که از نام قوم پارسی آمده است و آنها ایالت خود را هم به همان نام پارس می‌خواندند. پارسه به همین صورت در سنگ نوشته خشیارشا بر جرز درگاهای «دروازه همه ملل» نوشته شده است، و در لوحه‌های عیلامی مکشوفه از خزانه و باروی تخت‌جمشید هم آمده است. یونانیان از این شهر بسیار کم آگاهی داشته‌اند، به دلیل این که پایتخت اداری نبوده است، و در جریان‌های تاریخ سیاسی، که مورد نظر یونانیان بوده، قرار نمی‌گرفته. به علاوه، احتمال دارد که به خاطر احترام ملی و آئینی شهر پارسه، خارجیان مجاز نبوده‌اند به مکان‌های مذهبی رفت‌‌ وآمد کنند و در باب آن آگاهی‌هایی به دست آورند؛ همچنان  که تا پایان دوره قاجار، سیاحان اروپایی کم‌تر می‌توانستند در باب مشاهد و امام‌زاده‌های ایرانی تحقیق کنند. بعضی گمان کرده‌اند که در برخی از نوشته‌های یونانی از پارسه به صورت پارسیان persai   و یا شهر پارسیان Persia نام رفته است، اما این گمان مبنای استواری ندارد.

پِرْسِهْ پُلیْس

نام مشهور غربی تخت‌جمشید ، یعنی پِرْسِهْ پُلیْس (Perse Polis) ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پْرسهْ‌پُلیْس و یا صورت شاعرانه آن پِرْسِپ‌ْتوُلیْس Persep tolis لقبی است برای آِتِنه، الهه خرد و صنعت و جنگ، و «ویران‌کننده شهرها» معنی می دهد.این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم ق.م. در چکامه مربوطه به پارسیان، به حالت تجنیس و بازی با الفاظ، در مورد «شهر پارسیان» به کار برده است (سُوکنامه پارسیان، بیت 65). این ترجمه نادرست عمدی، به صورت ساده‌‌ترش، یعنی پرسه پلیس، در کتب غربی رایج گشته و از آن‌جا به مردم امروزی رسیده است.  خود ایرانیان نام «پارسه» را چند قرن پس از برافتادنش فراموش کردند چون کتیبه‌ها را دیگر نمی‌توانستند بخوانند و در دوره ساسانی آن را «صدستون» می‌خواندند. البته مقصود از این نام، تنها کاخ صدستون نبوده است، بلکه همه بناهای روی صفه را بدان اسم می‌شناخته‌اند. در دوره‌های بعد، در خاطر ه مردم فارس، «صدستون» به «چهل‌ستون» و «چهل‌منار» تبدیل شد. جُزَفا باربارو، از نخستین اروپاییانی که این آثار را دیده است (سال 1474 میلادی)، آن را ِچْل‌‌مِنار (چهل‌منُار) خوانده است. (3)  پس از برافتادن هخامنشیان خط و زبان آنها نیز بتدریج نامفهوم شد و تاریخ آنان از یاد ایرانیان برفت، و خاطره‌‌ شان با یاد پادشاهان افسانه‌ای پیشدادی و نیمه تاریخی کیانی درهم آمیخت، و بنای شکوهمند پارسه را کار جمشید پادشاه افسانه‌ای که ساختمان‌های پرشکوه و شگرف را به او نسبت می‌دادند دانستند و کم‌کم این نام افسانه‌ای را بر آن بنا نهادند.

کاربرد بناهای تخت‌جمشید

تخت‌جمشید در دل استان فارس، یعنی میهن هخامنشیان، بنا شده است. داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م. صخره بزرگی را در حدود شمال غرب کوه مهر (= کوه رحمت) برگزید تا کوشک شاهانه‌ای بر روی آن بنا نهد، وی و پسرش خشیارشا، و پسرزاده‌اش اردشیر یکم، بناهای با شکوه تخت‌جمشید را بر آن‌جا بنا کردند. بر این نکته باید تأکید کرد که هدف داریوش بزرگ از ساختن این کوشک در سرزمین فارس، ساختن یک پایتخت اداری و سیاسی نبوده، زیرا که این مکان از مرکز دولت دور بوده، بلکه می‌خواسته است مرکزی برای تشریقات ایرانی درست کند. ارنست هرتسفلد Ernst Herzfeld که در سالهای 1930 در تخت‌جمشید حفاری می‌کرد، گفته است: «چنان می‌نماید که تخت‌جمشید جایی بوده است که به علت‌های تاریخی و علایقی ریشه‌دار در زادگاه دودمان هخامنشی ساخته شده و نگهبانی گشته و تنها در مواقع برگزاری مراسم و تشریفاتی خاص از آن استفاده می‌شده است»  بسیاری از محققان معتقدند که تخت‌جمشید تنها برای برگزاری جشن نوروز، که هم عیدی شاهی و هم جشنی دینی و هم آیینی ملی بود، به کار می‌رفت. استاد  و. لنتس W. Lentz  استدلال کرده است که داریوش بزرگ جایگاه و جهات این کوشک را بر طبق محاسبات نجومی ساخته است و محور تابش خورشید به هنگام دمیدن، در روزهای معینی از سال با محورهای عرضی و طولی تخت‌جمشید رابطه می‌یابد. از سوی دیگر کارل نیلندر  Carl  Nylanderمعتقد است که شواهدی برای برگزاری جشن نوروز در تخت‌جمشید در دست نیست و کالمیر Peter Calmeyer  نقوش تخت‌جمشید و متون یونانی را مقایسه کرده و به همان نتیجه رسیده است. عده‌ای هم با توجه به اسناد دیوانی و کاربرد برخی از بناها (مثلاً حرمسرا) و وسعت کاخ‌ها وهزینه گزافی که بر سر ساخت آن‌ها به کار رفته است، تخت‌جمشید را مرکزی سیاسی و ادرای و بازرگانی می‌دانند که تناسبی با آیین‌های مذهبی نداشته است. اما حقیقت آن است که اسناد دیوانی، هزینه‌های کارگری و سازندگی و نقش‌تراشی و نیز رفت‌و‌آمدهای پیک‌ها و مأموران دولتی در تخت‌جمشید همه به زمانی تعلق دارند که داریوش و خشیارشا و اردشیر آن‌جا را بنا می‌کرده‌اند یعنی فعالیت ساختمانی در آنجا زیاد بوده است. وجود جشن نوروز در زمان هخامنشی هم از شواهدی ثابت می‌شود (مثلاً وجود جشن مهرگان، زیرا که در نوروز درست آغاز سال و در مهرگان درست میانه سال را جشن می‌گرفته‌اند، ایجاد تقویم اوستایی، که شامل جشن‌ها منجمله نوروز می‌بوده‌ ـ در دوره هخامنشی و نیز وجود دعای مخصوص زرتشتی بسیار کهن برای نوروز، که با اعتقادات هخامنشیان پیوند ناگسستنی دارد). از سوی دیگر در زمان ساسانی نیز با آن‌‌‌که استخر‌ـ جانشین پارسه‌ـ محل اصلی ساسانیان و جایگاه مذهبی و برگزاری آیین‌های دولتی (مثلاً تاجگذاری) بود، هیچ ‌گونه مرکزیت سیاسی نداشت. با این دلایل جشن ما هنوز نظریه آیینی‌ بودن تخت‌جمشید را مرجح می‌دانیم .

