شناسایی کاتیون ها
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نماد عنصر |
نام |
رنگ شعله |
As |
آرسنيك |
آبي |
B |
بور |
سبز روشن |
Ba |
باريم |
سبز مايل به زرد( مغز پسته اي) |
Ca |
كلسيم |
قرمز- نارنجي |
Cs |
سزيم |
بنفش كم رنگ |
Cu نمكهاي غير هاليد |
مس |
سبز زمردي |
Cu نمكهاي هاليد |
مس |
آبي مايل سبز |
In |
اينديوم |
آبي |
Li |
ليتيم |
قرمز لاكي ( قرمز سير) |
K |
پتاسيم |
بنفش كم رنگ |
Mo |
موليبدن |
سبز مايل به زرد |
Na |
سديم |
زرد پررنگ |
P |
فسفر |
سبز مايل به آبي كم رنگ |
Pb |
سرب |
سبز كمرنگ |
Rb |
روبيديم |
بنفش كم رنگ |
Sb |
آنتيموان |
سبز كمرنگ |
Se |
سلنيم |
آبي لاجوردي |
Sr |
استرنسيم |
قرمز سير |
Te |
تلوريم |
سبز كمرنگ |
Tl |
تاليم |
سبز خالص |
Zn |
روي |
سبز مايل به آبي |
منبع :http://kimiagaran.blogfa.com
هوشمندي در مواد، خاصيتي است كه مختص به گروه خاصي نبوده و در اغلب گروههاي مواد ديده ميشود. پليمرها نيز از اين قضيه مستنثنا نيستند و در برابر محركهاي مختلف مثل دما، ميدانهاي الكتريكي و ميدانهاي مغناطيسي، عكسالعملهاي متفاوتي از خود نشان ميدهند. اين پليمرها به گروههاي مختلفي تقسيم ميشوند و داراي خواص و كاربردهاي متفاوتي ميباشند. در ذيل به معرفي، تقسيمبندي، كاربردها و بازار اين مواد به طور مختصر اشاره شده است:
مكانيزم هوشمندي در اين مواد، عكسالعمل در برابر تحريكات الكتريكي خارجي است. اين عكسالعمل، تغيير در ابعاد و هندسه ماده را شامل مي شود.
اين پليمرها كه در سال 1990 شناخته شدهاند، كاربردهاي زيادي در پزشكي، صنعت و مهندسي عمران دارند. اين پليمرها به دو دسته عمده تقسيم ميشوند:
الف)پليمرهاي فعال الكتريكي الكترونيكي كه به منظور حفظ تغيير مكان ايجاد شده در اثر اعمال ولتاژ DC مورد استفاده قرار ميگيرند و كاربردهاي زيادي در رباتها دارند. اين دسته خود از جنبه كاربردي به دو گروه تقسيم ميشود كه عبارتند از: گروهي كه در حسگري خود از رسانايي و هدايت الكتريكي بهره ميبرند و گروهي كه از فعاليت الكتريكي خود در اثر تحريك خارجي به عنوان محرك استفاده ميكنند.
كاربردهاي اين پليمرها در صنايع مختلفي است كه ميتوان از جمله آنها مواد الكترواستاتيك در لباسهاي ضد الكتريسيته، چسبهاي رسانا، حفاظهاي الكتريكي و مغناطيسي، تختههاي مدار چاپي الكترونيكي، رشتههاي اعصاب مصنوعي، سازههاي هواپيما و پيزوسراميكها را نام برد
.
ب)پليمرهايفعالالكتريكييوني هستند كه در غشاهاي مبادلهگر يوني، محركهاي الكترومكانيكي، سنسورهاي حرارتي- شيميايي، الكتروليتهاي جامد، باطريهاي قابل شارژ و سيستمهاي رهايش دارو در پزشكي كاربرد دارند.
پليمرهاي فعال الكتريكي به عنوان ديالكتريك نيز مورد استفاده قرار ميگيرند. به عنوان نمونه پليمرهاي كه داراي سفتي (Stiffness) و ثابت ديالكتريك بالا ميباشند، در محركهاي(Actuator) با كرنش بالا مورد استفاده قرار ميگيرند كه به طور نمونه در پيزوالكتريكها كاربرد دارند.
