پالایشگاه نفتپالايشگاه نفت يك واحد صنعتي پروسسي است كه در آن نفت خام به مواد مفيدتري مانند سوخت جت، سوخت ديزل، بنزين، آسفالت، گاز مايع شده و بسياري ديگر از فرآورده هاي نفتي تبديل مي گردد. پالايشگاه های نفت به طور معمول واحدهاي صنعتي بزرگ و درهم پيچيده اي مي باشند كه در آنها واحدهاي مختلف توسط مسيرهاي لوله كشي متعددي به هم پيوند داده شده اند.
مقدمهنفت به صورت خام يا پروسس نشده خيلي مفيد نيست و به صورتي كه از دل زمين بيرون آمده كاربرد چنداني ندارد. با اينكه نفت شيرين (با لزجت كم و نيز با گوگرد كم) به صورت تصفيه نشده در وسايل محركه با قوه بخار به كار برده مي شد، گازها و ساير محلول هاي سبك تر آن معمولاً داخل مخزن سوخت جمع شده و باعث بروز انفجار مي گرديد. غير از مورد گفته شده براي استفاده از نفت براي توليد محصولات ديگر مانند پلاستيك، فوم ها و ... نفت خام به طور حتم بايد پالايش گردد. فرآورده هاي سوختي نفتي در رنج وسيعي از كاربردها، سوخت كشتي، سوخت جت، بنزين و بسياري ديگر موارد كاربرد دارد. هر كدام از مواد فوق الذكر داراي نقطه جوشي متفاوت مي باشند از اين رو مي توان آنها را توسط فرآيند تقطير از همديگر جدا نمود. از آنجائيكه تقاضاي زيادي براي اجزاي مايع سبك تر وجود دارد از اين رو در يك پالايشگاه مدرن نفتي هيدروكربن هاي سنگين و اجزاي گازي سبك در طي فرآيندهاي پيچيده و انرژي بري به مواد با ارزش تري تبديل مي شوند. نفت به خاطر دارا بودن هيدروكربن هايي با وزن و طول هاي مختلف مانند پارافين، آروماتيك ها، نفتا، آلكن ها، دين ها و آلكالين ها مي تواند در موارد متعددي مفيد واقع گردد. هيدروكربن ها مولكول هايي با طول هاي متفاوت هستند كه تنها از هيدروژن و كربن تشكيل شده اند، ساختارهاي مختلف به آنها خواص متفاوتي مي دهد. فن پالايش نفت در واقع عبارتست از جداكردن و بالابردن درجه خلوص اجزا تشكيل دهنده نفت از هم مي باشد. همينكه اجزا از هم جدا گرديده و خالص شدند مي توان ماده روغنكاري يا سوخت را به طور مستقيم روانه بازار مصرف كرد. مي توان با تركيب مولكول هاي كوچكتر مانند ايزوبوتان و پروپيلن و يا بوتيلن طي پروسه هايي همانند آلكالنين كردن يا ديمرازسيون مي توان سوختي با اكتان موردنظر تهيه نمود. همچنين درجه اكتان بنزين را مي توان طي فرآيند بهسازي توسط كاتاليزور بهبود بخشيد كه طي آن هيدروژن از هيدروكربن جداشده و هيدروكربن آروماتيكي تشكيل مي گردد كه درجه اكتان بسيار بيشتري دارد. توليدات مياني برج جداكننده را مي توان طي پروسه هاي كراكينگ گرمايي، هيدروكراكينگ و يا كراكينگ كاتاليزوري سيالي به محصولات سبك تري تبديل نمود. مرحله نهايي در توليد بنزين تركيب مواد هيدروكربن مختلف با درجه هاي اكتان متفاوت با همديگر است تا به مشخصات محصول موردنظر دست يابيم. معمولاً پالايشگاه هاي بزرگ توانايي پالايش از صدهزار تا چندين صدهزار بشكه نفت در روز را دارا مي باشند. به دليل ظرفيت بالاي مورد نياز، بسياري از پالايشگاه ها به صورت دائم براي مدت طولاني از چندين ماه تا چندين سال بطور مداوم كار مي كنند. محصولاتپروسس های رايجدر شکل پروسس های معمول در يک پالايشگاه نفت نشان داده شده است. پالايشگاه های نفت شامل واحد های پروسس مختلفی است که در ذيل به توضيح مختصر هر يک از موارد می پردازيم:
تاريخچهاولين پالايشگاه جهان در پولشيتي، روماني در سال 1856 ساخته شده، تا قبل از اشغال روماني توسط نازي ها چندين پالايشگاه ديگر نيز با سرمايه گذاري شركت هاي آمريكايي در همان محل تاسيس گرديد. اكثر اين پالايشگاه ها در طي بمباران نيروي هوايي آمريكا در عمليات تيدال ويو در 1943 از كار افتادند. پس از اين حادثه اين پالايشگاهها دوباره سازي گرديده اند. پالايشگاه قديمي ديگر پالايشگاه Oljeon مي باشد كه هم اكنون به عنوان موزه در ميراث جهاني يونسكو به عنوان سايت انگلسبرگ (Engelsberg) ثبت شده است. اين پالايشگاه در 1875 افتتاح گرديده است. پالايشگاه هاي اوليه درايالات متحده تنها نفت سفيد را پالايش مي كردند و مابقي محصولات پالايش نشده به نزديك ترين رودخانه تخليه مي گرديد. با اختراع اتومبيل پالايشگاه ها به سمت توليد بنزين و سوخت ديزل هدايت شدند كه تا به امروز به عنوان اصلي ترين فرآورده پالايشگاه شناخته مي شوند. پس از نيمه دوم قرن بيستم در ايالات متحده سازمان هاي محيط زيست قوانين بسيار محدودكننده اي براي احداث پالايشگاه هاي جديد (از نظر آلودگي هاي آب و هوا) و ضع نموده اند. اين شرايط احداث پالايشگاه هاي جديد در آمريكا را بسيار محدود و پرهزينه كرده است بطوريكه آخرين پالايشگاه نفت احداث شده در ايالات متحده مربوط به سال 1976 مي باشد. تشخيص اينكه كدام پالايشگاه هم اكنون بزرگترين پالايشگاه جهان است كار مشكلي است. زماني ادعا مي شد پالايشگاه راس التانورا در عربستان سعودي متعلق به آرامكو صاحب اين عنوان است. با اين حال مي توان ادعا نمود كه در قرن بيستم پالايشگاه آبادان واقع در ايران بزرگترين پالايشگاه جهان بوده است. اين پالايشگاه در طي جنگ ايران و عراق متحمل خسارات فراواني شد. هم اكنون كتاب ثبت ركوردهاي گنيس (اكتبر 2006) پالايشگاه BP Ameco واقع در تگزاس ايالات متحده را به عنوان پالايشگاه داراي بيشترين ظرفيت پالايش (با ظرفيت 433،000 بشكه در روز) ثبت كرده است. پالايشگاه های نفت ايران
+ نوشته شده در پنجشنبه 29 فروردین1387ساعت 13:58  توسط علیرضا ابراهیمی
|
صنایع شیشه شیشه جسمی بی رنگ، سخت و شکننده است که نور را به خوبی عبور میدهد ولی از عبور مواد جلوگیری میکند. ساخت شیشه تقریبا از 6000 سال پیش آغاز شده است و از آن برای پوشاندن روزنه های روشنی رسان استفاده شده است. در آن زمان برای ساخت چنین شیشه هایی آن را به صورت مذاب تولید میکردند و به شکل جام و کمی گود می ریختند. پس از شکل گیری آن را به صورت وارانه در جامگاه در بام خانه ها و گرمابه ها قرار میدادند؛ از این رو هنوز هم به شیشه های در و پنجره شیشه ی جام میگویند. کاربرد های شیشه : شیشه برای ساختن وسایل پزشکی، بلور، وسایل آزمایشگاهی، آینه، شیشه جام، شیشه های مخصوص نگه داری مواد خوراکی، شیشه رنگی، پشم شیشه و ... استفاده میشود. مواد اولیه تولید شیشه : مواد اصلی در فرایند تولید شیشه