صفّه‌ پارسه

 تخت‌جمشید بر روی صفّه‌ای بنا شده است که کمی بیشتر از یکصدوبیست‌ وپنج‌هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متکی به صخره‌ای است که از سمت شرق پشت به کوه‌ مهر (= کوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و مغرب در درون جلگه مرودشت پیش رفته و شکل آن را می‌توان یک چهار ضلعی دانست که ابعاد آن تقریباً چنین است: 455 متر در جبهه غربی، 300 متر در طرف شمالی، 430 متر در سوی شرقی و 390 متر در سمت جنوبی کتیبه برزگ داریوش بر دیوار جبهه جنوبی تخت، صریحاً گواهی می‌دهد که در این مکان هیچ بنایی قبل از وی موجود نبوده است.

کارهای ساختمانی تخت‌جمشید بفرمان داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه می‌بایست این تخت بسیار بزرگ را برای برآوردن کوشک شاهی آماده سازند: بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی که مورد نظرشان بود، تراشیدند و کوتاه و صاف کردند و گودیها را با خاک و تخته‌سنگ‌های گران انباشتند، و قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تخته‌سنگ‌های کثیرالاضلاع کوه پیکری که بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آن‌که این سنگ‌های بزرگ بر هم استوار بمانند آن‌ها را با بست‌های دم چلچله‌ای آهنی به هم پیوستند و روی بست‌ها را با سرب پوشانیدند (این بست‌های فلزی را دزدان و سنگ‌ربایان کنده و برده‌اند؛ تنها تعداد کمی از آن‌ها را بر جای مانده‌اند). این تخته سنگ‌ها یا از سنگ آهکی خاکستری رنگی است که از کوه و تپه‌های اطراف صفه استخراج می‌شده و یا سنگ‌های آهکی سیاهی شبیه به مرمر است که از کانهای مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تخت‌جمشید می‌آورده‌اند. خرده سنگ‌ها و سنگ‌های بی‌مصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است که با آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه کوه‌ مهر (= کوه رحمت) به عمق 24 متر کندند. 

پس از چند سال، صاف کردن صخره طبیعی و پر کردن گودی‌ها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آن‌گاه شروع به برآوردن شالوده بناها کردند و در همان زمان دستگاه آب دَرکُنی تخت‌جمشید را ساختند بدین معنی که در دامنه آن قسمت از کوه رحمت که مشرف بر تخت است آبراهه‌هایی کندند و یا درست کردند، و سر این آبراهه‌ها را در یک خندق بزرگ و پهن، که در پشت دیوار شرقی تخت کنده بودند، گذاشتند تا آب باران کوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و به دَر رَوَد. بدین‌گونه خطر ویرانی بناهای روی تخت‌ ناشی از سیلاب جاری از کوهستان از میان رفت، اما بعدها که این خندق پُر شد آب باران کوهستان قسمت اعظم برج و باروی شرقی را کند و به درون  محوطه کاخ‌ها ریخت و آن‌ها را انباشت، تا این که در هفتاد سال گذشته؛ باستان‌شناسان این خاک‌ها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن  ساختند. بر روی خود صفه، آبراهه‌های زیرزمینی کنده‌اند که از میان حیاط و کاخ‌ها می‌گذشت و آب باران سقف‌ها از راه ناودان‌هایی که مانند لوله بخاری و با آجر و ملاط قیر در درون دیوارهای ستبر خشتی تعبیه کرده بودند، وارد آبراهه‌های زیرزمینی می‌شد و از زیر دیوار جنوبی به دشت و خندقی در آن جا می‌رسید. هنوز قسمت‌هایی از این آبراه‌های زیرزمینی و ناودان‌های درون دیوارها را در گوشه‌و‌کنار تخت‌جمشید می‌توان یافت. هم اکنون  نیز آب باران‌های شدید زمستانی از این آبراه‌ها به در می‌رود.

 

 

----------------------------------------------

 

 