قابل ذكر است كه الاستومرهاي بلور مايع، الاستومرهاي الكتروويسكوالاستيك، پليمرهاي فروالكتريك، نانولولههاي كربن و پليمرهاي رسانا كه بعنوان شناساگرهاي گازهاي سمي (حسگرهاي يوني) در پالايشگاهها و صنايع نظامي كاربرد دارند، نيز در اين گروه قرار ميگيرند
.
در اين نوع از پليمرهاي هوشمند، با تغيير ميدان مغناطيسي، ويسكوزيتة آنها تغيير ميكند و عملكرد آنها مشابه سيالات الكتريكي رئولوژيكي ميباشد.
اين سيالات اساس پليمري دارند و در برابر ميدان الكتريكي از خود تغيير ويسكوزيته نشان ميدهند كه ميتوان با اين تغيير ابعاد را تحت تاثير قرار داد. به طور مثال اين مواد در كمك فنرهاي خودرو در خودروهاي جديد كاربرد دارند و با تغيير جريان ميتوان ارتفاع خودرو را تنظيم نمود.
اين نوع پليمرها در راهسازي، پلسازي و صنعت ساختمان نيز استفاده ميشود و امروزه در تكيهگاه خيلي از پلها خصوصاً پلهاي معلق از اين مواد استفاه ميشود.
سيالات ERF داراي سه نوع مثبت، منفي و مواد نوري الكتريكي هستند. اگر با اعمال ميدان الكتريكي، ويسكوزيته افزايش يابد ERF مثبت است، اگر با افزايش ميدان الكتريكي ويسكوزيته كاهش يابد ERF منفي است و اگر با تاباندن اشعه ماوراء بنفش ويسكوزيته تغيير كند ERF از نوع نوري و الكتريكي ميباشد.
با تغيير در زنجيره پليمرها ميتوان ژلها را ساخت كه اين كار با تعويض بعضي از مونومرهاي زنجيره با مواد شيميايي صورت ميگيرد. تفاوت اصلي ژلها با پليمرها سازگاري شيميايي و ترموديناميكي آنها با حلالها ميباشد و نيز خاصيت رطوبتگيري كه در آنها وجود دارد.
ژلها براساس ويژگيهايي نظير طبيعت گروههاي تشكيلدهنده، خواص مكانيكي، ويژگيهاي ساختاري و شكل شبكه تقسيمبندي ميشوند و در برا بر محركهاي مختلف فيزيكي و شيميايي نظير دما، ميدان الكتريكي و مغناطيسي، نور، فشار و PH، از خود عكسالعمل نشان ميدهند و در صنايع دفاعي، زيستي، داروسازي و غيره مورد استفاده قرار ميگيرند.
مشابه آلياژهاي حافظهدار هستند به اين ترتيب كه در اثر تغييرات دمايي از خود تغييرات ابعادي نشان ميدهند كه علت آن تغيير در مورفولوژي زنجيرهها است. اين پليمرها در مواردي مثل جيگ و فيكسچرهاي ماشينكاري كاربرد دارند.
پليمرهاي هوشمند هنوز خيلي تجاري نشدهاند، بنابراين بازار خيلي بزرگي را به خود اختصاص نميدهند. البته 5 تا 15 سال آينده اين بازار رشد بسيار خوبي خواهد داشت زيرا كاربردهاي آينده اين مواد كه در حوزههاي مختلفي چون پزشكي، كامپيوتر، خودرو، تلويزيون، پول الكترونيكي، كنترلكنندههاي بهداشتي، هوافضا، بيوتكنولوژي، صنايع نظامي، الكترونيك و فناوري نانو خواهد بود، نويددهنده بازار بزرگي براي اين مواد است.
در بين سالهاي 2010-1992 بر اساس پيشبينيهاي انجام شده، در برخي از كاربردهاي اصلي اين مواد مثل غلافها و پوششهاي سيم و كابل، باطريهاي ذخيره انرژي با ظرفيت بالا و سپرهاي تجهيزات الكترونيك كه در فضاپيماها و محافظهاي الكترونيك كاربرد دارند، روند مصرف رو به افزايش است و بازار خوبي را به خود اختصاص خواهند داد. مثالهاي زير به صحت اين ادعاها اشاره دارد:
از سال 2000-1992 مصرف اين مواد رو به افزايش بوده بطوري كه مصرف پليمرهاي هادي استفاده در باطريها در سال 2000 معادل 500 هزار پوند بالغ بر 50 ميليون دلار بوده است
.
بازار سپرهاي الكترونيك در سال 1988، 116 ميليون دلار و در سال 1993، 165 ميليون دلار بوده است و امروزه پوششهاي هادي و صفحات پليمري 75 درصد بازار مواد مشابه را به خود اختصاص دادهاند.