عبارت اند از : سیلیس SiO2 ، سدیم کربنات ، دولومیت (CaCO3.MgCO3) ، آهک CaO ، سدیم سولفات ، ترکیبات آلومین دار ، پتاس و ترکیبات بور مثل بوراکس مواد فرعی در تولید شیشه معمولاً سرب ، باریم اکسید و لیتیوم اکسید هستند. ویژگی های شیشه : جرم ویژه ی شیشه 2.5 گرم بر سانتیمتر مکعب است. شیشه در مقابل اکثر اسید ها و ترکیبات شیمیایی مقاوم است. به استثنای HF که اسیدی ضعیف است. واکنش شیشه با هیدرو فلوئوریک اسید: SiO2+4HF→SiF4+2H2O شیشه های سیلیسی خالص در برابر اثرات جویپایدار هستند ولی وجود ترکیباتی مانند Na2SiO3 و K2SiO3 پایداری شیشه را در برابر اثرات جوی کاهش میدهند. این مواد به کندی در آب حل میشوند، به همین دلیل هوای گرم و نمناک باعث کدر شدن سطح شیشه های مکان هایی چون گلخانه ها و رخت شور خانه ها میشود. هدایت کرمایی شیشه کم است و هدایت الکتریکی ندارد. تحمل ضربه ای شیشه بسیار کم است. شیشه به تغییرات دما حساس است و در آن تنش ایجاد میشود. برای کم کردن اثرات ضربه و حرارت بر شیشه آن را یه صورت شیبشه های نشکن و پیرکس میسازند. شیشه سازی : برای ساخت شیشه ماسه ی سیلیسی را در کوره های ذوب شیشه گرم میکنند تا به شکل خمیری در آید، سپس به خمیر شیشه شکل میدهند و آن را به آهستگی سرد میکنند. برای این که مواد زود تر ذوب شود آن را به شکل ماسه وارد کوره میکنند. و برای آن که در دمای پایین تری ذوب شود به آن کمک ذوب می افزایند. ریزی دانه های سیلیس و کمک ذوب ها به اندازه ای باشد که بر اثر فشار شعله جا به جا نشوند. اندازه ذرات مواد در کوره باید بین 150 تا 840 میکرون باشد. علاوه بر مواد فوق به آن مقداری خورده شیشه نیز اضافه میکنند که طی ذوب شدن مواد آنها را جذب میکند و به هم میچسباند. با توجه به نوع شیشه کمک ذوب های متفاوتی استفاده میشود.
اثرات نا خالصی در مواد اولیه شیشه : با توجه به این که در فرایند تولید شیشه هیچ مرحله سرباره سازی برای جدا کردن نا خالصی ها از شیشه مذاب وجود ندارد،ترکیبات هر ماده ای که به مجموع ماده اولیه اضافه میشود در محصول نهایی باقی می ماند. بنا براین درجه خلوص مواد اولیه در صنایع شیشه سازی اهمیت زیادی دارد. مهمترین نا خالصی در تولید شیشه Fe2O3 میباشد که شیشه را به رنگ سبز در می آورد. اگر اکسید آهن از حد استانداردی بیشتر شود، باید به کمک مواد شیمیایی خالص( معمولا گران قیمت ) آن را بی رنگ کرد. میزان اکسید آهن پذیرفته شده در ماسه های سیلیسی با توجه به استاندارد ایران :
شیشه های رنگی : برای تبدیل رنگ نور عبوری از شیشه ،آن را رنگی میسازند. رنگ شیشه را به دو صورت مغزی و یا سطحی ایجاد می کنند. برای رنگ کردن مغز شیشه هنگام ذوب کردن به مواد خام آن مواد رنگ آوری استفاده میشود. برخی مواد رنگ آور عبارت اند از : · منگنز : بنفش، سرخ آبی · آهن : سبز ، قهوه ای · مس : سرخ ، سبز مایل به آبی · نیکل : بنفش ، قهوه ای · کرم : سبز · نقره : زرد · طلا : سرخ یاقوتی · سلنیوم : زرد لیمویی · گوگرد : زرد رنگی کردن سطح شیشه : برای رنگی کردن سطح شیشه ، آن را با دوغاب رنگ پوشش میدهند و سپس شیشه را میپزند.