میراث تاریخی

" مقام تخت جمشید در تاریخ" بسیار والا است.نه تنها یکی از تخت گاه های دوره هخامنشی و مرکزی تشریفاتی و اداری و اقتصادی بشمار می رفته است بلکه سر مشقی برای هنر ملل بعدی هم گشته است .خاطره " گنج خانه نبشته های آن – که در آتش سوزی اسکندری به سختی گزند دید- تا قرنها در ذهن ایرانیان ماند و بعد استخر و نقش رستم را به تبعیت از آن ساختند و پرداختند. پادشاهان محلی فارس از تخت جمشید برای رهایی از یوغ مقدونیان الهام می جستند. ساسانیان بدان احترام می نهادند وپاپک و دو پسرش اردشیر و شاپور نقش خود را با سوزن در دیوار شمالی تالار حرمسرا کندند وشاپور سکانشاه دو کتیبه از خود درتـَچَرَ باقی گذارد . معماران و هنرمندان ساسانی تزئینات و خصایص هنری و معماری تخت جمشید را تقلید کرده اند ( مثلا ً در درگاه های فیروزآباد، درپلکان کنگاور، درنقش هدیه پردازان و نجبای سنگتراشی بزرگ شاپوریکم در بیشاپور، در ستونهای سنگی کاخی در بیشارپور در شیار ستونهای گچی شیز ( تخت سلیمان آذربایجان ). اینگونه تقلید در خارج از ایران هم راه یافته است و حتی در تزئینات و طرحهای آلروپل آتن ها هم رد پایش مشخص است. در هنر تاکسیلا وهندِ و بلخ در دوره یونانگرائی تأ ثیر مستقیم ستونها و تزئینات تخت جمشیدی روشن است چنانکه حتی مظهر ملت و دولت هند، که ستون سرنات باشد، نیز تقلیدی از ستونهای تخت جمشیدی است. در دوره اسلامی توجه خاصی به تخت جمشید داشته اند و بایکسان دانستن جمشید وسلیمان، بناهایش را به سلیمان هم نسبت داده و حالت تقدسی برایشان قایل بوده اند، چنانکه خاک تخت جمشید را توتیای چشم می دانستند و مردم خاکها را می شستند تا " درمیان آن توتیاء هندی یابند کی داروی چشم راشاید ". در دوره اول اسلامی مقداری از ستونها و زیر ستونها و درگاه های تخت جمشید را به استخر بردند تا با آنها مسجد جامع استخر را بسازند که مسعودی به دقت توصیف کرده است و آثارش هنوز بر جاست. دیلمیان تخت جمشید را ساخته نیاکان خود می دانستند و عضدوالدوله در قصری که بنام پسرش ابو نصر در شیراز ساخت، مقداری از درو ارگاه های کاخ داریوش بزرگ ( تـَچَرَ ) را بدانجا برد و کارگذارد. هم چنین تخت جمشید با جلب توجه مسافران اروپائی از ۱۴۷۰به بعد و شرح و قرحهای آنها از آن، خیلی زود شهرتی عالمگیر برای ایران باستان در جهان غرب به ارمغان آورد و نوشته های بسیاری وقف توصیف آن آثار وشناخت هنر ایرانی گردید. از راه همین توصیفات بود که خط میخی شناخته شد وراز خواندنش کشف گردید. نفوذ تخت جمشید در معماری چهل ستون ( که حتی نامش را هم از تخت جمشید آن زمان ــ" چهل منار" ــ گرفته است ) بخوبی آشکاراست، و نیز در آثار دوره قاجاریه – حتی در قالی و پرده بافی – بخوبی راه یافته است. در دوره معاصر، ساختمانهائی چون بانک ملی ایران و اداره کل شهربانی کشور را مستقیما ً به تقلید تخت جمشید ساخته اند و نقوش تخت جمشیدی آراینده قالی ها، پرده ها، ظروف فلزی، نقاشی و معماری گشته است.

 

----------------------------------------------

 

 

 


 

میراث طبیعی دشت مرودشت

جلگة مَرْوْدَشْت

 وقتی جادة اسفالتة شیراز به اصفهان را در پیش گیریم، پس از پیمودن سی‌کیلومتر در جهت شمال شرقی به جلگة مَرْوْدَشْت   (اصلاً مَرْغ‌دشت بوده است یعنی دشت خرّم) می‌رسیم که درازایش از غرب به شرق شصت کیلومتر است و پهنایش تا هفتادکیلومتری شیراز می‌رسد. رود کورش (کُرْ) از شمال غربی جلگه تا جنوب شرقی آن را می‌پیماید و سیراب می‌کند. از شما ل غربی دشت، رود کوچک‌تری، که در قدیم «رود مادی» می‌گفتند و امروز «پُلْوارْ» (= پرآب) می‌نامند، وارد می‌شود که پس از طی مسافتی در نزدیک پل‌خان به رود کُرْ می‌پیوندد و رود بزرگ شدة کُرْ، مسیر جنوب شرقی را دنبال می‌کند و سرانجام به دریاچة بختگان می‌ریزد.

 

 

----------------------------------------------

 

 

 پاسارگاد

پاسارگاد یا دشت مرغاب جلگه مرتفعی است در شمال غربی استان فارس که در دامنه تپه ها و کوه های منشعب از جبال زاگرس واقع شده است.شکل آن به مستطیلی می ماند که در شمال 12-10 کیاومتر عرض دارد و در شرق و غرب حدود 25 کیلومتر طول دارد و قسمت پایینی آن (در واقع در جنوب غرب) نوک تیز می شود. و به تنگی منتهی می گردد که 12 کیلومتر طول و 200 تا500 متر عرض دارد و « تنگ بلاغی» خوانده می شود و پاسارگاد را از کوتاهترین راه به جلگه سیوند می رساند.

موقعیت جغرافیایی پاسارگاد در کشور ایران .
 

دشت مرغاب یا جلگه پاسارگاد را رودخانه پلوار سیراب می کند . بخاطر همین رودخانه پلوار ، جلگه پاسارگاد همیشه بارور و نشیمنگاه اقوام بوده است.

محوطه باستانی پاسارگاد در 138 کیلومتری شیراز،در فاصله سه کیلومتری جاده آسفالته شیراز به آباده قرار دارد.دشتی که پاسارگاد در آن واقع شده، همانطور که اشاره شد ، به نام دشت مرغاب نامیده می شود و مساحتی تقریباً 20*15 کیاومتر و ارتفاعی حدود 1200 متر از سطح دریا دارد.

موقعیت قرارگیری پاسارگاد نسبت به روستاهای اطراف و نسبت به جاده اصلی شیراز به آباده

ماخذ : سازمان نقشه برداری کل کشور .
 
 

 

پاسارگاد را راهی شاهی به تخت جمشید و شوش پیوند داده، هرتسفلد و دیگران آثار این راه را در جلگه مرغاب یافته اند که از شمال وارد می شده و از مغرب تل تخت می گذشته و به کنار آرامگاه کورش می آمده و سپس یکراست به تنگ بلاغی می رسیده. بعدها این راه به طرف شرق کشانده شده است، به گونه ای که جادة شاهی اصفهان- شیراز از سمت شمال،از دو سه کیلومتری مشرق رودخانة پلوار به جنوب و جنوب شرقی سرازیر می شده و در جنوب شرقی به تنگ بلاغی می رسیده است. از میان این راه ، جاده ای عمومی به دهکده مادر سلیمان یا مرغاب می رسد که اکنون به روستای به نام پاسارگاد معروف است و پس از گذر از پلی فلزی ( تازه احداث ) ، یکراست به سوی آرامگاه کوروش می رود تا از آن جا به شمال و شرق پیچیده و آثار دیگر را دور زند.