هزينه پوششهاي پلاستيكي نسبت به ساير مواد پايينتر است و 1.25 تا 2.5 دلار به ازاي هر فوت مربع ذكر شده است.
البته عمده بازار مواد هوشمند پليمري در كشورهاي پيشرفته است و بايد اين بازار را به كشورهاي در حال توسعه گسترش داد و اين نياز را براي اين كشورها به وجود آورد. پيشبيني انجامشده در مورد بازار اين مواد تا سال 2010 بالغ بر 457 ميليون دلار خواهد بود.
ريشه لغوي
كروماتوگرافي choromatoghraphyدر زبان يوناني chromaيعني رنگ وgrophein يعني نوشتن است.
اطلاعات اوليه
پر كاربردترين شيوه جداسازي مواد تجزيه اي كروماتوگرافي است كه در تمام شاخه هاي علوم كاربردهايي دارد.كروماتوگرافي گروه گوناگون و مهمي از روش هاي جداسازي مواد را شامل ميشود و امكان ميدهد تا اجزاي سازنده نزديك به هم مخلوط هاي كمپلكس را جدا،منزوي وشناسايي كند بسياري از اين جدا سازي ها به روشهاي ديگر نا ممكن است
سير تحولي رشد
.اولين روش كروماتوگرافي در سال 1903بوسيله ي ميخائيل سوئت ابدااع و نامگذاري شد.او از اين روش براي جداسازي مواد رنگي استفاده كرد.
مارتين وسينج در سال 1952به پاس اكتشافاتشان در زمينه كروماتوگرافي جايزه نوبل دريافت كردند.
توصيف كروماتوگرافي
كروماتو گرافي متكي بر حركت نسبي دو فاز است ولي در كروماتوگرافي يكي از فازها بدون حركت و فاز ساكن ناميده ميشود و ديگري را فاز متحرك مي نامند.اجزاي مخلوط به وسيله جرياني از فاز متحرك از داخل فاز ساكن عبور داده ميشود.جداسازي ها بر اساس اختلاف در سرعت مهاجرت اجزاي مختلف نمونه استوارند.
انواع كروماتوگرافي
۱-كروماتوگرفي مايع-جامد
۲_كروماتوگرافي جذب سطحي _كروماتو گرافي ژلي
۳-كروماتوگرافي لايه نازك _كروماتوگرافي تبادل يوني .كروماتوگرافي گاز-جامد
۴-كروماتوگرافي مايع-مايع
۵-كروماتوگرافي تقسيمي _كروماتوگرافي كاغذي
۶-كروماتوگرافي گاز-مايع
۷-كروماتوگرافي گاز -مايع _كروماتوگرافي ستون مويينكروماتوگرافي روش جزئ به جزئ كردن يك مخلوط بر اساس قطبيت مولكولها ميباشد كه ميخواهيم جداسازي نماييم و اين مخلوط در يك مايع يا يك گاز حل شده واز روي يك فاز ساكن عبور مينمايد اجسام موجود در مخلوط به علت قطبيت متنفاوت با سرعتهاي متفاوت از روي فاز ساكن ميگذرند.
انتخاب بهترين روش كروماتوگرافي
انتخاب نوع روش كروماتو كرافي بجز در موارد واضح(مانند كروماتوگرافي گازي در جداسازي مواد گاز)عموما تجربي است.زيرا هنوز هيچ راهي جهت پيش بيني بهترين روش براي جدا سازي مواداجسام مگر در چند مورد ساده وجود نداردر جداسازي هاي مشكل وقتي روشهاي ساده فاقد كارايي لازم هستند روش كروماتوگرافي مايع(HECL)ميتواند جوابگو باشد.
اگرفاز ثابت جامد و فاز متحرك مايع باشد،به آن كروماتو گرافي مايع-جامد(LSC)گويند.اگر فاز متحرك،گاز وفاز ثابت،جامد باشد،به آن كروماتوگرافي گاز-جامد(GSC)گويند.اگر فاز متحرك مايع،وفاز ثابت نيز مايع باشد،به آن كروماتو گرافي مايع-مايع(LLC)يا(HPLC)گويند ودر نهايت اگر فاز متحرك،گازوفاز ثابت،مايع باشد،به آن كروماتوگرافي گاز-مايع(GLC)يا(VPC)گويند.