+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 15:11  توسط علیرضا ابراهیمی
|
مقدمه: امروزه با توجه به ابعاد علم پزشكي ، علم راديولوژي در امر تشخيص ، درمان بيماريها ارزش والايي را كسب كرده است و به دليل اهميتي كه استفاده از اشعه يونيزان در امر تشخيص و تحقيق و درمان بيماريها دارد ، نياز به تربيت افرادي كه آشنا به كاربرد اين علم و استفاده از آن د رعلم پزشكي باشند از اهميت خاصي برخوردار است که لازمست اطلاعاتی درزمینه اثرات پرتوهای یون سازبدانند. اثرات قطعی : – هنگامی که میزان دز دریافتی نسبتاً زیاد باشد اثرات قطعی پدیدار میگردد و سبب از بین رفتن تعداد زیادی از سلول های بافتی میشود . این امر ممکن است به از بین رفتن عملکرد اندامهای آسیب دیده نیز منجر گرد . همواره یک سطح آستانه دز وجود دارد که پائین تر از آن اثرات قطعی بروز نمی نماید . حال آن که در بالاتر از سطح آستانه ، حفاظت و ایمنی در برابر اثرات قطعی تضمین میگردد. اثرات احتمالی : اثرات احتمالی در تمام سطوح پرتوگیری اتفاق می افتد . یکی از عواقب خطرناک این گونه پرتوگیری ها احتمال بروز سرطان میباشد که معمولاً چند سال بعد از پرتوگیری اولیه ممکن است آشکار شود . بروز این گونه اثرات در یک شخص هم محتمل است و هم ممکن است که هرگز اتفاق نیافتد. لیکن با افزایش دز ، احتمال وقوع آن بیشتر میشود . بروز این گونه اثرات پرتوگیری ها برای دوزهای کم دریک شخص معین بعید است . لیکن دریک جمعیت پرتو دیده با همان شرایط پرتوگیری احتمال بروز اثرات آن در کسر کوچکی از جمعیت دور از انتظار نمیباشد . بدین ترتیب چنین استنباط میشود که آستانه ای برای اثرات احتمالی و برای دوزهای کم مقدار وجود ندارد و احتمال وقوع آن متناسب با میزان دزدریافتی میباشد . بنابراین هیچ گونه سطح ایمن دوز برای پرتوگیری احتمالی وجود ندارد. گرچه با کنترل پرتوگیران ، میزان خطر دریافتی در مقایسه با دیگر خطرات موجود در زندگی روزمره بسیار ناچیز میباشد . اثرات بیولوژیکی پرتوهای یون ساز درخصوص اثرات زیان باز پرتوها برموجودات زنده دو نوع تفکر وجود دارد: تفکر اول : خطر و عوارض این پرتوها را بسیار کمتر از مقدار واقعی در نظر می گیرد تفکر دوم : خطر و عوارض پرتوها را بسیار بیش از آن چه که هست در نظر میگیرد البته تفکر دوم رواج بیشتری دارد و در واقع ریشه این تفکرات ناشی از عدم اطلاع دقیق از ماهیت و عوارض پرتوها میباشد . تمامی محصولات تمدن و پیشرفت فن آوری به همراه خود خطراتی را در بر دارند . به عبارتی هر محصول یا وسیله ای که فایده ای دارد دارای مضراتی نیز میباشد و استفاده از آن هنگامی توجیه منطقی دارد که سود آن بیش از زیان آن باشد . به عنوان مثال انرژی برق با وجود مخاطراتی که دارد مورد استفاده قرار می گیرد و بعید است مخاطرات ناشی از انرژی برق موجب عدم استفاده از آن شود . همین گونه است در