 

----------------------------------------------

 

حفاظت و مرمت

 

حفاظت و مرمت


 

 

 

----------------------------------------------

 

راهنمای گردشگری

 

---------------------------------------------

                  تحت جمشید

+ نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 17:21  توسط علیرضا ابراهیمی  | 
 

همجوشی هسته ای

از ديرباز آرزوي بشر دستيابي به منبعي از انرژي بوده كه علاوه بر آنكه بتواند مدت مديدي از آن استفاده كند توليد پسماندهاي خطر ناك نيز در پي نداشته باشد.اكنون در هزاره سوم ميلادي اين آرزوي به ظاهر دست نيافتني كم كم به واقعيت مي پيوندد.اكنون بشر خود را آماده مي كند تا با ساخت اولين رآكتور گرما هسته اي (همجوشي هسته اي)آرزوي نياكان خود را تحقق بخشد.سوختي پاك و ارزان به نام هيدروژن,انرژي توليدي اي سرشار و پسماندي بسيار پاك به نام هليوم.

اكنون مي پردازيم به واكنشهاي گرما هسته اي راهكارهاي استفاده از آن.

خورشيد و ستارگان:

سالهاست كه دانشمندان واكنشي را كه در خورشيد و ستارگان رخ داده و در آن انرژي توليد مي كند كشف كرده اند.اين واكنش عبارت است از تركيب (برخورد) هسته هاي چهار اتم هيدروژن معمولي و توليد يك هسته اتم هليوم.اما مشكلي سر راه اين نظريه است.

بالا ترين دمايي كه در خورشيد وجود دارد مربوط به مركز آن است كه برابر 15ضرب در 10 به توان6 مي باشد.در حالي كه در ستارگان بزرگتر اين دما به 20 ضرب در ده به توان 6 مي رسد.به همين خاطر تصور بر اين است كه آن واكنش معروف تركيب چهار اتم هيدروژن معمولي وتوليد يك اتم هليم در ساير ستارگان بزرگ نيست كه باعث توليد انرژي مي شود.بلكه احتمالا چرخه كربن در آنها به كمك آمده و كوره آنها را روشن نگه مي دارد.منظور از چرخه كربن آن چرخه اي نيست كه روي زمين اتفاق مي افتد.بلكه به اين صورت است كه ابتدا يك اتم هيدروژن معمولي با يك اتم كربنC12تركيب مي شود(همجوشي) و يك اتم N13 به علاوه يك واحد گاما را آزاد مي كند.بعد اين اتم با يك واپاشي به يك اتمC13به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو تبديل مي شود.بعد اينC13دوباره با يك اتم هيدروژن تركيب مي شود وN14و يك واحد گاما حاصل مي شود.دوباره در اثر تركيب اين نيتروژن با يك هيدروژن معمولي اتمO15و يك واحد گاما توليد مي شود.O15واپاشي كرده و N15به علاوه يك پوزيترون ويك نوترينو را بوجود مياورد.و دست آخر با تركيب N15با يك هيدروژن معموليC12به علاوه يك اتم هليوم بدست مي آيد.

 

ديديد كه در اين چرخه C12نه مصرف شد و نه به وجود آمد بلكه فقط نقش كاتاليزور را داشت.اين واكنشها به ترتيب و پشت سر هم انجام مي شوند.و واكنش اصلي همان تبديل چهار اتم هيدروژن به يك اتم هليوم است.مزيت چرخه كربن اين است كه سرعت كار را خيلي بالا مي برد. ولي اشكالي كه دارد اين است كه در دماي حد اقل20 ضرب در ده به توان6 شروع مي شود.بنا بر اين احتمال زيادي ميرود كه در ستاره هاي بزرگتر چرخه كربن باعث توليد انرژي مي شود.

محصور سازي

يك تعريف ساده و پايه اي از همجوشي عبارت است از فرو رفتن هسته هاي چند اتم سبكتر و تشكيل يك هسته سنگينتر.مثلا واكنش كلي همجوشي كه در خورشيد رخ ميدهد عبارت است از برخورد هسته هاي چهاراتم هيدروژن وتبديل آنها به يك اتم هليوم .

تا اينجا ساده به نظر ميرسد ولي مشكلي اساسي سر راه است;مي دانيدهسته ازذرات ريزي تشكيل شده است كه پروتون ونوترون جزءلاينفك آن هستند.نوترون بدون بار وپروتون بابارمثبت كه سايربارهاي مثبت رابه شدت ازخودميراند.مشكل مشخص شد؟ بله…اگرپروتونها(هسته هاي هيدروژن)يكديگررادفع ميكنندچگونه ميتوان آنهارادرهمجوشي شركت داد؟

همانطوركه حدس زديد راه حل اساسي آن است كه به اين پروتونهاآنقدرانرژي بدهيم كه انرژي جنبشي آنهابيشترازنيروي دافعه كولني آنهاشود و پروتونها بتوانند به اندازه كافي به هم نزديك شوند.حال چگونه اين انرژي جنبشي را توليد كنيم؟گرما راه حل خوبيست.در اثر افزايش دما جنب و جوش وبه عبارت ديگرانرژي جنبشي ذرات بيشتر و بيشتر ميشود به طوري كه تعداد برخوردها و شدت آنها بيشتر و بيشتر ميشود.به نظر شما آيا ديگر مشكلي وجود ندارد؟ خير,مسئله اساسيتري سر راه است.