شرح آزماش
مواد مورد نياز:محلول اسيدي كاتيونهاي(Ni،Co،Cu،Fe)حلال(استون86/،آب8/وHclغليظ6)پتاسيم فرو سيانيد،دي متيل گلي اكسيم،محلول آمونياك غليظ،كاغذ كروماتو گرافيوسايل مورد نياز:خط كش،مداد ،تانك حلال(استوانه مدرج ml50)،لوله مويين،بشر كوچك.
ابتدا يك نوار كاغذ صافي برداشته با مداد به فاصله 25سانتي متر از لبه كاغذ خطي افقي رسم ميكنيم و يك قطره از مخلوط كروماتوگرافي وسط كاغذ نزديك خط كروماتوگرافي ميگذاريم.سپس كاغذ را درون استوانه كه حاوي استون،Hclوآب است ميكنيم سپس سر استوانه را ميبنديم تا حلال بر اثر خاصيت مويينگي از كاغذ بالا برود و منتظر ميمانيم تا حلال به 1سانتي متري دهانه استوانه برسد،كاغذ را برداشته وسريعا تا جايي كه محلول بالا آمده است را با مداد خط ميكشيم،با حرارت دادن قسمتي از كاغذ كه داراي كاتيون آهن است به رنگ آبي در آمده فورا آن نقطه را علامت ميزنيم،با اضافه كردن يك قطره شناساگر دي متيل گلي اكسيم در قسمت پاييني كاغذ رنگ گلي ديده ميشوكه نشانه وجود نيكل است،رنگ سبزكمي بالاتر از رنگ گلي نميانگر وجود كبالت در ان قسمت است،كمي بالاتر از رنگ سبز با ريختن يك قطره پتاسيم فروسيانيد رنگ قرمز مايل به قهوه اي ظاهر ميشود(نشانه ي وجود مس)
محل تركيبات مختلف روي كاغذ را با زداري نسبي يا Rمشخص ميكنيم.طبق رابطه ي زير:
فاصله پيموده شده حلال از مبدا/فاصله پيموده شده جسم از مبدا=RRبراي هر ماده مقدار معيني است كه به نوع كاغذ،حلال ودما بستگي دارد.
=2*100/10.5=19.04براي رنگ صورتي
=4.5*100/10.5=42.85براي رنگ سبز
=7*100/10.5=66.66براي رنگ قهوه اي
=9.5*100/10.5=90.47براي رنگ آبي
منبع:http://kimiagaran.blogfa.com
پلاريمتري ( Polarimetry )
اين روش براي تجزيه كمي و كيفي اجسامي كه فعاليت نوري دارند به كار مي رود. نور سفيد در تمام جهات ارتعاش دارد و اگر از اجسام Polaroid مانند بعضي مواد پلاستيكي يا بلورهاي طبيعي مانند كلسيت كه فرمول آنها CaCO3 است عبور كند به دو اشعه تقسيم مي شود. چون سرعت هر يك از دو اشعه در داخل بلور متفاوت است. در صورتي كه بلور را در امتداد يكي از قطب ها با يك زاويه مناسب بريد و مجددا آن را با صمغي بنام كانادا بالسام بچسبانيم، جزئي كه اشعه عادي ناميده مي شود منعكس شده و خارج مي شود. در صورتي كه جزئي كه اشعه غيرعادي (پلاريزه) ناميده مي شود بدون شكست خارج مي شود ارتعاش اين نور در يك سطح و عمود بر جهت انتشار آن است اين بلور را كه نور پلاريزه ايجاد مي كند، منشور نيكل ناميده مي شود. اجسامي داراي فعاليت نوری هستند كه در ساختمان مولكولي آنها كربن نا قرينه (يعني اتم كربني كه به چهار گروه مختلف متصل باشد) وجود داشته باشد. اين اتم كربن باعث نامتقارن شدن مولكول مي شود و مولكول نمي تواند بر تصوير آينه اي خود منطبق باشد. اگر اين اجسام در مسير نور پلاريزه قرار بگيرند باعث چرخش نور پلاريزه مي شوند در صورتي كه جسم نور پلاريزه را در جهت عقربه ساعت بچرخاند ، راست گردان (Dextrorotatory) مي گويند و چنانچه در جهت عكس عقربه ساعت بچرخاند ، آن را چپ گردان (Levorotatory) مي گويند.