مورد استفاده از اتومبیل ، هواپیما و... تقسیم بندی اثرات بیولوژیکی : اثرات قطعی : این اثرات معمولاً وقتی بروز میکنند که پرتوگیری از یک حد آستانه بیشتر باشد . ملتهب شدن ، تغییرات خونی ، آب مروارید از اثرات قطعی پرتوها میباشند. ویژگی اثرات قطعی : قبل از آن که یک اثر مشخص ظاهر شود باید مقدار دز از یک آستانه معین تجاوز کند. هرچه مقدار دز بیشتر باشد ، اثرات آن بیشتر ونمایان تر است ( چنان چه از مقدار آستانه کمتر باشد هیچ اثری ظاهر نمی شود ) اثرات احتمالی : اثراتی هستند که برای روز آنها معمولاً آستانه دز وجود ندارد . نظیر سرطان های مختلف و عوارض سوء بر نسلهای آینده . این گونه اثرات همان گونه که نامشان پیداست به صورت تصادفی پدیدار میگردند و حتی ممکن است در شخصی که در معرض پرتو تابش ها قرار نگرفته مشاهده گردد. به عنوان مثال اگر به رابطه بین سیگار کشیدن و احتمال بروز سرطانهای ریه توجه شود ملاحظه میشود که احتمال بروز سرطان ریه در بین افراد سیگاری بیش از سایر افراد میباشد و این احتمال در مورد افرادی که بیشتر سیگار می کشند افزایش می یابد . افراد به شدت سیگاری نیز وجود دارند که به این بیماری دچار نمیشوند و برعکس افراد غیر سیگاری وجود دارند که دچار این بیماری نمیشوند . بنابراین سیگار کشیدن حتی بطور افراطی نمی تواند بطور یقین منجر به سرطان ریه شود. ویژگی های اثرات احتمالی : آستانه دز برای بروز این اثرات وجود ندارد . احتمال بروز این اثرات با افزایش دز زیاد میگردد.
+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 9:18  توسط علیرضا ابراهیمی
|
تعاريف متعددي براي کاليبراسيون ارائه شده است. دراستاندارد ملي ايران در بخش "واژه ها واصطلاحات پايه و عمومي اندازه شناسي" کاليبراسيون چنين تعريف شده است : مقايسه ابزار دقيق با يک مرجع استاندارد آزمايشگاهي در شرايط استاندارد ، جهت اطمينان از دقت و سلامت آن و تعيين ميزان خطاي اين وسيله نسبت به آن استاندارد وتنظيم آن در مقايسه با استاندارد . تعريف ديگري که ميتوان ارائه داد اين است که : کاليبراسيون مقايسه دو سيستم يا وسيله اندازه گيري است(يکي باعدم قطعيت معلوم وديگري با عدم قطعيت نامعلوم)به منظورمحاسبه عدم قطعيت وسيله اي که عدم قطعيت آن نامعلوم است. تعريف ديگري که در ايزو 10012 آمده است کاليبره کردن را چنين معرفي كرده است: مجموعه اي ازعمليات که تحت شرايط مشخصي برقرار مي شود و رابطه ي بين مقادير نشان داده شده توسط وسيله اندازه گيري و مقادير متناظر آن کميت توسط استاندارد مرجع را مشخص مي نمايد. معمولا کاليبراسيون اوليه دستگاه آزمون و اندازه گيري (TME) در مرحله ي ساخت و توليد آن انجام مي گيرد که مي تواند شامل اين مراحل باشد : درجه بندي دستگاه ، تنظيم مدارات الکتريکي موجود روي وسيله مانند تنظيم نشان دهنده هاي ديجيتالي،تخمين عدم قطعيت و پايداري دستگاه .