يك سماور پر از آب را تصور كنيد.وقتي سماور را روشن مي كنيد با اين كار به آب درون سماور گرما ميدهيد(انرژي منتقل مي كنيد).در اثر اين انتقال انرژي دماي آب رفته رفته بالاتر مي رود و به عبارتي جنب و جوش مولكولهاي آب زياد مي شود.در اين حالت بين مولكولهاي آب برخوردهايي پديد مي آيد.هر مولكول كه از شعله(يا المنت يا هر چيز ديگري)مقداري انرژي دريافت كرده است آنقدر جنب و جوش مي كند تا بالاخره (به علت محدود بودن محيط سماور و آب)انرژي خود رابه ديگري بدهد.مولكول بعدي نيز به نوبه خود همين عمل را انجام ميدهد.بدين ترتيب رفته رفته انرژي منبع گرما در تمام آب پخش مي شود و دماي آب بالا ميرود.خوب يك سوال:آيا وقتي بدنه سماور را لمس مي كنيم هيچ گرمايي حس نمي كنيم؟…بله حس ميكنيم.دليلش هم كه روشن است.برخورد مولكولهاي پر انرژي آب با بدنه سماور و انتقال انرژي خود به آن.هدف ما از روشن كردن سماور گرم كردن آب بود نه سماور.اميدوارم تا اينجا پاسخ اولين مشكل اساسي بر سر راه همجوشي را دريافت كرده باشيد.بله اگر اگر با صرف هزينه و زحمت بالا سوخت را به دمايي معادل ميليونها درجه كلوين برسانيم آيا اين اتمها آنقدر صبر خواهند كرد تا با ديگر اتمها وارد واكنش شوند يا در اولين فرصت انرژي بالاي خود را به ديواره داده وآن را نا بود ميكند؟(...شما بوديد چه مي كرديد؟؟؟...).بنابر اين نياز به ((محصور سازي))داريم;يعني بايد به طريقي اجازه ندهيم كه اين گرما به ديواره منتقل شود.

رسيدن به دماي بالا:

شروع واكنش همجوشي به دماي بسيار بالايي نيازمند است.درست است كه دماي پانزده ميليون درجه دماي بسيار بالايست و تصور بوجود آوردنش روي زمين مشكل و كمي هم وحشتناك مي باشد ولي معمولا در زندگي روزمره دور و برمان دماهاي خيلي بالايي وجود دارند و ما از آنها غافليم.مثلا وقتي در اثر اتصالي سيمهاي برق داخل جعبه تقسيم ميسوزد وشما صداي جرقه آنرا ميشنويد و پس از بررسي متوجه مي شويد كه كاملا ذوب شده فقط به خاطر دماي وحشتناكي بوده كه آن تو به وجود آمده.شايد باور نكنيد ولي اين دما به حدود سي-چهل هزار درجه كلوين ميرسد.البته اين دما براي همجوشي حكم طفل ني سواري را دارد.يا اينكه مي توانيم با استفاده از ولتاژهاي بسيار بالا قوسهاي الكتريكي را از درون لوله هاي مويين عبور بدهيم.به اين ترتيب دماي هواي داخل لوله كه اكنون به پلاسما تبديل شده به نزديك چند ميليون درجه مي رسد.(كه باز هم براي همجوشي كم است).يكي از بهترين راهها استفاده از ليزر است.مي دانيد كه ليزرهايي با توانهاي بسيار بالا ساخته شده اند.مثلا نوعي از ليزر به نام ليزر نوا(NOVA)مي تواند در مدت كوتاهي انرژي اي معادل ده به توان پنج ژول توليد كند.اما بازهم در كنار هر مزيت معايبي هست.مثلا اين ليزر تبعا انرژي زيادي مصرف ميكند كه حتي با صرف نظر از آن مشكل ديگري هست كه ميگويد اگر انرژي توليدي ليزر در آن مدت كوتاه بايد تحويل داده بشود پس براي برقرار ماندن معيار لاوسن (حالا كه مدت زمان محصور سازي پايين آمده)بايد چگالي بالا تر برود.كه در اين مورد از تراكم و چگالي جامد هم بالا تر ميرود.

انواع واكنشها:

براي بهينه سازي كار رآكتورهاي همجوشي و افزايش توان خروجي آنها راههاي متعددي وجود دارد.يكي از اين راهها انتخاب نوع واكنشيست كه قرار است در رآكتور انجام بشود.

ظبق تصوير زير نوعي از واكنش همجوشي بصورتيست كه در آن دو هسته سبك با يكديگر واكنش داده و يك هسته سنگين تر را بوجود مياورند.يعني حاصل تركيب دو هسته دوتريم و توليد يك هسته ترتيم به علاوه يك هسته هيدروژن معموليست. اين واكنش انرژي ده مي باشد.چون تفاوت انرژي بستگي هسته سنگين تر وهسته هاي سبكتر مقداري منفيست.

در اين واكنش مقدار انرژي اي توليدي برابر4MeVمي باشد.

قبلا گفته شد كه بايد براي انجام همجوشي هسته ها به اندازه كافي به هم نزديك بشوند.اين مقدار كافي حدودا معادل3fmمي باشد.چون در اين فاصله ها انرژي پتانسيل الكترواسناتيكي دو دوترون در حدود 0.5MeVهست پس مي توانيم با اين مقدار انرژي دادن به يكي از دوترونها دافعه كولني بين دوترونها ر شكسته و واكنش را شروع كنيم كه بعد از انجام مقدار4.5MeVتوليد مي شود.(0.5MeVانرژي جنبشي به علاوه 4MeVانرژي آزاد شده)

همانطور كه مي بينيد بهترين گزينه واكنش سوم مي باشد
مي توانيم رآكتور خود را طوري طراحي كنيم كه دور ديواره بيروني آن ليتيم مايع تحت فشار جريان داشته باشد.اين ليتيم مايع گرماي توليدي اضافي را از واكنش گرفته و به آب منتقل مي كند و با تبديل آن به بخار باعث مي شود كه توربين و ژنراتور به حركت درآيند و برق توليد بشود.

اما چرا ليتيم؟

قبلا ديديد كه مقرون به صرفه ترين واكنش در رآكتور همجوشي واكنش دوتريم . ترتيم است.در اين واكنش ديديد كه يك نوترون پر انرژي توليد مي شد.اين مساله يعني نوترون زايي مي تواند سبب تضعيف بخشهايي از رآكتور شود.از طرفي براي محيط زيست و مخصوصا سلامتي كساني كه در اطراف رآكتور فعاليت مي كنند بسيار مضر است.اما اگر ليتيم را به عنوان خنك كننده داشته باشيم اين جريان ليتيم همچنين نقش مهم كند كنندگي را بازي خواهد كرد.به اين صورت كه با نوترون اضافي توليد شده در واكنش تركيب شده و سوخت گران قيمت و بسيار كمياب رآكتور رو كه همان ترتيم است توليد مي كند.واكنش دقيق آن به شكل زير است.البته در اين مورد بايد ضخامت ليتيم مايع در جريان حداقل يك متر باشد.
انواع رآكتور:

توكامك يكي از انواع رآكتورهاي همجوشي هسته ايست كه عمل محصورسازي را به خوبي انجام ميدهد.طرح توكامك در دهه پنجاه ميلادي توسط روسها پيشنهاد شد.كلمه توكامك از كلمات "toroidalnaya", "kamera", and "magnitnaya" به معني " اتاقك مغناطيسي چنبره اي" گرفته شده است.