مقدار چرخش (الفا) با غلظت جسم (C) متناسب است. و يا می توان گفت نور پلاريزه وقتی از ترکيبات نامتقارن عبور کند، به علت پخش نامتقارن دانسيته الكتروني در مولكول، الكترونهاي مولكول بطور نامتقارن بر نور پلاريزه اثر مي گذارند و باعث چرخش آن حول محور انتشار مي شوند. مولكولهائي كه فعاليت نوري ندارند چون با پخش الكتروني متقارن مواجه هستند بر نور پلاريزه اثر ندارند.
تركيباتي كه تصوير آينه اي قابل انطباق نداشته باشند داراي ايزومر نوری هستند. دو ايزومر نوري يك زوج انانتيومر را تشكيل مي دهند. كه از نظر خواص فيزيكي و شيميایي يكسان هستند و فقط در جهت چرخش نور پلاريزه اختلاف دارند. مخلوط مساوي دو انانتيومر كه از نظر قدر مطلق يكسان ولي از نظر جهت مخالف هستند كاملا همديگر را خنثي مي كنند. چرخش حاصله صفر است به چنين مخلوطي راسميك مي گويند.
اجزاء و قسمتهاي مختلف دستگاه پلاريمتر
1- منبع نور:
توليد كننده نور تك رنگ است، چون ميدان چرخش با طول موج تغيير مي كند. لذا بايد به عنوان منبع از يك توليد كننده نور تك رنگ استفاده كرد. معمولا از لامپ بخار سديم (خط زرد D) استفاده مي شود. لامپ جيوه هم ممكن است بكار برده شود. طول موج لامپ سديم 589.3 A° لامپ جيوه °546 A
۲- شکاف( Slite) :
ميزان نور رسيده به نمونه را تنظيم مي كند.
3- عدسي:
نقش موازي كننده نور را دارد.
4- منشور نيكل :
اولین منشور نیکل كه پلاريزور نام دارد و نور را پلاريزه مي كند.
5- سل نمونه:
استوانه اي شيشه اي است و جهت قرار دادن نمونه مورد آزمايش در داخل آن است طول آن ممکن است 1 ، 2 ، 3 ، 4 سانتیمتر باشد. (اگرحباب هوا داشت در برآمدگي سل بايد قرار گيرد.)
6- منشور نيكل :
دومین منشور نیکل كه آنالايزور(Analyzer) بعنوان تجزيه كننده است كه با چرخاندن آن مي توان نور پلاريزه را به حالت اول برگرداند و مقدارانحراف آن را بر حسب درجه از روي يك سطح دايره اي مدرج خواند.
در اين حالت روشنائي دو نيم دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود به يك اندازه خواهد بود.
7- عدسي چشمي و ردياب (دتكتور):
معمولا از چشم انسان بعنوان ردياب استفاده مي شود. در دستگاههای پيشرفته فتوالکتريک هستند و تا 001/0 درجه را تعيين مي كند.
پلاريمتر نيم سايه:
يك پلاريزور كوچك متحرك بنام نيكل نيم سايه بعد از پلاريزور قرار دارد كه مي توان آن را با چرخاندن طوري تنظيم نمود كه مانع عبور نور شود. در اين حالت نيمي از دايره اي كه از عدسي چشمي ملاحظه مي شود سياه به نظر مي رسد، بعد شدت نور هر دو نيم دايره را به وسيله چرخاندن آنالايزور مساوي تنظيم مي كنيم. در اين حالت دستگاه بايد روي صفر باشد. با گذاشتن نمونه در مسير نور، شدت روشنائي دو نيم دايره فرق مي كند كه بايستي با چرخاندن آناليزور به حالت اول برگرداند و مقدار چرخش را كه a نام دارد از روي درجات خواند.

چرخش ويژه (انحراف مخصوص) Specific rotation :
زاويه a به چند عامل بستگي دارد. كه عبارتند از ماهيت تركيب، غلظت يا دانسيته (براي مايعات) طول نمونه اي كه بايد نور از آن عبور كند (طول مسير)، درجه حرارت، حلال، طول موج نور غلظت و طول مسير اهميت زيادي دارند چون تعداد متوسط مولكولهاي فعال نوری تعيين می شوند.

مقدار چرخش مخصوص براي يك جسم تحت شرايط معين ثابت است.