+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 9:17  توسط علیرضا ابراهیمی
|
از شواهدی که در دست است، جشن نوروز در زمان هخامنشیان، در تخت جمشید برگزار می شده است و حتی شکل کاخ و نگاره هایی که بر دیواره های تخت جمشید نقش بسته نشان از برگزاری جشن نوروز داشته است. ملت های همه سرزمین های زیر فرمانروایی هخامنشی در چنین روزی در آن جا گرد می آمدند تا پیشکش های خود را تقدیم کنند. اما آن چنان که از برخی منابع برمی آید، نوروز قبل از هخامنشیان نیز وجود داشته است. البته در اوستا مطرح نمی شود چون اوستا دینی است و جشن های خاص خودش را دارد. ولی از دوره ادبیات میانه، نوشته های پهلوی و مانوی از نوروز بسیار سخن گفته می شود که مربوط به اول سال است و غیر ممکن است که در اول سال، عید باشد اما مراسمی وجود نداشته باشد. نقش برجسته های تخت جمشید نیز این نظر را القا می کند که جشن سالانه در ایران وجود داشته است که با تغییر فصل ها مربوط بوده است. پس ریشه های این جشن در گذشته های بسیار دور ایران است و تنها جشنی است که تا این اندازه در میان مردم مورد توجه بوده است. چون نوروز جشن ملی بود و از میان جشن های باستانی ایران، تنها جشنی بود که در چهار دیواری خانه ها نفوذ کرد. اسطوره های گوناگونی گرد این جشن ملی را فراگرفته اند، از جمله اسطوره زیبای آفرینش در ایران باستان. بنابراین اسطوره، اورمزد شش پیش نمونه گیتی یعنی نمونه اولیه و آرمانی موجودات را در شش گاه با فاصله های نابرابر و در درازای یک سال می آفریند که به ترتیب عبارتند از: آسما ن، آب، زمین، گیاه، چهار پای سودمند ومردم. به یادبود این آفرینش های شش گانه، سال را به شش قسمت نابرابر تقسیم می کردند و سالگرد این آفرینش ها را به صورت جشن های پنج روزه که در آيين ايران باستان «گاهانبار» نام دارد، برگزار مي كردند. اسطوره ديگري نيز آيين هاي نوروزي را همراهي مي كند، يكي از آنها آيين نيايش به ايزد «رپيتوين» است. «رپيتوين» سرور گرماي نيمروز و ماه هاي تابستان است و در زمستان، در زير زمين جاي مي گيرد و آب هاي زيرزميني را گرم نگاه مي دارد تا گياهان و درختان نميرند و به خصوص ريشه هاي درختان را در برابر يورش سرماي زمستاني پاس مي دارد. بازگشت سالانه او در بهار است كه نمادي است از پيروزي نهايي نيكي ها بر بدي ها و بهارها بر زمستان ها. به همين مناسبت جشن ويژه اي و نيايشي كه تقديم رپيتوين مي شد، بخشي از مراسم نوروزي را تشكيل مي دهد و از اين ديد، نوروز نمادي از پيروزي عنصر نيك است در نبرد فصل ها. نوروز همچنين نمادي است از سالگرد بيداري طبيعت از خواب زمستاني و مرگي است كه به رستاخيز و زندگي منتهي مي شود و به همين مناسبت جشن مربوط به «فروهر»ها نيز بوده است. «فروهر» يا «فروشي» گونه اي از روان است و نوعي همزاد آدميان كه پيش از آفرينش مردمان در آن جهان به وجود مي آيد و پس از مرگ مردمان به دنياي ديگر مي شتابد و از كيفرهاي خاصي كه روان مي بيند به دور است. فروهرها سالي يك بار در طليعه ماه فروردين (= ماه فروهرها) به زمين باز مي گردند و هر يك به خانه خود فرود مي آيند. آنان از ديدن پاكيزگي و درخشندگي خانه دلخوش مي شوند و بر شادكامي خانواده و بر بركت خانه دعا مي كنند و اگر خانه را آشفته و در هم، پاك نشده و نا آراسته ببينند غمگين مي شوند و دعا نكرده و بركت نخواسته خانه را ترك مي كنند. مراسم خانه تكاني از همين جا نشات گرفته است. ايرانيان در آغاز سال نو همه جاي خانه را تميز و پاكيزه مي كنند تا فروهرهاي درگذشتگان به خانه آنان بيايند و براي خانواده بركت بياورند. آنان كه بر اين باورند، روز نوروز از خانه بيرون نمي روند، چون نمي خواهند كه فروهرها صاحبخانه را در خانه نيابند و ناخشنود گردند. چراغ خانه ها در اين شب ها بايد روشن باشد و براي اين كه راه را بر فروهرها بهتر بنمايانند، در آغاز پنج روز آخرين گاهانبار و به روايتي در پايان اين پنج روز و درست شب نوروز بزرگ، مراسم آتش افروزي بر بام ها انجام مي دادند كه هم راهگشاي فروهرها باشد و هم به دور و نزديك خبر دهند كه سال نو مي آيد. اين آتش افروزي بعد از آمدن اسلام نيز در ميان ايرانيان معمول بوده است و چون مراسم به طور رسمي نخستين بار در شب چهارشنبه انجام شد، اين رسم در شب چهارشنبه پاي بر جا ماند و چهارشنبه سوري يكي از جشن هاي جنبي نوروز شد. به روايتي «سوري» به معني «سرخ» است و سرخي دليل انرژي و تحرك. پس از جشن سوري، بايد بتوانيم بيرون بياييم، روي زمين كار كنيم و خواب زمستاني را كنار بگذاريم. افسانه هاي بسياري پيدايش جشن نوروز را به دوران جمشيد نسبت مي دهند. از جمله مناسبت هايي كه در افسانه ها براي پيدايش جشن نوروز برمي شمرند، مي توان به موارد زير اشاره كرد: تجديد دين با به پادشاهي رسيدن جمشيد، پيروزي جمشيد بر اهريمن، درخشش چهره جم زماني كه بر تختي نشست و ديوان به فرمان او تخت را برداشتند و به گردون افراشتند، ديوان جمشيد را سوار بر گردونه اي در نخستين روز ماه فروردين به يك روز از دماوند به بابل بردند و مردمان به سبب چيز شگفتي كه ديدند، اين روز را جشن گرفتند (سبب برتاب نشستن در نوروز به تقليد به اين افسانه معمول گشت)، در نوروز جم اوزان و مقادير را تعيين كرد، نيشكر در دوران جم در اين روز كشف شد (از اين روست كه در اين روز همه به هم شيريني هديه مي دهند)، پس از يك دوره خشكسالي، در اين روز با بر تخت نشستن جمشيد باران باريد (رسم به هم آب پاشيدن كه يكي از آيين هاي نوروزي است با اين افسانه بي ارتباط نيست)، و نيز جم دستور كندن جوي ها و آبراهه ها را در اين روز داد. (كه اين هم با رسم شستن خود در سپيده دم نوروز و پاك شدن از گناهان بايد مرتبط باشد.) با درهم آميختگي كه ميان شخصيت هاي افسانه اي به دلايل اجتماعي پيش مي آيد، در دوران اسلامي، جم با حضرت سليمان آميخته مي شود و از مجموعه اين آميختگي ها افسانه اي درست مي شود كه بنيانگذاري نوروز را به سليمان نسبت مي دهد. دوبو (Dubeux) در كتاب خود به نام «ايران» كه گزارش هاي جهانگردان اروپايي قرن هفدهم و هجدهم و آغاز قرن نوزدهم را