يكي از دلايل و توجيحاتي كه براي چنبره اي بودن محفظه هاي محصور سازي مي شود بيان كرد اين است كه : توپ پر مويي را تصور كنيد كه شما قصد داريد موهاي اين توپ را شانه بزنيد. شما هر طور و از هر طرف كه بخواهيد اين كار بكنيد هميشه دو طرف از موهاي توپ شانه نشده و نامنظم باقي مي ماند.حال به جاي توپ فرض كنيد كه يك كره مغناطيسي داريم .ميخواهيم كه بردارهاي ميدان در سراسر اطراف اين كره يكنواخت و منظم باشند(در واقع همه در يك جهت باشند).بنا به مثال اين كار غير ممكن بوده ونا منظمي در دو طرف كره باعث عدم پايداري محصور ساز مي شود.ولي در يك محصور ساز چنبره اي چنين مشكلي وجود ندارد و يكنواختي ميدان سراسر محصور ساز(توكامك)باعث پايداري آن مي شود.مهم ترين و حياتي ترين وظيفه يك ابزار همجوشي پايدار نگه داشتن پلاسما است.

اسفرومك نوع ديگري از رآكتورهاي همجوشي هسته ايست.

اسفرومك نوع ديگري از رآكتورهاي همجوشيست كه بر خلاف توكامك كه چنبره ايست شكلي كروي دارد.البته تفاوت اسفرومك با توكامك در اين است كه در مركز اسفرومك هيچ جسم مادي اي وجود ندارد.

اسفرومك متاسفانه با بي مهري مواجه شد و به اندازه توكامك مورد توجه واقع نشد.در حالي كه اسفرومك مدت زيادي بعد از توكامك اختراع شد.

در دهه گذشته اغلب تحقيقات در بخش انرژي همجوشي مغناطيسي روي توكامك چنبره اي شكل براي رسيدن به واكنشهاي همجوشي در سطح بالا متمركز شده است.

كار توكامك در ايالات متحده وخارج آن ادامه دارد ولي سازمان دانشمندان انرژي همجوشي در حال بازديد از اسفرومك هستند.

قسمت زيادي از علاقه تجديد شده به پروژه اسفرومك روي تحقيقات فعالي در لاورنس ليورمور در گروهي به نام SSPX (Sustained Spheromak Physics Experiment) متمركز شده است.SSPX در 14ژوئن 1999 در مراسمي با حضور نماينده اي از DOE و با همكاري دانشمنداني از Sandia و آزمايشگاه ملي لس آلاموس آغاز به كار كرد.SSPX يك سري از از آزمايشات است كه براي اين طراحي شده كه توانايي اسفرومك را در اين مورد كه اسفرومك چقدر اين كيفيت را داراست كه پلاسما هاي داغ سوخت همجوشي را درون خود داشته باشد مشخص كند .

به عقيده رهبر پروژه SSPX آقاي David Hill توكامك با دماي بالايي كه در آن قابل دسترسيست (بيشتر از 100ميليون درجه سلسيوس كه بارها بيشتر از دماي مركز خورشيد است)فعلا برنده جريان رهبري پروژه هاي همجوشي به حساب مي آيد.با اين حال ميدانهاي مغناطيسي توكامك بوسيله كويل (سيم پيچ) هاي بيروني بسيار بزرگ كه چنبره رآكتور را كاملا احاطه مي كنند توليد مي شوند.اين كويل هاي بسيار بزرگ هزينه بسيار زياد و بي نظمي و اختلالاتي در كار رآكتور خواهند داشت.

در حالي كه اسفرومك ها پلاسماي بسيار داغ را در يك سيستم ميدان مغناطيسي ساده و فشرده كه فقط از يك سري ساده از كويل هاي كوچك پايدار كننده استفاده ميكند بوجود مي آورد.ميدانهاي مغناطيسي قوي لازم درون پلاسما با چيزي كه دينام مغناطيسي ناميده مي شود توليد مي شوند.

انرژي ده كردن:

مي دانيد درنوعي از رآكتورهاي شكافت هسته اي بوجود آوردن زنجيره واكنشها بوسيله برخورد دادن يك نوترون پر انرژي با هسته يك اتم اورانيم235 انجام مي شود.به اين صورت كه وقتي كه اين نوترون وارد هسته اتم اورانيوم235 مي شود آن را به يك هسته اورانيم236 تبديل ميكند.از آنجا كه اين هسته ناپايدار است به سرعت واپاشي مي كرده و اتمهاي سبكتري به همراه سه نوترون پر انرژي ديگر را توليد مي كند.

توضيح كاملتر اينكه در هسته هاي سنگين پايدار مثل اورانيوم بين نيروهاي الكترواستاتيكي كه مايل هستند ذرات تشكيل دهنده اتم را از هم دور كنند و نيروي هسته اي كه آنها را كنار هم نگه ميدارد تعادل بسيار حساسي وجود دارد كه اين تعادل رو مي توانيم براحتي و به روشي كه گفته شد به هم زده و واكنش شكافت هسته اي را شروع كنيم.واكنش حاصل از يك اتم با توليد كردن سه نوترون پر انرژي ديگر باعث ميشود سه اتم اورانيم ديگر وارد واپاشي بشوند.به همين ترتيب واكنش اصطلاحا زنجيره اي ميشود.

قدر مسلم يك رآكتور همجوشي ايده آل رآكتوريست كه در آن واكنشهاي زنجيره اي داريم. در واقع هدف اساسي در راه ساخت رآكتور همجوشي هسته اي زنجيره اي كردن آن است.اگر قرار باشد كه ما در اين راه انرژي صرف كنيم تا يك مقدار كمتر از آن را بدست بياوريم مطمئنا اين واكنش نه زنجيره ايست نه مفيد.دانشمندان اين رشته مفهومي به نام گيرانش را تعريف كرده اند كه به معني اين است كه مقداري انرژي صرف شروع واكنش كنيم و انرژي بيشتر از سلسله واكنشها بگيريم.در واقع در شرايط گيرانش واكنش زنجيره اي ميشود.يعني نه تنها انرژي توليدي يك واكنش براي انجام واكنش بعد كافيست بلكه مقدار زيادي از آن هم اضافه است وميتواند در اختيار ما براي توليد برق قرار بگيرد.