لذا از آن مي توان بعنوان يك ثابت فيزيكي مثل نقطه ذوب و نقطه جوش و غيره استفاده كرد. رابطه انحراف مخصوص با ازدياد درجه حرارت براي مقدار معيني از نمونه تغيير مي كند. براي تجزيه كمي با دانستن انحراف مخصوص يك جسم خالصی كه در جداولي براي °C 20=t داده شده و اندازه گيري a با استفاده از فرمولهاي فوق مقدار C( غلظت) را مي توان حساب كرد.
يكي از مهمترين كاربردهای پلاريمتري در صنايع قند است. وقتي محلولي فقط حاوي ساكارز باشد، پس از تعيين زاويه چرخش a بوسيله پلاريمتر مي توان غلظت آن را تعيين كرد. صفر پلاريمتر را بايستي با آب مقطر تنظيم نمود يا مقداري كه دستگاه براي آب مقطر نشان مي دهد را يادداشت كرد. يا مي توان منحني استاندارد براي a برحسب C رسم كرد. منحني ممكن است خطي، سهمي يا هذلولي باشد. چرخش مولكولي يك جسم در درجه حرارت T و طول موج لاندا به صورت
نمايش داده مي شود كه با انحراف مخصوص با رابطه زير مربوط مي شود که M وزن مولكول جسم است.

تغييرات چرخش مولكولي را طول موج نور پلاريزه ORD مي گويند (Optical rotatory dispersion) كه براي تشريح فرمول اجسامي كه ساختمان پيچيده دارند به كار مي رود.
اسفنجها مواد متخلخلی هستند که حبابهای گاز در حفرههای آنها حبس شده است. اسفنجها انواع گوناگونی دارند و با توجه به نرمی یا سختی کاربرهای مختلفی دارند. از اسفنجهای نرم در تهیه بالش و تشک و … استفاده میشود و اسفنجهای سخت و با چگالی گوناگون مصارف گوناگونی در تهیه وسایل خانگی و صنعتی دارند. امروزه ، گونههای زیادی از اسفنجها شناخته شده و تولید و مصرف میشوند. پلیاورتانها و پلیاستایرن از عمدهترین و پُرمصرفترین اسفنجها میباشند.
اسفنجها با توجه به ساختار سلولی به دو گونه نرم و سخت تقسیم میشوند. اسفنجهای سخت ، سیستمهای بسته سلولی و متخلخل هستند و اسفنجهای نرم سیستمهای باز میباشند. برای اینکه اسفنجی انعطافپذیر باشد، باید دارای سلولهای باز باشد تا هنگام فشردگی هوای داخل آنها خارج شود.
رزینهای پلاستیکی را میتوان با روشهای زیر بصورت اسفنج در آورد:
رسانایی گرمایی در اسفنجهای با چگالی کم ، اندکی بیشتر از رسانایی گاز حبس شده در سلولهای آنهاست. هرچه وزن مولکولی گاز بیشتر باشد، رسانایی گرمایی کمتر میگردد. گازهایی که رسانایی گرمایی کمتری دارند، در تهیه اسفنجهای نارسانا بکار میروند. ممکن است در اثر مرور زمان ، گاز اسفنج از آن خارج شده و گازهای دیگر مثل هوا یا بخار آب در آن وارد شود.
فرئونها ( گازهای فلوئوروکربن ) معمولا در سلولهای پلی اورتان ماندگارترند، اما هوا و آب هم ممکن است وارد سلولها شوند و رسانایی گرمایی اسفنج را حدود 20 تا 40 درصد افزایش دهند.