درباره اين كشورخلاصه مي كند، مطلبي هم درباره نوروز دارد. او مي نويسد ايرانيان پس از اسلام توانستند بهانه اي بيابند تا اين جشن بسيار قديمي خود را حفظ كنند و گفتند اين جشن به ياد به خلافت رسيدن حضرت علي (ع) است. به هر حال، آن چه مهم است باقي ماندن و حفظ شدن اين جشن فرخنده تا روزگار ماست. در زمان ساسانيان دو نوروز جشن گرفته مي شد و اين رسم تا قرن ها بعد هم باقي ماند. نوروز اول فروردين كه نوروز عامه بود و نوروز بزرگ در ششم فروردين كه بيشتر مشهور به نوروز خاصه بود. به روايتي خدا جهان را در نوروز آفريد و به روايت ديگري آدم نيز در همين روز آفريده شد. از اين رو، نخستين روز، نوروز عامه كه روز اعتدال بهاري است، پرشكوه ترين روز اين جشن است. و اما ايرانيان تقسيم بندي ديگري هم براي سال داشتند و آن تقسيم سال به دوازده ماه سي روزه بود. در پايان سال پنج روز باقي مي ماند كه به آن پنجه دزديده مي گفتند. اين پنج روز از نظم و قانوني برخوردار نبوده و معمولا تجسم آشوب ازلي بوده است. دوازده روز نوروز معرف دوازده ماه سال است و سيزده نوروز معرف آشوب ازلي پيش از آفرينش است و از آن جا كه هر نوع آشوب پيش از نظم گرفتن، نحس محسوب مي شد و بي نظام به شمار مي آمده، روز سيزده نوروز هم نحس است. چون دنيا پس از برقراري نظم است كه مقدس مي شود. در اين روز خانه را جارو نمي كنند و همه مردم از خانه خارج مي شوند. اگر خانه از ساكنان آن كاملا خالي نشود، سال نو نوعي بدبختي به همراه مي آورد. سيزده نوروز جشن واقعي بهار است. درختان با سرسبزي تازه خود جلوه گرند، گل هاي صحرايي مي رويند، ياس ها گل مي دهند و شاعران ايران براي غزل سرايي توصيف اين فصل را ترجيح مي دهند. ايرانيان در قديم، به عنوان شگون، هفت «سيني» از دانه هايي كه بركت به سفره ها مي آورد، مي روياندند و بر خوان نوروزي خود مي نهادند. «سيني» معرب «چيني» است كه در قديم به طبق هاي بزرگي كه از چين آورده بودند، گفته مي شد. از جمله رسم هاي متداول نوروز در بيشتر خانواده هاي ايراني آن است كه پس از تحويل سال شخص خوشقدمي از اهل خانه بيرون مي رود و سبزه و سكه در دست مي گيرد و به خانه وارد مي شود. اهل خانه مي پرسند، «چه آوردي؟ و او پاسخ مي دهد: «سلامتي، خوشبختي، ثروت و...» و با اين حركت نمادين، خانواده براي خود سال خوب و پرباري را آرزو مي كنند. با همه اين توضيحاتي كه گفته شد و نمادهايي كه گشوده شد، در پايان بايد گفت كه نوروز حتي بي آن كه چيزي از نمادها و اسطوره هاي آن بدانيم، زيباست. آغاز سال نو ايراني، هماهنگ با باززايي طبيعت است و حركات نمادين و خوان نمادين اين جشن بر زيبايي آن مي افزايد. اين انتخاب و اين مراسم نمادين همه ريشه در فرهنگي بسيار غني و كهن دارد و ايرانيان مي توانند به خود ببالند كه در ميان ملت هاي جهان براي سال نو خود بهترين انتخاب را داشته اند، چرا كه از غني ترين فرهنگ و تفكر برخوردار بوده اند.
+ نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 7:9  توسط علیرضا ابراهیمی
|
|
|