اگر بخواهيم توكامك يا هر وسيله ديگر كه همجوشي در آن انجام مي شود توان مفيد داشته باشد يعني به ما انرژي بدهد بايد شرايط خاصي داشته باشد. براي آنكه احتمال برخورد ذرات(يونهاي) نامزد همجوشي بالا برود اولا بايد دماي خيلي بالايي درون آن توليد بشود و رآكتور هم بتواند بخوبي دماي بالا را تحمل كند.(اين دما در محدوده ده به توان هشت درجه كلوين مي باشد!)دوما رآكتور بايد اين توانايي را داشته باشد كه درونش چگالي زياد از يونها را وارد كرد و سوم اينكه زمان محصور سازي در آن طولاني باشد.

دماي بالا براي آن است كه بتوانيم تقريبا مطمئن باشيم كه مي توانيم از سد محكم پتانسيل كولني هسته ها بگذريم.چگالي زياد هم براي اين است كه هر چه بيشتر احتمال برخورد هاي كارا بالا برود.

در اين مسير قانوني وجود دارد كه نام آن معيار لاوسون است.به كمك اين معيار مي شود محاسبه كرد كه آيا شرايط طوري هست كه واكنش به گيرانش برسد يا نه.

معيار لاوسن = بايد: مقدار چگالي*مدت زمان محصور سازي > ده به توان20ذره در متر مكعب باشد تا اين واكنش به گيرانش برسد(البته بستگي مستقيم با دماي پلاسما دارد)

اما به طور دقيق تر:

براي رسيدن به شرايط مطلوب درواكنشهاي گرما هسته اي كه در آنها از سوخت دوتريم - ترتيم استفاده مي شود دماي پلاسما (T) بايد در محدوده يك الي سه ضرب در ده به توان هشت درجه كلوين و زمان محصورسازي(تي اي)(تي انديس E) بايد در حدود يك الي سه ثانيه و چگالي (n) بايد حوالي يك الي سه ضرب در ده به توان بيست ذره بر متر مكعب باشد.براي آغاز به كار رآكتور يعني براي رسيدن به كمينه دماي حدود ده به توان هشت كلوين بايد از وسيله گرما ساز كمكي استفاده كرد.بعد از محترق شدن سوخت مخلوط پلاسما باذرات آلفايي كه در اثر احتراق اوليه بوجود اومده اند گرم شده و مي توانيم دستگاه كمكي را از مدار خارج كنيم.از آن به بعد سرعت فعاليتهاي همجوشي با افزايش دادن چگالي پلاسما افزايش پيدا مي كند.با اين وجود افزايش چگالي به بالاي مرزهاي تعيين شده و مطمئن به معني به هم خوردن پايداري پلاسما و يا اينكه خاموش شدن رآكتور را در پي خواهد داشت يا فاجعه.به عبارت ديگه (در صورت افزايش چگالي پلاسما) براي پايدار كردن پلاسما زمان محصور سازي و دماي احتراق و صد البته حجم پلاسما و نقطه پايداري پلاسما با افزايش چگالي بالا تر رفته و شرايط را براي كار سخت تر مي كند.به حالت تعادل در آوردن اين ملزمات با شكل بندي رآكتور در كوچكترين اسپكت ريتو كه به شكل بندي مغناطيسي آن بستگي دارد مقدور ميشود.
نسبت R به a را اسپكت ريتو مي گويند.

خروج پسماندها:

طبق شكل زير كه تصويري از سطح مقطع رآكتور مي باشد نحوه كنترل و خارج كردن پسماندهاي واكنش كه همان هليوم باشند را مشاهده مي كنيد.
واقعيت:

ITERاسم مجموعه ايست كه اولين رآكتور همجوشي جهان را كه از نوع توكامك خواهد بود در فرانسه خواهند ساخت.اين مجموعه متشكل است از كشورهاي: روسيه اروپا ژاپن كانادا چين ايالات متحده و جمهوري كره. آنها در اين راه از فوق هادي ها براي قسمت هاي مغناطيسي رآكتور استفاده مي كنند.توان خروجي اين توكامك 410 مگا وات خواهد بود.
 
 
نویسنده : مهرداد صمیمی فرد
منبع : هوپا
 
 
----------------------------------------------------
 

همجوشی فرآیندی عکس عمل شکافت هسته‌ای است. در فرآیند همجوشی هسته‌ای هسته‌های سبک مانند هیدروژن، دوتریوم و تریتیوم با یکدیگر همجوشی داده شده و هسته‌های سنگین‌تر و مقداری انرژی تولید می‌شود.

برای اینکه همجوشی امکان پذیر باشد هسته‌هایی که در واکنش وارد می‌شوند باید داریای انرژی جنبشی کافی باشند تا بر میدان الکترواستاتیکی پیرامونشان فائق آیند. بنابر این دما‌های وابسته به واکنش‌های همجوشی فوق العاده بالاست.

همجوشی طبیعی

همجوشی به صورت طبیعی هم رخ می‌دهد. انرژی گرمایی که هر روزه زمین و منظومه شمسی را گرم می‌کند ناشی از واکنشهای همجوشی در خورشید است به این نحو که در خورشید (یا در ستارگان دیگر) نیروهای گرانشی قوی باعث می‌شوند ایزوتوپهای هسته‌های هیدروژن به اندازه کافی به هم نزدیک و با هم ترکیب شوند تا هسته هلیوم و مقداری انرژی تولید شود.

مزیت ها :

مزیت همجوشی هسته‌ای نسبت به شکافت هسته‌ای مقایسه می‌شود:

  • منابع سوخت آن بسیار فراوان است. به عنوان مثال دو تریوم حدود ۱۵۳ ۰/۰ درصد اتمی ازهیدروژنهای آب اقیانوسها را تشکیل می‌دهد. تریتون نیز در فرایند جذب نوترون توسط لیتیوم قابل تولید است.
  • به ازاء هر نوکلئون از ماده سوخت، انرژی تولیدی نسبت به روش شکافت بیشتر است.
  • معضل پسماندهای هسته‌ای را ندارد،
  • اینکه در هنگام وقوع حوادث احتمالی، راکتور همجوشی از کنترل خارج نمی‌شود.