| گاز | فرمول شیمیایی | جرم مولکولی | نقطه جوش | رسانایی گرمایی |
| هیدروژن | H2 | 2 | - 253 | 4.28 |
| نیتروژن | N2 | 28 | -196 | 0.62 |
| اکسیژن | O2 | 32 | -183 | 0.62 |
| بخار آب | H2O | 18 | 100 | 0.43 |
| دیاکسید کربن | CO2 | 44 | -78 | 0.40 |
| پنتان | C5H12 | 72 | 36 | 0.34 |
| فلوئوروکربن12 | CCl2F2 | 121 | -30 | 0.23 |
| فلوئوروکربن11 | CCl3F | 127 | 24 | 0.18 |
| اسفنج | نوع | سلول | گستره چگالیKg/M3 | حداکثر دمای کار بر درجه سانتیگراد |
| گرما سختها | ||||
| پلی اورتان | سخت | بسته | 24 – 640 + | 93 – 121 |
| پلی اورتان | انعطاف پذیر | باز | 14.5 – 320 | 66 – 93 |
| پلی ایزو سیانورات | سخت | بسته | 24 – 320 + | 149+ |
| فنولی | سخت | باز یا بسته | 5.1 – 352 | 149+ |
| اوره فرمالدئید | نیمه سخت | کمی بسته | 13 – 19 | 49 |
| پلی آمید | سخت | باز یا بسته | 32 – 640 | 260 |
| گرمانرم | ||||
| پلی استیرن | سخت | بسته | 16 – 160 | 79 |
| پلی اتیلن | نیمه سخت | بسته | 21 – 800 | 82 |
| پلی وینیل کلرید | سخت | بسته | 32 – 64 | 93 |
| پلی وینیل کلرید | انعطاف پذیر | باز یا بسته | 46 – 960 | 62 – 107 |
| نایلون | سخت | بسته | 640 – 960 | 149 |
یک کمپلکس مجموعه ای است متشکل از یک اتم مرکزی که توسط چند آنیون یا مولکول احاطه شده و در آن ظرفیت اتم مرکزی که معمولا فلز واسطه است اکثرا از حالت متداول آن بیشتر است. مثلا حل شدن سولفات مس خشک (سفید رنگ ) در آب محلول آبی خوش رنگ سولفات مس (II) تولید می کند که یک یون کمپلکس است. - CuSO4 + nH2 O ............> [Cu(H2 O)6 ]2+ + SO4 2
یون کمپلکس ایجاد شده عامل آبی شدن رنگ این محلول و در واقع تمام محلول های نمکهای مس (II)در آب می باشد.گروه های متصل به اتم مرکزی را که معمولا انیون یا مولکول دو قطبی خنثی می باشند لیگاند می نامندو در اغلب موارد این لیگاندها یک یا چند جفت الکترون به فلز مرکزی می دهند. از آنجاییکه مولکول آب قادر است مانند یک لیگاند عمل کند قرار گرفتن یک یون فلز واسطه (+Mn ) در آب به شرط نبود گروه های کئوردینه ی دیگر سبب تشکیل یون کمپلکس+M(H2 O)6 ]nمی شود.لذا برای تهیه ی برخی از کمپلکس ها مثل +Cu(NH3 )6 ]2واکنش بین فلز و لیگاند را باید در محیط غیر آبی انجام دادتا آب به صورت لیگاند وارد قشر کوئوردیناسیون نشود. هم چنین موقع تهیه ی کمپلکسها در آب لیگاند ها به تدریج جایگزین مولکول های آب کئوردینه شده می شوند مانند واکنش مقابل که در شش مرحله صورت می گیرد: Ni(H2 O)6 2+ + 6NH3 .............> Ni(NH3 )6 2+ علاوه بر کمپلکس های عادی یا کلاسیک نوع دیگری از کمپلکس ها نیز وجود دارند که انها را ترکیبات آلی فلزی می نامند در این کمپلکس ها حالت اکسایش فلز پایین (صفر یا +1 ) است و پیوند کربن فلز هم وجود دارد. هم چنین در کمپلکس های کلاسیک لیگاند ها معمولا دهنده ی جفت الکترون (دهنده ی ơ) و به مقدار جزئی گیرنده ی π هستند اما در ترکیبات آلی فلزی لیگاند ها اغلب علاوه بر دهندگی الکترون گیرنده ی شدید π نیز می باشند. در هر دو مورد این ترکیبات می توانند خنثی کاتیونی یا انیونی باشند.از جمله کمپلکس های آلی فلزی فروسن است که شامل دو حلقه ی سیکلوپنتن در بالا وپایین اتم اهن است. اولین ترکیب آلی فلزی جداسازی شده نمک زایس است که توسط زایس جداسازی شد. پایه گذار شیمی کوئوردیناسیون مدرن آلفرد ورنر است او در سال 1866 در فرانسه متولد شد ورنر اولین مقاله ی خود را درباره ی این موضوع در سال 1891 در سن 25 سالگی عرضه کرد و در سال 1913 جایزه ی نوبل شیمی را برای این کار به وی اهدا شد.
تعداد لیگاند ها و یا در واقع تعداد اتم های دهنده ی الکترون متصل به فلز مرکزی را عدد کئودیناسیون می گویند که یکی از ویژگیهای یک کمپلکس است یعنی اینکه مثلا اغلب کمپلکسهای با عدد کئوردینه یکسان خواص مغناطیسی مشابهی را از خود نشان می دهند.
خواص مغناطیسی کمپلکس های فلزی:
مغناطیس پذیری : اگر جسمی در یک میدان مغناطیسی با قدرت H0 قرار گیرد القاء مغناطیسی B یا شار مغناطیسی در این جسم از رابطه ی مقابل به دست می آید: B= H0 + 4πM در این رابطه H0 قدرت میدان مغناطیسی خارجی و Mشدت مغناطیس شدن در واحد حجم است.
ممان مغناطیسی : خواص مغناطیسی ماده از دو راه توسط الکترونها حاصل می شود : یکی ناشی از حرکت دورانی الکترون حول محور خود که چون دارای بار منفی است از این طریق می تواند مغناطیس تولید کند (ممان اسپینی الکترون) و دیگری ناشی از حرکت الکترون در مدار خود حول هسته (ممان اربیتالی الکترون).پس ممان مغناطیسی تولیدی مواد حاصل این دو خاصیت الکترون است.واحد ممان مغناطیسی بور مگنتون است یک بور مگنتونe ( BM)=eh̸4Πmc بار الکترون h ثابت پلانکmجرم الکترون و cسرعت نور است.
ترکیب پارامغناطیس ترکیبی است که الکترون جفت نشده دارد سهم پارامغناطیسی در تاثیر پذیری از بر هم کنش ممان های زاویه ای اسپینی و اربیتالی الکترونها با میدان مغناطیسی خارجی ناشی می شود.ممان مغناطیسی موثر برای یک سیستم پارامغناطیس با در نظر گرفتن ممانهای زاویه ای اسپینی و اوربیتالی الکترونها از این رابطه به دست می آید:( µ=√4S(S+1)+L(L+1 در این رابطه Sعدد کوانتومی اسپین کل و L عدد کوانتومی اوربیتالی کل است.همه ی مواد با میدان مغناطیسی بر هم کنش دارند و بر اساس نوع بر هم کنش با میدان به چند دسته ی زیر تقسیم می شوند:
دیا مغناطیس : خاصیت دیا مغناطیسی در همه ی انواع ماده دیده می شود و ناشی از حرکت دورانی الکترونهای جفت شده ی مولکول در اثر القاء میدان مغناطیسی خارجی است. این چرخش منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی کوچک مخالف میدان اعمال شده می شود و به همین دلیل مواد دیامغناطیس از میدان مغناطیسی خارجی رانده می شوند.
پارامغناطیس : خاصیت پارامغناطیسی از برهم کنش ممانهای زاویه ای اسپینی و اوربیتالی الکترونهای منفرد با میدان مغناطیسی خارجی ناشی می شود. این دسته از مواد جذب میدان می شوندوبر خلاف اجسام فرومغناطیس با از بین رفتن میدان خارجی خاصیت مغناطیسی خود را از دست می دهند.
فرو مغناطیس : این دسته از مواد به شدت جذب میدان مغناطیسی می شوند در این دسته از مواد ممانهای مغناطیسی ذرات مجاور با کمک میدان مغناطیسی خارجی به طور موازی جهت گیری کرده و یک خاصیت مغناطیسی ماکروسکوپی را نشان می دهند یعنی اینکه در ماده فرومغناطیس حوزه های مغناطیسی وجود دارند که در هر کدام اسپینها به طور موازی جهت گیری کرده اند در صورتی که با اعمال میدان خارجی اسپینهای همه ی حوزه ها با هم موازی می شوندچنانچه دما از مقدار معینی بالاتر رود انرژی گرمایی جهت گیری حوزه ها را به صورت تصادفی تغییر داده و ماده ی فرومغناطیس پارامغناطیس خواهد شد این دما به دمای کوری Tc معروف است.
آنتی فرومغناطیس : اگر در حوزه های مغناطیسی اسپینها به طور غیر موازی جهت گیری کرده باشند ممان مغناطیسی حوزه ها یکدیگر را خنثی نموده و خاصیت آنتی فرومغناطیس مشاهده می شود افزایش دما موجب برهم زدن جهت گیری های غیر موازی در حوزه ها و افزایش خاصیت مغناطیسی می شود و بالاتر از یک دمای معین که به دمای نیل TN معروف است جسم به صورت پارامغناطیس عمل می کند. یک ماده ی انتی فرومغناطیس در دمای نیل بیشترین خاصیت مغناطیسی را از خود نشان می دهد.
|
رشد زيركانه ي گرافين | ||||
| ||||