به عنوان مثالی از انرژی تولیدی در یک راکتور همجوشی می‌توان گفت اگر یک گالن از آب دریا را که دارای مقدارکافی دوترون است در واکنش همجوشی استفاده کنیم معادل ۳۰۰ گالن گازوئیل انرژی بدون آلودگی تولید می‌کند.

محصور سازی مغناطیسی MCF :

فیزیک پلاسمای جدید (از حدود ۱۹۵۲ که در آن ساختن راکتوری بر اساس کنترل همجوشی بمب هیدروژنی پیشنهاد گردید، آغاز میشود.

مراجعه شود به:

همجوشی هسته ای کنترل شده توسط توان های پر توان :

مراجعه شود به :

  • LLNL Inertial Confinement Fusion
  • The Cascade inertial confinement fusion reactor concept
  • SOMBRERO ICF Reactor
    چگونگی همجوشی دوتریوم و تریتیوم
    عکس بالا چگونگی همجوشی توتریوم و تریتیوم را نشان می دهد .
     
    منبع : ویکی پدیا
    ----------------------------------------------------
     
    دید کلی :

    همجوشی هسته ای یک منبع انرژی پتاسیل است. که آلودگی آن نسبتاً کم ، تقریبا پایان ناپذیر ، ارزان قیمت و می تواند در دسترس همگان قرارگیرد. استفاده از انرژی همجوشی هسته ای به صورت عملی در ابعاد بزرگ در مرحله آزمایش است.

    به نظر می رسد که به وجود آمدن ماشین های بزرگ در حوزه همجوشی گرما هسته ای کنترل شده می توان مسئله انرژی سیاره زمین را حل کرد. تشریح جز به جز تمام سازکارهایی که در همجوشی دخالت دارند امکان پذیر نیست.

    ساختار همجوشی هسته ای:


    • دوتریوم و تریتیوم ، ایزوتوپ های هیدروژنی مواد قابل احتراق همجوشی هسته ای راتشکیل می دهند. هسته دوتریوم از یک نوترون و یک پروتون تشکیل می یابد. و هسته تریتیوم دارای دو نوترون و یک پروتون است چون بار الکتریکی تمام هسته مثبت است.

    • هسته ها درحالت آزاد همدیگر را دفع می کنند. برای اینکه همجوشی هسته ای بین دو هسته صورت گیرد، باید که انرژی هسته ها نسبت به رانش کولنی به قدر کافی زیادباشد. وقتی هسته ها به حد کافی به هم نزدیک می شوند یک نیروی جاذبه ای هسته ای قوی سبب اتصال هسته ها می شود. و در این صورت انرژی آزاد شده مساوی با انرژی همبستگی هسته دارد.

    • هسته های ترکیب یافته ناپایدار هستند. و با تجزیه به یک عده از ذرات هسته های دیگر به حالت پایای نهایی می رسد.

    • انرژی بستگی حالت کمتر پایا از انرژی هسته ترکیب یافته است و بنابر این انرژی آزاد شده بصورت انرژی جنبشی محصولات تجزیه ظاهر می شود.

    • حالتی از ماده که در آن باید هسته ها وجود داشته باشد، تا همجوشی صورت پذیرد، پلاسما نامیده می شود. برای تشکیل پلاسما گاز مورد نظر باید به قدری گرم شود و به دمایی برسد که الکترون ها ازاتم ها جدا شوند.


    شرایط لازم برای یک راکتور همجوشی هسته ای:


    انرژی تولید شده به توسط واکنش گرما هسته ای باید زیادتر از اتلاف های گوناگون باشد. نخست از اتلاف های حرارتی صرف نظر می شود در یک پلاسما اتلاف به علت یونش وجود ندارد. ولی گاز تشعشع هسته ای می کند و انرژی اتلافی در این حالت می تواند بسیار قابل ملاحظه باشد. قسمت بیشتر اتلاف توسط اشعه ایکس یا تابش ترمزی است، که بر اثر گذشتن الکترون ها از میدان الکتریکی هسته های پلاسما این اشعه تولیدمی شود.

    سوخت های همجوشی:


    • فرایندهای طبیعی و نتایج حاصل از آنها نشان داده است که واکنش ها ی همجوشی هسته ای گوناگون وجود دارد. تفاوت واکنش های مختلف هسته های در میزان سوختی است که از واکنش ها خارج می شود. مقدار Q واکنش (انرژی حاصل از واکنش) و بستگی احتمال انجام واکنش به خواص جنبشی مواد واکنش کننده ها می باشد. واکنش همجوشی که درشرایط آزمایشگاهی انجام می شود و جهت تولید توان مناسب واکنش واکنش دوتریوم با تریتیوم است که از این واکنش یک اتم هلیوم ویک نوترون و به مقدار 17.6 Mev انرژی تولید می شود.


    • واکنش همجوشی قابل دسترسی دیگر ، در برگیرنده هسته دوتریوم به عنوان سوخت است. از ترکیب دو تا دوتریوم یک پروتون و یک تریتیوم و مقداری انرژی آزاد می شود (حدود 4.1 Mev).

    • ازآنجا که راکتورها ی همجوشی هسته ای سوختشان دوتریوم و ترینیوم می باشد، تحقیقات انجام شده نشان می دهد که اقیانوس های جهان و همچنین دریاچه های آب شیرین و رودخانه ها نیز در برگیرنده ی دوتریوم ، کافی هستند. ولی ترینیوم یک ماده ی رادیو اکتیو پخش کننده ذره بتا با نیم عمر 12.3 سال کمیاب است.

    • موجودی تریتیوم در اقیانوس ها در اتمسفر در حال تعادل که بوسیله پرتوهای کیهانی تولید می شود، نزدیک به 20 کیلو گرم بر آورد می شود. در صورتی که ممکن است برای هر راکتور قدرت پایه که بر اساس ایستگاه مرکزی پایه گذاری شده، یک حسابرسی کمیتی چند کیلو گرم لازم باشد. یک نیروگاه در هرروز کاری نزدیک به 153 گرم تریتیوم مصرف می کند.
  • + نوشته شده در  شنبه 3 آذر1386ساعت 17:18  توسط علیرضا ابراهیمی  |